شهلا دانشفر

خوش آمديد

اول مه يك روز بزرگ قدرتنمايي

اول مه نزديك است. اول مه، برابر با يازده ارديبهشت، روز كيفرخواست عليه توحش سرمايه داري است و بهترين فرصت است كه در اين روز نه تنها كارگران بلكه كل جامعه به خيابانها بيايند و اعتراض خود را عليه تبعيض و نابرابري و براي داشتن جامعه اي شايسته انسان اعلام كنند. اول مه در تمام طول حيات جمهوري اسلامي يك روز اعتراض و اعلام كيفرخواست عليه نظام و رژيم حاكم، و روز ابراز قدرتنمايي كارگران بوده است. كارگران در اين روز در واقع نه تمام قدرت خويش بلكه گوشه اي از قدرت خودرا به نمايش گذاشته اند. و با همين حد ابراز وجود حكومت اسلامي سرمايه داران و مفت خوران را به وحشت انداخته اند. اولينش، اول مه سال ٥٨ بود كه جمعيتي حدود ٥٠٠ هزار نفر به خيابان آمدند و با شعارهايشان تهران را به لرزه در آوردند. روزي تاريخي كه كارگران از كارخانجات مختلف با پلاكاردهايي كه اسم كارخانجاتشان را بر آن نوشته بودند به خيابانها آمدند و صداي شعارهاي اعتراضي آنان، شعارهايي چون کارگر ميسازد رنج ميبرد، کارفرما ميخوابد گنج ميبرد ، همه جا طنين انداخت. در همان اولين سال بقدرت رسيدن جمهوري اسلامي، كارگران قدرت متحد خود را در اين روز به نمايش گذاشتند. بعد از آن نيز اين روز هر سال صحنه كشاكش كارگران و جمهوري اسلامي بوده است. جمهوري اسلامي كارگران را به خاطر برگزاري اول مه تحت تعقيب قرار داده است، دستگير و زنداني كرده است، به جرم برپايي اول مه براي كارگران احكام قرون وسطايي شلاق صادر كرده و اين احكام را به اجرا گذاشت است، اما كارگران كوتاه نيامده اند و اين روز را هر سال با شكوهتر برگزار كرده و فرياد اعتراض خود را بلند كرده اند. تاريخ اول مه در طول حيات جمهوري اسلامي، تاريخ عقب راندن سنگر به سنگر جمهوري اسلامي بوده و خود مشخصا نقش مهمي در توازن قواي سياسي جامعه و در متحد كردن صفوف كارگران داشته است. بطور مشخص در سال گذشته بود كه ده تشكل كارگري و نهادهاي مدافع حقوق انسان بعنوان “كميته برگزار كننده اول مه” فراخوان دادند و قطعنامه سراسري كارگران به مناسبت اين روز داده شد. در سال گذشته رژيم تهديد كرد، و دست به جنايتي ضد انساني زد و همان صبح اول مه دخترجواني را كه همگان خواست آزاديش را داشتند، يعني دلارا دارابي را اعدام كرد. و در ادامه اينها نيروهاي انتظامي اش را به خيابانها ريخت. اما كارگران در مركز شهر تهران در پارك لاله اول مه را برپا كردند و مردم از همه بخش هاي جامعه به طرف پارك لاله به حركت در آمدند. مزدواران رژيم به آنها حمله كردند و تعدادي حدود ١٧٠ نفر را دستگير كردند. اما باز هم كارگران كوتاه نيامدند و بدنبال اين سركوب وحشيانه كميته برگزار كننده اول مه، ضمن محكوم كردن اين سركوب، برگزاري اين روز را به همه كارگران و كل جامعه تبريك گفت و گفت مي ايستيم و و برگزاري اول مه حق مسلم ماست. برگزاري اول مه در سال گذشته، آنهم در مركز شهر تهران يك اقدام سياسي مهم بود كه فضاي جامعه را تحت تاثير قرار داد. در سال قبل از آن نيز ما شاهد همين كشاكش ها بوديم. جمهوري اسلامي كارگران را بخاطر اول مه به شلاق كشيد. اما كارگري كه بر بدنش شلاق زده بودند، جسورانه ايستاد و با اعلام اينكه اين شلاق بر بدن من نبود، بلكه بر بدن جامعه بود كه زده شد و ما كوتاه نخواهيم آمد و خواهيم ايستاد، صداي اعتراض كل جامعه را بيان كرد. سالهاي قبلتر از آن نيز ماجرا از همين قرار بود. در اول مه ها از جمله ما شاهد عرص اندام تشكل هاي كارگران، تشكلهايي كه به همت و تلاش خود كارگران تشكيل شده اند بوده ايم. در اول مه ها ما شاهد قطعنامه هايي بوده ايم كه خواستهاي راديكال كل جامعه را بيان كرده است. در اول مه ها ما شاهد راهپيمايي هاي قدرتمند كارگري و مردم به تنگ آمده از جهنمي كه جمهوري اسلامي براي كل جامعه ايجاد كرده است بوده ايم. در اول مه ها ما شاهد جلو آمدن صف قدرتمندي از رهبران كارگري در جلوي اعتراضات كل جامعه بوده ايم. و اينها همه دستاوردهاي جنبش كارگري و كل مردم در فضاي سركوب و بي حقوقي حاكم بوده است. اول مه سال ٨٤ بود كه دوازده هزار نفر در استاديوم ورزشي آزادي جمع شدند و هنگامي كه پادوهاي حكومت ميخواستند اين تجمع را به دست مايه مضحكه انتخاباتي رفسنجاني كنند، استاديوم را خالي كردند و كمپين انتخاباتي رفسنجاني را بر روي سرش خراب كردند. همچنين اول مه ٨٥ ويژگي اش اين بود كه وسيعا به خيابانها كشيده شد و كارگران با شعار “آزادي برابري حق مسلم ماست” به جمهوري اسلامي و چماقداران خانه كارگر و شوراهاي اسلامي كه ميخواستند با شعار انرژي هسته اي حق مسلم ماست، كارگران را در كنار دولت قرار دهند، پاسخ خود را دادند. در آن سال در اين روز صف هزاران نفره كارگران در خيابانها٬ با خواستهاي “تشكل تشكل حق مسلم ماست”٬ “سرمايه دار خجالت خجالت” و “اعتصاب اعتصاب حق مسلم ماست”٬ “قراردادهاي موقت الغا بايد گردد”٬ “دستمزدهاي پرداخت نشده پرداخت بايد گردد” به خيابانها آمدند و در برابر چشمان ناباور دولت و خانه كارگريها كه به خيال خود برنامه ريز اين روز بودند، صحنه هاي با شكوهي از اعتراض را آفريدند. بعد از آن اول مه سال ٨٦، گام ديگري به جلو در جنبش كارگري بود. پلاكارد بزرگي كه در اول مه ٨٦ با نوشته ” ما انرژي هسته اي نميخواهيم، دستمزد ۱۸۳ هزار تومان هم نميخواهيم” مستقيما به حكومت اسلامي تودهني زدند. كارگران همچنين گفتند و اعلام كردند “ما کار ميکنيم که زندگي کنيم، زندگي نميکنيم که کار کنيم”. و اين بيانگر جوهر اعتراض كل جامعه و كل كارگران به اين نظام و رژيم جنايتكار بود.

با همين مرور كوتاه و وقتي تمام اين تصوير و اتفاقاتي كه در اول مه ها روي داده است را كنار هم ميگذاريم، جايگاه مهم اين روز تاريخي را در مبارزات كارگران و كل مردم ايران مي بينيم. با نگاه كردن به اين تصوير است كه اول مه، آنهم در شرايط پرالتهاب جامعه، در ادامه روزهاي انقلاب و تظاهرات هاي ميليوني كه پشت سر گذاشتيم و در شرايط در هم ريختگي صفوف رژيم و استيصالش، جايگاه واقعي خود را نشان ميدهد. رژيمي كه از چهارشنبه سوري وحشت ميكند و عليرغم همه تمهيداتش، زير پاي جوانان له ميشود و عكس هاي سرانش را به آتش مي اندازند و از روي آتش ميپرند و شعار مرگ بر ديكتاتور سر ميدهند، روشن است كه بايد از اول مه روز جهاني كارگر صد چندان بلرزد. اول مه به عمق و ريشه نفرت كل جامعه دست ميبرد. به اينهمه فقر و بدبختي و فلاكتي كه اين رژيم بر گرده جامعه تحميل كرده است، دست ميبرد و ريشه كل اين نابرابري ها و بيحقوقي ها و تبعيض ها را زير سوال ميبرد. از همين رو چنين روزي ميتواند روزي تاريخي در تداوم روزهاي انقلابمان باشد و بايد با قدرت به استقبالش برويم. از همين الان با فشرده كردن اعتراضاتمان، با اعتصابات اخطاري مان، با اعلام اعتراض بر سر حداقل دستمزد مزد در گام اول يك ميليون و عليه تصميم جنايتكارانه رژيم مبني بر تعيين حداقل دستمزدها ٣٠٣ هزار تومان به استقبال اول مه برويم. با فشرده كردن اعتراضاتمان براي آزادي كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي خود را براي قدرتنمايي بزرگ اول مه آماده كنيم. از همين الان با اعلام تشكلهايمان و برپايي شوراهايمان در سطح سراسري به استقبال اول مه برويم . سال گذشته تجربه خوبي بدست داد. در سال گذشته ايجاد كميته برگزار كننده اول مه و متحد شدن صف كارگران براي برگزاري يك روز بزرگ يك نقطه قدرت بزرگ و يك نقطه عطف بود. امسال بايد در سطحي بسيار فرا تر متحد شد. خصوصا اينكه در همين مدت تشكلهاي جديدي شكل گرفته اند و شكل خواهند گرفت و همه اين تشكل ها بايد دست در دست هم و متحد به استقبال اول مه بروند. اول مه خيابانها از آن ماست. روز اعتراض وسيع همه مردم عليه حكومت فقر و فلاكت و اين توحش سرمايه داري است. براي چنين روزي خود را آماده كنيم و بسيج نيرو كنيم. از هم اكنون در و ديوار را از شعارهايمان پر كنيم. همه جا را پر از تراكت اول مه و قطعنامه ها و منشورهاي مطالباتماني مان بكنيم. در اول مه امسال بايد خيابانها از سيل جمعيت ميليوني مردمي كه آزادي و برابري و جامعه اي انساني را فرياد ميزند موج بزند. جمعيتي بسيار فراتر از اتفاق تاريخي اي كه در سال ٥٨ به خيابانها آمد. در عين حال در اول مه امسال ما از جهانيان ميخواهيم که اين روز را روز همبستگي بين المللي با مبارزات مردم و کارگران در ايران اعلام کنند. از خواستهاي برحق و فوري ما، آزادي تمامي زنداني سياسي، اخراج جمهوري اسلامي از سازمان جهاني کار و همه مراجع جهاني، متوقف کردن احضار ها و لغو تمامي پرونده هاي تشکيل شده براي کارگران و براي فعالين سياسي، آزادي حق تشکل و اعتصاب و عقيده و دفاع از خواست فوري افزايش دستمزدها در گام اول يک ميليون تومان، دفاع و پشتيباني کنند. ما از هم اکنون براي چنين روز مهمي خود را آماده ميكنيم.*

كارگر كمونيست ١٢١، ١٤ فروردين ٨٠

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: