شهلا دانشفر

خوش آمديد

٣٣معدنچي نجات يافتند

دو ميليون ديگر را نيز ميتوان نجات داد

آنها ميتوانستند فقط يك عدد ۳۳ باشند در كنار اعداد دو سه ميليون نفري كه هر سال در محيط هاي كار و بويژه در معادن جان خودرا از دست ميدهند و ظاهرا امري عادي و طبيعي نيز بشمار ميرود. اما روز گذشته  ١٣ اكتبر ما شاهد اتفاق ديگري بوديم. صحنه شورانگيز نجات جان ٣٣ معدنچي شيليايي از اعماق ٧٠٠ متري زمين، در معدن مس و طلاي سانتاگوي شيلي در منطقه سن خوزه كه زير آوار مانده بودند و سرانجام بعد از ٦٩ روز به روي زمين بازگشتند. عظمت و هيجان موضوع اينجاست كه آنها را امروز در كنار خود داريم. انسانهايي كه به گفته خود گويي تازه متولد شده اند و ماريو سخنگو و نماينده معدنچيان  پيام و جوهر كلام همه آنها و در واقع كل كارگران را درمصاحبه اي كه با سي ان ان دارد چنين بيان ميكند: “خوشحالم که من در این حادثه بودم. چون زمان تغییر فرا رسیده است. شیلی باید تغییر کند. تغییر ممکن است”. و ما در كنار كارگران جهان ميگوييم “جهان بايد تغيير كند و تغيير ممكن است”.

ديروز كارگران جشن گرفتند. جهان به نجات اين كارگران چشم دوخته بود. و وقتي همگي سالم بروي زمين بازگشتند ميليونها نفر به وجد آمدند. اتفاقي كه در كشور شيلي ٦٩ روز بود كه مردم برايش روزشماري ميكردند و ديروز موفقيت آنرا جشن گرفتند.  شامپاين نوشيدند و رقص و پايكوبي كردند. زيبايي اين جشن و پايكوبي، ابعاد انساني اين اتفاق بود. صحنه هاي شورانگيزي از در آغوش گرفتن خانواده ها و فرزندانشان و استقبال و شادي همه مردم ، عكس ها و فيلمهابي كه اشك شوق انسانهاي بسياري در جهان را سرازير كرد. روز گذشته روز جشن انسانيت بود.

اين معدنچيان در ٥ اوت بود كه با سقوط يك تخته سنگ بزرگ در تونل  و بسته شدن در خروجي معدن مس و طلا در منطقه نزدیک سانتياگوي شيلي، در عمق هفتصد متري زمين مدفون شدند.  مدت ۱۷ روزي از آنان خبري نبود. خانواده هايشان در مقابل معدن چادر بر پا كرده و در جستجوي عزيزانشان بودند. تا اينكه با جستجوهاي اوليه و از طريق امواج الكترونيكي روشن شد كه اين معدنچيان در زير زمين محبوس و زنده اند. خبري كه موجب اميد و موجي از شادي شد و پس از آن اقدامات ويژه براي كمك رساني و رساندن و غذا و نيازهاي لازم براي آنان آغاز شد. فيلم هايشان منتشر شد. و خانواده ها با نگراني و اميد عمليات نجات را دنبال ميكردند. با روشن شدن خبر زنده بودن كارگران مدفون شدن در اعماق زمين، روشن بود كه دولت شيلي بعنوان يك حكومت بايد كاري كند. عمليات نجات شروع شد . شايد كارفرمايان معادن شيلي از همان آغاز انگيزه زيادي براي صرف اينهمه هزينه براي چنين عملياتي را نداشتند.  شايد در دولت شيلي نيز محاسبات بسياري بر سر انجام يا عدم انجام چنين پروژه اي صورت گرفته باشد. اين را گزارشات تا كنوني اين معادن و شرايط نا ايمن كار در آنها بخوبي بيان ميكند. اما همه شان زير فشار بودند و بايد جوابگو ميبودند. دولت از كارشناسان سازمان ناسا در آمريكا كمك خواست تا به اين كارگران كمك كنند كه خودرا با شرايط زير زمين وفق دهند. زيرا ناسا يكي از كارهايش آموزش زندگي در خلاء و در محفظه بسته و محدود به فضا نوردان است. شماري از كارشناسان ناسا وارد شيلي شدند. و نتيجه همه اين اقدامات نجات جان ٣٣ معدنچي در  روز گذشته در ميان جشن و شادي خانواده هاي اين كارگران و جهانيان بود.

 

اين اتفاق تا همين جا دستاوردهاي بسياري براي همه جهانيان دارد. حقايق بسياري از توان تكنولوژي امروز بشر براي جلوگيري از بسياري از كشتارهايي كه همين امروز در محيط هاي كار و در معادن در كشورهاي مختلف و در راس آنها در ايران ميگذرد را در مقابل ما قرار داد. نشان داد كه چگونه محيط هاي نا ايمن كار از كارگران در سراسر جهان قرباني ميگيرد در صورتيكه با تكنيك امروز ميتوان مانع آن شد.

 

كارفرما خبر داشت

براي روشن تر شدن موضوع از همين معدن سن خوزه شروع ميكنيم. در اين معدن  قبلا نيز ما شاهد اتفاقاتي از همين دست بوده ايم. گزارشات حاكيست كه اين معدن از لحاظ استانداردهاي ايمني محيط كار بسيار سطح پاييني داشته و به ايمني كارگران كمترين توجه صورت ميگرفته است. از جمله در همين ماههاي اخير يك كارگر معدن در جريان كار جانش را از دست داد. و طبق گزارشهاي منتشر شده در فاصله سالهاي ٢٠٠٤ و ٢٠٠٥ مسئولين كار ٤٢  مورد هشدار در مورد لزوم ايمني محيط كار دريافت كرده بودند و آخرين موردش در همين ژوئيه امسال در مورد مقاوم سازي سقف معدن بود، اما اقدامي براي آن صورت نگرفت. و يا در سال ٢٠٠٧ بدنبال شكايت خانواده يكي از معدنچياني كه در معدن كشته شده بود، معدن را بستند. اما در سال ٢٠٠٨ بدون اينكه كاري جدي صورت گيرد، دوباره آنرا بازگشايي كردند. در ادامه چنين شرايطي بود كه ٣٣ معدنچي شيليايي در اثر عدم ايمني محيط كار در زير آوار ريزش معدن مدفون شدند. اين خود  نمونه آشكاري از  جنايات كارفرمايان و سودجويي هايشان بود. بعبارت ديگر از قبل معلوم بود كه بزودي چنين اتفاقي يعني ريزش سقف معدن روي ميدهد اما كارفرما براي عدم صرف هزينه هيچ اقدامي براي جلوگيري از آن نكرده بود. و تقريبا در تمام موارد اينگونه است كه مديران و كارفرمايان به صرفشان است كه شماري از كارگران قرباني شوند تا اينكه چند هزار دلار صرف ايمني محيط كار كنند.

 

نكته قابل توجه اينكه در اين اتفاق تكان دهنده،  بعد از ١٧ روز در حاليكه همه از زنده بودن عزيرانشان نااميد بودند، در همان نزديكي معدن مراسمي براي گراميداشتشان برپا كرده و ٣٣ پرچم به ياد آنها برافراشتند، اما ناگهان خبر زنده ماندن معدنچيان، اميد و شادي را در ميانشان زنده كرد. از آن هنگام خانواده ها در همان مقابل معدن چادر زدند و شب و روز را آنجا گذراندند و پيگير كار شدند و بارها و بارها مسئولان را بخاطر اتلاف وقت براي نجات جان كارگران مورد اعتراض خود قرار دادند. خلاصه زير چنين فشاري و چنين پرونده اي بود كه دولت و كارفرمايان خود را مسئول ديدند.

 

بله اينها حقايق حاشيه اي اين رويداد است كه تاكنون پشت پرده مانده بود. و جالب اينست كه آنچه امروز در سايتهاي خبري برجسته ميشود، پرچم شيلي و ديدار رييس جمهور شيلي از نجات يافتگان است! و نه اينكه اين نجات يافتگان در واقع قربانيان بي توجهي و بي مسئوليتي و ضد انساني بودن كارفرما و صاحبان و سرمايه و نهادهاي دولتي در شيلي هستند كه اتفاقي نجات يافته اند.

 

بيش از دو ميليون قرباني در يك سال

اجازه بدهيد. براي روشن شدن موضوع نگاهي نيز به آمار داشته باشيم.  بنا به گزارش سازمان بین المللی کار در سال ٢٠٠٦ ، سالانه ٢٧٠ میلیون سانحه ناشی از عدم ایمنی محیط کار در جهان اتفاق می افتد که بر اثر آن ٢میلیون و ٢٠٠ هزار کارگر جان خود را از دست می دهند. طبعا اين آمار سوانحي است كه گزارش شده است. تلفات واقعي از اين بسيار بيشتر است. در خود كشور شيلي گزارشات حاكيست كه از سال ٢٠٠٠ به طور متوسط هر سال ٣٤ کارگر معدنچی در حوادث ناشی از عدم ایمنی محیط کار کشته شده اند. اين ٣٣ معدنچي ميتوانستند به در كنار اين عدد قرار گيرند و فراموش شوند. نجات جان كارگران معدن شيلي بيش از بيش نشان داد كه ميشود در دنياي تكنولوژي امروز بشري  جلوي بخش عظيم اين كشتار ها را گرفت. ميشود با بكارگيري تكنولوژي مدرن و اختصاص آخرين استانداردهاي ايمني در محيط هاي كار نگذاشت كه محيط هاي كار چنين به قتلگاه كارگران تبديل شود. اما آنچه كه مانع است، سودجويي مشتي سرمايه دار و سيستمي است كه اساسش بر روي سود است. سيستمي كه شاخص آن نه رفاه انسان و جان و سلامت جامعه ، بلكه انباشت هر چه بيشتر سود و سرمايه است.

 

به همين اتفاقات اخير و كشتارهايي كه در اثر انفجار لوله گاز در سرخس –مشهد دقت كنيد. روز جمعه ١۹ شهريور ماه (ده سپتامبر) در منطقه مزدآوند – كيلومتر چهل خط لوله گاز سرخس، مشهد انفجار مهيبي بر اثر برخورد يک دستگاه بيل مکانيکي (سايد بوم) با خط لوله گاز که از پالايشگاه خانگيران سرخس، گاز ترکمنستان را به مشهد انتقال مي‌دهد روي داد. در اين انفجار مهيب دهها نفر كشته شدند. كه جمهوري اسلامي نه فقط اسامي قربانيان را اعلام نكرد بلكه حتي آمار دقيق را منتشر نكرد و تنها يازده نفر آنان در شهر هفشجان شهر كرد در ميان استقبال دهها هزار نفر از مردم به خاك سپرده شدند. علتش نيز نبود استانداردهاي لازم در خطوط انتقال گاز در صنايع گاز ايران و عدم رعايت مقررات حريم و مسير لوله گاز و بكارگيري فاكتورها و طراحي هاي غير علمي و زير پا گذاشتن اوليه ترين استانداردهاي ايمني كار گزارش شده است. قبل از آنهم در ٨ خرداد ما شاهد انفجار دكل چاه شماره ٢٤ منطقه نفت شهر در شهرستان قصر شيرين بوديم كه در نتيجه آن ٣ نفر در دم كشته و ١٢ نفر زخمي شدند. وبويژه بنا بر آمار معادن بيشترين قربانيان محيط كار را داشته است. سال ٨٤ بود که با انفجاري عظيم در افق شماره ٢ معدن باب نيزو ٩ کارگر که در عمق ٢٤٠ متري کار ميکردند، جان سپردند. بعدا معلوم شد که کارگران به دليل تنفس مداوم ٥ درصد گاز متان در حين کار ريه هايشان پر از مواد انفجاري شده و وقتي جرقه اي زده شد، نه تنها تمام هواي تونل، بلکه آن مقدار گاز متاني که در ريه آنها انباشته شده بود، نيز منفجر شد. همانموقع معلوم شد که علت اين انفجار، نبود دستگاه “گاز سنج” براي مطلع ساختن کارگران از ميزان گاز متان در هواي تونل بوده است. زيرا نصب چنين دستگاههايي در معدن براي کارفرما هزينه برميدارد و بصرف نيست و يا شايد انجام آن وقت گير هم باشد و احتمالا مجبور شوند توليد را براي لحظاتي بخوابانند و به سود اين حضرات خسارتي وارد آورد. بدين ترتيب به همين سادگي، در مورد جان انسانها تصميم گرفتند و بدون هيچ تاميني، کارگران را به عمق ٢٤٠ متري زمين فرستادند و معدن منفجر شد و ٩ کارگر جان باختند. و معلوم نيست، آنهايي هم که جان سالم بدر برده اند، امروز وضع ريه و سلامتي شان چگونه است و کسي هم در موردشان سخني نميگويد. بعد از بلند شدن سرو صداي اين اتفاق بود كه کارفرما را بدادگاه بردند و در جلسه محاکمه کارفرما، مهم‌ترين دليل انفجار نبود دستگاه “گازسنج” عنوان شد. اما اين جنايت به اينجا ختم نگرديد. سه سال گذشت و در اين مدت نه تنها اقدامي صورت نگرفت، بلکه عينا همان جنايت دو بار ديگر نيز تکرار شد. انفجاري ديگر در سال ٨٧ صورت گرفت و اين بار ٢ کارگر ديگر در همين معدن جان باختند و بعد از آن انفجار سوم نيز صورت گرفت و در فاصله کمتر از ٤ سال در مجموع ٢٠ نفر جان سپردند. اينها اتفاق نيست جنايت است. كشتار تعمدي يا آگاهانه كارگران است. ابعاد تكان دهنده اين اتفاقات موجي از اعتراضات را بلند كرد. نمونه ديگر از چنين جنايتي دو سال قبل در  شازند اراک بود كه در آن بيش از ٣٥ کارگر بازهم بخاطر سودجويي کارفرما زنده زنده در آتش سوختند.

بگذريم. آمار كشته شدن و آسيب ديدن در محيط هاي كار در ايران هر روز بيشتر ميشود و يك عرصه دائمي جنايت دولت و سرمايه داران است. نجات جان معدنچيان شيلي امروز در برابر همه كارگران جهان راه ميگذارد. به گفته نماينده كارگران شيلي بايد همه چيز را زيرو رو كرد. بايد اين نظام وارونه را واژگون كرد. ناامني محيط کار يعني بازي کردن با جان و زندگي کارگر و خانواده هاي کارگري. يعني بي تاميني کل جامعه. بايد به اين مساله خاتمه داد

انترناسيونال ٣٧٠، ٢٣ مهر ٨٩.*

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: