شهلا دانشفر

خوش آمديد

مصاحبه سیاوش شهابی با شهلا دانشفر: حزب، مهمترین و همه جانبه ترین پاسخ به سازماندهی انقلاب است

از ما کمونیست کارگریها می پرسند راه و روشتان برای انقلاب جاری چیست؟ قطعا هر فعال سیاسی می تواند تشخیص دهد که به لحاظ سیاسی، این سوال می گوید چطور می خواهید یا می توانید این انقلاب را رهبری کنید؟

این سوال می تواند زوایای مختلفی از برخورد حزب کمونیست کارگری با انقلاب جاری را بیشتر و بهتر توضیح دهد. برای همین، به سراغ کمیته سازمانده حزب کمونیست کارگری ایران رفتیم تا ببینیم حزب، برنامه و دستور کارش در این مورد چیست و چطور می خواهد صفوف مردم و کارگران و مخصوصا جوانان را سازماندهی کند؟ برای مثال وقتی فراخوان به تظاهرات داده شد، آیا نیرویی از حزب هست که پیش قراول مردم باشد و به اعتراضات آنان خط و جهت سیاسی مشخصی بدهد؟ مکانیزمهایش برای رهبری انقلاب چیست؟ کارگران را چطور می خواهد سازمان دهد و…

اینها سوالاتی است که بنا بر ضرورت شرایط و قابل دسترسی تر بودن حزب جلویمان قرار گرفته است. در این شماره، این سوالات را از شهلا دانشفر دبیر کمیته سازمانده حزب پرسیدیم.

شهلا دانشفر: سیاوش عزیز ممنون از اینکه سوالاتی که در مقابل این حزب گذاشته میشود را برایمان فرستادید تا به آن ها جواب بدهیم. ببینید حزب با اعضایش، با کادرهایش، با چهره های شناخته شده و محبوبش در میان مردم، با تلویزیون و نشریه و ادبیاتش، با برنامه یک دنیای بهتر و در یک کلام با کلیتش مثل یک حزب است که انقلاب را سازمان میدهد و رهبری میکند. اما اجازه بدهید مشخص تر به سراغ مساله  امر سازماندهی حزب در داخل ایران که فکرمیکنم مد نظر سوال شما نیز هست بروم.

روشن است که یک فاکتور مهم در پیشبرد انقلاب مردم امر سازماندهی است. از نظر ما حزب مهمترین و همه جانبه ترین پاسخ به سازماندهی انقلاب است. حزب چتری است که همه عرصه های مبارزه علیه این رژیم متوحش سرمایه داری را در بر میگیرد و به آن جهت و افق روشنی میدهد. بنابراین اولین تلاش ما جذب اعضای هر چه بیشتر به این حزب است و اولین قدم متشکل عمل کردن خود اعضای حزب است. ما از همه اعضا و دوستداران حزب میخواهیم که  در همه محلات و در تمام محیط های کار، در تمام شهرها و در تمام عرصه ها دور هم جمع شوند. هر هفته بطور منظم با همدیگر بنشینند و در مورد مسايل محیط خود و نقشی که میتوانند در مبارزات جاری داشته باشند، برنامه ریزی کنند و بدین ترتیب جمع های حزبی را تشکیل دهند. جمع هایی که ما به آنها حوزه ها و واحد های حزبی میگوییم. این جمع ها در تماسی منظم با ما قرار میگیرند و آنوقت ما مبارزه و فعالیت تمام این جمع ها را در سطحی سراسری با هم هماهنگ و هدایت میکنیم و تلاش میکنیم که در راس مبارزات کل جامعه به جلو برویم. همچنین حزب تلاش میکند به کمک اعضا و واحدهای حزبی خود در داخل ایران، مبارزات مردم را در عرصه های مختلف اجتماعی سازمان دهد. بنابراین اجازه بدهید، در این رابطه بیشتر توضیح بدهم.

بعنوان اولین عرصه سازماندهی، میتوانم به  سازماندهی در محلات اشاره کنم. این وظیفه اعضا و جمع های حزبی است که در همه محلات، هسته های محلی که در واقع همان کمیته های انقلابی و ارگانهای مقابله با نیروهای سرکوبگر در هر محله و منطقه و کوی و برزن است را سازمان دهند. هسته هایی که اساسا جوانان در آن نقش اساسی دارند و از انسانهای معترض و آزادیخواه در یک محل تشکیل میشود. به این معنی که اعضای حزب در هر محل مبتکر ایجاد چنین جمع های میشوند. جلو می افتند و انسانهای معترض در محل که از نظرشان افرادی قابل اطمینان هستند، را جمع میکنند و با آنها بر سر سازماندهی اعتراضات در محل برنامه ریزی میکنند و کمیته های محلات را تشکیل میدهند. طبعا لازم نیست که این رفقا رابطه خود با حزب را در این جمع ها برملا کنند. بلکه به لحاظ سیاسی، خط و سیاست و بحث های حزب را به این جمع ها میبرند و تحرکی سیاسی در محل ایجاد میکنند. به این معنی که با تشکیل هسته های محلات عملا فضای همبستگی، اعتراضی و سیاسی در محل تقویت میشود. هسته های محلات  تلاش میکنند که با مبارزه علیه خرافات و عقب ماندگی ها و نیز با دامن زدن به فضایی رادیکال و انسانی در محل بیشترین اتحاد و مبارزه را در محل بوجود آورند. میکوشند با نوشتن شعارهای رادیکال و انسانی بر در و دیوار و پخش تراکت و دادن بیانیه و تاکید بر روی خواستهای فوری مردم، به مبارزات مردم در محل جهت دهند. و در یک کلام اعتراض و مبارزات مردم در یک محل را سازمان داده و در برابر تعرضات رژیم فراخوان به تجمع و اعتراض دهند. هسته هایی که در مناسبتهای مختلف بیشترین نیرو را برای شرکت در اعتراضات بسیج میکنند و شعارهای رادیکال و انسانی را به درون مبارزات مردم میبرند و تلاش میکنند محل را از وجود اوباش جمهوری اسلامی در امان نگاهدارند. بدین ترتیب همانطور که اشاره کردم با وجود چنین فعالیتی در هر محل و تشکیل کمیته های انقلابی محل، رنگ و روی آن محل نیز رنگی رادیکال و معترض به خود خواهد گرفت و در روند جلو رفتن انقلاب، میتوانیم محلات را در دست خود داشته باشیم.

دومین عرصه سازماندهی، دانشگاه است. از جمله اعضای سازمان جوانان در دانشگاه،  باید در وهله اول خودشان بصورت یک جمع متشکل شوند و در ارتباط مستقیم با سازمان جوانان و سیاستهای این سازمان فعالیت کنند. جمعی که مشغله اصلیش اینست که چگونه توده دانشجو را حول خواستهای اعتراضی ای که دارند متحد کند. برای اینکار توصیه ما تشکیل گروههای سازمان جوانان در دانشگاه است. به این معنی که دانشجویان معترض و رادیکال را بصورت گروهای جوانان جمع کنند. گروههایی که اساسا حول خواستهای آزادیخواهانه و انسانی جمع میشوند و در صف مقدم اعتراض علیه تعرضات رژیم هستند و خواستهایی دارند. گروههایی که محل پرشورترین بحث ها بر سر خواستهای انسانی هستند و صفی متحد علیه تبعیض و نابرابری، علیه بیحقوقی زن و علیه سرکوب رژیم در دانشگاه را تشکیل میدهند. گروههایی که هر روز دامنه اش گسترده تر میشود. دانشجویان بیشتری را دور خود جمع میکند و فضای اعتراضی در دانشگاه را میسازد. طبعا باز این اعضا و دوستداران حزبند که مبتکر تشکیل چنین گروههایی از دانشجویان هستند.

بعلاوه اینکه اعضای سازمان جوانان حزب در دانشگاه باید مبتکر ایجاد انواع و اقسام تشکل ها و نهادهای اجتماعی و انواع و اقسام گرد همایی ها و سمینارها و جمع کردن دانشجویان باشند. تحت عناوین مختلف فراخوان به اعتراض و مبارزه بدهند و اعتراض سازمان دهند. خواستهای دانشجویان را که همواره بیانگر خواستهای کل جامعه بوده را بصورت بیانیه های روشن و شفاف اعلام کنند و دانشجویان را حول خود گرد آورند.

در یک کلام یک واحد سازمان جوانان حزب در دانشگاه باید منشاء و کانون دايمی تداوم انقلاب و اعتراض علیه تعرضات رژیم در دانشگاه باشد. بویژه امروز کل جامعه مترصد فرصت برای بیان اعتراض و خواستهایش هست و یک جمع حزبی در دانشگاه با فراخوانهای بموقع، تحت عنوان جمع هایی از دانشجویان و تحت هر عنوانی میتواند توده دانشجو را دور خود جمع کند و منشا سازماندهی اعتراضات در دانشگاه باشد و با بردن اهداف و سیاست های این حزب، به مبارزات دانشجویان سمت و سو و جهت دهد.

جدا از سازماندهی در محلات و در دانشگاه عرصه های دیگری از مبارزه نیز هست که باید سازمان یابد. مثلا سازماندهی علیه تبعیض علیه زنان، سازماندهی در دفاع از حقوق کودک، سازماندهی مبارزه برای آزادی فوری زندانیان سیاسی از زندان، و غیره و غیره. باز این اعضای حزب هستند که همه جا در راس چنین فعالیتهایی قرار دارند و جبهه ای از مبارزه علیه جمهوری اسلامی و برای آزادی و برابری را هدایت و رهبری میکنند. این اعضای حزب هستند که همواره در حال متحد کردن مبارزات توده مردم در عرصه های مختلف مبارزه هستند.

طبعا هر عضوی به نسبت موقعیت اجتماعی اش و توانش نقش ایفا میکند. مثلا در عرصه مبارزه علیه تبعیض علیه زنان، ما باید شاهد ایجاد انواع و اقسام انجمن ها و نهادهای دفاع از حقوق زن باشیم. مبارزه علیه تبعیض علیه زنان، جنبشی است قدرتمند که هر روز ابعاد تعرضی تری بخود میگیرد. باید این جنبش را متشکل کرد و سمت و سو داد. این دست فعالین حزب و انسانهای رادیکال و چپ را میبوسد که جلوی چنین حرکتی قرار بگیرند.

در این رابطه مانیفست آزادی زن که ما آنرا انتشار داده ایم، میتواند مبنای خوبی برای جمع شدن دور آن و دادن بیانیه بر اساس خواستهایی که در آن بیانیه اعلام شده و سازماندهی مبارزه حول آن خواستها باشد.

جنبه آخر و مهم دیگر سازماندهی، سازماندهی در محیط کار است. سازماندهی در میان کارگران، معلمان، پرستاران و بخش های مختلف جامعه است.

تا آنجا که به سازماندهی توده ای در میان کارگران بر میگردد، بطور واقعی جنبش کارگری گامهای موثری به جلو برداشته است. سالهاست که فعالین کارگری در این عرصه پا پیش گذاشته اند. اعلام کرده اند که تشکل کارگری امر خود کارگران است و دست به کار ایجاد آن شده اند. بویژه در چند ساله اخیر ایجاد تشکل کارگری یک عرصه مهم جدال کارگران با جمهوری اسلامی بوده است. برای اینکار ابتدا کارگران با ایجاد کمیته های پیگیری ایجاد تشکل کارگری و کمیته هماهنگی و غیره   شروع کردند و بعد از آن ما شاهد مبارزات جانانه کارگران شرکت واحد برای ایجاد سندیکای خود و دفاع از آن بودیم. همچنین ما شاهد ایجاد اتحادیه آزاد کارگران ایران و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه بودیم. کارگران بخاطر تلاششان برای متشکل شدن، زندانی شدند، مورد تهدید و فشار دائمی قرار گرفتند و این تلاش و مبارزه ایست که هم اکنون بشدت ادامه دارد. در همین رابطه هم اکنون منصور اسانلو و ابراهیم مددی از کارگران شرکت واحد و نیز علی نجاتی، از کارگران نشکر هفت تپه، در زندانند و فعالین بسیار دیگری هستند که به همین جرم زندانی شده و برایشان پرونده های قضایی تشکیل شده است. در ادامه این تلاش ها بود که در جاهایی ما شاهد ایجاد مجامع عمومی کارگری و تثبیت آن بعنوان پایه اصلی تشکل کارگری بودیم. از جمله در لاستیک البرز، کارگران مجمع عمومی خود را تشکیل دادند. ۲۷ نماینده خود را انتخاب کردند و بعد هم اعلام کردند که باید شورای اسلامی کارخانه را ترک کند و اطاق آن به نمایندگان منتخب خود کارگران داده شود و با این کار خود در واقع گامی به جلو برای ایجاد شوراهای کارگری برداشتند. یا در سنندج ۵ مرکز کارگری با هم مجمع عمومی مشترک تشکیل دادند و اعتراضاتشان را هماهنگ کردند. همین امروز نیز ما مشخصا شاهد سر برآوردن شوراهای موقت کارگری که در واقع هیات های موسس شوراهای کارگریست، در مراکز بزرگی چون ذوب آهن اصفهان و پتروشیمی ماهشهر هستیم. این تلاشها باید گسترده تر شود. فراخوان ما برای سازماندهی توده ای در میان کارگران ایجاد شوراهای کارگری است. باید از این پیشروی ها و تجربیات و درسهایش آموخت. باید ما شاهد شکل گیری هیات موسس شوراها در جاهایی چون ایران خودرو و صنایع نفت و کارگران بزرگ در شهرهای مختلف باشیم. باید کارگران بکوشند تشکیل منظم مجامع عمومی را بعنوان پایه های شوراهای واقعی خود  و محلی برای تصمیم گیری و ستاد مبارزه شان به دولت تحمیل کنند. و در این مجامع نمایندگان واقعی خود را انتخاب کنند. گام برداشتن برای ایجاد شوراهای کارگری و به اتکای قدرت متحدمان رفتن بسوی اعتصابات سراسری، یک گام مهم برای جلوی صحنه آمدن کارگران و پیشروی انقلابمان است. باید این گام را برداشت و باز اینجا خطاب ما به فعالین حزب، به کارگران کمونیست و چپ است که خطیر بودن اوضاع و در عین حال شرایط آماده امروز را دریابند و جلوی این حرکت بیفتند.

در شرایطی که جامعه در التهاب مبارزه میسوزد، جنبش کارگری در جنب و جوش است و خود رژیم از سال ٨٩ بعنوان سال بحران های اجتماعی دارد سخن میگوید. در شرايطي كه بیشترین زمینه جلب همبستگی کل جامعه و جهانی هست، اين نيروي حمايت عظيم اجتماعي به ما امکان میدهد كه شوراهایمان را شکل دهیم.

در عين حال بايد پيشروي هاي تا كنوني مان را قدر بدانيم. بطور مثال از کارگران شرکت واحد، از کارگران نیشکر هفت تپه میخواهیم که وسیعا از تشکل خود از سندیکایشان حمایت کنند و با اتكاي به تشكلهايشان مبارزاتشان را فشرده تر به پيش برند. همینطور از مراكزي كه تا كنون نتوانسته اند صفوف خود را متشكل كنند، حول تشكلي چون اتحادیه آزاد کارگران ایران جمع شوند و در صفي متحد تر مبارزاتشان را به جلو برند. مساله اینست که سرپناهی داشته باشیم و متشکل باشیم. حول خواستهای واحدی جمع بشویم و بسوی اعتصابات و مبارزات سراسری گام برداریم. از جمله همین امروز منشور مطالبات حداقل کارگری که از سوی چهار تشکل کارگری، اتحادیه آزاد کارگران ایران، سندیکای واحد، سندیکای نیشکر هفت تپه و انجمن صنفی کارگران برق و فلز بیرون داده شده، چتری سراسری به مبارزات سراسری کارگران میدهد، مهم است که از اين اقدام مهم حمايت كنيم و وسيعا حول اين خواست ها گرد بياييم. اينها همه گامهاي مهم در سازماندهي مبارزاتمان در عرصه جنبش كارگري است.

در رابطه با معلمان نيز ما همواره تاكيد كرده ايم كه در اولين گام سعي كنند مبارزاتشان را از تحت نفوذ و دخالت رهبران سازشكار كانون صنفي معلمان بيرون ببرند. معلمان راديكال و معترض در همه شهرها خودشان جلو بيفتند. بعنوان كانونهاي اعتراض معلمان خودشان بيانيه بدهند. فراخوان بدهند. خواستهاي روشن از جمله خواست ميزان حقوقها در گام اول يك ميليون، لغو مجازات اعدام و آزادي فوري فرزاد كمانگر و عليرضا قنبري دو معلمي كه حكم اعدام بر روي سرشان است، آزادي فوري همه زندانيان سياسي، آزادي عقيده و بيان و تشكل و حق اعتصاب، لغو قوانين تبعيض آميز عليه زنان، جدايي مذهب از آموزش و پرورش و ديگر خواستهاي خود را بصورت بيانيه هاي روشن اعلام كنند و همه معلمان بصورت سراسري گرد آن متحد شوند.

در آخر خوبست این نکته را هم اضافه کنم. که هستند اعضایی از حزب که بصورت فردی فعالیت میکنند و هنوز موفق به تشکیل جمع حزبی نشده اند، یا اینکه هستند جمع هایی که الزاما درعرصه اجتماعی معینی فعالیت ندارند. بنابراین سازماندهی ما برای ایفای نقش این رفقا نیز باید پاسخ داشته باشد. بطور مثال ممکن است یک رفیقی خود را فقط خبرنگار انقلاب تعریف کند و با ارسال بموقع اخبار بدست ما، نقش مهمی در انعکاس اخبار اعتراضات مردم در سطح جامعه و سطح جهانی و نیزدر تامین حضور سیاسی حزب و ایفای نقش بموقع آن در اتفاقات جاری، بازی کند. ممکن است یک جمع حزبی صرفا کارش را خبررسانی قرار دهد و بطور مثال شبکه های خبری را سازمان دهد. شبکه هایی که اخبار اعتراضی بخش معینی از مراکز کارگری در یک منطقه را پوشش دهد و تلاشش این باشد که مرتبا پوشش خبری خود را گسترش دهد. عکس، گزارش، فیلم و مصاحبه های زنده و تکانده برای پخش در کانال جدید تهیه کند. ممکن است یک جمع صرفا کارش شعار نویسی باشد و غیره. اینها همه اشکال متنوعی از سازماندهی حزب در داخل ایران است. بنابراین ما با رفقایی که با حزب تماس میگیرند، با توجه به اعلام آمادگی خود و با توجه به  شناختی که از آنها و از موقعیت اجتماعی شان بدست می آوریم، تلاش میکنیم به آنها وظیفه بسپاریم. طبعا در دل چنین فعالیتی و در تماسی منظم با حزب اعضای حزب به لحاظ سیاسی ارتقا می یابند، مجرب تر میشوند و میتوانند وظایف بیشتری بر عهده بگیرند.

نکته ام اینستکه سازماندهی امری کاملا سیاسی و اجتماعی است و باید بصورت امری خلاق و زنده نگریسته شود. طبعا برای اینکه یک سازمان حزبی خوب کار کند، خلاق باشد، بتواند در هر شرایطی نقش ایفا کند، و واقعا سازمانده ی انقلاب باشد. قبل از هر چیز لازمه اش داشتن تمام تصویر است. به نظر من بوجود آمدن جمعهایی از اعضای حزب، جمع هایی از کمونیستها و انسانهای آزادیخواه و چپ که افق انقلاب و سوسیالیسم را در مقابل خود گذاشته اند، در هر محل و در هر جایی باید بتواند آنچنان تحولی ایجاد کند که تاثیرات سیاسی و اجتماعی آن قابل رویت باشد. بنابراین اگر اعضا و جمع های حزب با چنین انتظاری از حضور خود به فعالیتشان نگاه کنند، خود را در نقش یک رهبر و کسی که همه پاسخ را دارد نگاه کنند، آنوقت قابل تصور است که بطور مثال در دل این روزهای انقلاب چه نقش مهمی میتوانستند بازی کنند و همین امروز میتوانند برعهده بگیرند. چنانچه می بینیم تاهمین جا که کمونیسم و چپ نقش ایفا کرده است، توانسته مهر خود را بر سیر اوضاع بزند. از جمله ما کمونیستها و بطور مشخص حزب ما بود که از همان اول گفتیم تنها راه، انقلاب است. گفتیم جمهوری اسلامی با کلیتش باید برود و با مبارزاتمان اوضاع جامعه را به اینجا کشاندیم. و امروز شاهد انقلابی هستیم که رنگ چپ و انسانی دارد. انقلابی که تبعیض نمیخواهد، اعدام نمیخواهد، قوانین ارتجاعی اسلامی را نمیخواهد، از یک جهانی آزاد و انسانی و پر از رفاه و شادی سخن میگوید و وقتی شعار میدهد میگوید زندگی انسانی حق مسلم ماست. اما باید این نقش را تا به آخر جلو برد. باید اعضای حزب و فعالین کمونیست در چنین قامتی بخود نگاه کنند و به نظرم یک فاکتور مهم در سازماندهی داشتن این افق و این چشم انداز است.

به نظر من، سازمان ما به این لحاظ هنوز با آنچه که باید باشد و انتظارش را داریم، فاصله دارد. هنوز بسیاری از اعضای ما با این اعتماد به نفس به نقش و جایگاه خود در انقلاب نگاه نمیکنند. بعنوان انسانهایی که بطور واقعی حرف دارند، سیاست روشن دارند و اگر جلوی حرکت مردم باشند، دیگر محلی برای خرافات و تفرقه های قومی و مذهبی نخواهد بود و میتوانند مردم را حول خواستهای روشن یک دنیای بهتر متحد و متشکل کنند. باید این انتظار و این توقع را در میان اعضای حزب و انسانهای کمونیست و چپ ایجاد کرد و در واقع یک فاکتور مهم در امر سازماندهی انقلاب برای حزب ما همین است. حزبی که برای رهایی از شر این رژیم و به پیروزی رساندن انقلاب پاسخ دارد و میخواهد جامعه آنرا بعنوان رهبر انقلاب بشناسد و انتخابش کند.

در هر حال ما در همه عرصه ها طرح هاي روشني براي سازماندهي داريم. بويژه امروز در شرايط انقلابي جامعه، انجام اين امر را در اولويت كار خود قرار داده ايم و انتظارمان اينست كه در همه جا اعضا و واحدهاي حزبي در چهارچوب همين طرحهايي كه فهرست وار اينجا اشاراتي داشتم و با همین انتظاری که از آن صحبت کردم، در تماسي نزديك و هماهنگ با ما كار كنند و به این ترتیب انقلابمان را سازمان دهیم. من شک ندارم ما پیروز خواهیم شد

جوانان كمونيست، ٢٢ ارديبهشت ٨٩.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: