شهلا دانشفر

خوش آمديد

رحيم مشايي و يك سوال اساسي در مورد حجاب

رحیم مشایی رئیس دفتر احمدي نژآد در سخناني در يك همايش در دانشگاه علم صنعت سوال مهمي را مقابل خود و اين رژيم ميگذارد و مي پرسد: ” هم اکنون اگر قانونی بود که حجاب الزام ندارد، چند درصد خانم ها با حجاب بودند؟ منظور همین روسری است.” او با اين تصوير كه بدون اجبار زنان حجاب را دور خواهند انداخت سخنان خود را ادامه ميدهد و ميگويد: “چرا هزاران منبر نصیحت و خطابه تأثیر لازم را نداشته است؟ البته بی تأثیر نیست، کجای کار ما اشکال دارد؟” مشايي نميتواند جواب واقعي اين سوال را بدهد اما جوابش در يك جمله اينست كه كار شما اشكالش آنجاست كه ميخواهيد به يك جامعه امروزي و مدرن، قوانين پوسيده توحش را تحميل كنيد.

مشايي و سران مرتجع اين رژيم هرچه هم كه عقب مانده باشند ميدانند و طي اين سالها ديده اند كه اشكال آنها اينست كه ميخواهند قوانين ارتجاعي اسلامي، هزار سال پيش را در جامعه اي پياده كنند كه مدرن است، آزاديخواه است، تبعيض نميخواهد و براي آزادي و برابري مبارزه ميكند. در جامعه اي كه جنبش آزادي زن هر روز قدرتمند به جلو مي آيد و در همان آغاز به حاكميت رسيدن اين حكومت و  اعلام اجباري بودن حجاب، زنان و مردان آزاديخواه ايران جوابشان را در هشت مارس با شكوه سال ٥٨ با شعار آزادي، برابري حق مسلم ماست، دادند. اينها نمي فهمند كه اتفاقا اشكالشان همان منبر ها و خطابه هاييست كه رفته اند و فاطمه را با حجاب و فرمانبرداريش ، سمبل زن قرار داده اند. اما جامعه جانانه در برابرشان ايستاد و هشت مارس را روز جهاني خود اعلام كرد و ندا آقا سلطان، زن جواني كه در تطاهراتهاي مرگ بر ديكتاتور و مرگ بر خامنه اي شركت كرد و به گلوله بسته شد، دختر جواني كه آزادي را براي همگان طلب ميكرد سمبل جنبش انقلابي مردم شد.

 مشايي دارد به صراحت اعتراف ميكند كه با وجود به راه انداختن انواع طرحهاي عفاف و حجاب، عليرغم دستگيري ها و تعرضات جنايتكارانه هر روزه شان بر زنان و بر جوانان،  اكنون حجاب برگيران به يك جنبش قوي در جامعه و يك عرصه مهم چالش اين رژيم تبديل شده است. و امروز اين رژيم همانطور كه از فتنه اقتصادي فغانش بلند شده است، چنين درمانده و مفلوك از ابعاد اجتماعي جنبش آزادي زن و حجاب برگيران سخن ميگويد. حرفهاي مشايي تازه نيست، اين زبوني را بارها و بارها در خطبه هاي نماز جمعه و در ديدارهاي كميسيونهاي مجلسشان با سران نيروي انتظامي و جمع كردن مقامات گوناگون مملكتي براي چاره انديشي بر سر اين موضوع شاهد بوده ايم. مشايي راست ميگويد، اگر اين چماق سركوب روي سر مردم نبود، طبعا ايران كشوري بود بسيار جلوتر از بسياري از كشورهاي پيشرفته امروز جهاني. چون مردم ايران تجربه سي سال جدال بر سر آزادي و زندگي انساني با اين حكومت را دارند. چون طي تمام اين سالها ما با عروج جنبشي چپ و راديكال بر سر اعتراضات مردم روبروييم. اين را سران حكومت بويژه در اعتراضات گسترده همين يكسال اخير و قرار گرفتن زنان در صف جلوي اعتراضات و حجاب سوزي هاي چهارشنبه سوري و هشت مارس در تهران و سنندج ديدند. آري پاسخ جناب مشايي اينست كه اشكال شما، وجود اين بساط آپارتايد جنسي و قوانين ارتجاعي شماست كه همچون غده اي سرطاني بايد نه تنها از پيكر جامعه ايران، بلكه از پيكر كل جهان، جراحي شده و به زباله دان تاريخ سپرده شود.  راهي در مقابل شما قرار ندارد. جمهوري اسلامي بايد برود اين خواست مردم است.  وجود اين حكومت اشكال اساسي كار است. مردم ايران جمهوري اسلامي را نميخواهند. تبعيض و نابرابري نميخواهند.*

انترناسيونال ۳۸۳،بیست و چهار دی هشتاد و نه

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: