شهلا دانشفر

خوش آمديد

“سونامي بيكاري” و جنگ طبقاتي

در كشوري كه هيچگونه بيمه بيكاري و تامين اجتماعي اي معني ندارد، بيكار شدن براي هركارگري يك فاجعه است. و در اين كشور يعني ايران تحت حاكميت جمهوري اسلامي، ميليونها نفر بيكار وجود دارد. و نه فقط اين، اكنون از دست اندركاران جمهوري اسلامي ميشنويم كه به دليل ورشكستگي پي در پي كارخانجات، قرار است ابعاد بيكاري به جايي برسد كه در سي سال گذشته بي سابقه بوده است. اخبار حول انگيز در مورد بيكاريهاي ميليوني را كنار خبرهاي حول انگيز تر در مورد ابعاد تورم و گراني بگذاريد تا روشن شود كه طبقه حاكم در ايران و حكومت اسلاميش چه خوابي براي كارگران ديده اند. بگذاريد اول چند خبر را در اين زمينه مرور كنيم:

 خبرگزاري حكومتي “مهر” طی گزارشی از احتمال وقوع موج جدید و گسترده بیکاری در ایران خبر ميدهد. در اين گزارش با اشاره به تبعات اجراي طرح هدفمند كردن يارانه هايشان، از روبرو شدن واحدهاي مختلف كارگري با خطر وقوع سونامي بيكاري سخن ميگويد.

 – حسين راغفر از كارشناسان اقتصادي حكومت در سايت ايلنا از افزايش بيسابقه نرخ بيكاري در سال جاري در مقايسه با ۳۰ سال گذشته سخن ميگويد. او در سخنانش از بحراني بودن بيش از ۲۷۰۰ كارخانه و به ورشكستگي رسيدن و بيكارسازي كارگران در ۳۰۰ كارخانه طي يكسال گذشته خبر ميدهد. او در ادامه سخنانش  با اشاره به بیکاری و اخراج صدها هزار کارگر طی یک سال گذشته اذعان ميدارد كه در صورت تصویب بودجه فاز دوم هدفمندی و افزایش پرداخت یارانه ها، اکثر واحدهای تولیدی ورشکست و هزاران کارگر دیگر بیکار خواهند شد.

 – رئیس “اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی سراسر کشور” از اخراج بیش از ١٢ درصد کارگران پیمانی از واحدهای بزرگ تولیدی در سال ٩٠ خبر ميدهد. او نيز در سخنانش از بحراني بودن بيش از ۲۷۰۰ كارخانه و به ورشكستگي رسيدن و در نتيجه بيكارسازي كارگران در ۳۰۰ كارخانه طي يكسال گذشته سخن ميگويد. اين درحاليست كه در آغاز سال جاري منابع دولتي از لغو قراداد ۳۰ درصد از كارگران قراردادي گزارش دادند.

  – امیر هوشنگ صادقی رییس كانون شركتهای خدماتی، از خطر تعطيلي ۲۳ هزار شركت خدماتي با بيش از ۳ ميليون كارگر خبر ميدهد.

 و بالاخره خبرگزاری دولتی مهر مينويسد كه براساس آمارهای رسمی در ٦ سال گذشته از هر ٦ تا ٨ شاغل یك نفر در كشور بیكار بوده است.

 در كنار همه اين خبرها، سخن از گراني بيشتر و فقر و فلاكت بيشتر است. آمارهاي خود دولت از افزايش ۲۵ تا ۳۰ درصدي قيمت نان و افزايش ۷۰ درصدي قیمت گاز و بنزین و طبعا متعاقب آن قيمت همه كالاها در فاز دوم اجراي طرح “هدفمندی” و رياضت اقتصادي حكايت دارد. خبرهايي كه به روشني بيانگر ابعاد فاجعه اي است كه زندگي ميليونها كارگر و خانواده كارگري را دارد به نابودي تهديد ميكند.

 اين وضعيت، يعني بيكاري هايي كه ابعاد آن به چندين ميليون ميرسد و با احتساب چشم اندازي كه تصوير ميكنند به بالاي ده ميليون نيز خواهد رسيد، بر اين تاكيد دارد كه يك مساله اصلي هر فعال و رهبر كارگري بايد مقابله با اين وضعيت باشد. و وقتي به فضاي اعتراضات كارگري نگاه ميكنيم نشان ميدهد كه يك جنگ طبقاتي عليه بيكاري و فقر و گراني في الحال در جريان است و بايد همان را سازمان داد، هماهنگ و سراسري كرد، و با برنامه روشني به پيش برد. راه ديگري براي كارگران جز مبارزه اي قاطع عليه اين سناريوي تاريكي كه مقابل آنها قرار داده اند باقي نمانده است.

  در همين ماهها و هفته هاي اخير و بويژه از بعد از پايان گرفتن تعطيلات نوروزي و روبرو شدن كارگران با درهاي بسته كارخانجات، موج گسترده اي از اعتراضات كارگري برپا شده است.  در همين مدت گزارشهاي از نزديك به صد حركت و اعتراض كارگري حكايت ميكنند. تجمع اعتراضي ۲۰۰۰ كارگر ني بر کشت و صنعت کارون شوشتر، تجمع  ٢٥٠٠ كارگر اخراجي  در مقابل اداره كار شهرستان شاهین شهر اصفهان، تجمع اعتراضي كارگران شركتهای اقماری شركت ذوب آهن مقابل استانداری اصفهان، تجمع خانواده‌ های کارگران نساجی مازندران مقابل استانداری و تجمع خانواه های كارگران شهرداری منطقه ١٠ در خیابان بهنود از جمله سرتيتر هاي خبري مهم و شاخص در دو هفته اخير است. در اين مدت مراكزي چون نساجي مازندران، لوله سازي اهواز، صنايع فلزي، نساجي هاي قزوين، شهاب خودرو، به كانون هاي داغ اعتراضي تبديل شده اند و از جمله كارگران فرنخ، مه نخ و ناز نخ قزوين براي چهل و يكمين بار تجمع كرده اند.  كارگران قرار و مدارهاي تجمعات اعتراضي شان را در مقابل مراكز قدرت دولتي، از جمله مجلس اسلامي، دفتر احمدي نژاد، وزارت صنايع، تامين اجتماعي و ادارات كار، فرمانداري ها و استانداري ها و در مقابل دفتر مقامات كارخانجات گذاشته و با تجمعاتشان، با بستن جاده و با پلاكاردهايشان، در برابر اين تهاجمات ايستاده و رژيم را به چالش ميكشند. بيانيه هاي تشكلهاي كارگري نيز اشاره به همين وضعيت دارد. از جمله يك محور اعتراض بيانيه اتحاديه آزاد كارگران ايران در دفاع از زندگي و معيشت كارگران، با ۵ هزار امضا كه به مناسبت اول مه روز جهاني كارگر انتشار يافت،  همين موضوع است.

  مجموعه اين خبر ها به روشني نشانگر حال و هواي جنبش كارگري و فضاي اعتراضي كل جامعه است. با پيوستن بيشتر خانواده هاي كارگران به اين اعتراضات، اين اعتراضات ابعاد اجتماعي تري بخود گرفته است. بطوريكه در نمونه نساجي مازندران به گزارش خبرگزاري هاي دولتي خبر تجمع كارگران با خانواده هايشان انعكاس وسيعي در شهر ساري پيدا كرد. نگاهي به مجموعه اين خبرها، راهكارهاي روشني را در تقابل با تهاجمات هر روزه دولت و از جمله بيكارسازي ها، نشان ميدهد. نكته اصلي ديدن اوضاع سياسي متحول امروز و جامعه ايست كه از اعتراض ميجوشد. وقتي دهها كارخانه در يك شهر در اعتراض و مبارزه است، مبارزه همزمان اين كارخانجات يك شكل عملي و قدرتمند اعتراضات كارگري خواهد بود. در كنار آن خانواده هاي كارگري سرپلي هستند كه مبارزات كارگران را به جامعه وصل ميكنند و به آن ابعادي اجتماعي ميدهند. ديدن اين نيرو و به ميدان آوردن اين نيرو يك جنبه مهم اجتماعي شدن و گسترش اعتراضات كارگري در سطحي سراسري است. با به ميدان آوردن اين نيرو ميتوان كل جامعه و مردم يك شهر را از حركت و اعتراض خود مطلع كرد، همانطور كه در شهر ساري در هفته گذشته شاهدش بوديم. نكته اصلي ديدن فضاي انفجاري در محيط هاي كار و اتكا به نيروي عظيمي است كه ميتوان براي مبارزات خود بسيج كرد. با شركت فعال خانواده هاي كارگري و جلب حمايت مردم است كه ميتوان با اعتراض خود شهري را به تكان در آورد. خصوصا اكنون كه مراكز قدرت رژيم به مراكز تجمعات كارگران از كارخانجات مختلف تبديل شده است، ميتوان در ارتباطي هماهنگ ميان كارخانجات مختلف به تدارك اعتراضات سراسري رفت و اين مراكز را به محل تجمعات منظم و تصميم گيري هاي جمعي خود تبديل كرد. همانطور كه بازنشستگان در تهران نيز در بيانيه اي اعلام داشتند كه چنين خواهند كرد. مجامع عمومي اي كه در آن خانواده هاي كارگران به عنوان كسانيكه مستقيما در اعتراضات و خواستهاي كارگران شريكند، نقش مهم و تعيين كننده اي دارند. در يك كلام تا آنجا كه به مساله بيكاري و بيكارسازيها مربوط ميشود اوضاع خطير است. و توده وسيعي از كارگران درگير جدالند. فعالين و رهبران كارگري ميتوانند با هوشياري تمام تلاش كنند اين مبارزه را سراسري كنند، به آن افق روشني بدهند، و تلاش كنند كه سد محكمي در مقابل تعرض سرمايه داران و حكومت اسلامي شان ايجاد نمايند.

 حقيقت اينست كه بحران اقتصادي در ايران با اعمال تحريمهاي بين المللي بسيار عميق تر شده است و شيرازه اقتصاد از هم گسيخته شده است. نبايد اجازه دهيم كه بار اين بحران را بر دوش كارگران بيندازند. برعكس ميتوانيم تلاش كنيم كه خشم توده هاي وسيع كارگران به فقر و بيكاري، جنبش سراسري براي خلاص شدن از شر مفتخوران حاكم را قدرتمند تر بميدان آورد.

پانزدهم اردیبهشت 91

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: