شهلا دانشفر

خوش آمديد

د- 25 نوامبر روز جهانی علیه خشونت علیه زنان، روز کیفرخواست علیه رژیم اسلامی

۲۵ نوامبر، ۵ آذر روز جهانی نفی خشونت علیه زن را پشت سر گذاشتیم. نفس اینکه چنین روزی در لیست روزهای جهانی آنهم از طرف سازمان ملل اعلام میشود، ابعاد حقیقت تلخی به  اسم “خشونت علیه زن” را در مقابل ما قرار میدهد. روشن است که خشونت وتبعیض علیه زن اساسا و تاریخا ناشی از نظام طبقاتی و پدیده ای جهانی است. درهمه جای دنیا و در ابعاد مختلف برزنان خشونت روا داشته میشود. از جمله  براساس آمار بهداشت جهانی در هر ۱۸ ثانیه یک زن مورد خشونت و  بدرفتاری قرار می‌گیرد. همچنین  بر اساس آمار و بررسی در سطح جهان  ۱۰ تا ۵۰ درصد از زنان به نحوی  مورد بدرفتاری فیزیکی همسرانشان قرار دارند.

اما این خشونت در کشورهایی با قوانین اسلامی که اساس آن ضدیت با زن و تبعیض جنسیتی است، ابعادی فاجعه بار دارد. بطورمثال درافغانستان در شش ماهه اول امسال از ثبت ۳۵۰۰ مورد خشونت علیه زنان خبر داده میشود. همچنین در پاکستان در همین فاصله نزدیک به ۳۱۳۲ زن مورد خشونت قرار گرفته اند. که از این تعداد ۴۳۲ زن به قتل رسیده‌اند، ۱۱۰ زن مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، ۱۹۷ زن پس از اینکه مورد تجاوز قرار گرفتند به قتل رسیده‌اند و ۳۳۲ مورد ربوده شده‌اند. و  ۲۰۱ زن نیز مجبور به ازدواج‌های اجباری شده‌اند. این آمار هشدار دهنده است. البته اینها تنها بخش ثبت شده و خشونت فیزیکی آشکار علیه زنان در این کشورهاست. وگرنه بسیاری ازاشکال دیگر خشونت همچون خشونت جنسی، خشونت رفتاری و روانی،خشونت علیه کارکنان زن در محیط های کار، خشونت در زندانها، تجاوز های سیستماتیک، و غیره و غیره نه جایی ثبت است و نه کسی از آن خبردار میشود. چرا که بسیاری از اینها خشونت هایی است که حتی بعضا از آن سخنی بر لب آورده نمیشود، چون موضوع “ناموسی” و ” حیثیتی” قلمداد شده و به ادامه زندگی یک زن در همان جامعه با مناسبات ضد زن حاکم گره میخورد.

یک کانون دایمی خشونت علیه زن در سطح جهانی، ایران است. طبعا این داستان قدیمی تر از حیات جمهوری اسلامی است. در زمان شاه نیز مذهب رسمی اسلام و قوانین حاکم بر جامعه متاثر از قوانین ارتجاعی اسلامی و تبعیض علیه زن بود. اما در حاکمیت رژیم اسلامی این مساله ابعاد فاجعه باری بخود گرفته و این داستان سی و چند ساله و به قدمت عمر این حکومت است.

در حاکمیت رژیم آپارتاید جنسی جمهوری اسلامی در ایران ستمکشی و خشونت علیه زنان جزئی جدایی ناپذیر از قوانین ارتجاعی اسلامی و دستگاه قضایی و ماشین سرکوب و جنایت حکومت است و شکلی قانونی و سیستماتیک یافته است. از همین ابعاد آنرا نمیتوان با آمار و ارقام بیان کرد و این امری که هر روزه جریان دارد و زنان در ایران مورد سرکوب و خشونت هر روزه دولتی قرار دارند. از جمله حجاب و تبعیض جنسیتی دو رکن مهم این خشونت است که رژیم اسلامی برای برافراشتن پرچم آن از همان بدو به حاکمیت رسیدنش دست بکار شده  و برای به اجرا در آوردنش تمام نیروی سرکوب، دستگاه قضایی و قوانین اسلامی و کل سیستمش را به خدمت گرفته است. انجام این کار در طول سی و سه سال حاکمیت این رژیم جزیی از روند دایمی سرکوب  کل جامعه بوده است.

بانی و تقویت کننده فرهنگ ضدزن مردسالارانه در سطح خانواده و جامعه نیز عمدتا حکومت اسلامی و قوانین ضد زن آن است. در حاکمیت رژیم اسلامی زن یک کالای جنسی است. بنا بر قوانینش زن دارایی و ملک مرد محسوب شده و “نفقه” بگیر مرد است. با تعیین مهریه در واقع برایش نرخی تعیین میشود و رئیس خانواده نیز مرد است. زنی که از فرمان همسرش تمرد کند، مرد حق تنبیه اش را دارد. شکایت زن نیز در برابر خشونت های خانوادگی راه به جایی نمیبرد، اگر مرد نفقه خود را پرداخت کرده باشد. بر پایه چنین سیستمی خانواده ای که تنها سرپرست آن زن باشد، خانواده “بی سرپرست” خطاب میشود.

بنا بر قوانین رژیم اسلامی زن از پایه ای ترین حقوق اجتماعی مثل حق طلاق و نگهداری از کودک و غیره محروم است. نگاهی به دادگاههای رزیم اسلامی و صف زنانی که برای جدایی از همسرانشان و خلاصی از زندگی ای که در آن مورد تعرض هر روزه قرار دارند و هفت خوانهای رستمی که در مقابلشان قرار میگیرد، به روشنی ابعاد وحشتناک و تکاندهنده ستم و خشونت علیه زنان را به نمایش میگذارد. بدین ترتیب جمهوری اسلامی عامل و بانی دامن زدن به خشونت علیه زن در جامعه است و تحقیر و آزار زن یک جزو سیستماتیک قوانین جاری است .

در جمهوری اسلامی بچه از همان سن نه سالگی بجرم دختر بودن، زندگی و سرنوشتش رقم زده میشود. از همان کودکی او در زندان حجاب محصور شده و عملا از ارتقا و رشد بسیاری از توانایی هایش محروم شده و شادی کودکانه از او گرفته میشود. بنا بر قوانین این حکومت برای کودک نه ساله مراسم تکلیف میگیرند، قوانین محرم و نامحرم را بگوشش میخوانند چون بنا بر شرع اسلامی وقت همسر دادنش رسیده است. از جمله همین امروز آمارهای تکان دهنده ای از  ازدواج کودکان را می بینیم. علاوه بر عوامل اقتصادی واجتماعی وجود چنین پدیده ای، خود نشانه بارز دیگری از خشونت جنسی بر کودکان دختراست که تنها با تکیه بر قوانین اسلامی امکان پذیر شده است. بدین ترتیب بنا بر قوانین ارتجاعی اسلامی، خشونت علیه زنان از همان  کودکی آغاز میشود و بهترین سالهای زندگی یک زن را در بر میگیرد.

جمهوری اسلامی خود سازمانده صیغه این شکل رایج تن فروشی اسلامی است. در حاکمیت رژیم اسلامی سن تن فروشی به ۱۱ سال رسیده است و بطور واقعی سخن از تجاوز “قانونی” به کودکان و آزار جنسی آنان است. چون از نظر این جانیان دختر از ۹ سالگی به سن تکلیف رسیده است.

در جمهوری اسلامی خشونت علیه زن داستان زندگی زنی است که اجازه انتخاب همسر ندارد و در سن کودکی او را وادار به ازدواج میکنند و رسما در چهارچوب خانواده و ازدواج اسلامی به او تجاوز میشود. زنی که مورد تعرض و تحقیر هر روزه قرار میگیرد و وقتی هم عاصی شده و ناگزیر به فرار از خانه شده، بخاطر گریز از دست “مالک” خود، مجرم شناخته می شود و یا به  کام  باندهای قاچاق کشیده شده و در هر صورت سر از زندان در می آورد.

خلاصه کلام اینکه خشونت علیه زن در جمهوری اسلامی داستان زندگی قربانیانی چون کبری رحمانپور ها است که بخاطر فقر و محرومیت سر از مناسباتی در می آورند که مورد آزار هر روزه جنسی و تعرض و خشونت قرار میگیرند و قانون بعنوان “مجرم و خطاکار” به سراغشان می رود. یا اینکه داستان زندگی کسانی چون سکینه محمدی آشتیانی است که محکومیتش به سنگسار دنیایی را به تکان در آورد. اینها همه گوشه هایی از ابعاد هولناک ستمکشی زن و خشونت هر روزه علیه زنان در ایران است که هر کدام بنوبه خود تکاندهنده و جنایتبار است.

اما در برابر چنین واقعیت هولناکی جامعه ای را میبینیم که مبارزه علیه تبعیض علیه زن و ابعاد خشونت بارش یک عرصه مهم مبارزه مردم با حکومت اسلامی است. وضعیت حجاب در ایران و عقب رفتن هر روزه اش، اظهارات هر روزه مقامات این رژیم مبنی بر شکستشان در بر افراشته نگاهداشتن حجاب این پرچم آپارتاید جنسی به روشنی قدرت جنبش علیه تبعیض و ستم و نابرابری علیه زن را به عنوان جنبشی قدرتمند علیه رژیم اسلامی و قوانین ارتجاعی اسلامی اش به نمایش میگذارد.

۲۵ نوامبر اعلام کیفرخواست جنبش رهایی زن علیه رژیم آپارتاید جنسی در ایران است که  سی و سه سال است جنایت میکند و زندگی و معیشت کل جامعه را چنین به تباهی کشیده است. جمهوری اسلامی بخاطر سی و سه سال جنایتش در قابل زنان و مردم ایران باید به محاکمه کشیده شود. ۲۵ نوامبر روز جهانی نفی خشونت علیه زنان، مناسبت مهمی برای جهانی شدن صدای اعتراض این جنبش با خواست جامعه ای آزاد، برابر و انسانی است. این روز همچنین مناسبت مهمی برای اعلام کیفرخواست جنبش رهایی زن علیه رژیم اسلامی و آپارتاید جنسی حاکم بر ایران است. جمهوری اسلامی بخاطر سی و سه سال جنایتش علیه زنان و مردم ایران باید به محاکمه کشیده شود.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: