شهلا دانشفر

خوش آمديد

کارگران ایران در سال ۹۱

 مصاحبه با شهلا دانشفر

انترناسیونال: جنبش کارگری در سال ۹۱ در چه وضعیتی بود و چه تغییراتی در آن مشاهده می کنید؟

شهلا دانشفر: سال ۹۱ سال فقر و فلاکت بیسابقه کارگران و کل جامعه از یکسو و از سوی دیگر سال پر جنب و جوش جبش کارگری بود. کثرت اعتراضات در این سال، تعرضی بودن این مبارزات و متحد شدن کارگران حول خواستهای سراسری شان، جلو صحنه سیاسی آمدن آرام کارگران با بلند کردن پرچم خواستهای اجتماعی و سیاسی جامعه، از جمله شاخص های جنبش کارگری در سال ۹۱ است که چهره نوینی به آن داده است. اتفاقاتی مهم که  امروز بیش از هر وقت جنبش کارگری را در مرکز ثقل تحولات سیاسی جامعه قرار داده است. به موارد مشخص این اتفاقات اشاره میکنم.

 سال ۹۱ سال اعتراضات گسترده کارگری بود. سال اعتراضات وسیع علیه دستمزدهای زیر خط فقر و مبارزه برای خواست افزایش دستمزدها بود. این مبارزات از اول مه سال گذشته با طوماری ۵۰۰۰ نفره به ابتکار اتحادیه آزاد آغاز و تا آخر سال جریان داشت و بیش از سی هزار کارگر گردش جمع شدند. این حرکت راهی برای کارگران و کل جامعه برای گرد آمدن دور خواستهای فوری خود نشان داد و گسترش آن در سطح ۸ استان نمونه جالبی از حرکت سازمانیافته و متحد را بدست داد. بعد از این حرکت  سندیکای کارگران شرکت واحد و دیگر تشکلهای کارگری  نیز به موج اعتراضات علیه فقر و گرانی و برای خواست افزایش دستمزدها پیوستند. اعتراضاتی گسترده علیه فلاکت بیسابقه ای که بر گرده کارگران و کل جامعه تحمیل شده است و این کارگرانند که پرچمدار آن شده اند. به همین اعتبار این مبارزات جایگاه سیاسی مهمی در اوضاع امروز جامعه ای دارد که بطور مثال نان و معیشت به یک موضوح محوری مبارزات مردم تبدیل شده است.

 سال ۹۱ همچنین سال اعتراضات باشکوه کارگران بازنشسته ذوب آهن اصفهان بود. این مبارزات در نوع خود بیسابقه بود. تجمعات پیاپی این کارگران در وسط شهر تا جائیکه این تجمعات به ۴ هزار نفر رسید، انعکاس بسیاری در این شهر داشت. با قدرت این تجمعات بود که کارگران بازنشسته ذوب آهن بیانیه ای دادند که در آن خواستهای کل جامعه را نمایندگی کرده و بر خواستهایی فوری چون خواست افزایش فوری دستمزدها، درمان و بهداشت رایگان برای همه، تحصیل رایگان برای همه مردم تاکید گذاشتند. کارگران اعلام کردند که در هفته دوباره جمع میشوند، تا متحد بمانند و متشکل شوند و از طریق آن و داشتن مجمع عمومی خود بتوانند تصمیم بگیرند و مبارزاتشان رابه جلو برند. مبارازتی که در جلوی صف آن زنان سخنرانی را میدیدیم که از جمله رهبران اعتراض کارگران بودند.

 سال ۹۱ سال مبارزات کارگران علیه تهاجم رژیم تحت عنوان “اصلاح قانون کار” و “اصلاح قانون تامین اجتماعی” و غیره بود. در این مبارزات تشکلهای کارگری از جمله سندیکای شرکت واحد، اتحادیه آزاد کارگران ایران، بازنشستگان تهران، بازنشستگان ذوب آهن اصفهان و غیره بیانیه دادند، تجمع کردند و اعتراض خود را اعلام کردند. یک خواست کارگران با سی هزار امضا بر سر خواست افزایش دستمزدها نیز همین موضوع بود. کارگران اعلام کرده اند که به این تعرضات تن نمیدهند و در برابرش خواهند ایستاد.

 سال ۹۱ سال تجمعات هر روزه کارگران برای نقد کردن طلبهایشان و علیه بیکارسازیها در شهرهای مختلف بود. این مبارزات نقش مهمی در فعال نگاهداشتن فضای شهرهای مختلف داشته است. یک نمونه بارز آن همانطور که جلوتر اشاره کردم مبارزه کارگران بازنشسته ذوب آهن است که در دی ماه فضای سیاسی شهر اصفهان را به تحرک در آورده بود. نمونه های دیگر چنین مبارزاتی،  اعتراضات  کارگران پتروشیمی ماهشهر، کارگران صنایع فلزی در تهران، نورد لوله صفا در ساوه، قند اهواز و مراکز کارگری بود که با تجمعات و مبارزات هر روزه شان، ایستادند و حق و حقوق خود را طلب کردند. اعتراضات کارگران قند اهواز و تجمعات پی در پی آنان به همراه خانواده هایشان در مقابل استانداری شهر، به خبر مهمی در شهر اهواز تبدیل شد و بدنبال هر حرکت و تجمعی مردم این شهر از آن سخن میگفتند. اینها در عین حال از جمله نمونه هائیست که در آن مجمع عمومی کارگران نقش بارزی دارد. در این مراکز می بینیم که کارگران آگاهانه مجمع عمومی خود راتشکیل داده و آنرا به محل تصمیم گیری و اعمال اراده خود تبدیل کرده اند. نمونه هایی از سازمانیابی کارگران که باید در سطح کل جنبش کارگری تکثیرش کرد. مبارزات کارگران پتروشیمی ماهشهر تاثیر خود را در مراکز وابسته به نفت و دیگر مراکز کلیدی کارگری و مجتمع های بزرگ گذاشت. خواست کوتاه شدن دست پیمانکاران از محیط های کار را به خواستی متحقق شدنی تبدیل کرد و با کشاندن اعتراضات کارگری به مراکز کلیدی کارگری تاثیر مهمی در موقعیت جنبش اعتراضی کارگری گذاشت.

 یک نکته جالب در این اعتراضات، شعار کارگران صنایع فلزی در آخرین اعتراضشان در هفته اخیر با شعار “یک درصد تامین تامین، ۹۹ درصد در حال مرگ” بود. این شعار بیش از بیش مبارزات کارگران در ایران را به جنبش والستریت و ۹۹ درصدی ها جهان وصل کرد.

 بطور کلی در مبارزات کارگران در سال ۹۱ شاهد فضای تعرضی بالایی بودیم. از “استقبال” کارگران پالایشگاه آبادان از احمدی نژاد هنگامی که برای افتتاح فاز سوم پالایشگاه آبادان آمده بود با شعار های “دروغگو، دروغگو” و “مرگ بر دیکتاتور”، به روشنی میشود این فضا و حال و هوای حاکم بر جنبش کارگری را دید. بگذریم که در این روز کارگران را روانه خانه کرده بودند تا در سکوت و آرامش مراسمشان را بر پا کنند. اما در زمان کوتاهی که تعدادی از کارگران از موضوع با خبر شدند، فورا خود را به محل رساندند و در مقابل هر درب پالایشگاه جمع هایی چند صد نفره جمع شدند و این روز را به روز اعتراض خود تبدیل کردند.

 نکته مهم و قابل توجه دیگر در جنبش کارگری در سال ۹۱ جلو صحنه سیاسی آمدن گام به گام آن بود. این را در بیانیه های کارگران چه بصورت تشکلهای کارگری و چه از سوی فعالین و رهبران کارگری از درون زندان و بصورت مصاحبه ها و گفتگو ها و نامه های سرگشاده رهبران کارگری دیدیم. بیانیه هایی که در آن کارگران علیه اعدام به اعتراض برخاستند. قتل ستار بهشتی را محکوم کردند. از لقمان و زانیار دو فعال سیاسی در مریوان که خطر حکم اعدام بالای سرشان است، دفاع کردند. علیه شکنجه و فشار در زندان بر روی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی بیانیه دادند. دستگیری و فشار بر روی رهبران کارگران و فعالین سیاسی را محکوم نمودند و داشتن تشکل و حق تجمع را از حقوق پایه ای خود دانستند. در هنگام زلزله آذربایجان ضمن اعلام همبستگی خود با مردم این منطقه خواهان رسیدگی فوری به وضعیت آنان شدند. گروه های امداد رسانی تشکیل داده و به آنان  کمک رساندند. در برابر فاجعه ای که در مدرسه شین آباد پیرانشهر روی داد به اعتراض برخاستند و خواهان رسیدگی به وضعیت کودکانی شدند که طعمه حریق گردیدند. به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن بیانیه دادند و این روز را گرامی داشتند و دهها مورد دیگر.

اینها همه گامهای مهمی  برای عرض اندام جنبش کارگری در صحنه سیاسی جامعه است. به نظر من اینها تحولات جنبش کارگری را امروز در موقعیتی قرار داده است که بتواند جلوتر گام بردارد و نقش تاریخی خود را در تحولات سیاسی امروز جامعه ایفا کند و بتواند به فاکتور سیاسی مهمی در سیر تحولات سیاسی جامعه تبدیل گردد و مانع تحرکات راست و طرحهای مهندسی شده از بالای سر مردم شود. اینها همه نوین است و تصویر امروز جنبش کارگری است.

 انترناسیونال: سال قبل شاهد حمله گسترده رژیم به فعالین کارگری و دستگیری و پرونده سازی برای آنها بود، در مقابل این تهاجم چه باید کرد؟

شهلا دانشفر: شما لحظه ای به تصویری که از جنبش کارگری در سال ۹۱ دادم نگاه کنید، متوجه میشوید که چرا رژیم اسلامی حملات و تعرضات خود را در طول این سال به فعالین و رهبران کارگری شدت داد. دلیلش به روشنی ترس رژیم از موقعیت این جنبش است. ترس رژیم اسلامی از انقلابی است که دارد در بطن جامعه شکل میگیرد.

صفوف رژیم اسلامی امروز از همیشه در هم ریخته تر است. اقتصاد آن  فروپاشیده و تحریم های اقتصادی غرب و امریکا نیز آنرا کاملا فلج کرده است. جامعه نیز ساکت ننشسته و در حال انفجار است. در دل این اوضاع اعتراضات هر روزه کارگری نقش مهمی در فعال نگاهداشتن فضای سیاسی جامعه دارد. مجموعه این شرایط روند اوضاع را به سمتی میبرد که رو در رویی مردم با این رژیم را در چشم انداز نزدیکی قرار میدهد. همین الان انتخاباتشان نزدیک است و از وحشت به میدان آمدن مردم تب کرده اند. فریادشان از خطر “شورش گرسنگان” بلند است. مرتب دارند دستگاههای سرکوبشان را صیقل میدهند تا خود را برای مقابله آماده کنند و رجزخوانی هایشان بالا گرفته است. در چنین اوضاعی طبعا رژیم اسلامی فشارش را نه تنها بر روی رهبران کارگری بلکه بر روی رهبران عرصه های مختلف مبارزات مردم شدت میدهد تا جلوی سازماندهی اعتراضات کارگران و کل جامعه را بگیرند. تشکل های کارگری را زیر ضرب قرار میدهد تا آنها را به انحلال بکشاند. احکام اعدام را بالا میبرند تا جامعه را مرعوب کند. ولی می بینیم که حتی سرکوب این رژیم نیز کارآیی خود را بدرجات زیادی از دست داده است. کارگر از درون زندان بیانیه میدهد، علیه اعدام و سرکوب رژیم قد علم میکند و بعنوان یک رهبر سیاسی سخنگوی خواستهای مردم میشود. بدین ترتیب زندان که قرار بود ابزار ترس و وحشت مردم باشد به محلی در ادامه اعتراضات مردم در سطح جامعه تبدیل شده است. همچنین می بینیم که جنبش علیه اعدام هر روز قویتر میشود. مادران جوانانی که زیر خطر اعدام هستند تجمع میکنند و اعتراض میکنند. در جایی مثل مریوان مردم شهر را به تعطیلی میکشانند تا جلوی اعدام لقمان و زانیار را بگیرند. همه این اتفاقات به نوعی چه باید کردها را در مقابل ما قرار میدهد.

باید در برابر تعرضات رژیم به رهبران و فعالین کارگری و فعالین اعتراضات مردم وسیعا ایستاد. باید همراه با خانواده های دستگیر شدگان محل بازداشت ها و زندانهای رژیم اسلامی را به محل تجمعات هر روزه خود تبدیل کرد و خواهان آزادی فوری کارگران زندانی و زندانیان سیاسی شد. این کار جواب میدهد. نمونه موفقش را در سنندج داشته ایم. سال گذشته در دی ماه تعدادی از مردم سنندج به همراه خانواده توانستند با دو هفته تجمع و اعتراضشان شریف ساعد پناه و مظفر صالح نیا را آزاد کنند. الان هم باید در همه شهر ها و در همه جا به همین شیوه عمل کرد. در همین ۱۷ اسفند رژیم اسلامی ۵ نفر از فعالین کارگری عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری به اسامی وفا قادری، سید خالد حسینی، بهزاد فرج‌الهی و حامدمحمودنژآد و علی آزادی را دستگیر کرد. اکنون خانواده های آنان هر روز برای آزادی عزیزانشان تجمع میکنند . باید وسیعا به این تجمعات پیوست. همچنین شریف ساعد پناه دوباره در ۲۰ اسفند امسال دستگیر شده است. باید با اعتراضی گسترده برای آزادی فوری او از زندان براه انداخت. هم اکنون شاهرخ زمانی با ۱۱ سال حکم زندان، محمد جراحی با ۵ سال حکم زندان، رسول بداغی با ۶ سال حکم زندان، پدرام نصراللهی با ۱۹ ماه حکم زندان، و عبدالرضا قنبری به جرم شرکت در تظاهرات ۶ دی ۸۸ با حکم اعدام  در زندانند . همچنین شمار بسیاری از فعالین سیاسی از عرصه های مختلف مبارزات اجتماعی، دانشجو، وبلاگ نویس و غیره در زندانند. باید همه کارگران زندانی و زندانیان سیاسی از زندان آزاد شوند. کسانی چون لقمان و زانیار مرادی حکم اعدام دارند. ۵ وبلاگ نویس در اهواز حکم اعدام دارند و هم اکنون در اعتصاب غذا بسر میبرند. باید همه اینها فورا از زندان آزاد شوند و احکام اعدامشان لغو گردد. در همین راستا کمپین برای آزادی کارگران زندانی در خارج کشور با تمام قوا برای ازادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی تلاش میکند و میکوشد صدای کارگران زندانی و زندانیان سیاسی باشد. ما باید این ابزار سرکوب را از دست رژیم اسلامی بگیریم.

خوبست به عنوان آخرین نکته این را هم اشاره کنم که با نزدیک شدن اول مه روز جهانی کارگر مثل هر سال رژیم اسلامی به تعرضاتش بر رهبران کارگران شدت خواهد داد. بوِیژه در اوضاع سیاسی امروز رژیم از چنین روزی وحشت دارد و با تمام قوا برای مقابله با آن قشون کشی خواهد کرد. باید آماده مقابله بود. باید جلوی تعرضاتش ایستاد. ایستادن در مقابل فشار بر رهبران کارگران یک گام مهم برای تدارک یک اول مه بزرگ و تبدیل آن به روز اعتراض گسترده کل جامعه است.

 انترناسیونال: با توجه به تصویری که از جنبش کارگری دادید، تاکیدات شما چیست؟ بنظر شما چه مسائلی در پیش روی جنبش کارگری ایران وجود دارد و کارگران برای غلبه بر مشکلات و موانعی که با آن روبرو هستند، چه باید بکنند؟

 شهلا دانشفر: به نظر من امروز ما در یک نقطه عطف سرنوشت سازی قرار داریم. در چنین شرایطی عرض اندام جنبش کارگری و رهبرانش در صحنه سیاسی جامعه تعیین کننده است. همانطور که اشاره کردم عرض اندام جنبش کارگری میتواند یک فاکتور مهم در سد کردن جلو آمدن آلترناتیو های راست و طرح های مهندسی شده از بالا در برابر انقلاب مردم باشد.

 جنبش کارگری دارد آرام آرام در این راستا حرکت میکند. اما به نظر من این اتفاق با توجه به سیر پر شتاب جامعه هنوز کند است. باید موانع آن را دید و از جلوی پا برداشت. یک تاکید مهم من ادامه و گسترش این حرکت و شرکت و دخالت جنبش کارگری در امور سیاسی و اجتماعی جامعه از جمله علیه اعدام، علیه تبعیض جنسیتی به زنان و دیگر عرصه های مهم مبارزه در جامعه است.

 روشن است که یک شرط مهم حضور طبقه کارگر در چنین قامتی متحد شدن آن در صف حزب سیاسی رادیکال، آزادیخواه و برابری طلب است. ما سیر پیوستن به حزب را می بینیم ولی حرکت آن نسبت به سیر تحولات بسیار کند است و میتوانم بگویم این مساله هنوز یک نقطه ضعف مهم در جنبش کارگری است. اینجاست که من همه فعالین و رهبران کارگری را در چنین مقطع سرنوشت سازی فرا میخوانم که به حزب کمونیست کارگری ایران بپیوندند.

یک مانع مهم دیگر نبودن ظرفی برای متحد کردن مبارزات کارگری در سطحی سراسری است.  تاکید من بر نقش حیاتی و فوری مجامع عمومی کارگری بعنوان ظرفی برای قدرتیابی و اتحاد کارگران در چنین شرایطی است. بطور مثال طومار سی هزار امضای کارگران بر سر خواست افزایش دستمزدها ابتکار جالبی برای گردآوردن وسیع کارگران بر سر خواستی سراسری است. اما گام بعدی چنین حرکتی فراخوان به تجمعات اعتراضی این نیروی وسیعی است که گرد آمده است. مجمع عمومی کارگری در تمام کارخانجاتی که دور این طومارها جمع شده اند، ظرف مهمی برای گرد آوردن و به میدان آوردن کل این نیرو باشد.

بعلاوه اعتصابات کارگری هم اکنون گسترده است. تاکید من بر گرد آمدن بیشتر کارگران حول خواستهای سراسری خود مثل خواست افزایش دستمزد و علیه فقر و گرانی و رفتن بسوی اعتصابات سراسری کارگری است. همین الان کارزار بر سر خواست افزایش دستمزدها در جریان است. باید وسیعا به این حرکت پیوست. باید این خواست را به موضوع داغ تمام مراکز کارگری تبدیل کرد. بیانیه داد. اعلام داشت که دستمزد چندین برابر زیر خط فقری که رژیم اعلام کرده نمیرویم و همانطور که فرضا اتحادیه آزاد کارگران ایران اعلام داشته است. گفت که دستمزد ما در قدم اول نباید از یک میلیون و پانصد هزار تومان کمتر باشد و دور این خواست متحد شد. طومار اعتراضی جمع کرد. فراخوان به تجمع و اعتراض داد. در هر کارخانه و مرکزی که اعتراض هست، این خواست را به میان کشید و به این شکل اعتراضی گسترده و  سراسری را شکل داد. ابتکاراتی چون طومار سی هزار امضا که محور آن یک خواست سراسری کارگری و کل جامعه است. شکل مهمی از سازمانیابی اعتراضی کارگری بر سر خواستهای سراسری آنست.

همچنین تاکید من بر تجمعات گسترده کارگران در مقابل مراکز قدرت رژیم بعنوان مکانهایی برا ی بهم پیوستن اعتراضات کارگران از بخش های مختلف جامعه و گسترش آن  به سطح شهرهاست. نمونه هایش را در سال ۹۱ در تجمعات همزمان کارگران نی بر کشت و صنعت کارون و نیشکر هفت تپه داشتیم. باید این نمونه ها را الگو قرار داد.

تاکید دیگر من بر پا جلو گذاشتن مراکز کلیدی کارگری است. مبارزات با شکوهی که هزاران کارگران پتروشیمی ماهشهر بر سرکوتاه کردن دست پیمانکاران داشته اند. تاثیرات این مبارزات در مراکزی چون پالایشگاه آبادان و دیگر موسسات وابسته به نفت، زمینه شکل گیری مبارزاتی گسترده در چنین مراکز کلیدی و نیز در مجتمع هایی چون ایران خودرو و ذوب آهن اصفهان و غیره با هزاران کارگران را فراهم کرده است. باید از این فرصت استفاده کرد و به جلو گام برداشت.

همچنین من بر کشیدن اعتراضات به سطح جامعه، به سطح مدیای اجتماعی و در اشکالی چون راهپیمائی و پیکت برپا کردن در جلوی چشم جامعه و شرکت فعال خانواده های کارگری در این مبارزات تاکید دارم. بر تجمعات جوانان بیکار و کارگران بیکار علیه بیکاری در مقابل مراکز کار و مراجع دولتی با خواست یا کار یا بیمه بیکاری و پیوستنشان به کارزار برای افزایش دستمزدها به عنوان مبنایی برای دستمزدشان تاکید دارم.

یک جنبه دیگر مساله استفاده از مدیای اجتماعی  و رساندن صدای اعتراض خود به سطح جهانی و جلب حمایت جهانی از مبارزات کارگران است.

و بالاخره همانطور که اشاره کردم یک مانع پیش رو فشار رژیم بر روی فعالین کارگری و زندانی کردن آنهاست این مانع را باید جدید گرفت و مبارزه علیه آن باید بخش دایمی اعتراضات کارگری باشد.

به نظر من اینها همه راهکارهاییست که توازن قوای امروز و پیشروی های جنبش کارگری بسترش را فراهم کرده است. باید با شتاب بیشتر بسوی آن گام برداریم.

بیست و پنجم اسفند 91

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: