شهلا دانشفر

خوش آمديد

حزب و نقش آن در جنبش کارگری ایران

انترناسیونال ۴۸۲

شهلا دانشفر از شخصیت های برجسته و محبوب جنبش کارگری در ایران است. تلاش های گسترده و تجربیات با ارزش او در سازماندهی مبارزات کارگران در ایران و فعالیت هایش برای کسب حمایت های جهانی از مبارزات کارگران ایران و دفاع از کارگران و زندانیان سیاسی، او را به چهره ای محبوب و مورد اعتماد در میان کارگران ایران تبدیل کرده است. از شهلا دانشفر درباره نقش و تاثیرات حزب کمونیست کارگری در جنبش کارگری ایران پرسیده ایم.

حزب و نقش آن در جنبش کارگری ایران

با تشکر از شهلا دانشفر

قبل از هر چیز سالگرد تشکیل حزب را تبریک میگویم و به همین مناسبت  جا دارد یاد منصور حکمت را بعنوان بنیانگزار و متفکر بزرگ کمونیسم کارگری گرامی بدارم. بطور واقعی رجوع به آثار و نوشته های ارزشمند منصور حکمت، از جمله برنامه حزب، یک دنیای بهتر و دیگر نوشته هایش در زمینه جنبش کارگری و کمونیسم کارگری به روشنی نقش حزب کمونیست کارگری و رشد گرایش چپ و رادیکال در راس این جنبش را نشان میدهد.

اما اجازه بدهید مشخص تر به سراغ سوال شما بروم. شما وقتی به جنبش کارگری نگاه میکنید جایگاه حزب را به روشنی میبینید. بطوریکه وقتی از نقش چپ در جامعه صحبت میشود حتی مخالفین ما نمیتوانند منکر حضور و دخالت فعال حزب در جنبش کارگری شوند. جمهوری اسلامی نیز اینجا و آنجا در برخورد با اعتراضات کارگری بارها ناگزیر این را بر زبان آورده است. میخواهم بگویم این تنها یک ادعا نیست بلکه من میتوانم به جنبه های مختلفی از دخالتگری و نقش حزب کمونیست کارگری ایران در جنبش کارگری اشاره کنم. بطور مثال امروز یک نقطه قوت مهم جنبش کارگری جلو آمدن صف بزرگی از رهبران  و فعالین کارگری است. حزب کمونیست کارگری ایران و مشخصا مباحثی که حمید تقوایی در ادامه بحث حزب و جامعه منصور حکمت  و تحت عنوان ابراز وجود اجتماعى رهبران عملى و تعین بخشی چپ طرح کرد، نقش مهمی در جلو آمدن گرایش چپ و رادیکال در راس جنبش کارگری و جلو آمدن صفی از رهبران کارگری در سطح جامعه داشت. این بحث بطورواقعی افقی در مقابل جنبش کارگری قرار داد. بطوریکه قبل از این مباحث وقتی از رهبران سیاسی جامعه سخن در میان بود، تعداد معدودی از شخصیت های مخالف درون حکومتی و یا از میان اپوزسیون راست پرو و غرب در اذهان ظاهر میشد. اما بدنبال راه افتادن این گفتمان بطور واقعی ما شاهد تحولی در صف آرایی نیروهای اجتماعی در جامعه و بطور مشخص جنبش کارگری بودیم.

 مثال دیگر در رابطه با تاثیر حزب کمونیست کارگری ایران در جنبش کارگری را میتوان در عرصه سازمانیابی کارگری دید. یک تاکید ما از همان ابتدا این بود که تشکل کارگری امر خود کارگران است و نیازی به مجوز برای ایجاد آن نیست. کارگران در ایران با همین استدلال در مقابل سرکوبگری های رژیم اسلامی، شجاعانه ایستادند و تشکلهای خود را ایجاد کردند. از جمله تشکلهای سندیکای شرکت واحد، سندیکای نیشکر هفت تپه، اتحادیه آزاد و کمیته پیگیری و هماهنگی و انجمن برق و فلز و غیره در متن یک چنین تلاش و مبارزه جانانه از سوی کارگران شکل گرفت و صفی از رهبران کارگری با اسم و رسم و هویت خو قد علم کرده و بعنوان سخنگویان تشکلهای کارگری در سطح رسانه ها سخن گفتند و بعضا به چهره های شناخته شده جهانی ای تبدیل شدند. اینها همه دستاوردهای جنبش کارگری است و بطور واقعی قدمهایی عملی در ادامه همان چیزی است که ما از آن تحت عنوان ابراز وجود علنی رهبران کارگری و هویت یابی چپ در جامعه سخن گفتیم. بعلاوه اینکه ما امروز میبینیم که مجامع عمومی کارگری نه تنها یک رکن دایمی مبارزات کارگران در ایران است، بلکه مجمع عمومی کارگری بعنوان ظرف اعمال اراده مستقیم کارگران و محلی برای متشکل شدن و متحد ماندنشان امروز  بیش از هر وقت جایگاه خود را در جنبش کارگری ایران پیدا کرده است. بطوریکه ما شاهد این هستیم که امروز کارگران دارند بطور آگاهانه تری به تشکیل منظم آن بعنوان محلی برای سازمانیابی، متحد شدن و اعمال اراده مستقیم خود تاکید میگذارند. از جمله می بینیم که همین تشکل های کارگری موجود آنجا که بیانیه ای میدهند و اعتراضی را فرامیخوانند بر اینکه حق خود میدانند که با اتکا به مجامع عمومی کارگری خواستهای خود را پیگیر شوند، تاکید میگذارند. یا فرضا دیدیم  که  ۵۰۰۰ کارگر نیشکر هفت تپه  به قدرت تجمعات و اعتراضاتشان سندیکای خود را تشکیل دادند و بعد هم در بیانیه ای ۶ ماده ای خود بر تشکیل مجمع عمومی منظم هفتگی  به عنوان حق پایه ای شان برای متشکل شدن تاکید گذاشتند. یا همین امروز می بینیم که کارگران بازنشسته ذوب آهن اصفهان با بیانیه ای ۵ ماده ای اعلام میکنند که هر هفته دو بار در محل دفتر بازنشستگی شهرشان جمع خواهند شد تا خواستهایشان را پیگیری کنند و صف اعتراض خود را متحد نگاهدارند. عینا در صنایع فلزی در تهران نیز می بینیم که کارگران مجمع عمومی بزرگ خود را تشکیل میدهند تا گامهای بعدی اعتراضشان را روشن کنند.

 مثال دیگر برای نشان دادن نقش حزب کمونیست کارگری ایران در جنبش اعتراضی کارگری، تعین یافتن بیشتر خواستها و مطالبات کارگران است. برنامه حزب یک دنیای بهتر یک نقش اساسی در این زمینه داشته است. من خاطرم هست وقتی اولین بار در برنامه حزب از آزادی بدون قید و شرط سخن گفتیم و یا به  شاخص های واقعی برای تعیین حداقل دستمزد و سطح زندگی کارگر و مردم در این جامعه سخن اشاره کردیم و گفتیم که کارگر باید الگوی خود را از آخرین پیشروی های کارگری در سطح جهانی بگیرد، کسانی که خود را چپ نیز میدانستند  طرح چنین خواستهایی را لیبرالی و غیر ممکن خواندند. اما پاسخ ما این بود که این ها خواستهای برحق کارگران و مردم است و نیز پیشرفتهای جوامع بشری و رشد تکنولوژی ممکن بودن آنها را نشان داده است و کارگران با نیروی اعتراضشان میتوانند و باید حقوق برحقشان را به دولتهای بورژوایی تحمیل کنند. به این ترتیب ما گرایش ماکسیمالیست و چپ در درون جنبش کارگری را نمایندگی کردیم. شما گوشه ای از این مباحث را که در کتاب کار ارزان کارگر خاموش که متن کتبی میزگردی است که حدود ۲۲ سال در نقد طرح قانون کار جمهوری اسلامی داشتیم و مشخصا در بحث های ارزنده ای که منصور حکمت در این میزگرد داشت می خوانید.

 اینها همه گفتمانی است که ما در طول فعالیت بیست و چند ساله حزب تلاش کرده ایم، جلو ببریم و در متن آن افق روشنی در مقابل جنبش کارگری بگذاریم.

جنبه مهم دیگر نقش حزب در جنبش کارگری تعین دادن به چپ و رشد نفوذ آن در راس جنبش کارگری بوده است. ما همواره از کشاکش دو گرایش اصلی در درون جنبش کارگری سخن گفته ایم. یكی گرایش سندیكالیستی راست كه افقش رفرم در چارچوب جمهوری اسلامی است، كارگران را همواره به بیعت با قانون اساسی و قانون كار جمهوری اسلامی فراخوانده است، به متعارف شدن حكومت و شكوفایی اقتصاد آن دل بسته است و غیره. از جمله دیده ایم که چگونه نمایندگان چنین گرایشاتی در کنار راست ترین جریانات بورژوایی و صندوق بین المللی پول به مداحی از طرح ریاضت اقتصادی رژیم، “طرح هدفمند کردن یارانه ها”  افتادند.

 گرایش دیگر، گرایش چپ و رادیكال در جنبش کارگری است که  با جنبش شورایی تداعی میشود،  اتكایش به مجمع عمومی به عنوان محلی برای متحد شدن و تصمیم گیری كارگر برای دخالت در سرنوشت خود است و راه خلاصی کارگران از جهنم موجود را در رهایی از شر كل این حكومت با قانون اساسی، قانون كار و همه قوانین ارتجاعی اسلامی اش میداند. نگاهی به جنبش کارگری نشان میدهد که گرایش راست جایی در جنبش کارگری ندارد و بطور واقعی این گرایش چپ است که گفتمان های جنبش اعتراضی کارگری را تعیین میکند.

 بالاخره اینکه در برابر چپ سنتی و حاشیه ای ما همواره بر جایگاه اجتماعی طبقه کارگر تاکید داشته ایم. یک تلاش دایمی این گرایشات تنزل دادن موقعیت طبقه کارگر به موقعیت صنفی اوست. اما از نظر ما طبقه کارگر نه تنها از استثمار بلکه از همه مصائب اجتماعی ناشی از سلطه سرمایه داری در جامعه در رنج است. تاکید ما اینست که طبقه کارگر برای اینکه خود را رها کند، اول باید جامعه را از شر توحش سرمایه داری حاکم نجات دهد و بطور عینی و اجتماعی نیر طبقه کارگر توان و قدرت انجام این کار را  دارد. در راستای همین بحث است که ما بر  جایگاه تحزب یافتن طبقه کارگر تاکید کرده ایم. اما در تفکر و سیاست چپ ایدئولوژیک و حاشیه ای این مساله جایگاهی ندارد و کارگر از نظر آنها صرفا یک صنف تولید کننده و استثمار شونده است. از همین رو برای آنها سیاست کارگری و طبعا حزب سیاسی طبقه کارگر هیچ جایگاهی ندارد. در این رابطه منصور حکمت نوشته های فراوانی دارد. از جمله او در رابطه با  خواستها و مبارزات طبقه کارگر با بخش هاي مختلف جامعه مینویسد:”کارگر بودن به معني بايکوت بقيه جامعه نيست. خلقي ترين، ملي ترين و ناسيوناليست ترين جريانات سياسي طرفدار جنبش هاي کارگري اي در کارخانه هستند که فقط در کارخانه بماند، به کسي هم کاري نداشته باشد و بشود شاخه کارگري حکومت مصدقي ايشان”.

میخواهم بگویم که جدال دایمی ما با گرایشات راست در جامعه یک جنبه مهم از کار ما  در تعین دادن به چپ و بالابردن نفوذ و قدرت چپ در راس جنبش کارگری بوده است.  تاثیرات مشخص این گفتمان ها را شما میتوانید در قطعنامه های اول مه ها و مناسبت های مختلفی که از سوی کارگران منتشر میشود، ببینید. حتی در مبارزات اعتراضی جاری کارگری نیز میتوانید این تاثیرات را مشاهده کنید. بطور مثال همین امروز در شرایطی که جامعه ایران بخاطر فقر و فلاکتی که بر زندگی و معیشتشان حاکم شده است، به حد انفجار رسیده و رژیم اسلامی به سرکوب و اعدامهایش شدت داده است، می بینیم که چگونه اعتراض علیه اعدام در میان کارگران دارد شکل میگیرد. یا اینکه ما شاهد اینیم که کارگر از زندان بیانیه داده و در آن همبستگی خود را بطور مثال  با مردم زلزله زده آذربایجان شرقی اعلام میکند، علیه فقرو گرانی اعتراض میکند و یا قتل ستار بهشتی را محکوم میکند و غیره. همچنین ما شاهد ابتکاراتی چون نمونه کاری که کارگران در پالایشگاه آبادان کردند و با  اس ام اس های اعتراضی خود اعدام ها را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط زندانیان سیاسی شدند هستیم. نمونه دیگر از همین دست اعتراضات کاری است که کارگران در دو کارگاه الکتریکی در مجمع ذوب آهن اصفهان انجام داد و در اعتراض به اعدام ها نام کارگاه خود را ستار بهشتی نامیدند. یا بطور مثال ما شاهد اعزام تیم های کمک رسانی از جانب کارگران  به زلزله زدگان آذربایجان شرقی هستیم. اینها نشانگر فضای جدیدی در جنبش کارگری ایران است. اینها  شاخص هاییست که نشان میدهد که چگونه امروز این چپ است که دارد گفتمان های درون جنبش کارگری را تعیین میکند.

با اتکا به این مولفه هاست که ما از دست بالا داشتن چپ در جنبش کارگری و در سطح جامعه سخن میگوییم. به این معنی که علیرغم حاکمیت رژیم سرکوبگر اسلامی و علیرغم فقر و فلاکت بیسابقه ای که بر جامعه حاکم است، جمهوری اسلامی نتوانسته اند سطح انتظارات مردم را پایین بیاورد. مردم آزادیخواه و برابری طلبند. مردم از داشتن یک زندگی انسانی و بدور از تبعیض سخن میگویند و ما بطور مثال با یک جنبش قوی علیه اعدام در جامعه روبروییم. با یک جنبش قوی علیه قوانین ارتجاعی اسلامی روبروییم.  در متن چنین شرایطی جنبش اعتراضی کارگری بعنوان یک عرصه دایمی نبرد با رژیم اسلامی همواره نقش مهمی در فعال نگاه داشتن فضای سیاسی جامعه داشته است.  به نظر من حزب کمونیست کارگری یک نقش محوری در قدرت گیری چپ در جامعه داشته است و موقعیت کنونی جنبش کارگری در ایرانداشته است. امروز نیز با توجه به چنین موقعیت و شرایطی است که بطور واقعی جنبش نقش تعیین کننده ای در رادیکالیزه شدن مبارزات و اعتراضات توده ای در جامعه پیدا کرده و به فاکتور مهمی برای ممانعت از نفوذ و دخالتگری دولتها و نیروهای راست در تحولات سیاسی آتی ایران تبدیل شده است.

اما بعنوان آخرین نکته دوست دارم اشاره ای هم بر تاثیرات حزب کمونیست کارگری ایران در مبارزات جاری کارگری  داشته باشم. اشاره ای بر نقش کانال جدید بر انعکاس صدای اعتراضات کارگری و بخش های مختلف مردم در سطح جامعه و جلب بیشترین همبستگی جامعه داشته باشم. این را بطور مثال شما در سال ۸۴ در جریان اعتصاب با شکوه کارگران شرکت واحد و برنامه های مستقیم کانال جدید، به روشنی دیدید. دیدید که چگونه رهبران کارگری در این برنامه ها شرکت کردند و فریاد اعتراضشان را بلند کردند. و نقش حزب را در رساندن صدای اعتراض این کارگران در سطح جامعه و در سطح جهانی دیدید. نمونه دیگرش در مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه در سال ۸۵ بود. که عینا همین اتفاق افتاد و نقش کانال جدید انعکاس بسیاری در میان کارگران داشت. نمونه های دیگرش در مبارزات اخیر کارگران بازنشسته ذوب آهن اصفهان است. از جمله  وقتی این کارگران فراخوان به تجمع و اعتراض میدادند، مردم در حمایت از آنها به محل تجمع آنان رفته  و از اینکه از کانال جدید از اعتراض کارگران مطلع شده اند، سخن گفتند. در کیان تایر و دهها مرکز کارگری دیگر عینا شما شاهد همین روند هستید. یا بطور مثال میتوانم به مبارزه بر سر خواست افزایش دستمزدها اشاره کنم. چند سال قبل بود که ما با طرح این بحث که دستمزد کارگران باید توسط خود کارگران تعیین شود و الان که کارگران از داشتن تشکلی سراسری محرومند تا یکطرف تعیین میزان حداقل دستمزد خود باشند، مهم است که خودشان  و همین تشکلهای موجود کارگری پا پیش گذارند. بعنوان اولین گام رقمی را در تقابل با دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر رژیم اسلامی، اعلام کنند و به این صورت صدای اعتراض خود را علیه شرایط برده واری کاری که کارگران تحمیل شده، بلند کنند. در برابر این تبیین ابتدا مقاومت هایی شد. اما کم کم این موضوع به گفتمان کارگران تبدیل شد. بعدا دیدیم که کارگران در سالهای مختلف با ارقامی چون ۴۵۰ هزار تومان در گام اول و یا یک میلیون تومان و غیره جلو آمدند و ما شاهد شکل گیری جنبشی حول خواست افزایش دستمزدها بودیم. تا جاییکه سال گذشه کارگران بیانیه دادند و گفتند که حتی با دو میلیون تومان حداقل دستمزد هم نمیشود زندگی کرد و بر داشتن یک زندگی انسانی تاکید کردند. در ادامه چنین حرکتی است که امسال ما شاهد قدرتگیری مبارزه بر سر خواست افزایش دستمزدها در میان کارگران هستیم.

میخواهم بگویم که ما به این صورت و در چنین اشکالی توانسته ایم بسیاری از گفتمان های خودمان را در جنبش کارگری و در سطح اجتماعی به جلو بریم و نه فقط در جنبش کارگری بلکه در فضای کل جامعه میگذارد. کانال جدید طبعا یک ابزار مهم ما  برای انجام این کار است. از نظر من بطور واقعی نیز مکانیزم بردن حزب به درون جامعه و جنبش کارگری همین است و  در بستر چنین فعالیتی است که کارگران و مردم آلترناتیو خود را انتخاب میکنند.

در خاتمه بعنوان آخرین نکته فراخوان من به همه فعالین و رهبران کارگری و به همه انسانهای آزادیخواه و برابری طلب اینست که به این حزب بپیوندید تا با صف قدرتمند تری به جلو برویم و به توحش سرمایه داری حاکم خاتمه داده و جامعه ای آزاد و برابر وانسانی بسازیم.

هفدهم آذر 91

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: