شهلا دانشفر

خوش آمديد

Monthly Archives: February 2014

جهاد اقتصادی خامنه ای و هراس از مردم

٣٠ بهمن خامنه ای تحت عنوان جهاد اقتصادی، سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی اش را به قوای سه گانه ابلاغ کرد. این طرح در ٢٤ ماده است که در مجمع تشخیص مصلحت نظام تهیه شده است. همه داستان نیز اینست که اقتصادشان به گل نشسته است و برای خریدن روزی بیشتر برای خود باید اندیشه ای کنند. لب و اساس این سیاستها جدا از یکسری خیالبافی ها مبنی بر تبدیل اقتصاد ایران به اقتصاد اول منطقه و غیره، پیاده کردن طرح های ریاضت اقتصادی بانک جهانی پول و فقر و فلاکت بیشتر کارگران و توده های محروم است. جهادشان نیز کشیدن کار بیشتر از گرده کار و تحمیل بی تامینی بیشتر بر مردم تحوان عناوین افزایش ارزش افزوده، توليد ثروت، بهره‌وري، كارآفريني، و کاهش هزینه های عمومی کشور و غیره است. هدفشان نیز به روشنی مقابله با “دشمن” اعلام شده است و این دشمن هم طبعا کارگری است که خواست اولش حداقل دستمزد دو میلیون تومان است و جامعه ای است که از فقر و فلاکت به جان آمده و خواستهایی دارد.

Read more of this post

کارگری که جلوی وزارت نفت خود را به آتش کشید، جان باخت، چرا خودسوزی؟

1782047_10200660670239258_858287532_n

خبر تاسف بار درگذشت کارگری که هفته گذشته در مقابل وزارت نفت در تهران خود را به آتش کشید، قلب هر انسانی را به درد می آورد. روز ٢٨ بهمن و همزمان با حضور روحانی در این ساختمان بود که این اتفاق تکان دهنده روی داد و بعد از چند روز خبر ناگوار درگذشتش را شنیدیم. در خبرها چنین آمده است که در این روز مردی پنجاه و چند ساله وارد ساختمان وزارت نفت میشود و به اولین باجه رجوع کرده و یک دقیقه ای با متصدی آنجا صحبت میکند و سپس نیم متری فاصله میگیرد و بدون سر و صدا بطری حاوی بنزینی را از جیبش بیرون آورده و با ریختن آن بر روی شانه هایش، با روشن کردن کبریت خود را به آتش میکشد. او تقاضای دیدار با مقامات مسئول را داشته تا مشکلاتش را پیگیری کند و بارها این تقاضا را کرده و پاسخی نگرفته بود. او روز ٢٦ بهمن از خانواده اش خداحافظی کرده و به تهران میرود و این آخرین دیدارش با خانواده میشود.

Read more of this post

آخرین اخبار از شاهرخ زمانی، رسول بداغی، رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده چهار چهره شناخته شده کارگری در زندان

بهنام ابراهیم زاده، رضا شهابی، رسول بداغی، شاهرخ زمانی

 اطلاعیه شماره ١٤٦

شاهرخ زمانی و رسول بدغی از سلول انفرادی به بند ١٢ منتقل شدند

 بنا بر اخبار منتشر شده روز شنبه ٢٦ بهمن که ماموران رژیم اسلامی در زندان گوهردشت اقدام به تخلیه کتاب خانه زندان و نصب درب جدید و زدن قفل به آن کردند. در مقابل این حرکت سرکوبگرانه رژیم، زندانیان سیاسی دربند دست به اعتراض زدند. در تقابل با این اعتراضات نگهبانان  جنایتکار زندان به دستور مردانی رئئس زندان به زور دو نفر از زندانیان سیاسی به اسامی رسول بداغی معلم معترض و عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان و شاهرخ زمانی از چهره  های محبوب و شناخته شده کارگری در شهر تبریز و عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری را به زور و کشان کشان به سلول انفرادی انتقال دادند.  در اعتراض به این حرکت بیشرمانه سرکوبگران رژیم، شاهرخ زمانی و رسول بداغی اعلام اعتصاب غذا کردند. این اقدام سرکوبگران رژیم همچنین با اعتراض زندانیان سیاسی دیگر روبرو شد و از جمله ناصح یوسفی، خالد حردانی، سعید ماسوری، محمدعلی منصوری، صالح کهندل، محمد بنازاده‌امیر خیزی و حمیدرضا برهانی دست به اعتصاب غذا زده و اعلام کردند که تا بازگرداندن شاهرخ زمانی و رسول بداغی به سالن، به اعتراضشان ادامه خواهند داد. زیر فشار این اعتراضات روز پنجشنبه ١ اسفند شاهرخ زماني و رسول بداغي به بند ۱۲ انتقال یافتند.

Read more of this post

هشت مارس ١٣۵٧ یک روز فراموش نشدنی!

531732_4276636446152_1777334646_n

روز ١٧ اسفند ۵٧، (٨ مارس ١٩٧٩)، دو هفته پس از روی کار آمدن رژیم اسلامی و بدنبال فرمان حجاب اجباری توسط خمینی، خیابانهای مرکزی تهران و بسیاری از شهرهای دیگر به صحنه اعتراض و راهپیمایی با شکوه هزاران زن و مرد معترض تبدیل شد. این تظاهرات یک اتفاق سیاسی بود و اولین صف بندی ها را در مقابل رژیم اسلامی و قوانین ارتجاعی اسلامی اش به نمایش گذاشت. این تظاهرات در عین حال نشان داد که یک خصلت مهم انقلاب در حاکمیت رژیم اسلامی، زنانه بودن آنست. در این روز شعار ها شورانگیز بود و جمعیت خشمگین.

 بخاطر دارم که روز ١٦ اسفند بود که خمینی جنایتکار در مدرسه “رفاه” اعلام کرد که زنان کارمند ادارات باید حجاب اسلامی داشته باشند. روز بعد از آن بود که با تعدادی از زنان معترض دیگر سر کار خود نرفتیم و با خبر کردن دوستانمان به دانشگاه تهران رفتیم. من در آن زمان معلم بودم. با جمعی از معلمان و شاگردانم به آنجا رفته بودیم. جمعیتی چند هزار نفره در آنجا بود. با سر دادن شعار، اعتراض خود را اعلام میکردیم.

Read more of this post

در همبستگی با مردم منتسب به بختیاری

از ٢٢ بهمن بدنبال توهین شبکه ٣ صدا و سیمای جمهوری اسلامی در برنامه ای تحت نام سرزمین کهن، به مردمان منتسب به بختیاری اعتراضات شهرهای جنوب و حتی گسترده تر را در بر گرفت.  در این سریال تلویزیونی مستقیما به مردم بختیار توهین شده و  در جریان آن یک خانواده بختیار سلطنت طلب و عامل انگلیس معرفی میشود و در  طول برنامه این دیالوگ مرتب تکرار میشود. بدنبال پخش این فیلم شب ٢٢ بهمن در اهواز، مسجد سلیمان، لالی، دزفول، ایذه اعتراضاتی برپا میشود و با توجه به اینکه گستره سکونت مردم بختیاری از خوزستان تا اصفهان را در بر میگیرد، دامنه اعتراضات نیز گسترش می یابد. و شهرهای  لاردکان، سامون. چهار محال بختیاری را در بر گرفته و حتی به شهرهای  لرستان درود و ازنا کشیده میشود. بدین ترتیب این برنامه جرقه ای میشود بر خشم و اعتراض بنیادی تر مردم به فقر و فلاکت و بی تامینی مردم در این مناطق.

خوزستان مرکز اعتراضات گسترده مردم و کارگری است. رژیم اسلامی از آن  بارها  بعنوان “کانون بحران” نام برده و بخاطرش تا کنون دهها جلسه “بحران کارگری” برپا کرده است. اما واقعیت مهمتر اینست که مردم منتسب به بختیاری با مردم منتسب به عرب و کرد و ترک و بلوچ همه دردهای مشترکی دارند. مبارزات مردم منتسب به بختیاری باید با حمایت وسیع همه مردم منتسب به عرب، فارس، و غیره در خوزستان روبرو شود.  همه با هم آزادی و زندگی انسانی را فریاد بزنیم  در سطحی سراسری حول دردهای مشترکمان و علیه توحش رژیم حاکم متحد شویم.

فوریه ٢٠١٤

اقدام به خودسوزی یک کارگر بازنشسته نفت در مقابل وزارت نفت یک هشدار است.

صبح روز دوشنبه همزمان با بازدید حسن روحانی، رییس جمهور ایران از وزارت نفت، یکی از کارکنان سابق نفت در جنوب،  در مقابل ساختمان این وزارتخانه اقدام به خودسوزی کرد. پس از این اتفاق او به بیمارستان انتقال یافت و ٥٥ درصد آسیب دیده است. موضوع خشم این کارگر در برابر بی خانمان شدنش است. قضیه به تصمیم وزارت نفت به بازپس گرفتن خانه های سازمانی بازنشستگان باز میگردد. در این رابطه بازنشستگان نفت بارها تجمع و اعتراض داشته اند که آخرین نمونه اش به آذر ماه باز میگردد. اقدام به آتش سوزی این کارگر در مقابل ساختمان وزارت نفت، آنهم درست در زمان بازدید روحانی از این وزارتخاته، انعکاسی از خشم جامعه در مقابل محرومیت و بی تامینی کل جامعه است. کارگران بازنشسته نفت در مقابل بازپس گیری منازل سازمانی خود معترضند. اتفاق ناگوار خود سوزی یک کارگر در این رابطه، یک هشدار است. راه پیش گیری از تکرار چنین اتفاقاتی، مبارزات متحد کارگران است. دولت روحانی در برابر این کارگر بازنشسته و خانواده او و وضعیتی که بر سر کارگران و کل جامعه بوجود آمده است، مسئول است. مسکن حق مسلم همه کارگران و کل جامعه است.

کمیته مزد رژیم و تدارک حمله ای دیگر به معیشت کارگران

این روزها با نزدیکتر شدن آخر سال بحث بر سر میزان حداقل دستمزدها داغ تر میشود. بحث های  قابل توجهی از سوی مقامات رنگارنگ رژیم اسلامی طرح میشود که شنیدنی است. جوهر همه این بحث ها در یک چیز مشترک است. آنهم حمایت تمام و کمال دولت سرمایه داری حاکم از کارفرمایان و صاحبان سرمایه و بردگی بیشتر کارگر است.

نعمات جامعه را کارگران تولید میکنند، و مانند همیشه طرح ها و برنامه های جانیان اسلامی حمایت تمام و کمال از استثمارگران تحت عنوان “کارآفرینان” است. در عین حال در متن این بحث ها حکومتی را میتوان دید که با اقتصادی داغان و به هم ریخته، در اوج استیصال به هذیان گویی افتاده است. حکومتی که در بحران عمیق اقتصادی دست و پا میزند و همه تلاشش انداختن بار این بحران بر دوش کارگران و کل جامعه است.

یک مخمصه مهم این حکومت  مساله دستمزد و خواست افزایش دستمزدها از سوی کارگران است. خواستی که حول آن جنبشی در حال شکل گیری است و این جنبش هر روز قوام یافته تر به جلو گام برمیدارد.

با هم به رئوس بحث های دست اندرکاران رژیم در رابطه با موضوع تعیین حداقل دستمزدها،  نظری بیندازیم.

Read more of this post

جنبش کارگری از مهر ماه ٥٧ تا ٣٠ خرداد ٦٠

Untitledفوریه ٢٠٠٢ یعنی دوازده سال قبل  تلاش کردم مجموعه ای از آنچه در خاطر داشتم را بصورت یک جمعبندی از مبارزات کارگرى در دو دهه اخير منتشر کنم.  این جمعبندی در واقع مروری بود بر اعتراضات کارگرى در ايران از مهرماه ٥٧ تا سال ١٣٨١. طبعا اگر امروز و با توجه به تحولاتی که در سطح جهانی شاهدش هستیم، بخواهم دوباره به این تاریخ بازگردم و در موردش بنویسم، نکات بسیاری است که باید بر آن تاکید کرد و در موردش سخن گفت. اما اکنون در سالگرد انقلاب ٥٧ مناسب دیدم که فصل اول این جمعبندی را که اختصاص دارد به مروری بر مبارزات کارگری در  فاصله مهر ماه ٥٧ تا ٣٠ خرداد ٦٠ را دوباره منتشر کنم. برای مراجعه به کتاب مورد اشاره ام میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید.

http://www.kargaran.org/06ketab/mobarezat%20kargari.pdf

 فصل اول:    جنبش کارگرى از مهر ماه ٥٧ تا ٣٠ خرداد ٦٠

 مشخصات برجسته اين دوره:

 – يک مشخصه مهم اين دوره به ميدان آمدن طبقه کارگر و بويژه کارگران نفت و نقش آن در سرنگونى شاه و درانقلاب ٥٧ است.

 – جمهورى اسلامى رسما به فدرت ميرسد اما هنوز با مساله قدرت در جامعه تعيين تکليف نشده است. جمهورى اسلامى تا سال ٦٠ در واقع اثتلافى موقت و سيال است. هر از چندگاه بخشى از شرکا طرد ميشوند. و حکومت تلاش ميکند ناخالصيها در صفوف خود را دور بريزد. از سوى ديگر طبقه کارگر و توده هاى معترض مردم در سطح جامعه هنوز در صحنه هستند و سرکوب نشده اند. از جمله هنوز نيروهاى سياسى اپوزسيون فعاليت دارند و روزنامه هاى چب و کمونيستى انتشار مييابند. يک نشانه بارز عدم استفرار نهايى جمهورى اسلامى اينست که براى مثال هنوز حجاب اجبارى نشده است و يا هنوز نتوانسته اند آنرا در همه جا بر زنان تحميل کنند.

Read more of this post

سبد کالایی رژیم، پاسخ فقر مردم نیست

sabad kalai

صف های طویل توزیع سبد کالایی و مردم به جان آمده از فقر و فلاکت:روز یکشنبه ١٣ بهمن، شاهد صحنه تکاندهنده ای از صف های طویل مردم به جان آمده از فقر و گرانی برای تحویل سبد کالایی دولت روحانی بودیم. تصاویر گویا بودند و ابعاد بیسابقه فقر و فلاکتی که بر گرده مردم تحمیل شده است، را به نمایش میگذاشت. جنجالی بر سر پرداخت دو نوبت سبد کالایی تا پایان سال ٩٢ تحت عنوان “سیاستهای حمایتی دولت از برخی اقشار جامعه” که شامل: ٨.١ کیلوگرم روغن نباتی مایع، ١٠ کیلوگرم برنج، ٤ کیلوگرم گوشت مرغ، ٨٠٠ گرم پنیر بسته‌بندی و ٨.١ کیلوگرم تخم مرغ بر پا شده است. البته این طرح فقط شامل کسانی میشود که در آمدی کمتر از ٥٠٠ هزار تومان دارند و  دست پخت همه دم و دستگاههای رژیم اسلامی از جمله وزارتخانه‌های صنعت، معدن و تجارت، امور اقتصادی و دارایی، تعاون، کار و رفاه اجتماعی و معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رییس‌جمهوری در برابر فضای پر جنب و جوش اعتراضی در محیط های کارگری و در میان مردم است. این طرح شامل بخش عظیمی از کارگران و بخش های محروم جامعه نمیشود و در مرحله اول اجرای آن در ١٣ بهمن مردم بسیاری بدنبال لقمه نانی به خیابان آمدند. صف هایی که در نتیجه ازدحامش گفته میشود دو نفر کشته و یکنفر راهی بیمارستان شده است. صف هایی که از ترس شورش مردم، نیروی حراستشان را هم در کنارش مستقر کرده بودند. این سیاست ارتجاعی رژیم اسلامی و صحنه های تکان دهنده ای و صف های طولانی مردم برای تحویل سید کالایی دولت آنچنان ابعادی پیدا کرده است، که حتی اژه ای جلاد نیز از تحقیر آمیز بودنش سخن میگوید.

Read more of this post

مصاحبه با شهلا دانشفر: پیرامون نمایش تلویزیونی “مناظره” با موضوع دستمزد کارگران

mozd

انترناسیونال: روز جمعه ٢٧ دی موضوع برنامه “مناظره” صدا و سیمای جمهوری اسلامی، بحث درباره افزایش حداقل دستمزد کارگران بود، معمولا این قبیل بحث ها کمتر در تلویزیون جمهوری اسلامی، مطرح میشود، دلیل گذاشتن چنین برنامه ای بنظر شما چیست؟

شهلا دانشفر: افزایش دستمزدها، یک موضوع مهم اعتراضات کارگری و در واقع کل جامعه است. این اعتراضات در جنبش کارگری رو به گسترش است و جنبشی است که هر روز متحد تر و سازمانیافته تر دارد به جلو گام بر میدارد. کلا اعتراضات نه فقط بر سر دستمزدها بلکه بر سر خواستهای دیگر در کارخانجات وشهرهای مختلف جریان دارد.

Read more of this post