شهلا دانشفر

خوش آمديد

در مورد دستمزد ٣٠٣ هزار توماني

سرانجام بعد از غور و تفحص فراوان میزان حداقل دستمزد کارگران برای سال آتی، از سوی “شورای عالی کار” جمهوری اسلامی اعلام و مبلغ آن ٣٠٣ هزار و ٤٨ تومان تعییین شد. البته ٤٨ تومان را هم ضمیمه کرده اند که بگویند خیلی دقیق کار شده و دستمزد ها پانزده درصد افزایش یافته است. یعنی پانزده درصد به میزان حداقل دستمزد سال گذشته، يعني ٢٦٤ هزار تومان اضافه کرده اند و ظاهرا به زعم خود سخاوت هم نشان داده اند. البته شاید هم واقعا سخاوتی شده باشد، چون این حکومت دزد و فاسد اشتهای سیری ناپذیری در سرکیسه کردن کارگران و کل جامعه دارد. شرم بر این جنایتکاران! اما کارگران این را نمی پذیرند. این را خودشان هم میدانند و از همین رو هنوز جوهر قلمشان در نوشتن مصوبه میزان حداقل دستمزدها برای سال ٨٩، خشک نشده است که کشاکش هایشان از ترس بر پا شدن اعتراضات کارگری و بقول خودشان شورش گرسنگان بالا گرفته است.  اینها خوب میدانند چه آشی برای کارگران پخته اند. فقط یک قلم گوشت قرمز کیلویی ١٤هزار تومان است. قیمت گاز هم که اعلام کرده اند گران خواهد شد. از لحاظ بهداشت و درمان هم که بر روی دست همه آبی پاکی ریخته و از قبل گفته اند که وضع در سال آتی بدتر خواهد شد. طرح یارانه هایشان هم که حد و حسابی برای گرانی و رشد قیمت ها نگذاشته است، بنابراین روشن است اوضاع از چه قرار است.  خودشان دارند از خط فقر ٩٠٠ هزار تومان و یک میلیون و یک میلیون و نیم سخن میگویند و با وجود این میزان حداقل دستمزد را با بي شرمي تمام ٣٠ هزار تومان تعیین کرده اند. مبنایشان هم برای محاسبه حداقل دستمزد سال ٨٩، ٢٦٤ هزار تومانی است که سال گذشته برای سطح دستمزدها تصمیم گرفته بودند. رقمی که در همان سال گذشته کارگران در مقابلش با طوماری مبنی بر خواست در گام اول یک میلیون تومان حداقل دستمزد، ایستادند و از جمله طوماری که از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران به جریان افتاد بیش از ٢٥ هزار امضا گرد خود جمع کرد.  تصمیمی که هیچ ارتباطی با نرخ تورم و زندگی کارگران ندارد و اساسا در هیچ سالی دستمزد تعیین شده از سوی دولت ارتباطی به قیمت کالاها در بازار و هزینه زندگی کارگران و کل جامعه نداشته است. در طول سی و یک سال حاکمیت این رژیم  این خود بخش مهمی از تهاجم این رژیم توحش سرمایه به زندگی کارگران و کل جامعه بوده است.

بدین ترتیب حضرات “شورای عالی کار” جمهوری اسلامی با  تعیین ٣٠٣ هزار تومان بعنوان حداقل دستمزد برای سال ٨٩، با گستاخی و جنایتکارانه به چشم میلیونها خانواده کارگری و کل جامعه نگاه کردند و رای به گرسنگی بيشتر کشاندن بیشتر کارگران و کل جامعه دادند. اما بخاطر ترس از اعتراضات کارگران، بهانه ای هم چاشنی اعلام این تصمیم جنایتکارانه شان کردند. بهانه آوردند که پرداخت دستمزد بیش از این برای جنابان کارفرما مقرون به صرفه نیست و بیکارسازیها گسترش خواهد یافت. این بهانه را می آورند تا بلکه با گرفتن چماق بیکارسازی بر سر کارگر، جلوی اتحاد کارگران برای خواست افزایش دستمزدها و علیه این تصمیم جنایتکارانه شان را بگیرند. به یک اعتبار هم درست میگویند. افزایش دستمزد هیچگاه به سود کارفرمایان نیست. چرا که سودهای میلیاردی این حضرات که البته بخش اعظم سرمایه گذاریها نیز در دست خود سران حکومت و آقازاده ها و انگلهاي حكومتي است، باید تضمین شده پا برجا باشد. بنابراین هر قرانی افزودن بر دستمزد کارگران سود این جنابان را به خطر می اندازد. بگذریم که با وجود دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر نیز همین الان ٩٠٠ هزار کارگر بخش صنایع برق در خطر بیکارسازی هستند، چون دولت بدهی ٥ میلیاردی خود را نپرداخته است و این قلم کوچکی از دزدهایشان بوده است که دارد دودش به چشم کارگر میرود. جمهوری اسلامی بطور واقعی به سیم آخر زده است. بساط غارت و دزدی ای که به پا کرده اند، آشفته بازاری شده است که خودشان را هم به جان هم انداخته است و دارند سر یکدیگر را نشانه میروند. از سوی دیگر از جنبش انقلابی مردم و از گامهای سنگین کارگران که دارند به جلو بر میدارند وحشت کرده  و به هذیانگویی افتاده است.واقعیت اینست که بحران سیاسی و شرایط انقلابی جامعه، چرخهای اقتصاد رژیم را کاملا فلج کرده است و در برابر به تعطیلی کشیده شدن کارخانجات، پولهای کلانشان را با شتاب از ایران خارج کرده و در حسابهای بین المللی انباشته میکنند. وامهای کلان به صاحبان سرمایه داده میشود تا جلوی تعطیلی کارخانجات گرفته شود، اما این وامها خود درآمدی بادآورده برای مالکان و صاحبان کارخانجات تبدیل میشود و سر از حسابهای کلانشان در خارج کشور در میاورد و اوضاع را وخیمتر میکند. در مقابل  اعتراضات گسترده تر میشود و دولت برای اینکه چند صباحی دیگر برای خود وقت بخرد ناگزیر است باز به پرداخت بخشی از طلبهای کارگران گردن بگذارد. خلاصه دور تسلسلی است که این حکومت در آن میچرخد و می پیچد و جامعه ای در مقابلش ایستاده است و حلقه محاصره برایش هر روز تنگتر میشود.  بدین ترتیب داستان بر سر یک جنگ است. داستان بر سر انقلاب مردم در برابر یک رژیم جنایتکار و دزد و فاسد است. اینها آشکارا و با همان رندی و بی حیایی آخوندیشان به چشم جامعه نگاه میکنند و دروغ میگویند. اما لب مساله همانطور که اشاره کردم اینست که باید سبد هزینه کارگر را چلاند و او و خانواده اش را در تباهی و فلاکت مطلق نگاهداشت تا کاخهای عظیم سرمایه داری برافراشته بماند و پولهای کلان میلیاردی به حسابشان سرریز شود. دعوای اصلی اینجاست.  این را کارگران نمی پذیرند. این را کل جامعه نمی پذیرد. کاخهایشان را برسرشان خراب میکنیم.

 

تعرضي سراسري با صفي متحد

امروز جامعه به وضع بیسابقه ای به فقر و فلاکت و بی مسکنی و بی تامینی مطلق کشیده شده است . این وضعیتی است که علت و ریشه اصلی و واقعی انقلاب جاریست. از همین رو میزان دستمزدها و گرانی و تورم آن جاییست که مبارزات کل جامعه را به هم گره میزند و در دل انقلاب جاری، اوضاع جامعه را به حالت انفجار در خواهد آورد. اما نه یک انفجار کور و ناروشن. نه یک عصیان آنی بلکه انفجاری که کارگران از قبل بیانیه ها و منشورهای مطالباتشان را داده اند. شوراهای موقت و در واقع هیات های موسس شوراهایشان را تشکیل داده اند. اعلام کرده اند که دستمزد کمتر از یک میلیون را نمی پذیرند. اعلام کرده اند که زندگی انسانی حق مسلم آنهاست و اولتیماتوم داده اند که اگر میزان حداقل دستمزدها کمتر از خط فقر اعلام شده دولت یعنی ٩٠٠ هزار تومان باشد، حق خود میدانند که عکس العمل مناسب و متحدی نشان دهند. تصمیم دولت بر سر تعیین ٣٠٣ هزار تومان بعنوان حداقل دستمزدها برای سال آتی را باید در دل این جنگ و کشاکش دید. در دل اوضاع انقلاب و صف بندی کارگران و کل جامعه در مقابل این جنایتکاران دید. در چنین شرایطی  باید صف اعتراضمان را قویتر و متحدتر کنیم. با متحد شدن حول خواست افزایش دستمزدها در گام اول یک میلیون تومان، تعرضی سراسری را شکل دهیم. درست است که خط فقر رقمی بسیار بالاتر از اینست، اما این حرکتی در ادامه جنبشی است که در دو ساله اخیر بویژه برای خواست افزایش دستمزدها براه انداختیم. طومار ها جمع کردیم و امسال با اعلام اعتصابات سراسری، با فشار آوردن برای پرداخت فوری همه طلبها و دستمزدهای پرداخت نشده مان  و با خواست افزایش فوری دستمزدها حداقل یک میلیون تومان، مبارزاتمان را میتوانیم گامی به جلو تر ببریم. برای پیشبرد متحد این مبارزات از تجربه  کارگران ذوب آهن اصفهان بیاموزیم و شورای موقت خود را اعلام کنیم. بیانیه بدهیم و  اعلام کنیم که منشور مطالبات حداقل کارگری که توسط کارگرن ٤ مرکز مهم کارگری داده شده ، است مطالبات ما کارگران در مراکز مختلف کارگری نیز هست و  تاکید کنیم که اولا همه طلبهایمان را از حلقوم شما دزدان بیرون خواهیم کشید و دستمزدهای پرداخت نشده مان  باید فورا پرداخت شود. ثانیا حداقل دستمزد باید یک میلیون تومان باشد و به رقمی پایین تر از این تن نخواهیم داد. و با اعلام اعتصابات اخطاری،  قدرتمند و متحد به جلو گام برداریم.

 

اجازه ندهیم که چنین در مورد زندگی و معیشت ما تصمیم بگیرند و تحقیرمان کنند. اعلام کنیم که دیگر بس است. اجازه نمیدهیم بیش از این سرنوشت ما و فرزندانمان را رقم بزنید. حق ما خط فقر نیست، حق ما زندگی ای انسانی و شایسته بشر است و امروز در گام اول به دستمزد کمتر از یک میلیون تومان رضایت نمیدهیم. اعلام کنیم که ما با شوراهایمان و با صفمان متحدمان جلو می آییم و به کل این بربریت پایان خواهیم داد. در شرایطی که  گرانی بیداد میکند و زندگی کل جامعه به تباهی و نابودی کشیده شده است، بدون شک مبارزات ما کارگران به حمایت وسیع جامعه روبرو خواهد بود. با کشاندن مبارزاتمان به خیابانها، بهمراه خانواده هایمان و بهمراه همه مردم محروم صف قدرتمندی از اعتراض و مبارزه علیه این رژیم خط فقر را شکل دهیم. اجازه ندهیم  که چنین نان شبمان را به گرو بکشند و ما را برای گرفتن دستمزدی که برایش روزها و ماهها کار کرده ایم سر بدوانند. خودشان میگویند که در بخش اعظم مراکز کارگری، کارگران با معضل دستمزدهای پرداخت نشده روبرویند. در همه جا سراسری اعلام کنیم که دستمزدهایمان را از حقلومتان بیرون میکشیم و در شهرهای مختلف و در سطح سراسری به تدارک اعتصابات قدرتمند برویم و طلب هایمان را نقد کنیم.  اجازه ندهیم که کارگران معترض و رهبران محبوب ما را بخاطر مبارزه برای خواستهای برحقمان به زندان ببرند و پای میز محاکمه بکشانند. اعلام کنیم که کارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی باید فورا و بدون قید و شرط از زندان آزاد شوند. بساط شوراهای اسلامی و خانه کارگر، این  پادوهای دولت و کارفرما در کارخانجات را جمع کنیم و تشکل های خود، هیات های موسس شوراهایمان را اعلام کنیم و دورش جمع شویم و مجامع عمومی منظم خود را هر هفته تشکیل دهیم و آنجا را به محل  تصمیم گیری و ستاد اصلی رهبری مبارزاتمان در کارخانه تبدیل کنیم. در یک کلام تعیین ٣٠٣ هزار تومان بعنوان میزان حداقل دستمزد برای سال آتی یک تهاجم وسیع به میلیونها خانواده کارگری و کل جامعه است. اعلام کنیم که به این بردگی تن نمیدهیم و در برابرتان می ایستیم. این صدای اعتراض کل جامعه است ، حول خواست افزایش دستمزدها فوری و در گام اول یک میلیون متحد شویم. به تدارک اعتصابات سراسری برویم.*

انترناسيونال ٣٤٠، ٢٨ اسفند ٨٨،

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: