شهلا دانشفر

خوش آمديد

رضا رخشان بايد فورا از زندان آزاد شود

 رضا رخشان رئيس هيئت مديره سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه راهي زندان شد. او را زنداني كردند، بخاطر مبارزات كارگران نيشكر هفت تپه براي ايجاد تشكل خود، سنديكاي نيشكر هفت تپه و عليه دستمزدهاي پرداخت نشده شان. مبارزاتي كه بطور واقعي نقش مهمي در جنبش كارگري ايران داشت و تجربه با ارزشي از تلاش و جدال كارگران براي ايجاد تشكلشان بود. رضا رخشان را راهي زندان كردند، تا به كارگران معترض در برابر خطر “فتنه اقتصادي” يعني اعتصابات و اعتراضات گسترده چنگ و دندان نشان دهند. براي اينكه طرح كثيف هدفمند كردن يارانه ها را به اجرا بگذارند. همانطور كه به بهنام ابراهيم زاده فعال كارگري و فعال دفاع از حقوق كودك حكم بيسابقه ٢٠ سال زندان را دادند. جمهوري اسلامي براي اينكه تهاجمش را به زندگي كل جامعه و كارگران به جلو ببرد و جلو فروپاشي اقتصادي اش را بگيرد، بايد تشكلهاي كارگري و هر نوع تشكل مبارزاتي را درهم شكند. بايد فعالين و رهبران كارگري را زير فشار و تهديد هر روزه بگذارد، تا جلو متحد شدن و متشكل شدن و مبارزات قدرتمند كارگري، جلوي همان چيزي كه از آن وحشت دارد و به كابوس شب و روزش تبديل شده است، را بگيرد.

 اما همه تاسف من اينجاست كه رضا رخشان در نوشته اي تحت عنوان ” يارانه ها، تلاشي براي يک ارزيابي واقعي” خود اين را نمي بيند و همانجا در حاليكه ميگويد كه به زودي راهي زندان خواهد شد، اما بسادگي از آن ميگذرد و آنچنان اندر وصف هدفمند كردن يارانه ها و اجتناب ناپذير بودن  آن بعنوان تحولی بزرگ سخن ميگويد، كه گويي يكي از دستياران دست راستي خود احمدي نژآد است كه چنين بحث ميكند. او مينويسد:

“طرح بزرگ ديگري که دولت بدنبال اجراي آنست طرح هدفمندکردن يارانه ها مي باشد. حالا که کشور بسمت اقتصاد آزاد رفته است وجود يارانه چيزي نيست جز مانعي بر سر راه رشد هرچه بيشتر بازار. يارانه يعني قيمت کاذب، يعني غيررقابتي بودن که منافي اسلوب و شيوه رايج در جوامع سرمايه داري است. درشيوه دولت محوري گذشته وجود يارانه پديده اي بود بديهي و لازم. يعني دولت با تحميل برخي هزينه‌ها برخود، قيمت کمتري را بر عهده مردم مي گذاشت. نکته مثبت آن، اينستکه به قشر کم بضاعت کمک مي شد در افزايش قدرت خريد. و جنبه منفي آن اين است که چونکه همه به يکسان ازمواهب آن حمايتها برخوردارمي شوند و يا هيچ گونه تمايزي از لحاظ قيمت بين فقير وغني وجود ندارد را مي توان ذکر کرد.” و همين جا نتيجه ميگرد:”اکنون ديگر وجود يارانه ها مانعي است بر سر راه اقتصاد رقابتي که بايد از ميان برداشته شود.” و بالاخره لب سخنش را به اين صورت بيان ميكند و مينويسد:”ارائه طرحي بنام طرح هدفمندکردن يارانه ها ناشي از تکامل نظام سرمايه داري در تعيين مناسبات اقتصادي درايران است. ودولت گرايي جاي خودرا به خصوصي سازي و ازادسازي داده است. اين در چهارچوب سرمايه داري يک تحول ناگزير است و دير يا زود واقع مي شود.”

 اين ها طبعا نباید دغدغه های يك كارگر باشد. آدم احساس ميكند كه به او ديكته شده است. وگرنه رشد سرمايه داري و متعادل شدن اقتصاد چپاول اين حكومت اگر هم حتي عملي ميشد، دلخوشي اي براي يك كارگر نيست كه قرار است بر گرده او اين اقتصاد رشد كند و بفرض “متعادل” شود. كارگر بايد و ناچار است بجنگد و حقوقش را از صاحبان مفت خور سرمايه دار بيرون آورد و اين قاعدتا بايد مشغله كارگر معترض باشد. كارگران هفت تپه در جدال و مبارزه و اعتصاباتشان همين كار را كردند. جنگيدند و توانستند برخي خواستهايشان را به دولت كارفرمايان تحميل كنند. در عين حال اين روشن و بديهي است كه اقتصاد جمهوري اسلامي به گل نشسته است. راه رشدي مقابلش نيست. فلج است. تعادل پذير و متعارف شو نيست. مشكل اين اقتصاد يارانه نيست. مشكل خود جمهوري اسلامي است. اين را ما مفصلا توضيح داده ايم. جالب يا جاي تاسف است كه يكي از رهبران اين كارگران آمده است و تمام دستاورد همكارانش را به حساب يك جناح حكومت دزدان سرمايه دار ميگذارد. رضا حتي بوضع خود نگاه نميكند كه اتفاقا بخاطر تلاش كارگران نيشكر هفت تپه و از جمله خود او براي متشكل شدن است كه حكم زندان گرفته است و نيز به همين جرم است كه امروز كارگران سنديكاي واحد در زندانند. براي اينكه جمهوري اسلامي تشكل اين كارگران را هدف قرار داده است. در عين حال رضا متوجه نيست كه طرح هدفمند كردن يارانه ها ميخواهد قيمت ها را به بازار بسپارد، ميخواهد همان كمك دولتي كه بقول خود او بخاطر ترس از اعتراضات مردم دولت به آن تن داده بود را قطع كنند، بدون اينكه خبري از افزايش دستمزدها باشد. قدرت خريد كارگر قرار است به اعتراف نمايندگان مجلس اسلامي و كارشناسان اقتصادي ايران با اين طرح كذايي به نصف و يك سوم كاهش يابد و حال يك كارگر آمده است و ميگويد تورم كاهش مي يابد!

رضا رخشان در همين نوشته نقدش به  جريانات چپ بر سر طرح يارانه ها اينست كه از نظر او همه آنها انگيزه‌هاي اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها در دولت را جستجو ميكنند و ميزان رشد مناسبات سرمايه داري در ايران و مرحله کنوني آن را ناديده ميگيرند. و شعار عمومي نوشته‌هاي همه شان جلوگيري از اجراي طرح يارانه هاست. و بعد خود به توضيح شرايط متفاوت دوره هاي مختلف رشد سرمايه داري در این سي سال پرداخته و بحثش حتي از موضوع طرح يارانه ها فراتر رفته و سر از جاي خطرناك و راستي در مياورد و مينويسد:”اما شرايط در دوره سوم (دولت نهم و دهم) بسيار بهتر از گذشته مي باشد بطوريکه در اين دوره بسياري از کارگران توان خريد خودرو پيدا کردند و سطح زندگي کارگران ارتقا پيدا کرد. البته اين در هفت تپه و يا شرکت واحد نتيجه مبارزات خود کارگران هم بود اما در مجموع در مورد کارگران بخشهاي متعددي صدق مي کرد. بخاطرهمين بود که در زمان انتخابات سال گذشته (88) دولت احمدي نژاد بشدت ازطرف طيف کارگر و بازنشستگان مورد اقبال قرار گرفت. قطعا نقش طبقه کارگر و بازنشتگان درانتخابات و پيروزي دولت دهم نقش مهم واساسي داشته است. و اين نشان مي‌دهد که حداقل بخشهاي وسيعي از کارگران اين دولت را را بر دولتهاي نوع قبلي ترجيح مي دادند.”

 اين درجه از قلب واقعيت را انسان ترجيح ميدهد فكر كند به دليل مصلحت انديشي شخصي صورت گرفته است چون بهيچ وجه با واقعيت اين جامعه كه هرروزش براي كارگر عذاب اليم است خوانايي ندارد. اما حتي اگر مصلحت انديشي هاي شخصي چنين اظهاراتي را باعث شده باشد، بسيار جاي تاسف است و مسموم است و قابل سكوت نيست. جامعه ايران در دوره اين حكومت اتفاقا بيش از هميشه جهنم كارگران بوده است. نپرداختن دستمزدها به يك نرم و عرف تبديل شده است. همين زماني كه رضا رخشان اين خطوط را مينوشت در دهها مركز كارگري اعتراض براي گرفتن دستمزدها جريان داشت و جريان دارد. اما رضا رخشان آمده است و بعنوان رهبر كارگري آب تطهير بر سر ضد كارگري ترين حكومت تاريخ ميگذارد. روشن است، كه اين سخنان ، ربطي به كارگران نيشكر هفت تپه و كل كارگران و كل مردم ايران ندارد. اين سخنان حتي ربطي به مبارزات خود رضا رخشان كه اكنون به جرم آنها در زندان است ندارد. حتي ربطي به خواستهايي كه خود او در انتهاي همين نوشته طرح ميكند ندارد. رضا رخشان از استقبال طيف كارگر و بازنشستگان در انتخابات ٨٨ از احمدي نژآد سخن ميگويد، اما فراموش كرده است كه چگونه بعد از همان مضحكه انتخابات ميليونها كارگر و مردم به خيابانها ريختند و عكس احمدي نژاد و خامنه اي را به آتش كشيدند و مرگ بر ديكتاتور گفتند. بطور واقعي اگر رضا رخشان اين سابقه مبارزاتش را نداشت، اگر امروز در زندان نبود، و همين سخنان را رو به همكارانش در نيشكر هفت تپه ميگفت، معلوم نبود كه با چه پاسخي روبرو ميشد.

 رضا رخشان ادعا ميكند كه در دوره حكومت احمدي نژآد بسياري از كارگران توانستند صاحب خودرو شوند. چيزي كه حتي آمارهاي خود دولت نيز ادعايش را ندارد و در سال گذشته بود كه از افزايش نرخ خط فقر به بيش از يك ميليون تومان گزارش كردند. و اين در حاليست كه بيش از يك ميليون كارگر ماهها دستمزد نگرفته اند و ما شاهد اعتراضات هر روزه شان هستيم. و در همين نيشكر هفت تپه نيز اگر كارگران تشكلشان را نداشتند، اگر متحد نبودند، اكنون در موقعيتي نبودند كه بتوانند فشار بياورند كه هشتصد كارگر قراردادي آن استخدام رسمي شوند و جرات نكنند دستمزدهايشان را طولاني مدت به تعويق بيندازند و گرو كشي كنند.

در هر حال همه حرف من اينست كه با اين سخنان رضا رخشان حتي خودش هم نميداند چرا در زندان است. اما ما ميدانيم. كارگران ميدانند و رضا رخشان بايد فورا از زندان آزاد شود.

 کارگر کمونیست 141، 18 دی 89

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: