شهلا دانشفر

خوش آمديد

روز جهانی مبارزه علیه خشونت بر زن

IMAGE634600610761575596۲۵ نوامبر، ٤ آذر روز جهانی علیه خشونت علیه زن است. در حاکمیت رژیم آپارتاید جنسی جمهوری اسلامی در ایران، ستمکشی و خشونت علیه زن جزئی جدایی ناپذیر از قوانین ارتجاعی اسلامی است. دستگاه قضایی و ماشین سرکوب و جنایت حکومت ابزارهای حاکمیت این آپارتاید و این ستم و خشونت علیه زن است. اساس و پایه های این رژیم بر ستمکشی زن گذاشته شده است. ٢٥ نوامبر میتواند و باید روز کیفرخواست زنان و مردان معترض به اپارتاید جنسی رژیم اسلامی و بر این توحش و ستم و تحقیر سیستماتیک هر روزه بر زنان و بر کل جامعه باشد. 

واقعیت اینست که خشونت بر زنان پدیده ای جهانی است و ریشه در حاکمیت توحش سرمایه داری دارد. نفس وجود  روزی جهانی علیه خشونت علیه زن، نشانگر وجود چنین حقیقت تلخی آنهم در ابعادی جهانی است. اما خشونت در کشورهایی با قوانین اسلامی که ضدیت با زن اساس و ارکان پایه ای آن است، ابعاد فاجعه باری دارد. از جمله امروز یک کانون دایمی خشونت علیه زن در سطح جهانی، ایران است و این مساله ابعاد فاجعه باری بخود گرفته و  داستانی است  سی و چند ساله و به قدمت عمر این حکومت است.

در حاکمیت رژیم اسلامی تحقیر و ستم بر زن به سیستماتیک و هر روزه عمل میکند و ابعاد گسترده اش را با آمار و ارقام نیز نمیتوان بیان کرد.  زنان در ایران مورد سرکوب و خشونت هر روزه دولتی قرار دارند. در این حکومت زنان همیشه تحت پیگیرد قرار دارند و برای حاکم کردن حجاب اجباری و تفکیک جنسیتی زنان در سطح جامعه، قشونی سازمانیافته در کار است.  بنا بر گفته خود حاکمان ٢٦ سازمان و نهاد دست به کار این امرند. بخاطر حجاب زنان را مورد اذیب و آزار هر روزه قرار میدهند. دستگیر و زندانی میکنند. زیر شکنجه و تجاوز قرار میدهند و نیروی انتظامی نیز در خدمت تحقق این امر شرعی حکومت در جامعه است.

در حاکمیت جمهوری اسلامی زن یک کالای جنسی است. بنا بر قوانینش زن دارایی و ملک مرد محسوب شده و “نفقه” بگیر مرد است. با تعیین مهریه در واقع برای زن نرخی تعیین میشود و رئیس خانواده نیز مرد است. بنا بر همین قوانین زنی که از فرمان همسرش تمرد کند، مرد حق تنبیه اش را دارد. شکایت او نیز در برابر خشونت های خانوادگی راه به جایی نمیبرد، اگر مرد نفقه زن را پرداخت کرده باشد. بر پایه چنین سیستمی خانواده ای که تنها سرپرست آن زن باشد، خانواده “بی سرپرست” خطاب میشود.

بنا بر قوانین رژیم اسلامی زن از پایه ای ترین حقوق اجتماعی مثل حق طلاق و نگهداری از کودک و غیره محروم است. از نظر اقتصادی نیز بیشترین جمعیت بیکاری را زنان خانه دار تشکیل میدهند بدون اینکه از هیچگونه بیمه و تامینی برخوردار باشند. آنجایی هم که زن در بازار کار است، باز به او همچون کالایی نگاه میکنند و زیر تعرض هر روزه و فشار برای سوء استفاده جنسی و غیره قرار دارد.

در حاکمیت رژیم اسلامی دختر بچه از همان کودکی در زندان حجاب محصور میشود و از هر گونه کودکی کردن  و زندگی شاد داشتن محروم است. بدین صورت دختر بچه عملا از ارتقاء و رشد بسیاری از توانایی های خود محروم می ماند. در رژیم اسلامی دختر بچه ٩ ساله به سن تکلیف رسیده است و بطور مثال او در این سن حتی برای پدرخوانده خود نامحرم میشود و یک راه برای محرم شدنشان، جاری شدن صیغه است و این خود شروع مجوزی برای تجاوز به این کودکان است. تجاوزی که اخیر نیز قانونش را هم به تصویب رساندند.

در جمهوری اسلامی خشونت علیه زن داستان زندگی زنی است که اجازه انتخاب همسر ندارد و در سن کودکی او را وادار به ازدواج میکنند و رسما در چهارچوب خانواده و ازدواج اسلامی به او تجاوز میشود.

جمهوری اسلامی همچنین خود سازمانده صیغه این شکل رایج تن فروشی اسلامی است. بویژه در حاکمیت این رژیم سن تن فروشی نیز میتواند به ١١ سال برسد، چون از نظر اسلامی، دختر ٩ ساله به سن تکلیف رسیده است. بدین ترتیب اینها همه مصادیقی است بر قانونی بودن تجاوز به کودک و ابعاد فاجعه بار خشونت بر “زن ” حتی از همان دورانی که کودک است.  این جانیان بی تامینی را به جایی کشیده اند که حتی بیشرمانه صیغه را پوششی حفاظتی برای زنانی میخوانند که ناگزیر به تن فروشی روی می آورند، چون با جاری شدن صیغه داشتن هر گونه رابطه ای مجاز میگردد. از همین رو باندهای تن فروشی شان به اسم صیغه مشغول سوداگری “فحشا” و حتی فروش دختران زیر ١٢ سال هستند. بعلاوه رژِم اسلامی بانی و تقویت کننده فرهنگ ضدزن مردسالارانه در سطح خانواده و جامعه است. و در چتر این حمایت ها تحت عنوان دفاع از “ناموس” جنایت ها صورت گرفته است. زیر قوانین ارتجاعی اسلامی در ایران زنان بسیاری سنگسار و اعدام شده و زندگی شان به تباهی کشیده شده است. اینها همه ابعاد تکاندهنده خشونت علیه زن در حاکمیت رژیم اسلامی را بیان میکند و کیفرخواست ما علیه این رژیم جنایتکار است. اما در برابر چنین واقعیت هولناکی ما شاهد جامعه ای هستیم که مبارزه علیه تبعیض علیه زن و ابعاد خشونت بارش یک عرصه مهم مبارزه مردم با حکومت اسلامی است. ۲۵ نوامبر میتواند یک روز مهم اعتراض ما علیه سی و چند سال حاکمیت جنایتکار رژیم اسلامی و به تباهی کشیده شدن زندگی زنان و کل جامعه باشد. جمهوری اسلامی باید بخاطر سی و سه سال جنایتش در قبال زنان و مردم ایران باید به محاکمه کشیده شود..

 منتشر شده در نشریه زن آزاد شماره ١٨

http://www.fitnah.org/zane_azad_archive/zane_azad18.pdf

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: