شهلا دانشفر

خوش آمديد

با شعار زندگي انساني حق مسلم ماست به جنگ گراني و فقر برويم

گراني بيداد ميکند. فقر بيداد ميکند. انسانها از گرسنگي جان خود را از دست ميدهند. ديگر حتي نقطه بقا هم زير سوال است. با اجرايي شدن طرح يارانه هايشان که قرار است از اول مهر ماه شروع شود، آخرين تکه هاي باقي مانده در سفره کارگران و کل جامعه به تاراج ميرود. يک جنگ فوري در مقابل کل کارگران و کل جامعه قرار گرفته است و آن جنگ عليه اين تهاجم افسار گسيخته است. جنگ عليه گراني و فقر و بيکاري و بدبختي است. جنگ براي افزايش فوري دستمزدها و سطح معيشت در جامعه است. جنگ براي يک زندگي انساني است. با شعار زندگي انساني حق مسلم ماست به جنگ گراني و فقر و فلاکت برويم.

در ادامه يکسال خيزش انقلابي، اين جنگي است که انقلاب را به عمق جامعه ميبرد. اين جنگي است که خواستهاي بنيان برکن کارگران را در برابر کل جامعه قرار ميدهد. اين جنگي است که تکليف اين حکومت را يکسره ميکند. مردم هم اينرا ميدانند. دارند از اين سخن ميگويند، که با شروع اجرايي شدن يارانه ها که گويا قرار است از اول مهر انجام گيرد، حتما اتفاقي خواهد افتاد. دارند از اين سخن ميگويند که بگذار مدارس و دانشگاهها شروع شود، دوباره موجي از اعتراض برپا خواهد شد. دارند از گسترش اعتراضات کارگران و همه مراکز کارگري سخن ميگويند، دارند از شورش گرسنگان و سنگربندي در محلات سخن ميگويند. اينها همه فرصت هايي است که مردم در کمينش هستند و کابوس شب و روز اين رژيم است. جمهوري اسلامي تمام قشون خودش را به ميدان آورده است. اما مردم مترصدند . اين تصوير واقعي جامعه ايران است.

ما کارگران، ما فعالين چپ و کمونيست هستيم که تکميل کننده اين تصوير خواهيم بود. همين الان جبهه هاي وسيعي از اعتراض و مبارزه در مقابلمان قرار گرفته است. خود را آماده اين نبرد کنيم. محلات را حول شعار زير بار گراني نمي رويم. پول برق و آب و هزينه هاي اين چنيني را نميدهيم. زندگي انساني حق مسلم ماست، متحد کنيم. کار ماست که در کارخانجات يک جنبش وسيع براي خواست افزايش فوري دستمزدها سازمان دهيم. خصوصا وارد نيمه دوم سال شده ايم. کم کم گفتمان ها بر سر تعيين ميزان حداقل دستمزدها بالا ميگيرد. بگوييم که اجازه نميدهيم که سرنوشتمان را شما جانواران رقم بزنيد. با اعتصابات اخطاري و با اعتراضات همزمان و پي درپي مان به اين دزدان و چپاولگران منفور امان ندهيم. قطعنامه و بيانيه بدهيم. خواستهايمان را رسا تر از هر وقت اعلام کنيم. بر خواستهايي که در قطعنامه اول مه خود اعلام داشتيم يک بار ديگر تاکيد کنيم. خواستهايي که سر بند اصليش يک زندگي انساني بود. بگوييم جلوي اعدام ها مي ايستيم. بگوييم که جلوي سنگسار و احکام سنگسارتان مي ايستيم. بگوييم که زير بار خط فقر نمي رويم و دستمزدمان فورا بايد بعنوان اولين قدم يک ميليون تومان باشد. اولتيماتوم بدهيم و بخواهيم که همه طلبهايمان فورا پرداخت شود. بگوييم تن به بيکارسازيها نميدهيم و در برابرتان مي ايستيم. همراه با خانواده هاي کارگران زنداني براي آزادي کارگران زنداني و همه زندانيان سياسي دست بکار شويم. بگوييم حراست و نيروهاي سرکوبگر بايد از کارخانجات بساطشان جمع شود. همچون کارگران ذوب آهن اصفهان و پتروشيمي ماهشهر، شوراهاي موقت، شوراهاي موسس خود را اعلام کنيم. صفوفمان را متحد کنيم و به استقبال اين جنگ برويم. همه اين ها ممکن است. تا همين الان گامهاي اوليه اش را برداشته ايم. به دستاوردهاي تا کنوني مان اتکا کنيم و کل اين نقشه را در دستور کارمان بگذاريم.
از سوي ديگر مدارس و دانشگاها دارد باز ميشود. زمزمه هاي اعتراض در ميان معلمان بالاست. همين الان ١٢٠ هزار معلم حق التدريس در ليست اخراج هستند. و دارند هر روزه تجمع و اعتراض ميکنند. خواستهاي معلمان براي افزايش حقوقهايشان پاسخ نگرفته است و نيروي وسيع آنان نيروي عظيميست که ميتواند به ميدان بيايد و نقش مهمي در روند اوضاع داشته باشند. خواستهاي مشتركي مبارزه معلمان، پرستاران و كل جامعه را به هم پيوند ميدهد. بايد معلمان از هم اكنون به تدارك اعتراضات سراسري و پيگيري خواستهاي برحقشان بروند. بيانيه بدهند و بر روي خواستهاي فوري خود افزايش فوري حقوقها و تاکيد بر همان خواست حداقل يک ميليون تومان و آزادي فوري معلمان دستگير شده و بازگشت به کار معلمان اخراجي و خواستهايي که در قطعنامه هاي کارگران اعلام ميشود، تاكيد بگذارند و صف اعتراضات سراسري عليه فقر و گراني را تقويت کنند و جنبش انقلابي عليه اين رژيم را گامي مهم به جلو برند. در همين راستا باز شدن دانشگاهها تحرک جديدي در کل جامعه ايجاد ميکند. دانشگاهها به عنوان سنگر انقلاب ميتواند نقش هميشگي خود را ايفا کند. خلاصه سخن اينکه انقلاب ما و مبارزات تا کنوني مان امروز خصوصا از کارگران و رهبران چپ كارگري طلب ميکند که در چنين سطحي به ميدان آيند و بعنوان نيروي رهايي بخش جامعه قد علم کنند. بياييد تا بر سر چند و چون همه اينها گفتمان به راه بيندازيم و نقشه هايمان را يکي کنيم. در عين حال امروز اوضاع بيش از هر وقت يک جبهه سراسري سياسي و نقشه واحد را مي طلبد. امروز اوضاع بيش از هر وقت بر ضرورت وجود يک آلترناتيو و رهبري انقلاب بعنوان حلقه تعيين کننده پيشروي انقلاب تاکيد ميگذارد. به حزب خودتان به حزب کمونيست کارگري ايران بپيونديد. اگر تا کنون ترديد هايي در دل داشته ايد، اين ترديد ها را کنار بگذاريد و بياييد تا در کنار اين حزب کل اين نقشه را به جلو بريم. بدين ترتيب با متحد شدنمان و با براه انداختن يک جنبش قدرتمند مطالباتي و با در دست داشتن همه محيط هاي کار و محلات بعنوان مرکزي براي تجمع و اعتراض كل مردم، با قدرت جلو رويم

كارگر كمونيست ١٣٢، ١٣ شهريور ٨٩.*

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: