شهلا دانشفر

خوش آمديد

معلمان عليه فقر و گراني

 فردا روز فراخوان معلمان به تجمعات بزرگ در سراسر كشور عليه فقر و گراني است. وسيعا به اين فراخوان پاسخ دهيم.

 معلمان اعلام كرده اند كه شنبه ۱۸ شهريور در تهران و در تمام شهرستانها در مقابل مراكز آموزش و پرورش جمع خواهند شد و اگر پاسخ نگيرند اول مهر روز بازگشايي مدارس را به روز اعتصاب سراسري خود تبديل خواهند كرد. اين فراخوان نزديك به دو ماه است كه یک گفتمان و بحث اصلی در فيس بوك و رسانه های اجتماعي است. شوراي مركزي تشكل هاي صنفي معلمان نيز در نشستي كه در اول مرداد ماه داشتند، آنرا بصورت بيانيه اي اعلام كرده اند. اين بيانيه بر فقر و گراني و خواست افزايش دستمزدها تاكيد گذاشته است. اين بيانيه همچنین اعتراضي بر وضعيت زلزله زدگان آذربايجان و ناروشني وضع مدرسه و تحصيل در آنجا و نيز بر نابساماني وضع مدارس و تحصيل دانش آموزان در کپرهایی به نام مدرسه  است.

 فراخوان معلمان نه تنها به همكارانشان بلكه به همه خانواده هايي كه فرزندانشان بايد به مدرسه بروند، به مردم زلزله زده آذربايجان و به كل جامعه است. اين فراخوان بطور واقعي ادامه اعتراض هزاران نفر از مردم در شهر  نيشابور با شعار ننگ بر گراني است. بايد وسيعا به اعتراض معلمان پيوست و همصدا با آنان اعلام داشت كه اگر پاسخي داده نشود، اول مهر روز بازگشايي مدارس روز اعتراض وسيع همه ما مردم خواهد بود.

 معلمان يك بخش محروم جامعه اند. حقوق ماهانه معلم، همچون دستمزد كارگر و پرستار و بخش هاي مختلف مردم چندين برابر زير خط فقر است و اين موضوع اصلي اعتراض آنان است. وضعيت معلمان حق التدريسي و پيماني به مراتب وخيم تر است و بنا بر آمارهاي خود دولت صحبت از ۴۰هزار معلم حق التدريسي  است. معلماني كه هيچگونه امنيت شغلي ندارند. معلمان حق التدریسی در قبال همان كاري كه معلمان رسمي انجام ميدهند با كمترين دستمزد كار ميكنند. در ايام تعطيل نيز هيچگونه حقوق و مزايايي به آنها تعلق نميگيرد و بارها و بارها شاهد تجمعات اعتراضي آنان در مقابل مجلس اسلامي بوده ايم. رژيم اسلامي از وجود اين بخش از معلمان براي فشار آوردن به معلمان رسمي استفاده كرده و شرايط دشوارتري از كار را بر آنان تحميل ميكند.

 سالها است كه معلمان به اين وضعيت اعتراض دارند و بارها و بارها عليه آن تجمع اعتراضي بر پا داشته و بخاطرش دست از كار كشيده اند. يك نمونه بياد ماندني آن تجمع هزاران نفره معلمان در سال ۸۵ با شعار “معيشت، منزلت، حق مسلم ماست”، در مقابل مجلس اسلامي بود كه به نوبه خود نقش مهمي بر فضاي سياسي جامعه و بالا بردن توقع بخش هاي مختلف مردم از خواستها و نيازهايشان داشت. در همان موقع معلمان با شعار “نماينده ۶۰ ميليون، معلم ۱۶۰ هزار” به بهترين شكل عليه تبعيض به پا خاستند و خواهان یک زندگي برابر و انساني براي كل جامعه شدند. امروز معلمان در شرايطي به ميدان مي آيند كه فقر و فلاكت ابعادي بيسابقه بخود گرفته و جامعه را به حد انفجار رسانده است. امروز بيش از هر وقت پيوستگي اعتراض معلمان به خواستهاي كل مردم را ميتوان ديد.

 علاوه بر شرايط اقتصادي بسيار سختي كه معلمان در آن بسر ميبرند، شرايط كاري آنان نيز بسيار دشوار و مشقت بار است. دخالت مستقيم مذهب در آموزش و پرورش، طرح هاي رژيم براي اسلامي كردن مدارس، حاكم كردن فضاي تفتيش عقايد در مدارس، اعزام گله هاي آخوند به مدارس و تبديل آنها به حوزه هاي علميه قم، اعمال تبعيض جنسيتي، تحميل حجاب بر كودكان و محروم كردن آنان از بازي و كودكي همه و همه يك بخش سيستماتيك فشار و تحقير بر روي معلمان است. حراست و انجمن صنفي و ديگر نيروهاي سركوب را نيز در مدارس گذاشته اند تا به كمك آنان هر اعتراضي را عقب بزنند. در چنين شرايطي معلم نه اختياري دارد و نه هيچگونه امنيت شغلي. بلند شدن صداي هر اعتراضي و حرف زدن از علم و حقيقت، حكمش اخراج، تبعيد و دستگيري و زندان است. از جمله در همين مدت  در جريان نشست تشكلهاي صنفي معلمان در شهر سنندج سه نفر از معلمان در اين شهر به اسامي پيمان نودينيان، بهاالدين ملكي و رامين زندنيا به دادگاه احضار شدند. محمد توكلي از معلمان معترض در شهر كرمانشاه به دادگاه احضار شده است. رسول بداغي از اعضاي كانوني صنفي معلمان نيز با ۶ سال زندان در بند است و بسياري از معلمان معترض نيز حكم تبعيد گرفته اند كه يك نمونه آن نبي الله باستان است كه به شهر بروجرد تبعيد شده است. معلمان امروز به كل اين وضعيت معترضند.

 يك معضل ديگر معلمان وضع نابسامان مدارس است. بخش بسياري از مدارس همانطور كه در بيانيه شوراي مركزي تشكل هاي صنفي معلمان مي بينيم، از حداقل استاندارهاي بهداشتي و ايمني محرومند. در همين چند ساله موارد بسياري از فروريزي سقف مدارس و آتش سوزي در مدارس و غيره را شاهد بوده ايم كه قربانيان آن كودكان ما بوده اند. يك نمونه بارزشش، مدارسي است كه در زلزله آذربايجان فورا با خاك يكسان شدند. بگذريم كه حتي همين مدارس موجود نيز در حد نياز مردم وجود ندارد. از جمله در چند ساله اخير مدارس بسياري را تعطيل و در هم ادغام شده اند. براي اينكه پرسنل كمتري به كار گرفته شود و در نتيجه كلاس هاي شلوغ محيط سرسام آوري براي معلمان و دانش آموزان بوجود آورده است. اينها همه و در كل يك آموزش غير انساني و زير استاندارد يك معضل عمومي جامعه و موضوع اعتراض معلمان است.

 در جامعه اي كه همه چيز كالا شده و با پول معامله ميشود، تحصيل نيز به  یک كالای لوکس تبديل شده است. يك آموزش و پرورش كاملا طبقاتي كه جز اقليتي محدود، فرزندان توده عظيمي از مردم جامعه از آن بهره ناچیزی دارند. يك درد هر روزه معلمان وضعيت نابسامان دانش آموزان است. فقر و فلاكت و سوء تغذيه و مشخصا گرسنگي دانش آموزان محيط آموزش را براي معلمان دردناك كرده است. موارد بسياري اتفاق افتاده است كه دانش آموزي بخاطر اينكه صبحانه و حتي شام نخورده است از گرسنگي در سر كلاس از حال رفته است. معضل گرسنگي تاثير مستقيم خود را بر تمركز دانش آموزان در كلاس درس گذاشته است و معضل شلوغي كلاس ها نيز وضع را وخيم تر كرده است. ديدن اين وضعيت يك فشار هر روزه بر جسم و روان معلمان است. تازه اين داستان زندگي آن بخش از كودكاني است كه توانسته اند به هر شكلي كه شده به مدرسه راه يابند. رقم بزرگي از كودكان اين جامعه امروز تحت عنوان كودكان كار و خيابان از تحصيل محرومند. درباره تعداد این کودکان از رقم ۴ ميليون نفر، سخن در ميان است. معلوم نيست امسال چه تعداد ديگر كودك از چرخه تحصيل بيرون خواهند ماند. بخش بسياري از كودكان زلزله زده آذربايجان نيز به اين تعداد اضافه ميشوند. اين نيز يك بخش ديگر نگراني معلمان و كل مردم است.

 آنچه كه بر شمردم به يك معنا معضلات هميشگي معلمان بوده است. اما ابعاد آن امروز به حد يك فاجعه رسيده است. نزديك شدن اول مهر و تهيه وسايل تحصيل براي كودكان، گرفتن پول از كودكان براي ثبت نام تحت عناوين مختلف از جمله كمك به كميته امداد و غيره و يا هزينه ساختمان و غيره همه و همه به كابوسي جدي براي خانواده و معلمان تبديل شده است. امروز معلمان به كل اين وضعيت معترضند. به اين ترتيب خواستهاي معلمان روشن است.

– معلمان عليه فقر و گراني بپا خاسته و خواهان يك زندگي انساني و افزايش فوري دستمزدهايشان هستند

– حدود ۴۰ هزار معلم بصورت حق التدریسی و بسياري از آنان بصورت پيماني کار میکنند. باید دست پیمانکاران، دلالان و واسطه هاي كار از آموزش و پرورش و از تمام محيط هاي كار کوتاه شود.

 – معلمان بارها اعلام كرده اند كه خواهان زدوده شدن خرافات از كتب درس و از آموزش و پرورش هستند.

مذهب باید از آموزش و پرورش جدا باشد. داشتن يك آموزش و پرورش سكولار، مدرن و انساني خواست همه مردم است.

– وضعيت زلزله زدگان آذربايجان اضطراري و خطرناک است. آنها نياز به مسكن، درمان، امكانات زيستي و مدرسه براي آموزش فرزندانشان دارند. اين مردم خسارت ديده اند و بايد همه اينها به رايگان در اختيارشان قرار گيرد.

– معلمان زنداني بايد آزاد شود. احضار ها بايد متوقف شود. معلمان تبعيدي به محل زندگي خود بازگردند و معلمان اخراجي دوباره به كار گرفته شوند.

– تبعيض جنسيتي در مدارس و محيط هاي آموزشي بايد لغو و متوقف شود.

اينها خواستهاي فوري و همين امروز معلمان است. بايد وسيعا از اين خواستها حمايت كرد.

 فراخوان معلمان به اعتراض عليه فقر و گراني در عين حال بهترين فرصت براي طرح خواستها و مطالبات ما مردم است. از جمله خواستهاي زير را ميشود بر ليست فوق اضافه كرد:

 – تحصيل بايد رايگان باشد و گرفتن شهريه از دانش آموزان به هر شكل و تحت هر عنوان ممنوع شود. همراه با معلمان در مقابل مراكز آموزش و پرورش جمع شويم و خواهان يك آموزش رايگان و انساني شويم. اعلام كنيم كه به اين گراني تن نميدهيم. وسايل تحصيل بايد به رايگان در اختيار كودكان ما قرار گيرد.

 – جاي كودكان ما در مدرسه است و اول مهر مردم هر محل ميتوانند با كودكان خود در مقابل مدارس محل جمع شوند و اعلام كنند كه اجازه نميدهيم هيچ كودكي از تحصيل  خارج بماند و بايد همه اين كودكان به كلاس درس بروند.

 اينها همه گامهايي فوري براي تحميل خواستهاي فوري ما مردم است. ۱۸ شهريور و تا فرصتي كه تا اول مهر داريم فرصتي خوبي براي گرد آمدن حول خواستهايمان و تحميل آن بر جانيان اسلامي است.

خبر فراخوان معلمان به اعتراض علیه فقر و گرانی را همه جا منتشر کنیم. دانش آموزان و خانواده های آنان همانطور که همچون دوره های قبلی اعتراضات معلمان، امروز نیز نقش مهم در انجام این کار دارند. جوانان و دانشجویان میتوانند از طریق فیس بوک و اس ام اس این خبر را هم جا وسیعا انعکاس دهند. پخش وسیع این خبر در همه جا بخشی از تلاش ما برای جمع آوری نیرو و گسترش این اعتراضات است.

 با ميلياردها پولي كه اين رژيم صرف نمايشاتي چون كنفرانس غير متعهدها و غيره كرده است، با ميلياردها پولي كه در طول حاكميت اين رژيم از ثروت نفت نصيب اين حكومت شده است، با ميلياردها پولي كه كمك به دولت بشار اسد و تروريستهاي اسلامي شده و ميشود و با ميلياردها پولي كه سران فاسد جمهوري اسلامي به جيب زده اند و به حسابهای بانکی خود در مناطق مختلف دنیا سرازیر کرده اند، ميشود آموزش و پرورش را رايگان كرد. ميتوان بهترين جامعه را بنا كرد. بايد بساط اين حكومت توحش و جنايت را جارو كرد.

 هفدهم شهریور ماه 91

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: