شهلا دانشفر

خوش آمديد

سال ۹۲ و جنگ بر سر میزان حداقل دستمزدها

 شورایعالی کار جمهوری اسلامی دستمزد کارگران را ۴۸۷ هزار تومان یعنی چندین برابر زیر خط فقر اعلام کرد و اسم این تصمیم جنایتکارانه اش را هم افزایش ۲۵ درصدی دستمزدها نامید. اکنون هنوز یک ماه از این تصمیم بیشرمانه شان نگذشته است که مرکز آمار جمهوری اسلامی، ارقام جدیدی از نرخ تورم را رو کرده و دارند از این سخن میگویند که میزان حداقل دستمزد تعیین شده شش و نیم درصد از “نرخ تورم واقعی” کمتر محاسبه شده است. از جمله به گزارش مرکز آمار جمهوری اسلامی میزان نرخ تورم در اسفند ۹۱ از ۴۰ درصد گذشته و میگویند مواد غذایی بیش از ۵۷ درصد گران تر شده است و در چشم انداز از تورم ۶۰ تا ۷۰ درصد سخن میگویند.

روشن است که آمار و ارقامی که از سوی رژیم بر سر نرخ تورم، خط فقر، سبد هزینه کارگر و غیره داده میشود، هیچ ربطی به سطح واقعیت قیمت ها و ابعاد تکاندهنده فقر و فلاکتی که امروز در جامعه و بر زندگی و معیشت کارگران حاکم است، ندارد. چنین آمار و ارقامی همانطور که بارها اشاره کرده ایم برای جمهوری اسلامی  و در واقع برای تمام دول سرمایه داری حاکم مصرف سیاسی روز دارد. خصوصا در جایی چون ایران که هیچگونه نظارتی از سوی نمایندگان منتخب خود کارگران بر آمار رسمی دولتی از نرخ تورم و تناسبش با سطح دستمزدها وجود ندارد، هر ساله  یک مشت دزد میلیاردر تحت عنوان شورالعالی کار و بازی مسخره سه جانبه نگریشان، می نشینند و بر سر نرخ نیروی کار کارگر گمانه زنی میکنند. در عین حال چون ظاهرا و البته زیر فشار اعتراضات کارگران قرار است نرخ دستمزد کارگر، متناسب با نرخ تورم باشد، تا هر کجا که تیغشان ببرد، نرخ تورم را پایین اعلام میکنند، تا کمترین مزد نصیب کارگر شود. نتیجه اش نیز چیزی جز دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر برای کارگران نیست. ولی این جانیان آنجا که خود را زیر فشار اعتراضات کارگران و کل جامعه در مخمصه می بینند و از ترس شعله ور شدن اعتراضات مردم، به جان یکدیگر می افتند و رقم هایی نزدیکتر به سطح واقعی آمار خط فقر و میزان تورم اعلام کنند و طرف مقابل را در برابر موج اعتراضی که جامعه را در برگرفته است، مقصر قلمداد نمایند. از جمله در همین مدت ما با ارقام متفاوتی از نرخ خط فقر و میزان تورم از جانب این جنابان روبرو شدیم و حتی در اظهاراتشان از مبلغ یک میلیون و هشتصد هزار تومان بعنوان نرخ خط فقر سخن گفتند که هر چند پائینتر از میزان واقعی خط فقر است، اما تفاوت فاحش آن با حداقل دستمزد اعلام شده، ابعاد فاجعه بار زندگی کارگران و بخش عظیمی از مردم ایران را نشان می دهد.

طبعا در میان همه این کشاکش ها آنچیزی که در گفته های همه مقامات حکومتی از هر دار و دسته شان مشترک است، بحث بر سر خط فقر است. زیرا همگی بر سر نگاهداشتن توقع و انتظار کارگر  و کل جامعه در سطح خط فقر و به تباهی کشیدن زندگی و معیشت میلیونها مردم هم قول و هم کلامند. بدین ترتیب با وجود میلیاردها درآمد نفت و دیگر ثروت های جامعه که بنا بر آمارهایشان تنها در  طول دو دوره حکومت احمدی نژاد ۵۷۸ میلیارد دلار بوده است، سهم کارگر چیزی جز کشیدن بار بحران اقتصادی حکومت و فقر و فلاکت بیشتر  نیست.

اما سوال اینجاست که چرا امروز و با چنین سرعتی آنهم از سوی مراجعی چون مرکز آمار رژیم بحث بر سر پایین تر بودن سطح حداقل دستمزدها از نرخ تورم موجود، به میان کشیده میشود؟

مساله به روشنی بر سر فشار سنگین اعتراضات گسترده در سطح جامعه علیه تصمیم جنایتکارانه رژیم مبنی بر تعیین ۴۸۷ هزار تومان و خواست فوری افزایش دستمزدها است. این بازی را دو سال است رژیم اسلامی در پیش گرفته است. به این معنی که سطح حداقل دستمزد را اعلام میکند، اما بلافاصله با جلو انداختن ارقام جدیدی از نرخ تورم و سبد هزینه زندگی و غیره بحث بر سر افزایش دستمزدها را باز نگاه میدارد تا هر گاه هوا را پس دید قدرت مانور داشته باشد. خصوصا امسال که اوضاع کاملا متفاوت و به قول خودشان اضطراری است، خیلی زودتر دست به کار این بازی شده اند.

واقعیت اینست که هیچگاه جنبش اعتراضی بر سرخواست افزایش دستمزدها چنین گسترده و سازمانیافته نبوده است. ما سالی پر جنب و جوش بر سر خواست افزایش دستمزدها را پشت سر گذاشتیم. سی هزار کارگر بر سر این خواست در بیش از هشت استان جمع شدند و اعتراض خود را علیه فقر و گرانی اعلام داشتند. حرکتی که به ابتکار اتحادیه آزاد کارگران ایران در اول مه سال گذشته آغاز شد و تا انتهای سال جریان داشت. همچنین کارگران سندیکای شرکت واحد طومار جمع کردند و در آن خواستار افزایش فوری دستمزدها شدند. و نیز بدنبال اعلام تصمیم دولت مبنی بر ۴۸۷ هزار تومان حداقل دستمزد برای سال ۹۲، تشکلهای مختلف کارگری از جمله اتحادیه آزاد کارگران ایران، سندیکای شرکت و احد، سندیکای نیشکر هفت تپه با بیانیه هایی اعتراضی خود اعلام داشتند که زیر بار این تصمیم و دستمزدهای زیر خط فقر نخواهند رفت و حق خود دانستند که به هر شکلی که میتوانند اعتراضاتشان را بر سر این موضوع ادامه دهند. جمهوری اسلامی میداند که فقر و گرانی و اعتراض به سطح نازل دستمزدها مساله تنها کارگران نیست، بلکه موضوع اعتراض کل مردم است. میداند که چنین اعتراضاتی قدرت بسیج وسیع اجتماعی دارد. ترس از “شورش گرسنگان” به کابوس هر روزه رژیم اسلامی تبدیل شده است. اکنون رژیم اسلامی میکوشد خود را برای این مقابله آماده کند.

به عبارت روشنتر در شرایطی که اقتصاد جامعه در هم فرو ریخته و زیر بار فقر و فلاکت جامعه به مرز انفجار رسیده است. در شرایطی که کارگران با اعتراضاتشان بر سر خواست افزایش دستمزد ها و علیه فقر و گرانی در واقع پرچمدار خواست و اعتراض کل جامعه اند. جمهوری اسلامی   وحشت زده و در عین حال دست به عصا شده است. در همین راستا است که  مرکز آماررژیم نیز با گفتمان پایین تر بودن شش و نیم درصدی میزان حداقل دستمزد تعیین شده نسبت به نرخ تورم وارد شده ، تا اگر اوضاع به وخامت بیشتری کشید، راهی برای عقب نشینی هر چند ناچیز برای خود باز کرده باشند.

در برابر همه این دست و پا زدن های رژیم ، حرف کارگران روشن است. کارگران به دستمزد ۴۸۷ هزار تومان و یا کشیدن چندرقازی چون شش و نیم درصد به این دستمزد چندین برابر زیر خط فقر تن نخواهند داد. کارگران خواهان افزایش دستمزد در سطح نرخ واقعی قیمت ها و یک زندگی انسانی هستند. از جمله تشکلهای کارگری نظیر اتحادیه آزاد کارگران ایران اعلام کرده است که در قدم اول دستمزد کارگران حداقل باید یک میلیون و پانصد هزار تومان باشد. کارگران خواهان پس گرفتن این تصمیم از سوی دولت و تعیین میزان حداقل دستمزدها با دخالت نمایندگان منتخب مجامع عمومی شان شده اند.

همه این گفتمان ها حکایت از این دارد که با آغاز سال جدید ما در شروع جنگی وسیع و گسترده بین کارگران و کل مردم با رژیم اسلامی بر سر خواست افزایش دستمزدها و علیه فقر و گرانی هستیم. بویژه اینکه بیش از یکماه به اول مه روز جهانی کارگر نمانده است. روزی که همه این اعتراضات را میتواند در خود جمع کند و به یک حرکت اعتراضی عظیم و اجتماعی علیه فقر و فلاکت و با خواست افزایش فوری دستمزدها تبدیل شود. از همین روست که باید خود را برای چنین روزی آماده کنیم. با صفی متحد و سراسری به استقبال این روز برویم. اول مه را به یک روز تعطیل سراسری و اعتراض در خیابان و در کارخانه و در همه جا علیه فقر و فلاکت و با خواست افزایش فوری دستمزدها تبدیل کنیم. نه تنها کارگران بلکه کل جامعه را به اعتراض گسترده در این روز مهم بسیج کنیم.

خلاصه کلام اینکه همه شواهد حکایت از احتمال رودرویی گسترده کارگران و کل جامعه علیه رژیم اسلامی و جهنمی است که بر گرده توده های میلیونی مردم حاکم کرده است. یک محور مهم این جنگ، مساله معیشت و زندگی کارگران و کل جامعه است. یک روز مهم از چنین نبردی اول مه روز جهانی کارگر است. و شعار نان، آزادی، کرامت انسانی، میتواند شعار متحد کننده مبارزات همه کارگران و کل جامعه باشد.

 اول مه میتواند روز بزرگ قدرتمنایی کارگران پیشاپیش کل جامعه علیه رژیم اسلامی و جهنمی باشد که بر گرده میلیونها مردم تحمیل کرده است. با چنین قدرتنمایی است که همچنین میتوان هر گونه تکاپویی از سوی جریانات بورژوایی برای زد و بند از بالا و آلترناتیو سازی در برابر انقلاب مردم را  کنار زد و راه رهایی را در مقابل کل جامعه قرار داد. برای اول مه روز جهانی کارگر آماده شویم.

شانزدهم فروردین92

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: