شهلا دانشفر

خوش آمديد

کارگران و چشم انداز سیاسی آینده

اوضاع سياسي در ايران در وضعيت حساسي است. صفوف حاکمیت از هر وقت در هم ریخته تر است و نزاعهایشان در آستانه نمایش انتخاباتی ریاست جمهوری آینده بیش از پیش بالا گرفته است. این در حالیست که اقتصاد كشور در حالت از هم گسيختگي و در هم ريختگي بي سابقه اي قرار دارد. مراكز توليدي پشت سر هم ورشكست و تعطيل ميشوند. هر روز قیمت اجناس بالاتر میرود. و اكنون صحبت از افزایش نجومي کالاهای اساسی مورد نياز مردم نظير نان، برق، گوشت، مسکن و درمان است. گزارشها حاكي از وجود ٦ تا ٧ میلیون کودک خارج مانده از چرخه تحصیل است. صحبت از بازار داغ فروش کلیه به عنوان یک راه امرار معاش برای مردم است. فلاکت بیسابقه ای بر گرده مردم جامعه حاکم شده است. در مقابل این وضعیت، فضای جامعه، فضای اعتراض است. مردم در جستجوی راهی برای رهایی از جهنم رژیم اسلامی هستند. در چنین شرایطی اعتراضات کارگری هر روز گسترده تر شده و یک عرصه دائمی نبرد با رژیم اسلامی است. به همین اعتبار جنبش اعتراضی کارگری به یک فاکتور مهم در سیر تحولات سیاسی جامعه تبدیل شده است. در چنین اوضاعی است که همه سرها به طرف کارگران خم شده است.
به همین اول مه که پشت سر گذاشتیم نگاه کنیم. قبل از اول مه و در آستانه روز جهانی کارگر شاهد اعتصابات هزاران کارگر در مراکز مختلف کارگری چون معدن مس خاتون آباد، صدرا در بوشهر، لوله ساوه، قند اهواز و کارخانجات بسیاری در جنوب و اصفهان و کردستان و غیره بودیم. در چنین فضایی ميتوان گفت كه رژیم اسلامی امسال بیش از هر وقت دیگر از فرارسیدن اول مه وحشت داشت. جمهوری اسلامی حتی به خانه کارگری هایش مجوز راهپیمایی نداد و از قبل فضا را کاملا امنیتی کرده و فعالین و رهبران کارگری را زیر فشار و تهدیدات خود قرار داد. برای نمونه رضا شهابی از رهبران کارگری را به زندان باز گرداند و در شهری چون سنندج خلیل کریمی یکی دیگر از رهبران کارگری را احضار و تهدید کرد. اما در این روز علیرغم تهدیدات و بگیر ببندهای رژیم اسلامی، کارگران ایستادند و روز جهانی کارگر را گرامی داشتند. دو اتفاق درخشان این روز مارش با شکوه کارگران در شهر سنندج با پرچم های سرخ و با طنین شعار نان مسکن آزادی و تجمع هماهنگ کنندگان طومار سی هزار امضا در تهران در مقابل وزارت کار بود. تجمع تعدادی از کارگران شرکت واحد به مناسبت این روز، بیانیه ها و قطعنامه های تشکلهای مختلف کارگری و فعالین و رهبران کارگری، بیانیه هزار کارگر اعتصابی صدرای بوشهر و گرامیداشت این روز در جمعهای کارگری در شهرهای مختلف دیگر همه و همه نشان از برگزاری گسترده این روز داشت. بدین ترتیب در اول مه امسال و در دل تحولات سیاسی امروز جامعه کارگران حرف خودشان را زدند و حقوق انسانی را مقابل جامعه گذاشتند. به این اعتبار اول مه نمونه ای از ابراز وجود کارگران در سیاست ایران بود. در این روز رهبران و فعالین کارگری با بیانیه ها و قطعنامه هایشان و با خواستهای روشنی جلو صحنه سیاسی جامعه قرار گرفتند و دنیایی بهتر را نوید دادند. اینها همه تاکیدی بر وزن و جایگاه کلیدی جنبش کارگری در سیر تحولات آتی ایران است.
شبح كارگران بر فراز سر جناحهاي حكومت و اپوزیسیون بورژوایی
هم رژیم اسلامی و هم اپوزيسیون درون حکومت و کل بورژوازی بر جایگاه کلیدی و تعیین کننده جنبش کارگری در اوضاع امروز ایران واقفند و پژواک آنرا در رویکردهایشان به روشنی میبینم. از جمله انعکاس فشار اعتراضات کارگری را مستقیما در نزاعهای درون حکومت می توان دید. طرح مجدد مساله حداقل دستمزد کارگران در مجلس يك نمونه گويا از اين نظر است. جالب است كه نمايندگان مفتخور و ميلياردر مجلس اسلامي يك شرط دادن رای اعتماد به وزیر کار پیشنهادی دولت را افزايش حداقل دستمزدها تا سقف ٨٠٠ هزار تومان در ماه اعلام كردند! و اينها همانها هستند كه معمولا براي يك درصد افزايش دستمزد كارگران هزار تئوري و مانع را پيش ميكشند. اكنون نيز اين شرط گذاريها به معناي موضع واقعي آنها نيست بلكه با هدف رد گم كردن است. در نوشته دیگری نیز توضیح دادم که مساله دستمزد، مساله زندگی و معاش برای کارگران و کل جامعه است. جنگی است که رژیم را به مخمصه ای جدی انداخته است. برای همین است که اکنون در بحبوحه انتخاباتشان این بحث دوباره بر روی میز مجلس گذاشته میشود و به موضع کشاکش های مجلس و دولت تبدیل میشود. تا بلکه در سایه این بحث هم بتوانند فضای اعتراض در میان کارگران را تا حدی تخفیف دهند و هم از آن به عنوان حربه ای برای فشار گذاشتن بر روی دولت سود جویند.
نمونه دیگر از همین دست، هاي و هوي و جنجال از سوی کانون عالی شوراهای اسلامی و کانون عالی انجمن های صنفی بر سر شکایت به دیوان عدالت اداری جمهوری اسلامی در مورد سطح پايين حداقل دستمزد يعني تصمیم شورایعالی کار و تعیین ۴۸۷ هزار تومان حداقل دستمزد است! اين نهادهاي ضد كارگري را همه بخوبي ميشناسند و اينكه اكنون سنگ كارگر را به سينه ميزنند فكر ميكنم بر همه روشن است. هدفشان در واقع سر دواندن کارگران و مهار کردن اعتراضات کارگران بر سر این موضوع است كه اكنون ابعادی بسیار گسترده دارد. دلیلش نیز به روشنی اینست که امروز کارگران با مبارزاتشان بر سر خواست افزایش دستمزدها در پیشاپیش صحنه سیاسی جامعه و فضاي اعتراضي در ميان توده های میلیونی مردم علیه فقر و فلاکت، دارند جلو می آیند. این همان چیزی است که حکومت اسلامی از آن وحشت دارد و جناحهای مختلفش را به جان هم انداخته است و ترس از شورش گرسنگان به کابوس و جدال هر روزه شان تبدیل شده است.
همین اوضاع است که اپوزيسیون درون حکومتی و اپوزیسیون بورژوایی را هم به تکاپو انداخته است. امروز دیگر از میر حسین موسوی گرفته تا شیرین عبادی و رضا پهلوی و غیره همه “کارگر دوست و كارگرپناه” شده اند. از جمله در همین راستا است که سری شماره های “کلمه کارگری” منتشر میشود. سلسله نشریاتی که در سرمقاله اولین شماره اش اندر باب ضرورت انتشار “کلمه کارگری” به “سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاستهای اقتصادی” و اینکه همه باید به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان دهند، تاکید شده است. معنی واقعی این گفته ها نیز به روشنی اینست که امروز اقتصاد و به همین اعتبار جنبش اعتراضی کارگری به مرکز ثقل سیاست ایران تبدیل شده است و “کلمه” و “جنبش سبزشان” این را به خوبی بو کشیده اند. بعد هم همانجا با گفتن اینکه میر حسین موسوی همیشه به کارگران توجه داشته است و با اشاره به “پلاتفرم انتخاباتی” وی در سال ٨٨، تاکیدش بر احیای ارزشهای اسلامی و “حقوق” پایمال شده ای است که در “قانون اساسی” رژیم اسلامی آمده است. همان هدفی که “جنبش سبز” حول آن گرد آمده است و به گفته خودشان “کلمه کارگری” آمده است تا صدای خواسته های کارگری در “جنبش سبز” باشد. بدین ترتیب “کلمه کارگری” و سرانشان بیشرمانه آمده اند تا به خيال خودشان کارگران را حول قانون اساسی رژیم اسلامی گرد آورند.
در همین راستا پیام رضا پهلوی نیز خواندنی است. او در پیامش به مناسبت اول مه روز جهانی کارگر، الحق به عنوان یک سرمایه دار نقش کارگران را در توسعه اقتصادی جامعه خوب دیده و میگوید: “این روز را به زحمت کش ترین طبقه جامعه، که بیشترین نقش را در توسعه اقتصادی جامعه بازی می کنند و البته می توانند نقشی قابل توجه در استقرار دمکراسی در جامعه داشته باشد شادباش می گویم، و آرزو می کنم که این بخش مهم جامعه، به خواسته های قانونی و بر حق خود دست یابند. خداوند نگهدار ایران باد”.
براي اين جناب كارگر فقط وسيله اي است براي “توسعه اقتصادی جامعه”. توسعه اقتصادي به روشنی یعنی راه افتادن چرخهای تولید و گردش سرمایه. برای پیشبرد این امر طبعا کارگر باید سالها دندان روی جگرش بگذارد تا اقتصاد احیا شود. این وعده ایست که امثال او وقبل از او داریوش همایون و غیره به کارگران و کل جامعه میدهند. معنای عملی آن نیز اجرای همان طرحهای ریاضت اقتصادی صندوق بین المللی پول و کشیدن کار بیشتر از گرده کارگر است. البته انتظار بیشتری نیز از رضا پهلوی نیست. رسالتش همین است.
جدا از این نمونه های بالا رفتن حجم مصاحبه ها و گفتار بر سر “مسائل کارگران” در رسانه های شناخته شده ای چون صدای آمریکا و بی بی سی و غیره است. نمونه دیگر گزارش بی بی سی رسانه معرف حضور همگان، در رابطه با اول مه امسال در ایران است. این گزارش از “صدای کم طنین اعتراض” در ایران سخن میگوید. با این گزارش بی بی سی تلاش دارد مارش با شکوه کارگران در خیابان غفور شهر سنندج با شعارهای نان مسکن آزادی، اتحاد اتحاد کارگران اتحاد، کارگر زندانی زندانی سیاسی آزاد باید گردد را، حاشیه ای وانمود کند. در مقابل بی بی سی با آب و تاب فراوان از تجمعاتی که به فراخوان خانه کارگر جمهوری اسلامی بر پا شده بود و سخنان محجوب نماینده مجلس اسلامی تحت عنوان تجمعات کارگران در اول مه، گزارش ميدهد. بدون اینکه در این گزارشات ذره ای اشاره به این شده باشد که در همین مراسم های دولتی نیز هر جا که کارگران فرصت کردند، آنجا را به صحنه اعتراض خود تبدیل کردند. بدون اینکه در آنها اشاره ای به این شده باشد که چگونه رژیم اسلامی حتی از دادن مجوز به خانه کارگر خود وحشت داشت، چون میدانست اوضاع را در کنترل نخواهد داشت و کارگران خیابانها را از آن خود میکردند.
اینها همه نشانگر تلاش همه این جریانات از ملی اسلامی ها گرفته تا رضا پهلوی و مدیای رسمی بورژوازی و غیره برای اینست که کارگر را به سیاهی لشگر خود تبدیل کنند تا بتوانند جامعه را برای طرحهای مهندسی شده خود و آلترناتیو سازی از بالای سر جامعه آماده کنند.
اما همه شواهد و از جمله قطعنامه های اول مه روز جهانی کارگران به روشنی نشان میدهد که کارگران و رهبرانشان اهداف پشت اين تحركات را ميشناسند و ميتوانند از آن عبور كنند. کارگران و مردم ایران را نمیتوان به بیعت با قانون اساسی و “جنبش سبز امید” و غیره کشاند. جامعه ايران تشنه تحولات زیر و رو کننده اي است و روشن است كه به اين بازي ها تمكين نخواهد كرد.
نکته قابل تامل اینست که دیدن همه این تقلاها و دیدن موقعیت جنبش کارگری در سیر تحولات سیاسی امروز جامعه حیاتی و کلیدی است. ابراز وجود جنبش کارگری و رهبرانش یک فاکتور مهم برای عقب زدن آلترناتیوهای راست و هر نوع زد و بند از بالای سر جامعه است. در عین حال تنها راه برای بسیج کل جامعه با خواستهای انسانی و روشن برای سرنگونی کل حکومت اسلامی است.
به این معنا باید موقعیت تاریخی امروز جنبش کارگری در اوضاع متحول امروز ایران را دید و به وظیفه خطیری که در مقابل ما قرار دارد پاسخ داد. در چنین شرایطی بیش از هر وقت یک محور مهم کار ما هدايت سياسي و سازماندهی اعتراضات کارگری است. فراخوان ما عرض اندام جنبش کارگری و رهبران آن در جلوی صف اعتراضات کل جامعه است. فراخوان ما عمل متحد تشکل ها و رهبران کارگری برای سازماندهی اعتراضات قدرتمند و گسترده کارگری است. فراخوان به اعتصابات کارگری و رفتن به سوی متحد کردن کارگران حول خواستهای سراسری است. نکته مهم اینست که اوضاع ملتهب است. جنبش کارگری در یک موقعیت کلیدی قرار دارد. فراخوان ما به پیوستن وسیع به حزب کمونیست کارگری ایران و دادن چتری سراسری به اعتراضات توده های میلیونی مردم در تمام عرصه های نبرد با رژیم اسلامی است

بیستم اردیبهشت 92.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: