شهلا دانشفر

خوش آمديد

ميتوانيم و بايد همين امروز تشكلهايمان را ايجاد كنيم

به بهانه دو ساله شدن سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه

سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه، دو ساله شد. به كارگران نيشكر هفت تپه و همه كارگران ايران اين اتفاق مهم را تبريك ميگويم. كارگران نيشكر هفت تپه با مبارزات جانانه شان در سال ٨٧ توانستند تشكل خود را ايجاد كنند. و با اتكا به قدرت متشكلشان كاري كردند، كه كارفرما و دولت نتواند درب اين كارخانه را مثل بسياري ديگر از كارخانجات ببندد و آنها را بدون هر گونه تاميني به حال خود رها كنند. كاري كردند كه كارفرما جرات نكند ديگر دستمزدهايشان را بالا بكشد و هر گاه نيز تاخيري در پرداخت دستمزدشان صورت گرفت، فورا با اولتيماتوم دادن به اعتصاب و مبارزه و با قدرت تشكلشان، طلبهايشان را از حلقوم جانيان اسلامي و كارفرمايان بيرون كشيدند. زنده باد كارگران نيشكر هفت تپه.

كارگران نيشكر هفته تپه در مبارزات اين دو ساله شان دستاوردهاي بسياري براي خود و براي كل جنبش كارگري و كل جامعه داشته اند. بايد اين دستاوردها را ارج گذاشت. كارگران نيشكر هفت تپه، در مبارزاتشان توانستند توجه و حمايت مردم يك شهر و يك منطقه و كل جامعه را بخود جلب كنند. توانستند در مقابل دست درازي هاي حراست و نيروهاي سركوبگر جمهوري اسلامي بايستند و در مبارزات همان سال ٨٧ بود كه رييس حراست را از كارخانه بيرون انداختند.

يك تجربه آموختني از مبارزات كارگران نيشكر هفت تپه حمايت و پشتيباني آنان از رهبران و سخنگويان تشكلشان و مبارزاتشان بود و چنين بود كه توانستند تشكلشان را حفظ كنند و متشكل بمانند. اين كارگران با تجمعاتشان، با اوليتماتوم دادنهايشان با راهپيمايي در وسط شهر شوش با شعار كارگر زنداني آزاد بايد گردد، توانستند دادگاه جمهوري اسلامي براي محاكمه رهبرانشان را متوقف كنند. بارها و بارها توانستند رهبران دستگير شده خود را از زندان آزاد كنند و با ايجاد صندوق همبستگي مالي در حمايت از خانواده اعضاي هيات مديره سنديكايشان هنگاميكه در زندان بودند، مثل يك تن واحد در مقابل رژيم و كارفرمايان ايستادند و با شعار “كارگر هفت تپه ايم ، گرسنه ايم ، گرسنه ايم”، “زندگي انساني حق مسلم ماست” بر خواستهايشان پاي فشاردند. بدين ترتيب مي بينيم كه چگونه اين كارگران با اتحادشان و با مبارزاتشان، همچون سنگري محكم در مقابل تهاجمات رژيم ايستاده اند، تشكل خود سنديكاي نيشكر هفت تپه را ايجاد و آنرا پاس ميدارند و به اين شكل در مقابل جنبش كارگري و كل جامعه راه نشان داده اند.

دستاوردهاي اعتراضات كارگران نيشكر هفت تپه دستاوردهاي كل جنبش كارگري است و بايد آنرا ارج گذاشت و اكنون كه سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه دو ساله ميشود، به خاطر اين اتفاق مهم بايد به اين كارگران تبريك گفت و براي حفظ اين دستاوردها و پيشروي بيشتر در كنارشان ايستاد. از جمله يك گام مهم براي تثبيت همه اين دستاوردها، مبارزه ٥ هزار كارگر اين كارخانه و همه كارگران در همه مراكز كارگري براي بازگشت به كار ٦ كارگر و ٦ فعال و رهبر كارگري شناخته و محبوب كارگران نيشكر هفت تپه فریدون نیکوفرد،علی نجاتی ،جلیل احمدی ،قربان علیپورومحمدحیدری و رضا رخشان به سركارشان است. كارگراني كه به خاطر همه مبارزاتي كه به آن اشاره كردم بارها و بارها بازداشت و زنداني شده اند و هم اكنون از كار اخراج شده و بيكارند. رضا رخشان رييس هيات مديره سنديكاي نيشكر هفت تپه در اطلاعيه اي به مناسبت دو ساله شدن سنديكايشان ، ضمن بر شمردن دستاوردهايي كه كارگران نيشكر هفت تپه با ايجاد تشكل خود داشته اند بر نكته مهمي تاكيد ميگذاد و ميگويد: ” حال نکته اسف انگیزاینست که دراین دوساله ای که ازتاسیس این سندیکا میگذردسندیکای دیگری شکل نگرفت. ما و سندیکای واحد تنها مانده ایم.اگرامروز١٠یا٢٠سندیکا داشتیم اوضاع ماخیلی بهترمی شد.این نشان می دهد که جنبش کارگری درحال حاضرزایا نیست.هرچندکه بنظرمن می شداین کارراانجام داد ولی نشد. چراکه کارگران درهفت تپه توانستند پس دیگران هم می توانند این مهم را به انجام برسانند.”.

دقيقا نكته همين جاست. چرا كارگران هفت تپه توانستند، تشكل خود را ايجاد كنند؟ چرا كارگران شركت واحد توانستند، سنديكاي خود را به تشكلي شناخته شده در سطح جهاني تبديل كنند؟ چگونه شد كه اتحاديه آزاد كارگران ايران تشكيل شد و غيره و غيره. اما هنوز بخش عظيم كارگران در ايران از داشتن تشكل خود محرومند. همه اين تلاشها و اين دستاوردها نشانگر اينست كه زمينه در همه جا و در سراسر ايران براي متشكل شدن كارگران و نه تنها كارگران، بلكه معلمان و پرستاران و بخش هاي مهم جامعه فراهم است. امروز ما حتي نسبت به دو سال پيش كه سنديكاي نيشكر هفت تپه تشكيل شد، جلوتر هستيم. سنگرهاي بيشتري را فتح كرده ايم. يكسال خيزش انقلابي كل جامعه را پشت سر گذاشته ايم، در چنين شرايطي ميتوان تشكلهاي خود، اين سنگر هاي اتحاد و مبارزه مان را ايجاد كنيم و وجودش را بر دولت و كارفرمايان تحميل كنيم. يك نمونه اش را در كارخانه كيان تاير ميبينيم. اين كارگران در هر حركت و اعتراضي مجمع عمومي وسيع خود را تشكيل ميدهند. نمايندگان خود را انتخاب ميكنند و به قدرت متحدشان مبارزاتشان را به پيش ميبرند. در همين سال گذشته بود كه اين كارگران از شوراي اسلامي خواستند دفتر كارش را كه متعلق به كارگران است خالي كنند و در اختيار نمايندگان خود كارگران بگذارند. خوب همين تجربه را ميشود در همه جا در ايران خودرو و دهها و صدها مركز كارگري بكار گرفت و شوراهاي واقعي خود را شكل داد. همين تجربه را ميتوان به كار برد و تشكيل مجمع عمومي را به عنوان يك ركن اصلي متشكل شدن و متحد ماندن بصورت منظم تشكيل داد و آنرا به محل تصميم گيري همه كارگران بر سرخواستهاي واحدشان تبديل كرد. ما بعد از تشكيل سنديكاي نيشكر هفت تپه تلاش هايي چون ايجاد شوراي موقت كارگران ذوب آهن اصفهان و پتروشيمي ماهشهر را شاهد بوديم. حركتي كه در نفس خود مهم بود. ميتوانست نقش هيات هاي موسس شورا ها را ايفا كند و هنوز هم امكانش هست.

دو ساله شدن سنديكاي نيشكر هفت تپه براي همه ما فرصتي است كه همه اين دستاوردها را مقابل خود قرار دهيم و آنها را به سكو پرشي براي برداشتن گام بعدي و ايجاد تشكلهاي سراسري خودمان در همه مراكز كارگري و در ميان معلمان و همه بخش هاي جامعه تبديل كنيم. بايد به جنبشي سراسري براي متشكل شدن دامن زد. بويژه امروز در شرايطي كه جنبش كارگري و كل جامعه در حال انفجار است، شرايطي كه رژيم بيش از هر وقت در هم ريخته و مستاصل است، شرايطي كه رژيم آخرين تقلاهايش را ميكند و زندگي ما كارگران و كل جامعه را زير تعرض خود قرار داده و با طرحهايي چون هدفمند كردن يارانه و تغيير نظام دستمزد و غيره و غيره جلو آمده و براي اجراي آنها قشون كشي براه انداخته است، بيش از هر وقت حياتي و ضروري است كه در سطحي سراسري متشكل شويم. واقعيت اينست كه اعتراض و مبارزه گسترده است. هر روز در هر شهر چندين مركز كارگري بر سر خواستهاي واحد در اعتراض و مبارزه هستند. ما شاهد اعتراضاتي هستيم كه بعضا به وسط شهر كشيده شده و به اعتراضات همزمان و متحد چندين مركز تبديل ميشود. نمونه اش را در همين مدت در اراك و در قزوين ديده ايم. با تشكلمان و برپايي منظم مجامع عمومي مان و با متحد شدنمان حول خواستهاي واحد ميتوان اين اعتراضات را به مبارزات همزمان، متحد و سراسري تبديل كرد. ميتوان به استقبال اعتصابات سراسري كارگري، همان چيزي كه رژيم كابوس هر روزه اش را دارد و از آن بعنوان فتنه اقتصادي نام ميبرد رفت. براي به پيروزي رساندن همه اين مبارزاتمان بايد متشكل شويم. امري كه در زندگي و مبارزه مان حياتي و فوري است.

بنابراين من سخنم را از افسوس رضا رخشان و تاكيداتش به جاي وي فراتر ميبرم. راهي در مقابل ما كارگران و ما مردم باقيمانده است. بايد بساط اين رژيم را جارو كرد. براي اينكار بايد متحد شد. بايد متشكل شد. بايد متشكل شويم تا بتوانيم تهاجمات هر روزه اين رژيم را عقب بزنيم. و اجازه ندهيم كه ذره اي از بار بحرانشان را بردوش ما كارگران و ما مردم خراب كنند. بايد متشكل شويم و با اعلام خواستهايمان پرچمدار مبارزات كل جامعه باشيم. بايد متشكل شويم و همين امروز با پرچم افزايش دستمزدها حداقل و در گام اول يك ميليون، رژيم را زير تعرض سراسري خود قرار دهيم. بايد متشكل شويم و بساط كل اين حكومت را جارو كنيم

كارگر كمونيست ١٣٧، ٢٢ آبان ٨٩.*

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: