شهلا دانشفر

خوش آمديد

نقشه شوم حكومت براي رسميت دادن به سيستم كار مزدي

اخبرا معاون وزير كار جمهوري اسلامي  در گفتگو با خبرگزاري مهر از تغيير نظام روز مزدي به كار مزدي كه قرار است در قالب اصلاحيه قانون كار ارائه شود، خبر داد. طبعا معاون وزير كار جمهوري اسلامي بنام حميد حاجي عبدالوهاب و همه جانيان اسلامي، مجوز همه طرحهاي ضد انساني و جنايتكارانه شان را نيز از اسلام و قرآنشان گرفته اند.  از جمله حميد حاجي  در همين گفتگو خاطر نشان ميسازد كه: “تغییر نظام روزمزدی به کارمزدی و همچنین عدم اعتقاد به ٨ساعت کار روزانه، در اسلام نیز سفارش شده است.” نفس همين توضيح كل ماجرا را كه پياده كردن قوانين عهد برده داري و قبايل دوره جاهليت در جامعه اول قرن بيست است منعكس ميكند.

اما سوال اينست كه چرا اين روزها طرحهاي پوسيده و ضد انساني يكي يكي از جانب گردانندگان حكومت بيرون داده ميشوند؟ جراحي اقتصادي و زدن يارانه ها و در كنار آن كار مزدي بجاي  روز مزدي. آنهم در شرايطي كه اين چنين جامعه در التهاب و مبارزه بسر ميبرد و جنبش كارگري حالتي انفجاري دارد. همه داستان اينجاست كه اين رژيم بعد از سي و يكسال دزدي و جنايت و سركوب و تحميل بيشترين فقر و فلاكت به مردم، با يك جامعه ملتهب و با بحراني اقتصادي كه تار و پودش را فراگرفته و كل حاكميت را به بن بست كشانده است، روبروست. بحراني كه عامل وجودي اش خود اين رژيم است و امروز بدنبال يكسال خيزش انقلابي مردم و انزواي جهاني وخامت بيشتري پيدا كرده است. از همين رو امروز شاهد اين هستيم كه جمهوري اسلامي در ادامه تحميل فقر و فلاكت به مردم و درادامه سياستهاي رياضت اقتصادي اش  با چنين طرحهاي اقتصادي اي  به جلو آمده و تحت عنوان هدفمند كردن يارانه ها از  ايجاد شوك مصرفي و رها كردن قيمت ها بدست بازار و زدن چندرقاز يارانه ها به مردم و يا تغيير نظام دستمزد براساس كارمزدي سخن ميگويد. طرحهايي كه تازه نيستند و سالهاست كه در دستور اين رژيم قرار داشته و شكست خورده اند ولي اكنون  رژيم به سيم آخر زده است و دارد آخرين تقلاهايش را ميكند و راه ديگري در مقابلش نمانده است.  در چنين شرايطي است كه اين جانيان همه قوانين عهد عتيقي و جنايتكارانه خود را به پيش كشيده اند.

ما هميشه گفته ايم كه بحران اقتصادي رژيم علاجي ندارد. چون ريشه اش سياسي است و ريشه در نفس موجوديت و ماهيت اين رژيم دارد. رژيم اين طرحهاي اقتصادي را در دستور ميگذارد و جامعه را زير حمله قرار ميدهد تا براي بقايش زمان بخرد. اما زير همين تهاجمات، اين  زندگي و معيشت كارگران و مردم محروم است كه به تباهي كشيده ميشود. اگر چه روشن است كه چنين طرحهايي براي رژيم سرانجامي ندارد. ٢٠ سال قبل آنهم بعد از كشتار خونين سال ٦٠ بود كه كارگران طرحهاي اوليه قانون كار جمهوري اسلامي را كه اساسش بر “باب الاجاره” بود را بر سر اين رژيم كوبيدند و حكومت اسلامي را ناچار به دور ريختن اين خزعبلات كردند. بنابراين اكنون كه جامعه در چنين فضاي ملتهب و رزمنده اي قرار دارد، اكنون كه يك سال خيزش انقلابي مردم را پشت سر گذاشته ايم، و  مردم مترصدند كه از هر فرصتي استفاده كنند و بيرون بيايند، سرانجام چنين طرحهايي و محتوم بودن شكستش روشن است.

از همين روست كه خودشان نيز مرتبا دارند از “فتنه اقتصادي” و بحران اجتماعي و شورش مردم سخن ميگويند و به يكديگر هشدار ميدهند. براي همين است كه احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي شان از احمدي نژاد ميخواهد مطلعش كنند كه با اين طرحهاي اقتصادي قرار است چه اتفاقي بيفتد كه خود را آماده كنند. اما كارگران و مردم در برابر اين تهاجمات مي ايستند و قطعا اجازه نخواهند داد كه بيش از اين زندگي و معيشت آنها به تباهي كشيده شود. كارگران خواهان يك زندگي انساني هستند و اين را بارها در تظاهرات و اعتصابات فرياد زده اند.

تغيير نظام دستمزد از روز مزدي به كار مزدي يعني بازگشت به اوان دوارن پيدايش سرمايه داري و بردگي مطلق كارگران. كارمزدي يا قطعه كاري به معناي اينست كه شرايط كار و شدت كار و دستمزد هيچ مبناي روشني ندارد و هر كارفرمايي رسما و حقوقا مجاز ميشود كه به هر ميزان كه خواست به كارگران دستمزد بپردازد. مبارزه عليه اين شيوه پرداخت دستمزد ، مبارزه قديمي طبقه كارگر است كه اين سيستم را به گور سپرده است. واقعيت اينست كه طبقه كارگر نيروي كار خود را براي ساعات معيني در اختيار كارفرما قرار ميدهد و در ازاي آن پول ميگيرد. بنابراين اينكه در طول ساعات معين كار، چه ميزان توليد انجام گرفته و چند قطعه ساخته ميشود، ديگر ربطي به ميزان دستمزد كارگر ندارد. در نظام دستمزد روزمزدي كارگر با قدرت تشكلش و با مبارزاتش نرخ مزدش را روشن ميكند و در ازاي پولي كه ميگيرد كار ميكند.

در ايران اين “شوراي عالي كار” جمهوري اسلامي است كه هر ساله مي نشيند و حداقل دستمزد كارگر را تعيين ميكند و نفس اينكه دولت مجبور است هر ساله بر سر ميزان حداقل دستمزد كارگران تصميم بگيرد، نتيجه مبارزات كارگران و تحميل آن به اين جانيان اسلامي و قانون كارشان بوده است. از اين رو مساله تعيين دستمزد همواره يك عرصه مبارزه كارگران در ايران بوده و بويژه هر ساله در پايان سال كه موعد تعيين حداقل دستمزدهاست اين مبارزات شدت بيشتري پيدا كرده است و در اين عرصه ما شاهد پيشروي هاي بسيار در جنبش كارگري در ايران بوده ايم.  از جمله دو سال پيش بود كه كارگران با طومار حداقل دستمزد در گام اول يك ميليون، با طوماري كه ٢٥ هزار امضا حول آن جمع شد و با اعلام اينكه زندگي انساني حق مسلم ماست و تعيين دستمزد امر خود ما كارگران است، در صفي قدرتمند در برابر جمهوري اسلامي ايستادند. امروز سخن گفتن از تغيير نظام دستمزد از روز مزدي به كار مزدي تهاجم به همه اين دستاوردهاست. منوط كردن دستمزد به ميزان محصول كار كارگر، مخدوش كردن رابطه كارگر با سرمايه دار بعنوان فروشنده نيروي كار و يك بردگي آشكار است. معناي عملي اين كار بالا بردن شدت كار كارگر و تسمه كشيدن از گرده كارگر است. اولين نتيجه اين شيوه نظام پرداخت دستمزد ،  فرسودگي زودرس كارگر است. بر اساس اين شكل از كار،  كارگر ناگزير است كه از غذايش ، از استراحتش بزند تا هر چه بيشتر توليد كند كه بتواند زنده بماند و تازه هيچ ادعايي هم نميتواند از جامعه اي كه خودش توليد كننده نعماتش است داشته باشد. اگر هم ادعايي داشته باشد او را به ميزان محصول توليد شده اش حواله ميدهند. بدين ترتيب معناي واقعي اين شيوه از پرداخت دستمزد به كارگر،  كاهش آشكار سطح دستمزدها  و بالا بردن شدت كار و بردگي مطلق اوست. با اين شيوه از كار فشار كار، مثل نيروي سرنيزه بر روي سر كارگر قرار ميگيرد و معني عملي اش توليد هر چه بيشتر و كار هر چه بيشتر براي زنده ماندن است.  حال اگر بحران اقتصادي است، اگر مواد اوليه نيست و اگر هر درد و بلاي ديگري نيز بر سر سرمايه دار آمده است، چوبش را كارگر ميخورد و اوست كه برده مطلق كار است.

روشن است كه کارگر نبايد بهيچ عنوان به چنين شرايطي تن دهد. كارگر  مسئول بهتر شدن وضع سرمايه دار نيست. گره زدن كار كارگر به محصول يا نتيجه كار، براي كارگر و براي كل جنبش كارگري عقب گردي از دستاوردهايش  و بازگشت به اوان دوران سرمايه داري است و اتفاقا  فرق کارگر مدرن امروزى با هر انسان کارکن ديگر در طول تاريخ بشري نيز همين جاست. همانطور كه اشاره كردم كارگر نيروي كارش را بعنوان يك كالا در برابر قيمتي كه رويش ميگذارد و توازن قوا ميان كارگران و سرمايه داران اجازه ميدهد، ميفروشد و وقتي كارش را فروخت، ديگر انساني است  آزاد مثل همه انسانهاي جامعه. پرداخت دستمزد بر اساس كار مزد، عقبگرد كارگر از موقعيت يك انسان آزاد كه كارش را ميفروشد و تبديل او به برده كار است.  و روشن است كه  بدرجه اى که کار كارگران به ميزان محصولي كه توليد ميكنند گره بخورد، هويت مشترك آنها بعنوان كارگر و فروشنده نيروي كار  يعني آن چيزي كه در جهان سرمايه داري  همه كارگران جهان را بعنوان طبقه كارگر به هم پيوند ميدهد، نقض ميشود.  به بيان روشنتر کارگر کار ميکند و سرمايه دار سود ميبرد  و اينكه سود كارفرما چقدر است، با بحران روبروست يا نه ديگر مساله كارگر نيست.  بنابراين گره زدن کار کارگر با حجم تولــيد، سود سرمايه دار، مرغوبيت توليد ، قدرت رقابت واحد، خودکفائى کشور و غيره همه دروغهاى طبقه سرمايه دار براى كشيدن كار بيشتر از گرده كارگر و فرسودگي بيشتر اوست. بطور طبيعي نيز مبارزه كارگر براي بهبود دايمي  شرايط كار و رندگيش و براى گرفتن مالكيت وسائل تولــيد و حكومت از دست سرمايه داران است و اين وسط معامله ديگري وجود ندارد.  اما سرمايه دار همواره تلاش دارد كه اين رابطه را  با مقولاتي مثل  “صلاح مملکت”، “صلاح تولــيد”، وطن، اسلام مخدوش كند. و وقتي هم با بحران روبرو ميشود، ميكوشد بار بحرانش را با همين مفاهيم بر دوش كارگر بيندازد.  و تا آنجا كه به پرداخت نظام دستمزد بصورت كارمزدي مربوط ميشود، مبارزه عليه آن و به زباله دان ريختن آن، يك مبارزه و يك دستاورد قديمي جنبش كارگري جهاني است. طرح كنوني آن از سوي جانيان اسلامي، اوج ارتجاع و عقبگرد اين حكومت است. جمهوري اسلامي را با همه قوانين ارتجاعي اسلامي اش، با قانون كار و همه لوايحش به زباله دان تاريخ بايد سپرد

انترناسيونال ٣٧٢، ٧ آبان ٨٩.*

 

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: