شهلا دانشفر

خوش آمديد

اعتراضات کارگری و اول مه

بدنبال پایان تعطیلات نوروزی اعتراضات کارگری با شدتی بیشتر از سر گرفته شد. این درحالیست که  در آستانه اول مه روز جهانی کارگر قرار داریم و گفتمان بر سر اعتراضی گسترده به مناسبت این روز در میان رهبران و فعالین کارگری بالاست. از سوی دیگر مضحکه انتخابات رژیم اسلامی در پیش است و رژیم اسلامی را تب گرفته است که چگونه از این پیچگاه عبور کند. فقر و گرانی نیز فغان کارگران و کل جامعه را بلند کرده است و با وجود اینکه رژیم هر روز بر سرکوبگریهایش شدت میدهد، هر روز بر لیست اعدامهایش می افزاید و فشار بر روی فعالین و رهبران کارگری را شدت داده است، چگونگی رها شدن از شر جهنم جمهوری گفتمان مردم است. در این میان سران رژیم نیز بیش از هر وقت به جان هم افتاده و از حرفهای ناگفته علیه یکدیگرسخن میگویند و پرونده های دزدی ها و جنایات همدیگر را در برابر جامعه رو میکنند. وضعیتشان آنچنان بهم ریخته است که برای نمونه وقتی احمد نژآد فراخوان به میتینگ استادیوم آزادی دارد عوض حیدر عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس اسلامی در گفتگویی با رادیو فردا این اقدام را قشون‌کشی در برابر “نظام و رهبری” و آنرا غیر “قانونی” خواند.

کل این تصویر نشان میدهد که اوضاع رژیم اسلامی از چه قرار است و به گستردگی اعتراضات کارگری باید در متن چنین شرایطی نگاه کرد. همچنین به روز جهانی کارگر که روز اعتراض سراسری کارگران و کل جامعه علیه کل توحش سرمایه داری است، باید در متن چنین شرایطی نگاه کرد. نگاهی به فضای اعتراضی در میان کارگران در همین دو هفته آخر فروردین به روشنی حال و هوای امروز جنبش کارگری و کل جامعه را نشان میدهد.

از جمله مهمترین موضوع مهم اعتراض کارگران امروز، اعتراض به تصمیم جنایتکارانه رژیم اسلامی مبنی بر تعیین ۴۸۷ هزار تومان به عنوان میزان حداقل دستمزد ها در سال جاری است. در شرایطی که گرانی و تورم بیداد میکند و افزایش قیمت ها سیر صعودی دارد، چنین تصمیمی از سوی جمهوری اسلامی به معنی تحمیل فقر و فلاکت بیشتر به کارگران و کل جامعه است. نتیجه مستقیم چنین تصمیمی از هم پاشیدن بیشتر خانواده های کارگری، محروم شدن بیشتر کودکان کارگران و بخش های محروم جامعه از تحصیل و بی تامینی مطلق میلیونها خانواده کارگری است. کارگران به این دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر معترضند. ابعاد این اعتراض آنچنان گسترده است که خود دولت را به تکاپو انداخته است. از جمله تشکلهای دست ساز دولتی نظیر کانون عالی شوراهای اسلامی و یا کانون عالی انجمن های صنفی کارگری، با طرح شکایت به دیون عدالت اداری جمهوری اسلامی تلاش دارند بر موج اعتراض کارگران سوار شوند. اینان که خود یک پای شورایعالی کار و تصمیم گیری جنایتکارانه اش بر سر ۴۸۷ هزار تومان حداقل دستمزد بوده اند، اکنون با راه انداختن هیاهو بر سر شکایت به “دیوان عدالت اداری” و  اینکه مثلا چرا میزان حداقل دستمزد ۶ درصد کمتر از نرخ تورم تعیین شده مرکز آمار دولت است، میکوشند که مبارزه کارگران علیه دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر را منحرف کنند و با این کار کارگران را تا آخر سال سر بدوانند و کنترل اوضاع را بدست داشته باشند. اما گفتمان کارگران تجمع و اعتصاب است. برای نمونه اتحادیه آزاد کارگران ایران طی اطلاعیه ای در ۲۰ فروردین تحت عنوان  لغو مصوبه حداقل مزد و افزایش فوری دستمزدها تنها با اعتصاب و تجمعات اعتراضی ممکن و میسر، بیانگر همین خواست و اعتراض است. این را در بیانیه های اعتراضی دیگر تشکلهای کارگری نیز میتوان به روشنی دید.

موضوع اعتراض علیه فقر و گرانی و علیه دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر موضوع اعتراض نه فقط کارگران، بلکه کل جامعه است. این موضوعی است که بدون شک مهر خود را بر اول مه و قطعنامه و فضای اعتراضی آن خواهد زد. این موضوع، بطور واقعی امروز کل جامعه را به حالت انفجار درآورده است. بطوریکه کابوس “شورش گرسنگان” به کابوس هر روزه رژیم اسلامی تبدیل شده است.

در همین راستاست که در دو هفته اخیر شاهد دهها حرکت اعتراضی در مراکز مختلف کارگری هستیم. در این مبارزات کارگران علیه دستمزدهای پرداخت نشده، علیه بیکاری و بیکارسازیها، علیه شرایط برده وار کار و قرار دادهای موقت و غیره به اعتراض برخاسته و در واقع  محور اصلی همه این اعتراض فقر و محرومیت وسیع کارگران است. از جمله این اعتراضات برخورد مردم معترض در جریان سفرهای استانی احمدی نژاد جنایتکار است که این سفر ها بطور واقعی بخشی از کمپین انتخاباتی اوست. در همین هفته حضور وی در هویزه در خوزستان به صحنه اعتراض جوانان و کارگران بیکار در آنجا تبدیل شد و مردم معترض با شعار، بیکاری، بیکاری صدای اعتراض خود را بلند کردند. نظیر چنین استقبالی قبلا نیز در پالایشگاه آبادان در هنگام سفر احمدی نژآد برای افتتاج فاز سوم پالایشگاه اتفاق افتاده بود. در آن هنگام علیرغم همه تلاش مقامات مسئول برای بیخبر نگاهداشتن کارگران از حضور وی، همان تعداد کارگری که از موضوع با خبر شده بودند، خود را به محل رساندند و با شعارها دروغگو، دروغگو، مرگ بر دیکتاتور کاری کردند که مقامات مسئول ناگزیر احمدی نژاد را مخفیانه از درب دیگری وارد و بعد هم دور از چشم کارگران از محل خارجش کردند.

نمونه دیگر از اعتراضات دو هفته اخیر کارگری، اعتصاب یکپارچه ۱۲۰۰ کارگر کارخانه نورد لوله صفا است. خود کارگران این حرکت را بزرگترین اعتصاب کارگری در سال جدید خواندند. در این حرکت اعتراضی در روز اول اردیبهشت صد کارگر اخراجی، به نشانه اعتراض وارد کارخانه شدند و بعد تمام کارگران کارخانه شیف صبح و شب به آنها پیوستند و علیه اخراجها وتعویق دستمزدهایشان یکپارچه و متحد وارد اعتصاب شدند. با قدرت اعتصاب کارگران، کارفرما که به خیال خود با اخراج صد نفر از کارگران و تمدید قرارداد ۱۱۰۰ کارگر دیگر این کارخانه فقط برای یکماه، تدارک تهاجم وسیعی را دیده بود، عقب زده شد و کارگران حسابش را کف دستش گذاشتند. در نتیجه در روز دوم اعتصاب کارفرما ناگزیر شد دستمزد  بهمن ماه کارگران را پرداخت کند و وعده پرداخت فوری دستمزد اسفند ماه  آنان را بدهند. پس از این عقب نشینی کارگران موقتا به سر کارشان بازگشتند و اعلام داشتند اگر همه طلبهایشان پرداخت نشود و کارگران اخراجی سر کارشان باز نگردند این اعتراضات از سر گرفته میشود. اعتصاب قدرتمند کارگران نورد لوله صفا یک الگوی موفق دیگر برای خیل عظیم  کارگرانی است که با معضل دستمزد های پرداخت نشده روبرویند. اعتصاب کارگران نورد لوله صفا در عین حال در شهری اتفاق می افتد که یک مرکز مهم کارگری در ایران است و اعتراضی با چنین قدرت تاثیر مستقیمی بر فضای شهر و دیگر مراکز کارگری در این شهر دارد. ترس دولت و کارفرما نیز همین است.

نمونه های دیگر از اعتراضات کارگری در دو هفته اخیر، تحصن کارگران کارخانه “فارسیت” در مقابل فرمانداری دورود در اعتراض به اخراج ها، تجمع اعتراضی کارگران قند اهواز در اعتراض به ۲۷ ماه دستمزد پرداخت نشده و بلاتکلیفی وضع کارخانه در مقابل استانداری، تجمع کارگران کاشی رویال سمنان در اعتراض به دو ماه دستمزد معوقه خود در مقابل استانداری، تجمع کارگران راه آهن یزد با خواست کوتاه شدن دست پیمانکاران در مقابل استانداری، تجمع اعتراضی کارگران دوب آهن زاگرس کردستان دراعتراض به سه ماه دستمزد پرداخت نشده خود در مقابل فرمانداری قروه، تجمع متقاضیان مسکن مهر مقابل استانداری زنجان برای دومین روز متوالی در٢٩فروردین، تجمع روز ۲۷ فروردین كارگران كارخانه نساجی اصفهان سیمین نو مقابل مجلس اسلامی در اعتراض به عدم بازنشستگی خود با ٢٠ سال سابقه كار، تجمع کارکنان منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویراحمد جلوی استانداری با خواست کوتاه شدن دست پیمانکار از محیط کار و تجمع اعتراضی جمعی از کارگران بازنشسته و شاغل پالایشگاه آبادان مقابل وزارت نفت تهران در اعتراض به عدم واگذاری منازل سازمانی پالایشگاه به آنان را میتوان نام برد.

قدرمسلم تمامی این اعتراضات تاثیر مستقیم خود را در  شهرهای مختلف و بر فضای کل جامعه میگذارد. این چنین است که امروز جنبش اعتراضی کارگری به عنوان یک بخش دائمی اعتراض به وزنه سنگینی در تحولات سیاسی جامعه تبدیل شده است.

در چنین فضایی است که امسال به استقبال اول مه روز جهانی کارگر میرویم. همه این مراکزی که از اعتراضاتشان نام بردم، نورد لوله صفا و دهها مرکز کارگری دیگر در هر شهر میتوانند کانون های داغ اعتراض در روز اول مه باشد و تمام شهرها را به جنبش و جوش درآورند. یازده اردیبهشت روز جهانی کارگر میتواند فرصت مهمی برای عرض اندام سیاسی کارگران در جلوی صحنه جامعه  و بسیج توده های میلیونی مردم  علیه فقر و فلاکت و جهنمی باشد که رژیم اسلامی حاکم کرده  است.

تلاش کنیم در هر کجا که هستیم این روز را به روز اعتراض وسیع خود تبدیل کنیم. میادین اصلی شهر ها را به اشغال خود در آوریم و خواستهایمان را فریاد بزنیم. مهم است که در اول مه  تمام کارخانجات، همه مراکز کاری، همه دانشگاهها و همه محلات  در تمام شهر ها و همه جا رنگ این روز مهم اعتراضی را بخود بگیرد. اول مه را به روز قدرتمنایی و اعتراض وسیع خود تبدیل کنیم.

  ششم اردیبهشت 92

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: