شهلا دانشفر

خوش آمديد

نقش كارگران در پيروزي انقلاب در ايران

مصاحبه تلويزيون انترناسيونال با شهلا دانشفر

سيامک بهاري: انقلابي در جريان است. جهان به آن چشم دوخته است. مردم ايران براي آن تلاش ميكنند. و در اين ميان نقش كارگران، نقش طبقه کارگر براي پيروزي رساندن اين انقلاب، نقشي ويزه است. سوال من اينست كه كارگران در اين مبارزات چه نقشي داشتند و براي پيروزي اين انقلاب بايد چه بكنند. ميخواهم ابتدا در سطحي كلي به اين سوال بپردازيم و بعد وارد جزييات بحث بشويم؟

شهلا دانشفر: بطور واقعي اين انقلابي است عليه يكي از هارترين و وحشي ترين حكومت هاي سرمايه داري جهان و طبقه کارگر در واقع بخشي از جامعه است كه بيشترين نفع را در به زير كشيدن اين حكومت و كل اين سيستم دارد. در عين حال خواستهاي كارگران خواستهاي كل جامعه است. براي اينكه کارگران بخشي از جامعه هستند كه ميخواهند اين نظام مزدي و اين استثمار نباشد. ميخواهند تبعيض و نابرابري نباشد. ميخواهند زندان و اعدام و سرکوب نباشد. بخاطر اينكه همه اين تبعيضها و نابرابري ها و همه اين بساط زندان و اعدام و سرکوب اساسا براي فراهم كردن شرايط براي پرداخت كمترين دستمزد به کارگر و براي بيشترين استثمار است. براي تبديل محيط هاي كار به شرايطي مثل امروز است كه هيچ قانوني بر آن حاكم نيست و براي حمله به معيشت كل جامعه و پايين آوردن استانداردهاي انساني است. بنابراين وقتي ميگويبم طبقه كارگر، يعني بخشي از جامعه كه عليه كل اين سيستم است. يعني طبقه اي که راهي جز مبارزه عليه توحش سرمايه داري برايش نيست. به جايگاه كارگران در انقلاب و به پيروزي رساندن آن نيز بايد از همين زاويه نگاه کرد. اولا تا آنجا كه به حضور سياسي طبقه كارگر در انقلاب مربوط ميشود، به نظر من حزب كمونيست كارگري ايران، با مبارزات هر روزه اش، در جبهه اي سراسري عليه جمهوري اسلامي و براي جامعه اي انساني و سوسياليستي، اين حضور را نمايندگي ميكند. خواستهاي كارگران و كل جامعه را نمايندگي ميكند. همچنين تا آنجا كه به آحاد كارگران بعنوان يك جمعيت ميليوني و عظيم در جامعه مربوط ميشود، طبعا بخش عظيمي از مردم معترضي كه در همين مبارزات انقلابي يكساله بيرون آمده اند و مرگ بر ديكتاتور گفته اند و رژيم را به چالش كشيده اند، كارگران و خانواده هاي كارگري هستند. مبارزات گسترده اي كه تا همين جا سنگرهاي بسياري را فتح كرده است و انقلابمان را به جلو آورده است. در عين حال كارگران طي ٣١ سال حاكميت اين رژيم جنايتكار، با مبارزات دائمي و هر روزه خود عليه جمهوري اسلامي يك فاكتور تعيين كننده در تغيير توازن قوا به زيان حكومت در جامعه بوده اند. اما واقعيت اينست که طبقه كارگر به معني اخص خودش، بعنوان يك طبقه متشكل، که قدرت اقتصادي و توليد جامعه را در دست دارد، هنوز با تمام توان وارد ميدان نشده است و وارد شدن طبقه کارگر در چنين قامتي وزن و جايگاه مهمي در انقلاب و در به پيروزي رساندن آن دارد. اگر طبقه كارگر بعنوان نيروي توليد اجتماعي، با اعتصابات سراسري اش، با تشكل هاي سراسري اش و با بيانيه هايي كه پرچمدار خواستهاي كل جامعه است به جلو بيايد، اتفاقي مي افتد كه ما در انقلاب ٥٧ شاهدش بوديم. “كارگر نفت ما رهبر سرسخت ما”. كارگراني كه ضربه نهايي را به پيكر رژيم شاه زدند. با اين تفاوت كه در اوضاع سياسي امروز ايران، طبقه كارگر حزب خودش را دارد و با وجود آن طبقه كارگر ميتواند ضربه كاري تري بر پيكر اين رژيم بزند. و نويد بخش يك جامعه آزاد و انساني باشد. بنابراين اينكه كارگران چگونه ميتوانند اين انقلاب را به پيروزي برسانند، پاسخ من اينست كه مبارزات خود را فشرده تر كنند. اينكه در همه جا تشكلهاي خودشان را در سطحي سراسري شكل بدهند. اينکه به سلاح اعتصابات بزرگ دست ببرند. اعتصاب ابزار قدرتمند طبقه كارگر است كه با بدست گرفتن آن ميتوانند كل اقتصاد جامعه را فلج كند. طبعا امروز در كوران اعتراضات مردم، در شرايط ملتهب جامعه، ايفاي چنين نقشي از سوي طبقه كارگر تعيين كننده است. بطور مثال اول مه در پيش است. اول مه روز اعتراض عليه فقر و محروميت و همه مصائب سرمايه داري است. اول مه بايد روز جوشش و اعتراض كل جامعه باشد. اين روز بطور مشخص بيش از هر بخش كارگران را فرا ميخواند كه در چنين قامتي ظاهر شوند. در شرايطي كه دارند ميگويند، ٧٠ درصد نيروي كار بيكارسازي ميشود. در شرايطي كه ماهها و بعضا ١ تا ٢ سال دستمزد كارگر را نميدهند و بخش عظيمي از كارگران و جامعه با تهاجم هر روزه به زندگي و معيشتشان روبرويند، در شرايطي كه بيشرمانه به چشم جامعه نگاه ميكنند و ميگويند خط فقر يك ميليون و نيم و ارقامي در همين سطح در ماه است و حداقل دستمزد كارگران را ٣٠٣ هزار تومان تعيين ميكنند، اين حياتي است كه طبقه كارگر در اول مه كيفرخواست خود را عليه اين توحش و اين جنايات اعلام كند. و با صفي متحد و قدرتمند در اين روز در صف جلوي اعتراض كل جامعه قرار بگيرد. آنوقت بدون شك كل جامعه پشت طبقه كارگر خواهد بود. براي اينكه فقر دارد بيداد ميكند. گراني بيداد ميكند. اعتياد بيداد ميكند. تن فروشي بيداد ميكند و كل جامعه فريادش بلند شده و ميگويد جمهوري اسلامي نميخواهيم.

سيامک بهاري: شما به چند نكته كليدي اشاره كرديد. اشاره كرديد كه اگر كارگران بخواهند به پيروزي برسند در وهله اول بايد متشكل باشند، دست به اعتراضات سراسري بزنند و بتوانند با نمايندگي كردن مطالبات پايه اي و بنيادي مردم در برابر جمهوري اسلامي به اين وضعيت خاتمه دهند. اما اجازه بدهيد كه نكته به نكته جلو برويم و اولين قدم راجع به تشكل است. هميشه مبارزه طبقه كارگر و تشكل دو ركن اساسي همديگر بودند و بهم چفت و بست بودند. به هر حال يكي از شعارهاي پايه اي و بنيادي براي كارگرن متشكل شدن است. كارگران جهان متحد شويد، و امثالهم. اما من ميخواهم تشكل را از شما بشنوم. تشكل به چه صورتي، در چه وضعيتي در مقابل نيروي افسار گسيخته اي چون جمهوري اسلامي كه هيچ تشكلي را تحمل نميكند. تشکل کارگران بايد به چه صورتي باشد؟

شهلادانشفر: ببينيد وقتي ما از جلو آمدن جنبش کارگري صحبت ميکنيم، و از نقشي که اين جنبش امروز در پيروزي رساندن انقلاب دارد ، حرف ميزنيم، طبعا در صف جلوي اين طبقه رهبران کارگري و بخش راديکال طبقه کارگر، کارگران چپ، کارگران کمونيست قرار دارند. به نظر من جاي اين کارگران در اين حزب است. اين تعيين کننده است. اين يک تصميم تاريخي است. يک تصميم سياسي مهم است . نميشود مبارزه اي در ابعاد اجتماعي وسيع و گسترده و براي به زير كشيدن حاكميت سرمايه داران را در تمام جبهه ها به پيش برد بدون يک حزب سياسي. همه جريانات بورژوازي نيز احزاب خود را دارند. طبقه کارگر هم بايد حزب خودش را داشته باشد. حزبي سياسي و حزب کمونيست کارگري براي پاسخ دادن به همين نياز تشکيل شده است. بنابراين من امروز با سماجت بيشتري بر روي اين مساله تاکيد ميکنم. البته ما هميشه بر روي اين مساله تاکيد کرده ايم. ولي امروز در اين مقطع، در کوران انقلاب مردم، در شرايطي که داريم از چگونگي به پيروزي رساندن انقلابمان صحبت ميکنيم. در شرايطي که راهي جز به جلو بردن اين انقلاب براي ما نمانده است و مي بينيم که رژيم چگونه آخرين تقلاهاي خود را ميکند تا يک روز بيشتر عمر کند. مي بينيم تا آخرين روزهاي عمرش دارد اعدام ميکند، سنگسار ميکند، انواع و اقسام جنايتها را ميکند، و دستمزد ٣٠٣ هزار تومان را در برابر کارگر و کل جامعه ميگذارد، در اين شرايط نميشود درنگ کرد. هر روز که تاخير کنيم، يک روز به اين جنايات رژيم اضافه ميشود. هر روز که تاخير کنيم يک روز به اين فلاکت و بدبختي اضافه کرده ايم. هر روز که تاخير کنيم يعني يک اعدام بيشتر، يک قساوت بيشتر. بايد بساط اين جنايات را هر چه زودتر جمع کنيم. تاکيد فوري من اينست که کارگران کمونيست، رهبران کارگري به عنوان اولين گام بيايند به اين حزب بپيوندند. و آنوقت ايجاد تشکل در ابعاد اجتماعي و توده اي قدم بعدي است که اينجا بيشتر در موردش ميتوانيم صحبت کنيم.

سيامک بهاري: ببينيد نکته من اينست که حتي مثل ضرب المثل گفته ميشود، “چاره رنجبران وحدت و تشکيلات” است. در عين حال ما متوجه هستيم که تشکل هاي کارگري بصورت علني، بصورت شوراهاي موقت کارگري و مجامع عمومي و غيره روز به روز بيشتر شکل ميگيرد و قوام جديدي تري بخود ميگيرد. من ميخواستم در رابطه با چگونگي تشکليابي توده اي کارگران نيز نظرتان را بپرسم؟

شهلا دانشفر: اتفاقا من هم ميخواستم در ادامه بحثم به همين مساله بپردازم. قدم بعدي ايجاد تشکلهاي توده اي سراسري کارگري است. جنبش کارگري تا همين جا الگوهايي بدست داده است. کارگران تلاش کرده اند به اشکال مختلف به اين نياز پاسخ دهند. بطور مثال همانطور که اشاره کرديد، همين اخيرا شوراي موقت کارگران ذوب آهن و پتروشيمي ماهشهر تشکيل شد و اين اتفاقات در ادامه پيشروي هاي جنبش کارگري است که شاهدش هستيم. ما هميشه بر روي مجامع عمومي کارگري بعنوان نطفه پايه اي شوراها تاکيد کرده ايم و در شرايط سياسي امروز بيش از هر وقت جايگاه شوراها حياتي ميشود. به اين معني که وقتي ميگوييم شوراها را تشکيل دهيد و بر روي مجامع عمومي کارگري تاکيد ميکنيم، اساسا تاکيد ما بر دخالت توده عظيم کارگران بصورت متشکل و سازمانيافته است. يعني اعمال اراده مستقيم کارگران در مبارزاتشان و جلو بردن آن و در دست داشتن اوضاع محيط کارشان است. اين كار در شرايط امروز يعني ايجاد ستادهاي انقلاب کارگران در کارخانجات. به همين دليل ما روي شوراها و به ميدان آمدن متشکل توده کارگران با برپايي مجامع عمومي شان تاکيد ميکنيم. در عين حال هر نوع تشکل ديگري که در جهت متحد کردن شکل ميگيرد، هر خشتي که بر روي خشتي ديگر گذاشته شده است تا کارگر متحد و متشکل شود، ما حمايت خود را اعلام کرده ايم. طبعا ما تاکيد کرده ايم هر تشکلي که بوجود مي آيد براي اينکه ظرف متحد کننده توده کارگران باشد، بايد به مجامع عمومي کارگران متکي گردد. به هر حال تلاشش و هدفش به ميدان آوردن اين توده عظيم کارگر باشد. بطور مثال اگر در حرکتي اعتراضي مذاکره اي صورت ميگيرد، اگر پشت در مذاکره تجمع کارگر و حضور متحدش نباشد، آن مذاکره را سعي ميکنند به مصالحه بکشانند، سربدوانند و با وعده و وعيد کارگران را سربداونند. سعي ميکنند با دور کردن کارگران از رهبرانشان، رهبران کارگري را يا به سازش قرار دهند و يا زير تهديد و فشار امنيتي بگذارند. و بعد از آن با تهديد و ارعاب کارگران را متفرق و عقب برانند. آنچيزي که ضامن اتحاد و تداوم اعتراضات کارگري ميتواند باشد، ضامن قدرت کارگر است و مبارزاتش را به جلو ميبرد، حضور متحدش در مجامع عمومي کارگري است. از همين روست که ما بر شوراها تاکيد ميکنيم. بر مجامع عمومي کارگري تاکيد ميکنيم و در عين حال همانطور که اشاره کردم از هر تلاشي براي متشکل شدن کارگران حمايت ميکنيم. جمع بودن، متشکل بودن قدرت ماست. امروز خوشبختانه کارگران براي مسلح شدن به تشکلهايشان خيز برداشته اند. شما به سير حرکات کارگري نگاه کنيد. اين حرکت با تشکيل کميته هاي پيگيري و هماهنگي و غيره شروع شد و بعد از آن در اشکالي پيشرفته تري مثل اتحاديه کارگران عليه بيکاري، اتحاديه آزاد کارگران ما شاهد اين حرکت بوديم. کارگران نيشکر هفت تپه سنديکاي خود را تشکيل دادند و هنوز جدال بر سر آن ادامه دارند و علي نجاتي از رهبران محبوب اين کارگران به همين جرم در زندان است. يا ما مبارزات جانانه کارگران شرکت واحد را شاهد بوديم که براي داشتن سنديکاي خود مبارزه کردند. اعتصابات با شکوه سال ٨٤ را داشتند که نقطه عطفي در جنبش کارگري بود و امروز منصور اسانلو و ابراهيم مددي به اتهام همين مبارزات در زندانند. و يک تجربه ديگر در زمينه متشکل شدن، جايي مثل کيان تاير در تهران بود. در آنجا کارگران مجمع عمومي خود را تشکيل دادند و ٢٧ نماينده خود را انتخاب کردند و يک موضوع جدال کارگران با شوراي اسلامي بر سر همين موضوع بود. کارگران اعلام کردند که شوراي اسلامي تشکل آنها نيست، بايد اطاقي را که اشغال کرده است خالي کند و آنرا به نمايندگان منتخب خود کارگران واگذار کند. و باين ترتيب تلاش کردند دست شوراهاي اسلامي را از مبارزاتشان کوتاه کنند. در ادامه اين حرکت رو به جلو است که امروز مي بينيم شوراهاي موقت کارگران که در واقع هيات هاي موسس شوراها هستند سر بلند ميکنند.

سيامک بهاري: اما در کنار تاسيس شوراهاي موقت ، مساله ديگري مطرح است. اين شوراها تشکيل ميشوند که چه کاري انجام دهند. چه نقشي در متحد کردن کارگران و نحوه اعتراض آنها براي به پيروزي رساندن انقلاب ميتوانند داشته باشند؟

شهلا دانشفر: ببينيد اين شوراها در واقع در شکلي که الان شاهدش هستيم، سرپناهي ميدهد به مبارزات توده کارگر. نقش اين شوراها در واقعي چيزي شبيه همان کميته هاي اعتصاب در انقلاب ٥٧ است که در ادامه کارشان و بدرجه اي که مبارزات کارگري سراسري شد، شرايط براي برپايي مجامع عمومي کارگري و انتخاب نمايندگان کارگري بعنوان شوراها فراهم شد و کميته هاي اعتصاب تبديل به شوراها و نمايندگان منتخب کارگران شدند. از جمله شوراي کارگران نفت به دليل وزن کارگران نفت در انقلاب قويترين شوراي سراسري کارگري بودند. بطوريکه در همان ٦ ماهه اول انقلاب بيش از ١٥٠ شوراي کارگري شکل گرفت و شوراهايي تشکيل شد که هزاران کارگر را حول خود گرد آورد و يک نمونه آن شوراي متحد گيلان بود. همانطور که خود اين شوراها اعلام کردند، در شرايط خفقان اين هيات موسس از جمعي از کارگران پيشرو و رهبران کارگري تشکيل شده است. کارگران پيشتازي که ضرورت تشکل و جايگاه شوراها را تشخيص داده اند. قدم به جلو گذاشته اند و اعلام کرده اند که ما شوراي موقت کارگران را تشکيل داده ايم براي اينکه اين سرپناه را براي کارگران ايجاد کنيم. مبارزات کارگران را به جلو ببريم و شرايطي ايجاد کنيم که کارگران بتوانند در مبارزاتشان آنچنان قدرتمند به جلو بيايند که مجامع عمومي خود را تحميل کنند. نفس اين اقدام مهم است و يک پيشروي براي جنبش کارگري است. اما براي اينکه اين شوراها به هدفي که خود اعلام کرده اند، برسند، براي اينکه به الگويي براي بخش هاي ديگر کارگري تبديل شوند و در تداوم اين حرکت شوراهاي سراسري کارگري شکل بگيرد و به اتکاي آنها طبقه کارگر قدرتمند به ميدان بيايد و بقول شما نقش خود را در به پيروزي رساندن انقلاب ايفا کند، بايد اين شوراها از هم اکنون براي آن گام بردارند. از جمله مرتبا رو به کارگران و رو به جامعه حرف بزنند، فراخوان بدهند، بيانيه بدهند، اخبار اعتراضات کارگران را در سطح جامعه و جهاني انعکاس دهند و به اين شکل اعتراضات کارگري را جهت دهند و به جلو ببرند. به عبارت روشنتر امروز تشکيل دهندگان شوراهاي موقت کارگران، علني نيستند، ولي با فراخوانهايشان و با بيان خواستهاي کارگران، منشا حرکت و اتحاد و گرد آوردن کارگران در کارخانه هستند. ميتوانند فراخوان به مجمع عمومي بدهند. ميتوانند فراخوان به اعتصاب بدهند. ميتوانند رو به جامعه حرف بزنند و صداي اعتراض کارگران را به گوش جامعه و جهانيان برسانند و غيره. خصوصا اينکه جامعه دارد از اعتراض و مبارزه ميجوشد. فضا فضاي مبارزه و اعتراض است. فضا فضاي همبستگي و اتحاد است و مردم منتظر فرصتند تا اعتراضاتشان را اعلام کنند. بايد به اين نيروي اعتراض وسيع اجتماعي اتکا کرد و قدرتمند جلو آمد. يک نمونه آنرا در لوله سازي خوزستان در اهواز ديديم. کارگران بيرون آمدند، راهپيمايي کردند. مردم به صف کارگران پيوستند و شعار مرگ بر ديکتاتور سر داده شد. نمونه ديگرش در اراک بود. کارگران آوانگان اراک به خيابان آمدند و مردم کارگران را همراهي کردند. اين اتفاقي است که همه جا شاهدش هستيم. در اراک، در اهواز، در آبادان، در شيراز، در اصفهان، در ايران خودرو و کارخانجات مختلف در تهران، در عسلويه، در همدان و در همه جا.. بويژه با اين موج تعرضي که به کارگران شده است. گراني بيداد ميکند. ميگويند ٧٠ درصد کارگران در معرض اخراجند. بخش اعظم مراکز کارگري با دستمزدهاي پرداخت نشده روبرويند. در همين ايام نوروز خيلي از کارگران وقتي بازگشتند با درب بسته کارخانه روبرو شدند. صنايع فلزي و لوله سازي اهواز نمونه هاي بود. وقتي ميگوييم صنايع فلزي، وقتي ميگوييم، لوله سازي اهواز، وقتي ميگوييم کارگران عسلويه ، يعني هزاران خانواده کارگري، يعني مردم يک شهر، يعني مردم شهر اراک، قائم شهر، اهواز و غيره . بنابراين وقتي شوراها بيانيه ميدهند، فراخوان به اعتراض ميدهند، و ميگويند ما کارگران ميخواهيم دستمزدهاي پرداخت نشده خودمان را از حلقوم اين جنايتکاران بيرون بکشيم، بياييد جمع بشويم، مردم وسيعا از آنها حمايت ميکنند. وقتي بيانيه ميدهند و اعتراض ميکنند و ميگويند دستمزد ٣٠٣ هزار تومان را نمي پذيريم و حداقل حقوق در گام اول بايد يک ميليون تومان باشد، مردم به صف کارگران خواهند پيوست. وقتي کارگران بيانيه ميدهند و ميگويند کارگران زنداني بايد آزاد شوند و همه زندانيان سياسي از زندان آزاد شوند، و مجازات اعدام نبايد باشد و اعلام ميکنند که اول مه روز همبستگي همه مردم عليه فقر و فلاکت است، و خود جلوي حرکت قرار ميگيرند، ميتوانند کل جامعه را هم پشت خود بسيج کنند. بدين ترتيب مي بينيم که شوراهاي موقت کارگري ميتوانند نقش مهمي در تعين دادن به مبارزات کارگران و جلو بردن اعتراضات کارگري داشته باشند. و در واقع اين مسيري است که اين شوراها ميتواند، جلو بيايند، و با تحرکي که ايجاد ميکنند، توازن قوا را عوض کنند و زمينه قدرتگيري شوراهاي سراسري کارگري را فراهم کنند. در غير اينصورت اين تشکلهايي که تحت عنوان شوراي موقت شکل گرفته است، در همين سطح مي ماند. و راه به جايي نمي برد.

البته اين را هم بگويم که نفس اينکه رهبران کارگري به اين شکل قدم جلو گذاشته و دست به چنين کاري زده و شوراهاي موقت خود را اعلام کرده اند، يک جسارت است و هوشياري اين کارگران را نشان ميدهد. خود اين يک پيشروي بوده است. بطور مثال ما نقش شوراي موقت کارگران ذوب آهن را در اعتراضات کارگران و در انعکاس اخبار اين اعتراضات و به تحرک در آوردن مجتمع اي با ١٨٠٠٠ کارگر را شاهد هستيم. اميدي در ميان کارگران ذوب آهن ايجاد کرده است. و باعث شده است که کارگران با جسارت و اعتماد به نفس بيشتري اعتراضات خود را به پيش برند. ولي اگر در جهتي که گفتم اين شورا حرکت نکند در سطح همين مبارزات پراکنده خواهد ماند.

در عين حال در آخر صحبت هايم ميخواهم اين را تاکيد کنم که همه تشکلهايي که با تلاش خود کارگران بوجود مي آيند بايد از يکديگر حمايت کنند و متحد عمل کنند. همين الان اول مه در پيش است. بايد ما شاهد عمل مشترک و بيانيه مشترک و قطعنامه سراسري کارگران به مناسبت اول مه باشيم. سال گذشته ده تشکل کارگري و نهادهاي اجتماعي کميته برگزاري اول مه را تشکيل دادند و متحد ايستادند و قطعنامه سراسري اول مه را دادند. امسال بايد به مراتب فراتر رفت. بايد شاهد قطعنامه سراسري کارگران و اتحاد همه اين تشکلها و رهبران کارگري با همديگر براي برگزاري يک اول مه قدرتمند باشيم. بايد شاهد بيانيه هاي پرشور از سوي اين تشکل ها باشيم . قطعنامه سراسري اول مه بايد جوهر و چکيده خواستهاي کل جامعه باشد. اين گامهاست که شوراها را قوام ميدهد. امکان ميدهد که جلو بيايند، تشکيل منظم مجمع عمومي را تحميل کنند، در اين مجامع کارگران نمايندگان خود را انتخاب کنند و شوراها همه امور را بدست بگيرند و سازمانده انقلاب باشند. اينها همه گامهاي مهمي در پيشروي انقلاب ما و به پيروزي رساندن آن خواهد بود.

سيامک بهاري: بعنوان آخرين سوال خواستم بپرسم، که اگر ميشود بصورت چکيده بگوييد، بيانيه اي که کارگران بايد رو به جامعه اعلام کنند، حاوي چه نکات اساسي باشد که تضمين کننده حضور آنها در پيروزي انقلاب باشد.

شهلا دانشفر: ببينيد ما ده خواست فوري انقلاب را اعلام کرديم. ده خواستي که بطور واقعي خواستهاي فوري مردم است. بيانيه کارگران بايد اعلام کند که مجازات اعدام بايد ممنوع شود. بيانيه کارگران بايد اعلام کند که بايد آزادي بدون قيد و شرط سياسي داشته باشيم و همه کارگران زنداني و زندانيان سياسي بايد فورا از زندان آزاد شوند. بيانيه کارگران بايد اعلام کند که ما خواهان آزادي بدون قيد و شرط سياسي، آزادي بدون قيد و شرط عقيده و بيان هستيم و تشکل و اعتصاب و تجمع حق مسلم ماست. اعلام کند که داشتن مذهب و نداشتن مذهب بايد آزاد باشد. بايد اعلام کند که همه قوانين تبعيض آميز عليه زنان بايد لغو شود. و زن و مرد بايد در تمام عرصه هاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي برابر باشند. بايد اعلام کند که کودکان بدور از اينکه از چه مذهبي، از چه نزاد و قوميت و جنسيتي هستند، بايد از يک زندگي پر از شادي و رفاه برخوردار باشند. بايد اعلام کند که خط فقر نه خط رفاه و حداقل دستمزد امروز در قدم اول يک ميليون تومان. منشور حداقل کارگري يک نمونه چنين بيانيه هاييست که به ابتکار ٤ تشکل کارگري، سنديکاي شرکت واحد، سنديکاي نيشکر هفت تپه، اتحاديه آزاد کارگران ايران، و انجمن صنفي کارگران برق و فلز بيرون داده شده و خواستهاي فوري کل جامعه را نمايندگي ميکند. بيانيه هاي ديگري نيز با همين مضامين کارگران به مناسبت هاي مختلف بيرون داده اند. ده خواست فوري مردم که حزب اعلام کرد و همه اينها در واقع مبنايي بدست ميدهد که کارگران بتوانند بيانيه خود را بدهند. بيانيه اي که بقول شما خواستهاي کل جامعه را نمايندگي کند و اتحادي سراسري براي مبارزه آن شکل گيرد. جدا از خواستها بيانيه اول مه بايد کيفرخواست کارگران عليه توحش سرمايه داري و عليه استثمار و نابرابري و تبعيض و با خواست داشتن جامعه اي آزاد و انساني باشد. بطور واقعي نيز هر ساله ما شاهد چنين بيانيه هايي در اول مه ها بوده ايم و اين ويژگي انقلاب ايران است. انقلابي انساني براي جامعه اي انساني و ما بايد به استقبال چنين اول مه اي، با چنين بيانيه هايي براي به صحنه آمدن طبقه کارگر براي پيروزي رساندن انقلاب باشيم.

سيامک بهاري: يك سوال ديگر. شما به اول مه اشاره کرديد. به بيانيه هايي که به مناسبت اول مه بايد بيرون داده شود. فکر ميکنيد، اول مه امسال بر بستر مبارزات عظيم ده ماهه مردم ، چه نوع اول مه اي خواهد بود؟

شهلا دانشفر: براي اينکه بگوييم چه نوع اول مه اي در پيش خواهيم داشت، بايد ببينيم خود ما چه ميکنيم. اشاره کردم که شرايط آماده است. مردم مترصد فرصتند. و روز اول مه از همه روزهاي ديگر متفاوت است. براي اينکه اول مه روزيست که جامع بودن انقلاب ايران را بيان ميکند. روز مبارزه عليه تمام مصائب جامعه سرمايه داري. اين انقلاب عليه فقر است. عليه بيحقوقي است. عليه تبعيض است. عليه خفقان است. عليه قوانين ارتجاعي اسلامي است. کل توحش جامعه سرمايه داري و رژيم حاکم آن جمهوري اسلامي است. و اول مه اين خصلت را دارد. هيچ روزي چنين جامعيتي را ندارد. بنابراين با توجه به جايگاه اين روز اعتراضي مهم، اگر ميخواهيم بدانيم چه نوع اول مه اي خواهيم داشت، بايد ببينيم که ما به تدارک چه نوع اول مه اي ميرويم. رهبران و فعالين کارگري به تدارک چه نوع اول مه اي ميروند. فعالين معترض، دانشجويان، که هميشه در صف جلوي اعتراض بوده اند و دانشگاه هميشه سنگر مبارزه براي آزادي بوده، به سراغ چه نوع اول مه اي ميروند و از هم اکنون براي اين روز چه تدارکي مي بينند. زنان آزاديخواه به سراغ چه نوع اول مه اي ميروند. بنابراين پاسخ و فراخوان من اينست که تمام قوايمان را بکار گيريم و اين روز را به يک روز بزرگ قدرتنمايي خود در تداوم روزهاي انقلابمان تبديل کنيم. روزي که به طور جدي انقلابمان را گامي مهم به جلو برد. از همين الان راديکالترين، انساني ترين، شفافترين بيانيه ها را آماده کنيم و متحد و قدرتمند به استقبال اين روز برويم. اول مه خيابانها مال ماست. بايد وسيعا بيرون بياييم. وسيعا بسيج نيرو کنيم. گفتمان چنين اول مه اي را در همه جا برپا کنيم. همه شهرها را به رنگ اول مه، روز بزرگ آزاديخواهي و برابري طلبي، روز مبارزه عليه سرمايه و براي جامعه انساني، جامعه اي سوسياليستي، در آوريم. اين تصويريست که من از اول مه دارم و اگر با اين تصوير و با اين قدرت به استقبال اين روز برويم اول مه روزي بزرگ و تاريخي در روزهاي انقلابمان براي زدن ضربه اي جدي بر پيکر اين رژيم خواهد بود.

كارگر كمونيست ١٢٢، ٢٨ فروردين ٨٩

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: