شهلا دانشفر

خوش آمديد

کارگر نمیتواند نظاره گر و خاموش باشد

مصاحبه با شهلا دانشفر  درباره طومار درخواست افزایش دستمزد با امضای بیش از ۳۰ هزار نفر از کارگران

انترناسیونال: سی هزار کارگر پای درخواست افزایش دستمزد را امضا کرده اند. با توجه به فضای سرکوب و اختناق و تهدید دایمی فعالین کارگری، این حرکت چه اهمیتی دارد؟

شهلا دانشفر: طومار سی هزار کارگر بر سر خواست افزایش  دستمزدها حرکتی نیست که با تهدید و فشار بر فعالین و رهبران کارگری خاموش و یا عقب رانده شود. دلیلش نیز به روشنی اینست که این طومارها علاوه بر سی هزار کارگری که آنرا امضا کردند، به لحاظ موضوع بر خواستی تاکید گذاشته است که خواست همه کارگران  و کل جامعه است. این خود بعد اجتماعی بزرگی به این حرکت میدهد. به نظر من این کارزار و امضای طوماری اعتراضی از سوی سی هزار کارگر با اسم و رسم خود یکی از متحدترین و سازمان یافته ترین اعتراضات کارگری بر سر خواستهای سراسری خود از جمله خواست افزایش دستمزدهاست. در این طومار اعتراضی همچنین کارگران بر خواستهای مهم دیگری چون کوتاه شدن دست پیمانکاران از محیطهای کار، پرداخت بموقع دستمزدها، بیمه کارگران ساختمانی و افزایش حقوق کارگران بازنشسته دست گذاشته اند. این طومار اعتراض خود را از گرانی روز افزون قیمت ها و وضع فلاکتبار زندگی کارگران شروع کرده و قدرتمند اعلام میکند که کارگران دیگر به این زندگی زیر خط فقر تن نخواهند داد. کارگران در این طومار اعلام کرده اند که  اجازه نمیدهند که تحت عنوان “اصلاح قانون کار” و یا “اصلاح قانون تامین اجتماعی” زندگیشان بیش از این مورد تهاجم و یغما قرار گیرد و خواهان بازپس گرفتن این طرحها شده اند. وقتی به این خواستها نگاه میکنیم می بینیم که این حرکت چگونه اعتراض جمعیتی میلیونی را علیه فقر و فلاکت نمایندگی میکند. نفس همین مساله نشانگر اینست که امروز کارگران در صف جلوی خواستهای اعتراضی جامعه چه وزنه سنگینی در تحولات سیاسی جامعه دارند.

علاوه بر طومار اعتراضی سی هزار کارگر بر سر خواست افزایش دستمزدها، سندیکای شرکت واحد نیز طی بیانیه ای خواستار افزایش فوری دستمزدها شده است. این کارگران در اعتراض به گفته های منتشر شده از سوی کمیته مزد جمهوری اسلامی و احتمال افزایش ۲۰ تا ۲۵ درصدی به سطح کنونی دستمزدها، اعلام داشته اند که زیر بار دستمزد چندین برابر زیر خط فقر نخواهند رفت و حق خود میدانند که از زندگی و معیشتشان دفاع کنند. قبل از آن هم انجمن برق و فلز کرمانشاه  طی بیانیه ای فراخوان به پیوستن به طومار سی هزار کارگر بر سر خواست افزایش دستمزدها داد و این طومارها در کرمانشاه نیز به حرکت افتاد. همه اینها به روشنی نشانگر ابعاد گسترده و اجتماعی این حرکت اعتراضی کارگران است. بگذریم که یک خواست مهم کارگران در اعتراضاتشان از جمله مراکزی چون پتروشیمی ماهشهر، ذوب آهن اصفهان، پالایشگاه آبادان و غیره  افزایش دستمزد ها است. معلمان، پرستاران، بازنشستگان بارها و بارها در اعتراضاتشان خواستار افزایش دستمزد هایشان شده اند. به این جنب وجوش گسترده کارگران بر سر خواست افزایش دستمزدها، در متن شرایطی که جامعه بخاطر فقر و فلاکت بیسابقه ای که بر زندگی توده های وسیع مردم حاکم شده به مرز انفجار رسیده  است، نگاه کنید، آنوقت اهمیت حرکت اعتراضی کارگران با سی هزار امضا بیشتر روشن میشود.

 حرف کارگران در این طومار اینست که اگر پاسخ ما را ندهید به مبارزه مان ادامه میدهیم و به این ترتیب در مقابل کل جنبش کارگری راه نشان میدهند.

انترناسیونال: یک نکته قابل توجه که در تصاویر منتشر شده از تجمع اعتراضی روز ۳۰ بهمن بچشم میخورد، حضور و دخالت زنان کارگر بود، نظرتان در این مورد چیست؟

شهلا دانشفر: درست است این را میتوان در تصاویر منتشر شده از این حرکت دید. واقعیت اینست که جنبش کارگری پیشروی های بسیاری کرده است. یکی از این پیشروی ها نقش زنان در این مبارزات است. همانطور که اشاره کردید روز ۳۰ بهمن ۵۰ نفر از کارگران به نمایندگی از سی هزار کارگری که طومارهای اعتراضی بر سر خواست افزایش دستمزدها را امضا کرده اند، در محوطه وزارت کار جمهوری اسلامی تجمع کردند تا خواستهایشان را پیگیری کنند. در این تجمع حضور و دخالت زنان کارگر را همانطور که اشاره کردید قابل توجه است. از جمله یکی از هماهنگ کنندگان و رهبران این اعتراضات نیز پروین محمدی چهره شناخته شده کارگری است. این پدیده را شما در اعتراضات کارگران بازنشسته ذوب آهن اصفهان نیز دیدید. آنجا نیز زنان پشت تریبون ها قرار گرفتند و سخنرانان تجمعات دو تا چهار هزار نفره کارگران بودند. زنان در سخنرانی هایشان صدای اعتراض خود را علیه فقر و فلاکت حاکم بر جامعه بلند کردند و بر حق داشتن یک زندگی انسانی تاکید نمودند. نمونه دیگر از همین اتفاقات نقش خانواده های کارگری در اعتراضات کارگری است. این را در اعتراضات کارگران شرکت واحد در سال ۸۴، در مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه در سال ۸۵ ، در مبارزات کارگران پتروشیمی ماهشهر در سال گذشته، در مبارزات کارگران در شهر سنندج، در جریان تجمع کارگران شهاب خودرو، و دهها مورد دیگر در مرکز مختلف کارگری میتوان دید. در همین آذر ماه سال جاری کارگران قند اهواز به همراه خانواده هایشان در اعتراض به دستمزدهای معوقه خود چندین روز به تحصن نشستند و نقش زنان در این اعتراضات چشمگیر بود. نمونه دیگر تجمعات خانواده های کارگران زندانی در شهر سنندج است. در سال گذشته این خانواده ها با دو هفته مبارزات پر شور خود توانستند دو تن از رهبران کارگری سرشناس، مظفر صالح نیا و شریف ساعد پناه را از زندان آزاد کنند. به این ترتیب میخواهم بگویم که زنان در اعتراضات کارگری جای خود را پیدا میکنند. اما از نظر من هنوز کافی نیست. انتظار است که در اعتراضات مختلف کارگری زنان بیش از این پشت میکروفون قرار گیرند و همراه با همکاران خود رهبران مبارزات کارگری باشند. همینطور انتظار میرود که خانواده ها نقش بیشتری در مبارزات کارگری داشته باشند. چون این مبارزات مستقیما به زندگی و معیشت خود آنها مربوط است و شرکت خانواده های کارگری یک فاکتور مهم در قدرتگیری مبارزات کارگری و کشیده شدن دامنه آن به سطح جامعه و جلب حمایت مردم است. در هرحال واقعیت اینست که ما وقتی به جامعه ایران نگاه میکنیم جنبش اعتراضی زنان یک جنبش بالنده، رادیکال، مدرن و انسانی است. یکی از عرصه های مهم مبارزات مردم در جامعه است. در همین راستا طبعا نقش زنان را در اعتراضات کارگری هر روز بیشتر میتوان دید. و این نشانی از پیشروی جنبش کارگری و پیشروی جنبش رهایی زن در ایران است.

انترناسیونال: با توجه به تورم بالای ۵۰ درصد و اینکه روند افزایش قیمت ها ساعت به ساعت است، آیا می توان سقفی برای دستمزد ها تعیین کرد، چه مبنایی برای تعیین حداقل دستمزد کارگران باید وجود داشته باشد؟

شهلا دانشفر: روشن است که میزان حداقل دستمزد کارگر باید سقفی داشته باشد. سقف آن رفاه است و نه خط فقر و خط بقا و غیره. به تورم اشاره کردید. اتفاقا یکی از بحث هایی که در مخالفت با افزایش دستمزدها در مقابل کارگر گذاشته میشود. تورم است. میگویند اگر دستمزد کارگر افزایش یابد تورم بیشتر میشود. این یک دروغ آشکار است. با این استدلال میخواهند بر روی اینکه نیروی کار کارگر نیز کالا است پرده پوشی کنند. همه کالاها نرخشان بالا میرود و حرفی از آن زده نمیشود، دلیلش هم به روشنی اینست که سرمایه دار همه تلاشش اینست که کالایش را با قیمت بیشتری به بازار عرضه کند. اما وقتی به افزاش قیمت مزد کارگر میرسد، یکباره  تورمزا میشود. چون مزد کارگر از جیب سرمایه دار بیرون می آید و برای این حضرات سودی ندارد و گرایش دایمی صاحبان سرمایه کاهش مزد و مستمند کردن بیشتر کارگر است. چه برسد به سرمایه داری حاکم بر ایران که اقتصادش فرو پاشیده و همه تلاش رژیم انداختن بار این بحران بر دوش کارگران و مردم است. اما بد نیست نگاهی هم به خود نرخ تورم داشته باشیم. برای رژیم محاسبه نرخ تورم مصرف سیاسی دارد. در نزاعهای درونی شان این نرخ بالا میرود و بطور مثال از افزایش صد در صدی آن سخن میگویند. اما وقتی رو به کارگر و مردم حرف میزنند، این نرخ سیر نزولی پیدا میکند. نگاهی به این بازی مسخره و واقعیت موجود در جامعه نرخ اجناس پوچی و بی پایگی همه این محاسباتشان را نشان میدهد. بنابراین اولا به نظرم باید نرخ تورم با نظارت مراجع کارگری، یعنی نمایندگان منتخب مجامع عمومی خود کارگران تعیین شود. همین الان نگاه کنید اینها سبد هزینه کارگر را از یک میلیون و صد تا دو میلیون و سیصد محاسبه کرده اند. بالاخره کدام یک از ارقامی که  بیرون داده اند، درست است؟ معلوم است که اینها همه برای بازار گرمی است و آخرش هم با گفتن اینکه باید بین سبد هزینه کارگر و اقتصاد کشور رابطه منطقی باشد این جنایتکاران به مزد ۴۶۰ هزار تومان میرسند. اسمش را هم میگذارند “حداقل مزد ملی”.

همانطور که گفتم اولا دستمزد باید توسط نمایندگان منتخب مجامع عمومی کارگران تعیین شود. شورایعالی کار جمهوری اسلامی از نظر کارگران هیچ مرجعیتی ندارند. همچنین دست نهادهای دست ساز دولتی، این ارگانهای جاسوسی رژیم  که تحت عنوان نمایندگان کارگران، کنار رژیم و سرمایه داران قرار گرفته  و مانعی بر سر مبارزات کارگری هستند، باید از مبارزه کارگران بر سر خواست افزایش دستمزدها کوتاه شود. در همین مدت در همین جریان حرکت اعتراضی طومار سی هزار امضای کارگری نقش مانع تراشی و مخرب اینها را دیده ایم و این را در بیانیه های هماهنگ کنندگان این طومارها میتوان دید.

بعلاوه دستمزد باید با نرخ واقعی قیمت ها در بازار تناسب داشته باشد. به نسبت رشد قیمت ها افزایش یابد. متناسب با رشد تکنولوژی و بالا رفتن بارآوری کار، بالا رود و کارگر از یک زندگی انسانی برخوردار باشد. نکته اینجاست که امروز مبارزه ای بر سر خواست افزایش دستمزدها در جریان است. تشکلی چون اتحادیه آزاد کارگران ایران که مبتکر همین طومار سی هزار امضا بر سر خواست افزایش دستمزد ها است، رقم یک میلیون و پانصد هزار تومان را بعنوان قدم اول طرح کرده است. نفس خود این اقدام از جانب یک تشکل کارگری یک گام مهم به جلو است. بویژه هم اکنون سی هزار کارگر دور این حرکت متحد شده اند و وقتی این کارگران پرچم یک میلیون و پانصد هزار تومان را بدست بگیرند و کل کارگران و کل جامعه به حمایت از آن برخیرند، بدون شک کارگر در موقعیت بسیار قدرتمندتری قرار میگیرد که خواستهای دیگرش را به جلو ببرد و بتواند فاصله بین میزان دستمزدش با نرخ واقعی تورم را پر کند. همچنین بتواند با اتحاد و مبارزه اش کل این بساط توحش و استثمار را جمع کند. بنابراین از نظر من امروز یکی از خواستهایی که بتواند مبارزات کارگران و حتی بخش های مختلف جامعه را متحد میکند، خواست افزایش دستمزدها و بطور مشخص جمع شدن دور همین پرچم خواست یک میلیون و پانصد هزار تومان بعنوان حداقل دستمزدها در گام اول است.

انترناسیونال: رژیم به بهانه نزدیک شدن انتخابات، اعتراضات و تجمعات کارگری را ممنوع اعلام کرده است، شما این حرکت رژیم را چگونه تفسیر می کنید؟

شهلا دانشفر: واقعیت اینست که مضحکه انتخابات به کابوسی برای رژیم اسلامی تبدیل شده است. خودشان میگویند که “فتنه ۹۲” از “فتنه ۸۸” به مراتب سخت تر و پیچیده تر خواهد بود. منظورشان از فتنه نیز انقلاب مردم است. ترس از انقلاب به کابوس شب و روز جانیان اسلامی تبدیل شده است. خصوصا اینکه صف رژیم بیش از هر وقت در هم ریخته است. مجلس اسلامي، احمدی نژاد و مقامات مختلف حکومتی بر سر همه چیز از اقتصاد گرفته تا حجاب زنان، از طرح یارانه ها گرفته تا انتخابات و غیره و غیره جنگ و جدال دارند. از جمله نمونه قم را در ۲۲ بهمن می بینید. یک برنامه تبلیغاتی رژیم تبدیل به میدان جنگ باندهای حکومتی، کفش پرانی به رئیس مجلس و فرار او تبدیل شد. نمونه دیگر آن در همین دو هفته اخیر استیضاح وزیر کار شیخ الاسلامی و متقابلا رو شدن دزدی های لاریجانی ها توسط احمدی نژاد در مجلس است که به جنجالبی بزرگ تبدیل شد. از ولی فقیه شان نیز دیگر کاری ساخته نیست. این در حالیست که اقتصاد این رژیم فرو پاشیده است و هر روز قیمت ها بالاتر میرود.  تحریم ها نیز وضع اقتصاد را به تلاشی کشانده است. این وسط زندگی مردم است که دارد  به تباهی کشیده میشود. در مقابل جامعه ای را میبینیم که از اعتراض میجوشد. محیط های کارگری به حال انفجار درآمده است و روزی نیست که در اظهارات مقامات مختلف حکومتی سخنی از خطر شورش گرسنگان نباشد. همین اخیرا دیدید که وقتی احمدی نژاد برای بازگشایی فاز سه پالایشگاه آبادان رفته بود، با وجودیکه کارگران را بیخبر به خانه فرستاده بودند، به محض اینکه  کارگران از آمدن وی با خبر شدند فورا چند صد نفر در مقابل درب اصلی پالایشگاه و حدودا درهمین تعداد در مقابل درهای دیگر آن جمع شدند و با شعار دروغگو، دروغگو، مرگ بر دیکتاتور، از او استقبال کردند. در چنین اوضاعی طبعا یک تلاش رژیم اسلامی آرام رد کردن اوضاع  تا انتخاباتشان  و در دست نگاهداشتن کنترل است. اینها میدانند که هر حرکت اعتراضی ای در خیابان میتواند به اعتراضی گسترده و شرکت وسیع مردم تبدیل شود. از همین رو از هر نوع تجمع اعتراضی وحشت دارند. برای همین نیز  وقتی هماهنگ کنندگان طومار سی هزار امضا خواستار مجوز برای تجمعی خیابانی در ۲۸ بهمن شدند، با درخواست آنها مخالفت شد. بعد هم دو تن از این کارگران جعفر عظیم زاده و پروین محمدی را احضار کردند. از همین رو این کارگران طی اطلاعیه ای خبری در رابطه با این احضار ها اعلام کردند که تا انتخابات راسا فراخوانی برای تجمع خیابانی نخواهند داد. اما چنانچه تا آنزمان به خواستهای کارگران در طومار سی هزار امضا ررسیدگی نشود، این حق را برای خود محفوظ میدانند که بعد از انتخابات در صورت لزوم اقدام به تجمع خیابانی نیز بکنند.

بطور واقعی رژیم اسلامی راهی جز اعتراض و مبارزه مقابل کارگران و مردم نگذاشته است. مبارزه علیه بیکارسازیها، مبارزه علیه تعویق پرداخت دستمزدها یک محور دایمی تجمعات و اعتراضات کارگری است. کارگران نمیتوانند در برابر تهاجماتی چون “اصلاح قانون کار” و “اصلاح قانون تامین اجتماعی” ساکت بنشینند و تجمع نکنند. همین الان زمزمه اعتراض بر سر همین موضوعات در میان هزاران کارگر بازنشسته تحت پوشش تامین اجتماعی رژیم اسلامی بالاست. همینطور اکنون که شورای عالی کار مشغول گمانه زنی بر سر دستمزد کارگر است، کارگر نمیتواند نظاره گر و خاموش باشد تا مثل بازار برده فروشی بر سر مزدش معامله کنند. کارگران و مردم نمیتوانند در برابر این گرانی کمر شکن ساکت بمانند. بویژه وقتی که کمیته مزد رژیم اسلامی تحت عنوان اینکه افزایش دستمزد تورم زاست، اقتصاد کشور خراب است و غیره میخواهد تمام کاسه کوزه ها را سر کارگر خراب کند و باز دستمزدی چندین برابر زیر خط فقر را به او تحمیل کنند، روشن است که کارگر نمیتواند این را قبول کند.

واقعیت کارزاری که با طومار اعتراضی ۳۰ هزار کارگر بر سر خواست افزایش دستمزد ها در جریان است به روشنی دارد همین حقیقت را نشان میدهد. ۹ ماه است که این حرکت در جریان است. و کارگران بدرستی تاکید دارند که اگر جواب نگیرند به هر شکلی که بتوانند اعتراضاتشان را دنبال خواهند کرد. مبارزه برای خواست افزایش دستمزدها بطور واقعی به مساله معیشت و زندگی کارگران و کل جامعه گره خورده است.

انترناسیونال: به نظر شما کارگران برای پیشبرد خواسته خود چه باید بکنند؟

شهلا دانشفر: به نظر من باید وسیعا به طومار ۳۰ هزار کارگر بر سر خواست افزایش دستمزد ها پیوست. همانطور که جلوتر اشاره کردم همراه با این کارگران پرچم خواست یک میلیون و پانصد هزار تومان را بدست گرفت و با قدرت و متحد جلو رفت. به نظر من همانطور که کارگران سندیکای واحد بیانیه دادند و اعلام کردند که خطر فقر را نمیپذیرند و خواهان یک زندگی انسانی هستند. بیانیه دادند و بر تهاجمات رژیم تحت عنوان “اصلاح قانون کار” و “اصلاح قانون تامین اجتماعی” اعتراض کردند، کارگران در دیگر بخش های کلید کارگری مثل کارگران نفت، مجتمع ذوب آهن اصفهان، پتروشیمی ها و یا کارگران بازنشسته و معلمان و پرستاران باید بیانیه بدهند و اعلام کنند که دیگر خط فقر را نمی پذیرند و بر خواست افزایش فوری دستمزدها  و از جمله بر خواست مشخص حداقل دستمزد در قدم اول یک میلیون و پانصد هزار تومان تاکید کنند. همچنین باید خواست افزایش دستمزدها و همه این بحث ها به موضوع داغ مجامع عمومی کارگری در تمام کارخانجات تبدیل شود و کارگران بر سر آن بیانیه دهند و اعتراضشان و خواستشان را رو به جامعه اعلام کنند.

 بعلاوه خواست افزایش دستمزدها را باید بصورت یک جنبش اجتماعی گسترده به جلو برد. در تمام محلات طومار نوشت و علیه فقر و گرانی به اعتراض برخاست و خواهان افزایش فوری سطح دستمزدها شد. همانطور که اشاره کردم خواست افزایش دستمزدها، فقط  مساله کارگران نیست، بلکه امر کل جامعه است و باید در سطحی سراسری و گسترده صف خود را حول این خواست متحد و متشکل کنیم.

چهارم اسفند 91

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: