شهلا دانشفر

خوش آمديد

جنبش کارگری از مهر ماه ٥٧ تا ٣٠ خرداد ٦٠

Untitledفوریه ٢٠٠٢ یعنی دوازده سال قبل  تلاش کردم مجموعه ای از آنچه در خاطر داشتم را بصورت یک جمعبندی از مبارزات کارگرى در دو دهه اخير منتشر کنم.  این جمعبندی در واقع مروری بود بر اعتراضات کارگرى در ايران از مهرماه ٥٧ تا سال ١٣٨١. طبعا اگر امروز و با توجه به تحولاتی که در سطح جهانی شاهدش هستیم، بخواهم دوباره به این تاریخ بازگردم و در موردش بنویسم، نکات بسیاری است که باید بر آن تاکید کرد و در موردش سخن گفت. اما اکنون در سالگرد انقلاب ٥٧ مناسب دیدم که فصل اول این جمعبندی را که اختصاص دارد به مروری بر مبارزات کارگری در  فاصله مهر ماه ٥٧ تا ٣٠ خرداد ٦٠ را دوباره منتشر کنم. برای مراجعه به کتاب مورد اشاره ام میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید.

http://www.kargaran.org/06ketab/mobarezat%20kargari.pdf

 فصل اول:    جنبش کارگرى از مهر ماه ٥٧ تا ٣٠ خرداد ٦٠

 مشخصات برجسته اين دوره:

 – يک مشخصه مهم اين دوره به ميدان آمدن طبقه کارگر و بويژه کارگران نفت و نقش آن در سرنگونى شاه و درانقلاب ٥٧ است.

 – جمهورى اسلامى رسما به فدرت ميرسد اما هنوز با مساله قدرت در جامعه تعيين تکليف نشده است. جمهورى اسلامى تا سال ٦٠ در واقع اثتلافى موقت و سيال است. هر از چندگاه بخشى از شرکا طرد ميشوند. و حکومت تلاش ميکند ناخالصيها در صفوف خود را دور بريزد. از سوى ديگر طبقه کارگر و توده هاى معترض مردم در سطح جامعه هنوز در صحنه هستند و سرکوب نشده اند. از جمله هنوز نيروهاى سياسى اپوزسيون فعاليت دارند و روزنامه هاى چب و کمونيستى انتشار مييابند. يک نشانه بارز عدم استفرار نهايى جمهورى اسلامى اينست که براى مثال هنوز حجاب اجبارى نشده است و يا هنوز نتوانسته اند آنرا در همه جا بر زنان تحميل کنند.

 در اين دوره شوراهاى سراسرى کارگرى و شوراهاى فرافابريکى پا ميگيرند. اين شوراها در راس اعتراضات کارگرى، قرار ميگيرند.

 در اين دوره جنبش کارگرى و اعتراضات توده اى در سطح جامعه اساسا تحت رهبرى چپ قرار دارد.

 از اين دوره ميتوان بعنوان دوره رشد راديکاليسم در راس جنبش کارگرى و رشد گرايش کمونيسم در درون جنبش کارگرى نام برد.

 محور اعتراضات کارگران در سال ٥٧

 مبارزه عليه رژيم شاه ابتدا از دانشگاهها و محلات خارج از محدوه شروع شد و در ادامه خود به اعتصابات گسترده کارگرى منجر شده و بر بحرانى بودن شرايط سياسى ايران افزود و رژيم شاه را در سراشيبى سقوط قرار داد.

 کارگران ابتدا با خواستهاى صنفى چون سود ويژه، خواست پرداخت دستمزدهاى معوقه و افزايش دستمزدها و ديگر خواستهاى رفاهى به ميدان آمدند و به نسبتى که فضاى سياسى جامعه تغيير ميکرد شکل مبارزات راديکالتر ميشد و کارگران خواستهاى وسيعترى را به ميان ميکشيدند.

 – خواست افزايش دستمزدها و مبارزه براى گرفتن سود ويژه، مبارزه براى گرفتن دستمزدهاى معوقه و مقابله عليه تعطيلى کارخانجات، مبارزه عليه اخراج و مبارزه عليه ماده ٣٣ قانون کار شاهنشاهى که دست کارفرمايان را در اخراج کارگران باز ميگذاشت، از جمله رئوس خواستها و مبارزات کارگران در اوائل سال ٥٧ بود. با رشد اعتراضات عمومى در سطح جامعه اعتراضات کارگرى گسترده تر شده و رنگ و بوى سياسى بيشترى بخود ميگرفت. فضاى جامعه هر روز بحرانى تر شده و جانشينى جمشيد آموزگار بجاى هويدا و بعد نيز روى کار آمدن دولت آشتى ملى شريف امامى سير بهم ريختن شيرازه حکومت ٥٠ ساله شاهنشاهى در ايران را نشان ميداد. شريف امامى با چهره آشتى ملى و قول افزايش ٧٥٠ تومان دريافتى ها کوشيد که بر فضاى اعتراض در جامعه و در ميان کارگران خاتمه دهد. از جمله حقوق کارگران نفت افزايش چشمگيرى يافت. اما شتاب سير تحولات جامعه سريعتر از آن بود که او از اين طريق بتواند جلودارش شود. ديگر فرصتى براى حاکميت شاه باقى نمانده بود.

 در اين زمان خواستها و مبارزات کارگران نه تنها حول خواستهاى صنفى و اضافه شدن حقوق و دريافتى هايشان بلکه شعارهاى زندانى سياسى آزاد بايد گردد، آزادى تشکل و اعتصاب، آزادى مطبوعات و لغو سانسور، عدم فروش نفت به رژيم آپارتايد آفريقاى جنوبى و به اسرائيل به خواست کارگران تبديل شد. اعتصابات کارگرى در مراکز کليدى کارگرى همچون نفت، مخابرات، توانير، آب ، شهردارى و امثال اينها حکومت را فلج کرده بود. کميته هاى اعتصاب در راس اعتراضات کارگرى نقش مهمى در هماهنگى و سراسرى کردن مبارزات کارگرى ايفاء کرده و خود به نطفه هاى اوليه شکل گيرى شوراهاى پر قدرت کارگرى در سال ٥٧ تبديل شد. ابتکارات جديد و غيرمنتظره اى از سوى کارگران به کار گرفته ميشد و نشان ميداد که کارگران از سطح آگاهى بالايى برخوردارند.

 در مهر ماه ٥٧ جنبش براى سرنگونى رژيم شاه، با ورود کارگران نفت به ميدان مبارزه وارد فاز جديدى شد و طبقه کارگر در راس اين جنش قرار گرفت. با به ميدان آمدن کارگران نفت توازن قوا بکلى تغيير کرد و حتى حکومت نظامى ازهارى نيز نتوانست اين موج را به عقب براند. چشم ها همه بطرف طبقه کارگر و قدرت متحير کننده آن خيره شد. شعار “کارگر نفت ما رهبر سر سخت ما” به شعار همه مردم تبديل شد.

 اعتصاب کارگران نفت سريعا تمام پالايشگاه ها را در برگرفت و بيش از ٤ ماه طول نکشيد که شيرازه دولت در هم ريخت و رژيم شاه سرنگون شد.

 به ميدان آمدن کارگران نفت و کشاکش با جنبش اسلامى

در ١٥ مهرماه ٥٧ پس از حادثه آتش زدن سينما رکس آبادان بود که در بخش هاى مهم پالايشگاه آبادان کميته محلى اعتصاب تشکيل گرديد. در همين هنگام بخشى از کارگران اداره کالاها با طرح چند خواست صنفى دست به اعتصاب زدند. مقامات صنعت نفت که وضعيت را وخيم تشخيص داده بودند به کارگران تا ٢٢ مهرماه فرصت دادند که به خواستهايشان رسيدگى شود. در اين روز کارگران در بيرون اداره کالاها تجمع کرده و اعتصاب آغاز شد و عليرغم دو روز مذاکره مسئولان امر با کارگران اعتصاب ادامه يافت. در ٢٤ مهر قواى حکومت نظامى متشکل از نيروى زمينى، دريايى، شهربانى و ساواک اعتصابيون را محاصره کردند. ٨ نفر از اعتصابيون به ستاد حکومت نظامى منتقل شدند. اما کارگران همه دست به اعتصاب زده و خواهان آزادى آن هشت نفر شدند و کارگران دستگير شده پس از ١٢ ساعت از زندان آزاد شدند. در ٢٥ مهرماه کارگران جدا از خواستهاى صنفى خواست عدم دخالت نيروى نظامى در امور پالايشگاهها و عذرخواهى کتبى رثيس گارد پالايشگاه عامل ورود قواى نظامى به پالايشگاه، شدند. در اواخر مهر ماه ديبا از مقامات نفت براى ختم اعتصاب وارد محل اداره کالاها شد. اما با سخنرانى يکى از کارگران، اعتراض در سالن شدت يافت و ديبا مجبور به فرار شد. هوشنگ انصارى رثيس نفت کارگران را به مذاکره دعوت کرد و مهلتى چند روزه خواست. پس از آن با ٧٥٠ تومان اضافه دستمزد موافقت شد. روز ١٣ آبان کارگران پتروشيمى آبادان به محل اداره مرکزى در خارج پالايشگاه آمدند و خواستار همبستگى و اتحاد با کارگران اعتصابى شدند و دست به تحصن زدند. نيروى نظامى به محل آمده و در درگيرى با کارگران يکى از کارگران مجروح شد. روز ١٤ آبان با روى کار آمدن دولت حکومت نظامى ازهارى کارگران خواهان لغو حکومت نظامى شدند. ازهارى دستور دستگيرى کارگران را داد. بيش از ٦٠٠ نفر دستگير شدند و به زندان کارون اهواز برده شدند. اما تظاهرات کارگران ادامه يافت و کار پالايشگاهها مختل شد. شعار کارگر نفت ما رهبر سرسخت ما در همه جا طنين انداخت. در اين هنگام ما شاهد قدرت گيرى يک اپوزسيون پرقدرت کارگرى و قدرتنمايى چپ و کمونيسم در ميان کارگران هستيم.

در تاسيسات نفتى رى، جنوب و اهواز کميته هاى اعتصاب در راس حرکات اعتراضى کارگران قرار گرفتند. اعتراض سراسر تاسيسات نفتى را فرا گرفت. صدور نفت قطع شد. صف هاى طويل مردم براى خريد نفت در سرماى زمستان سال ٥٧ و شادى آنها از قدرت کارگران نفت در به زانو کشاندن رژيم شاه موقعيتى کليدى به کارگران نفت و طبقه کارگر در انقلاب ٥٧ داده بود. خطر قدرت يابى بيشتر کارگران و در راس آن کمونيسم اپوزسيون راست اسلامى را به تکاپو انداخت. با رهنمود خمينى از پاريس بازرگان و رفسنجانى و صباغيان براى کنترل اعتصاب کارگران به جنوب راهى شدند. قدرت گيرى کارگران، نيروى نظامى و دولت شاه را وادار نمود که ملزومات ورود اين هيات به جنوب را فراهم کنند. نمايندگان خمينى کارگران را به اعتصاب همگانى عليه شاه به رهبرى خمينى فراخواندند و از کارگران خواسته شد که ديگر مطالبات را به بعد از رفتن شاه موکول کنند٠ حزب توده و اکثريت و طيف پروروس، بهمراه طيف جبهه ملى و ليبرال همگى به حمايت از خط هيات اعزامى خمينى، جبهه ائتلافى ملى – اسلامى را تشکيل دادند. هيات اعزامى خمينى با کميته اعتصاب صنعت نفت نشست هايى داشت و سرانجام کميته اعتصاب بطور مشروط پذيرفت که مصرف داخلى نفت را تامين کند اما از صادرات نفت، تا رسيدن اعتصابات به اهداف خود ممانعت نمايد. بدنبال آن کارگران به سر کارشان بازگشتند. سازش کميته اعتصاب با هيات بازرگان موجب دست بالا پيدا کردن “خط امامى ها” يعنى طرفداران جنبش اسلامى و خمينى در مبارزات کارگران نفت گرديد. اعتصاب تحت کنترل جريان اسلامى قرار گرفت. انجمن هاى اسلامى در صنعت نفت فعال شدند و تلاش کردند که جاى حسن نزيه وزير نفت را به خط امامى ها بدهند. به تدريج ابتکار عمل از دست کارگران پيشتاز و کمونيست خارج گرديد و به دست اپوزيسيون اسلامى افتاد.

مبارزات کارگران در سال ٥٨

 خواست افزايش دستمزدها، خواست بيمه بيکارى، خواست بازگشت بکار تمامى کارگران اخراجى، لغو قانون کار شاهنشاهى، ٤٠ ساعت کار و دو روز تعطيلى، آزادى تشکل و اعتصاب، آزادى بيان و مطبوعات، پاکسازى کارخانجات از عناصر ساواکى و وابسته به رژيم شاه، برگزارى اول ماه مه و تلاش براى به رسميت شناخته شدن اين روز بعنوان روز جهانى کارگران، تلاش براى انحلال کميته هاى امام و کنترل شوراها بر کارخانجات، از جمله رئوس خواستها و مبارزات کارگران بعد از انقلاب ٥٧ و سال ٥٨ بود. کارگران نفت که قدرت متحد طبقه کارگر و نقش کليديشان را در سرنگونى شاه تجربه کرده بودند خواهان شرکت در شوراى انقلاب بودند.

 عرصه هاى اصلى مبارزات کارگران در سال ٥٨ عبارت بود از:

 -مبارزه براى لغو قانون کار شاهنشاهى و براى يک قانون کار کارگرى يکى از عرصه هاى مهم مبارزه کارگران در اين دوره بود. در همين راستا خواستهاى حق تشکل و اعتصاب، افزايش دستمزدها به نسبت تورم، ٤٠ ساعت کار و دو روز تعطيلى در هفته، بيمه بيکارى براى همه بيکاران و غيره و غيره به رئوس خواستهاى کارگران و رئوس يک قانون کار کارگرى تبديل شد.

 – مبارزه عليه بيکارى و خواست بيمه بيکارى براى کارگران يکى ديگر از عرصه هاى مهم مبارزات کارگران در اين دوره بود. مهمترين نمونه اين حرکات اعتراضى تحصن کارگران بيکار در وزارت کار تهران از ٢٧ اسفندماه ٥٧ تا ١ فروردين ماه ٥٨ بود که کارگران توانستند پرداخت وام بيکارى به ميزان ١٢٠٠ تومان براى کارگران متاهل و ٩٠٠ تومان براى کارگران مجرد را به رژيم تحميل کنند. نمونه برجسته ديگر تجمع ١٠ هزار کار بيکار در اصفهان در ١٨ فروردين ٥٨ بود که در جريان آن با تيراندازى پاسداران بسوى کارگران بيکار ناصر توفيقيان به قتل رسيد. اين واقعه رودررويى و جنگ رژيم با کارگران را بيش از پيش علنى کرد. از نمونه هاى ديگرمبارزات کارگران بيکار در اين سال تظاهرات و راهپيمايى هاى متوالى سنديکاى کارگران پروژه اى فصلى آبادان و تحصن کارگران بيکار در تبريز بود. در اين دوره کارگران بيکار به تشکيل خانه کارگر بعنوان محلى براى اجتماع و سازماندهى مبارزاتشان اقدام کردند.

 – يک موضوع ديگر مبارزات کارگران در اين سال مبارزه براى پاکسازى کارخانجات از عناصر وابسته به رژيم شاه بود. در بسيارى از کارخانجات شوراهاى کارگرى با بيرون راندن مديرعامل توانستند عملا کارخانه و توليد را بدست بگيرند. اما بتدريج و با تهاجم هر روزه رژيم به کارگران و دست بالا گرفتن انجمن هاى اسلامى و خط امامى ها در کارخانجات، مساله پاکسازى کارخانجات از عناصر وابسته به رژيم شاه به اخراج کارگران کمونيست و مبارز تحت عنوان پاکسازى کارخانجات از عناصر ضد انقلاب تبديل شد.

 – بعد از انقلاب ٥٧ همچنين ما شاهد برگزارى با شکوه اول ماه مه بعنوان روز جهانى همبستگى کارگرى در ايران هستيم. مراسم باشکوه اول ماه در سال ٥٨ نماينگر نقش گرايش چپ و کمونيسم در راس جنبش کارگرى در ايران بود که بعنوان روزى مهم در تاريخ جنبش کارگرى در اين دو دهه بايد ثبت گردد.

 – يک خواست مهم و اساسى ديگر کارگران در اين دوره طرح خواست قرارددادهاى دسته جمعى از سوى کارگران نفت بود. تظاهرات وسيع کارگران پروژه اى آبادان در مقابل وزارت نفت در تهران و در جنوب براى استخدام رسمى و اجراى قرار دادهاى دسته جمعى و اعتراضات پى در پى آنان براى رسيدن براى اين خواست از مهمترين اين حرکات اعتراضى در اين دوره بود.

 – مبارزه براى ٤٠ ساعت کار و دو روز تعطيلى در هفته از ديگر عرصه هاى فعال اعتراض کارگران در سالهاى ٥٧ و ٥٨ بود. کارگران توانستند در بسيارى از کارخانجات اين خواست خود را متحقق کنند. تعطليلى روز پنجشنبه در کارخانجات بسيارى بصورت عرف معمول درآمد.

 پاگيرى جنبش شورايى، جنبش اعتراضى وسيع عليه بيکارى، جنبش ٤٠ ساعت کار، از جمله نقطه قوتهاى جنبش کارگرى در اين دوره است.

 اين دوره از مبارزات کارگرى به لحاظ سازماندهى مبارزه و تشکل يابى و به لحاظ سطح خواستهاى کارگران تجربيات با ارزشى براى جنش کارگرى در ايران بجا گذاشت.

 پاگیری جنبش شورايى در کارخانجات

 با انقلاب ٥٧ تشکلهاى کارگرى دوباره سربلند کردند شکل گيرى کميته ها و صندوق هاى اعتصاب کارگرى و در ادامه آن بوجود آمدن شوراهاى کارگرى در کارخانجات گامهاى مهم جنبش کارگرى در امر تشکل و سازمانيابى بود.

 بر متن انقلاب سال ٥٧ کميته هاى اعتصاب شکل گرفتند. اين کميته ها در ادامه کار خود به سازماندهى شوراهاى کارخانجات منتهى شدند. با گسترش شوراها و انتخاب شدن نمايندگان شوراها مجامع نمايندگى کارگرى شکل گرفتند. در ادامه اين حرکت شوراهاى سراسرى و فرافابريکى نظير شوراى مرکزى پالايشگاهها، شوراى متحد گيلان، اتحاديه گسترش و غيره تشکيل گرديدند.

 در پيدايش و قدرت گيرى شورا ها نقش اصلى را کارگران کمونيست داشتند. اما اين شوراها عمدتا بخاطر محدوديت هاى فکرى و عملى کمونيسم ايران در اين دوره و نيز توازن قواى موجود دوام نيافتند و با سرکوب جمهورى اسلامى عمرشان خاتمه يافت.

 تشکيل کميته هاى اعتصاب و شکل گيرى شوراها

 با اوج گرفتن اعتراضات توده اى عليه رژيم شاه و با وارد شدن کارگران به ميدان مبارزه کميته ها و صندوق هاى اعتصاب کارگرى در کارخانجات و مراکز بزرگ کارگرى و در صنعت نفت شکل گرفت.

 در اواثل آبان ماه ٥٧ با انحلال رسمى سنديکاى نفت کميته هماهنگى اعتصاب کارگران نفت تشکيل شد. همچنين در کارخانجات بزرگ ديگر در صنايع سنگين و ماشين سازى هاى تهران، تبريز، اصفهان، اراک، قزوين، شيراز، رشت و نيز در آب وبرق، گمرک و مخابرات نيز کميته هاى اعتصاب شکل گرفتند.

 کميته هاى اعتصاب در ابتدا عمدتا عليه ماده ٣٣ قانون کار شاهنشاهى بند مربوط به اخراج و نيز خواستهاى صنفى ديگرى نظير بازپرداخت حقوق معوقه و بازگشت به کار مبارزه ميکردند. اما ظرف مدت کوتاهى خواستهاى کارگران رنگ سياسى بخود گرفت و از سوى آنان خواستهايى چون رفع سانسور، لغو حکومت نظامى را مطرح شد. کارگران مديريت و اعضاى سنديکاى زرد را بازخواست ميکردند و پاکسازى کارخانجات از عناصر وابسته به ساواک را به پيش کشيدند.

 در اوائل انقلاب تلاش زيادى شد تا نام کميته هاى اعتصاب به کميته امام تغيير يابد و در بعضى جا ها اين سياست موفق شد. اما در بخش عمده کارخانجات کميته هاى اعتصاب به شوراهاى کارگرى تبديل شدند. مهمترين آن صنعت نفت بود. در آنجا کميته اعتصاب به شورا تبديل شد و شوراى کارگران نفت نقش برجسته اى در انقلاب ٥٧ داشت. اين شورا در مقابل حکومت نظامى ازهارى ايستاد، باقدرت خواستها و اعتراضات کارگران را نمايندگى کرد و بعد از قيام ٥٧ نيز با خواست شرکت در شوراى انقلاب در صحنه باقى مانده و به قدرت سياسى رو داشت.

 کميته هاى اعتصاب نطفه هاى اوليه شوراهاى کارگرى در کارخانجات را تشکيل دادند و با شروع انقلاب ٥٧ در اکثر کارخانه هاى ايران شوراهاى کارگرى ايجاد شد.

 شورا ها هر روز قدرت بيشترى يافتند. در بعضى از کارخانجات شوراهاى کارگرى تا رفتن براى گرفتن کنترل توليد نيز پيش رفتند و براى کوتاه مدت توانستند کارخانجات را در دست بگيرند. يک نمونه برجسته اين شوراها شوراى کارخانه جنرال موتور بود. .شوراى کارخانه جنرال موتور در ادامه فعاليت خود توانست کنترل کارخانه را بدست گرفت.

 در طرح مربوط به رئوس وظايف شوراى اين کارخانه آمده بود: دفاع از خواسته ها و منافع کارگران در مقابل کارفرما، جلوگيرى از اخراج و بيکار کردن کارگران، جلوگيرى از تعطيل کارخانه بدون پرداخت حقوق کارگران، به وجود آوردن و اداره صندوق اعتصاب، هماهنگ کردن مبارزات کارگران جنرال موتور با کارخانه هاى ديگر، پرداخت حقوق و مزاياى نمايندگان شوراهاى کارگران توسط کارگران و …

 در ادامه رشد و گسترش شوراهاى کارخانجات ما شاهد شکل گيرى شوراهاى سراسرى کارگران در تهران و در شهرهاى بزرگ بوديم و شوراها ابعادى فراکارخانه اى پيدا کردند.

 نمايندگان شوراهاى کارخانه شوراهاى هر بخش و هر محل را تشکيل ميدادند و نمايندگان شوراهاى محلى شوراى مرکزى را بوجود مى آوردند.

 در ٦ ماهه پس از قيام بيش از ١٥٠ شورا تشکيل شد. تشکيل شوراهاى سراسرى کارگرى در پيشبرد مبارزه متحد و قدرتمند کارگران عليه رژيم شاه و پس از آن براى تحقق مطالبات کارگران نقش مهمى داشت. اين شوراها در روند تحولات سياسى جامعه هر روز شکل سياسى ترى بخود ميگرفتند.

 تصفيه عناصر ساواکى، کنترل توليد، افشاء و علنى شدن ديپلماسى سرى، عليه آپارتايد در آفريقاى جنوبى از جمله خواستهايى بودند که شوراهاى کارگرى در اين دوره به پيش کشيدند و محور اصلى خواستها و اعتراضات آنانرا تشکيل ميداد.

 کارگران نفت در اين دوره با خواست شرکت کارگران در شوراى انقلاب عملا خواهان شرکت در قدرت شدند.

 در بعضى کارخانجات در همين دوره عملا شوراها توانستند با اشغال کارخانه کنترل توليد و توزيع را در دست گرفته و از خروج کالا جلوگيرى کنند. اين شوراها خودشان به کارگران دستمزد ميدادند. اقدام به اخراج و عزل مديران کردند. حفاظت را منحل نمودند. آثين نامه هاى انضباطى ،در کارخانه را ملغى کردند و راسا به محاکمه و اخراج عوامل ساواکى و سنديکاى زرد پرداختند و غيره. از نمونه هاى آن شوراى کارخانه جنرال موتور و بنز خاور بود.

 در اين زمان در مراکز محدودى هنوز شوراهاى زرد وجود داشتند که در تقابل با کارگران مبارز و اعتراضات کارگرى از مديريت دفاع ميکردند. مبارزه با شوراهاى زرد و فرمايشى يکى از موضوعات مبارزات کارگران در اين دوره بود.

 جمهورى اسلامى بتدريج و بظور سازمانيافته اى به مقابله با شوراها برخاست و با حمايت از مديران و حرب الهى ها و عوامل رژيم گذشته و پاداش به لومپن ها و استفاده از ارگانهاى نظامى تعداد هر چه بيشترى از شوراها را منحل کرد.

 رشد و قدرت گيرى شوراها از همان ابتدا موجب بيم و نگرانى رژيم بود. از قبل از قيام عناصر و نمايندگان اسلامى با رفتن به کارخانه ها و صحبت با شوراها سعى داشتند تا سدى در مقابل راديکاليسم اين شوراها باشند. اواثل انقلاب سياست دولت موقت و داريوش فروهر وزير کار در آن مقطع، ضديت با شوراها و ضديت با چپ و کمونيست، احياء سنديکاهاى زرد شاهنشاهى، تهديد، توطئه و سرکوب بود. او در خرداد ٥٨ طرح “نيروى ويژه تنظيم روابط کار” را به هيات وزيران ارائه داد و اين طرح به تصويب رسيد. هدف از اين طرح جلوگيرى از دخالت کميته هاى اعتصاب و شوراهاى کارکنان در امور کارخانجات بود.

 همچنين رژيم از همان ابتداء تلاش کرد با حمايت خود و با کمک مديريت و عوامل مزدور در کارخانجات با تغيير نام سنديکاهاى شاهنشاهى به شورا از بوجود آمدن شوراهاى واقعى کارگرى در کارخانجات جلوگيرى کند. انحلال شوراهاى فرمايشى يکى از عرصه هاى مبارزه کارگران در اين دوره بود. سياست حزب جمهورى اسلامى و جناح حاکم بر رژيم نيز در تقابل با شوراهاى کارگرى ايجاد آلترناتيو اسلامى در مقابل شوراهاى کارگرى و بسيج نيروى حزب الله و تبليغات عليه کمونيستها از يکسو و سرکوب آشکار از سوى ديگر بود. تغيير نام کميته هاى اعتصاب به کميته هاى امام، سازماندهى حزب الهى ها در مراکز کارگرى و اشغال خانه کارگر به کمک لمپنها و نيروى انتظامى در راستاى اين سياست بود. جناح حزب جمهورى اسلامى رسما اعلام داشت که شورا تشکلى کمونيستى است و در مقابله با آن ايستاد.

 بخش ديگرى از حاکميت سياست مخدوش کردن شوراها يعنى شوراهاى طالقانى را آلترناتيو قرار داد. اينها با اين بحث که اسلام خود طرفدار شوراهاست به مقابله با شوراهاى کارگران پرداختند. در ارديبهشت ٥٨ طرح شوراهاى ولايتى و ايالتى طالقانى ارائه شد. اساس طرح بر نقش مشورتى شوراها تاکيد ميگذاشت. اين اقدام سرآغاز تلاشى بود براى مخدوش کردن شوراها. اما اين سياست در شرايط سياسى بعد از انقلاب موثر واقع نشد. سرانجام سرکوب شورا در دستور کار رژيم قرار گرفت. به تدريج حمله به شوراهاى کارگرى آغاز شد. اعضاى شوراها شناسايى و دستگير شدند و حمله به شورا ها در خرداد ٦٠ به اوج خود رسيد.

 نگاهى به شوراهاى فرافابريکى و سراسرى کارگرى

 از جمله تشکلهاى سراسرى و فرافابريکى کارگران در اين دوره شوراى مرکزى پالايشگاه ها و صنعت نفت، کانون شوراهاى شرق تهران، شوراى متحد غرب تهران، شوراى متحد گيلان، اتحاديه سراسرى شوراهاى انقلابى گسترش و نوسازى صنايع ايران و تشکيل خانه کارگر در شهرهاى تهران، قزوين، تبريز و اصفهان را ميتوان نام برد.

 شوراى مرکزى پالايشگاهها و صنعت نفت

 از دل کميته هاى اعتصاب “شوراهاى تاسيسات” شکل گرفتند که در راس آنها “شوراى مرکزى پالايشگاهها” و صنعت نفت قرار داشت. اين شورا در راس اعتراضات کارگران نفت در انقلاب ٥٧، مقاومت کارگران نفت در براير حکومت نظامى ازهارى و رهبرى مبارزات کارگران در اين دوره جايگاه مهمى داشت. اين شوراها مرکز کشاکش کارگران راديکال و کمونيست از يکسو و گرايش راست از سوى ديگر بود. بعد از ٢٢ بهمن ٥٧ شوراى مرکزى کارگران نفت خواستهاى چون خروج نيروهاى نظامى از تاسيسات نفتى، پاکسازى صنعت نفت از عناصر ساواکى، کنترل خريدها و سفارشات، نگهدارى انبار قطعات يدکى که قبلا در دست آمريکايى ها بود را به پيش کشيد. طرح اين خواستها به درگيرى شورا با دولت جديد منجر شد.

 شوراى مرکزى نفت به دردسر برزگى براى رژيم تبديل شده بود. از اين رو با همکارى جنتى امام جمعه اهواز و غرضى استاندار خوزستان، شوراى مرکزى کارکنان نفت مورد سرکوب شديدى قرار گرفت. ناصرحياتى و درويشى دو تن از رهبران اصلى آن در ميتينگى در اهواز کشته شدند و بعدا نيز يکى ديگر از رهبران آن بنام ذاکرى دستگير و اعدام شد. بدنبال آن جو رعب و سرکوب در جنوب حاکم شد. غرضى دخالت مستقيم در امور صنعت نفت در جنوب را بدست گرفت. پست هاى کليدى به عناصر حزب الله سپرده شد.

 کانون شوراهاى شرق تهران

 کانون شوراهاى شرق تهران شامل ٣٠ کارخانه در شرق تهران، کارخانه هاى جاده آبعلى و خيابان اتحاد در تهران پارس و تهران نو و کل شرق تهران بود. اين کانون کارخانجاتى نظير فيليپس، صنايع چوب، باير، برليمو، هوخست را در بر ميگرفت. کانون شوراهاى شرق تهران از سازماندهندگان اصلى اول ماه مه سال ٥٩ بود.

 شوراى متحد غرب تهران

 شوارى متحده غرب تهران ١٣ کارخانه غرب تهران که اکثر کارخانه هاى جاده مخصوص و برخى از کارخانه هاى جاده قديم را شامل ميشد، در بر ميگرفت. شوراى متحد از جمله شوراى کارکنان شرکت زامياد، کارخانه آريا، کارخانه زر، سنديکاى کف ساب و نظافتچى، کارگران دوزندگى ناظمى، کارگاه مترو تهران، شوراى اسلامى کارکنان اپتيموس، کارگران تکنوکار، نخ زرين، روغن موتور ايران، شرکت وزنه، رادياتور را در بر ميگرفت.

 اتحاديه سراسرى شوراهاى انقلابى گسترش و نوسازى صنايع ايران

 شوراى مرکزى اتحاديه گسترش ١٣٥ کارخانه متعلق به سازمان نوسازى و گسترش صنايع و بيش از ٤٠٠٠٠ کارگر را در بر ميگرفت. اين اتحاديه در تهران، تبريز، مازندران، گيلان، اراک، هرمزگان، خوزستان، بلوچستان وغيره شعبه داشت و شامل کارخانه ها و شرکتهايى چون معادن، چوکا، تراکتورسازى ها، ماشين سازيها و آلومونيوم سازيها بود. کنگره اول آن در اوائل سال ٥٨ برگزار شد. اما هنوز کار اتحاديه قوام کافى پيدا نکرده بود. کنگره دوم اتحاديه يک کنگره بزرگ و وسيع بود. در اين کنگره بود که کارگران شاه حسينى را که مدير عامل سازمان گسترش و نوسازى صنايع بود از پشت ميز کارش به داخل سالن کنگره کشاندند و وى را همانجا مورد بازخواست و محاکمه قرار دادند. اين حرکت نمايندگان کارگران در آنموقع حاکى از پتانسيل بالاى انقلابى در ميان کارگران بود. اما با دست بالا گرفتن خط حزب توده و اکثريت در رهبرى اين تشکل، همين کنگره از حرکت اشغال سفارت آمريکا توسط رژيم بعنوان مبارزه عليه امپرياليسم پشتيبانى کرد. کنگره دوم اتحاديه گسترش ٥٧ نفر را بعنوان شوراى مرکزى اتحاديه انتخاب کرد. شوراى مرکزى از ميان خود ٢١ نفر را بعنوان هيات اجرايى تعيين نمود. شوراى مرکزى هر ماه يکبار جلسات خود را با شرکت نمايندگان کارخانجات عضو اتحاديه برگزار ميکرد. در اين جلسات از وضع کارخانجات و مسائل کارگران گزارش داده ميشد و بر روى مشکلات کارگران تبادل نظر ميگرديد. هيات اجرايى هفته اى يکبار جلسه داشت و بر روى مسائل جارى کارگران حقوق و دستمزدها و اعتراضات کارگران و غيره بحث و تصميم گيرى ميکرد. هيات اجرايى منظما بازرسهاى خود را به کارخانجات عضو اتحاديه اعزام ميکرد و اين اقدام آنان همبستگى ميان کارگران با اتحاديه را تقويت کرده بود. همچنين به اتحاديه قدرت بيشترى ميداد و کارفرمايان تحت فشار تصميمات آن قرار ميگرفتند. به تدريج که بى افقى و گرايشات راست توده اى اکثريتى بر راس اتحاديه غلبه بيشترى پيدا ميکرد فاصله اتحاديه با کارگران بيشتر ميشد. در کارخانجات جنب و جوشى بالايى مشاهده ميشد اما اتحاديه بى عمل و نظاره گر شده بود. کنگره سوم اتحاديه در دهم خرداده ماه ٥٩ در فضايى بى تحرک و با شرکت تعدادى حدود صد نفر تشکيل شد. در اين هنگام شوراهاى کارگرى در بسيارى از کارخانجات منحل شده بودند و بجاى آنها انجمن هاى اسلامى و شوراهاى اسلامى ميداندار امور شده بودند.

 کنگره سوم اتحاديه گسترش با همکارى مدير عامل گسترش حسن صدر و با حمله از پيش برنامه ريزى شده بسيج حزب الله و پاسداران کميته منطقه يک بهم زده شد. سازماندهان آن دستگير شدند و محل اتحاديه توسط سپاه پاسداران اشغال گرديد و اتحاديه منحل شد.

 اتحاديه گسترش داراى يک نشريه بود بنام گسترش که در طول فعاليتش ٦ شماره و چند ضميمه انتشار داد.

 با سرکوب انقلاب اتحاديه گسترش با ٤٠٠٠٠ کارگر بهمراه شوراهاى کارگرى در کارخانجات ديگر به انحلال کشيده شد.

 شوراى متحد گيلان

 ٢١ بهمن ٥٨ اتحاد شوراهاى گيلان که حدود سى و شش کارخانه با ٢٥٠٠٠ کارگر را در بر ميگرفت تشکيل شد. شوراى متحد گيلان شورايى منطقه اى و متکى بر شوراهاى کارخانجات بود. شوراى متحد گيلان اکثر شوراهاى منطقه گيلان از جمله کارخانه هاى پوشش، توشيبا، ايربرسلان، فيبر ايران، فرش گيلان، ايران برک را در بر ميگرفت. با پيوستن شوراى هر يک از اين کارخانه ها به شوراى متحد، کارگران آن نيز تحت پوش اين شورا قرار ميگرفتند. طرح برسميت شناختن اين شورا بعنوان نهادى تصميم گيرنده در امر توليد و توزيع، لغو قانون کار شاه و به اجرا درآوردن طرح سود ويژه از مصوبات شوارى متحد گيلان بود. اولين جلسه عمومى شوراى متحد گيلان با شرکت ١٨ کارخانه در ٢١ بهمن ماه در کارخانه پوشش تشکيل شد. در اين جلسه مشکلات کارگران پوشش و شوراهاى ديگر کارخانجات مورد بحث قرار گرفت. در همين زمان رژيم اعلام کرد که سود ويژه کارگران به همان ميزان سال ٥٦ خواهد بود. اين موضوع به خشم و اعتراض کارگران دامن زد. شوراى متحد گيلان از ٨ تا ١٣ اسفند ماه را به مقامات رژيم مهلت داد تا در تصميم خود تجديد نظر کند و به خواست کارگران پاسخ دهد. در ١٥ اسفند ماه بدعوت اتحاد شوراى متحد گيلان در ٣٦ کارخانه دست به يک ساعت اعتصاب اخطارى زدند. اما بازهم به خواست کارگران پاسخى داده نشد. شوراى متحد گيلان خواهان پرداخت سود ويژه مطابق قانون سودويژه و نيز پرداخت ١٠٠٠٠ تومان به کارگران کارخانجاتى که توليد آنها تعطيل بوده است ، بود. شورا تصميم گرفت که با برگزارى ميتينگى اعتراضى خواست کارگران را بصورت قطعنامه اى به تصويب کليه کارگران برساند و آنرا مبناى مذاکرات خود با مقامات رژيم تبديل کند. ٢٠ اسفند ماه ٥٨ تجمع اعتراضى با شکوهى در ميدان ورزشى تختى برگزار شد. در اين ميتينگ اعتراضى رهبران کارگران سخنرانى هاى پرشورى کردند. در اين سخنرانى ها به ضرورت تصويب يک قانون کار کارگرى اشاره شد و همانجا قطعنامه شوراى متحد گيلان به تصويب کارگران درآمد. بدنبال آن نمايندگان شورا با بنى صدر رئيس جمهور وقت به مذاکره نشستند. اما رژيم از موضع خود عقب ننشست. اين دوره از مبارزات شوراى متحد کارگران گيلان نقطه اوج قدرتگيرى اين شورا بود و هر روز بر محبوبيت آن در ميان کارگران افزوده ميشد. قدرتگيرى شوراى متحد گيلان موجب نگرانى رژيم شده بود. از اينرو سرکوب اين شورا و دستگيرى و تهديد رهبران آن در دستور کار رژيم قرار گرفت. انجمن هاى اسلامى در کارخانجات تحت پوشش اين شورا در مخالفت با شوراهاى کارگرى و شوراى متحد گيلان فعال شدند. فشار به شوراهاى کارخانجات براى انحلال شوراها بالا گرفت. در برابر اين فشارها مقاومت و اعتراض بالا گرفت. اما عليرغم اعتراضات کارگران شوراهاى يکى بعد از ديگرى منحل شد. در پايان تنها نمايندگان ١٠ کارخانه در شوراى متحد گيلان باقى مانده بود. برگزارى جلسات براى آن دشوار شده و هر روز فشارها بيشتر ميشد. تا سرانجام شوراى متحد کارگران گيلان به انحلال کامل کشيده شد و انجمنهاى اسلامى بر کليه اين کارخانجات مسلط شدند.

 در مجموع فشار رژيم بر شوراهاى کارگرى باعث کند شدن و در بسيارى جاها قطع ارتباط آنها با مجامع عمومى کارگرى شد و آنها را ضربه پذير تر ساخت.

 خانه کارگر محلى براى تجمع رهبران کارگرى و شوراها

 بعد از بى نتيجه ماندن اعتراضات و تظاهرات کارگران بيکار در برابر وزارت کار و اداره هاى کاريابى در شهرهاى مختلف خانه کارگر بعنوان محلى براى تمرکز فعاليتها و اعتراضات کارگران بيکار تشکيل شد. در آنجا کارگران هر روزه جمع ميشدند و بر سر چگونگى پيشبرد اعتراضاتشان تصميم ميگرفتند. خانه کارگر عملا به ستاد مبارزاتى کارگران تبديل شده بود. علاوه بر تهران در شهرهاى مختلف ديگر از جمله قزوين، تبريز و اصفهان کارگران توانستند محل مناسبى نظير فرماندارى، استاندارى، ساختمان ساواک و غيره را به اشغال خود در آورده و آنرا به محل تجمع خود تبديل کنند. بدين ترتيب در آن شهر ها نيز خانه کارگر تشکيل شد. در ادامه اين فعاليت ها و تجمعات اعتراضى خانه کارگر عملا به محل تجمع رهبران کارگرى و شوراها تبديل شد. سازماندهى اول ماه ٥٨ از جمله فعاليت هاى درخشان خانه کارگر در تهران بود. رژيم که ميديد خانه کارگر ميرود به کانون مهم سازمانيابى کارگران تبديل شود تمام تلاش خود را براى اسلامى کردن و قبضه کردن آن بکار برد ولى اين تلاشها با شکست روبرو شد. از اينرو راهى جز سرکوب و بستن در خانه کارگر براى رژيم باقى نمانده بود و به تدريج توانست با بسيج اوباش حزب اللهى و پاسداران و کميته چى ها و با متوسل شدن به دستگيرى و تهديد کارگران خانه کارگر در شهرهاى مختلف را به تصرف خود در آورد. در تهران کارگران کوشيدند در برابر اين تهاجم بايستند و توانستند در حرکتى ديگر دو باره خانه کارگر را بازپس يگيرند. اما اين حرکت بعد از حمله سراسرى رژيم به شوراها و به دست آوردهاى انقلاب نتوانست دوامى بياورد و سرانجام خانه کارگر از دست کارگران خارج شد و پس از آن به مرکز سازماندهى حزب الله، انجمن اسلامى و شوراهاى اسلامى تبديل شد.

 مبارزات کارگرى در سال ٥٩

 سال ٥٩ سال شروع تدارک حمله وسيع به انقلاب و کارگران بود. پيام ١٣ ماده اى خمينى به مناسبت آغاز سال نو شيپور اين حمله را بصدا در آورد. در فروردين ٥٩ با صدور فرمان بنى صدر حمله به کردستان شروع شد. متعاقب آن حمله به دانشگاهها و سرکوب دانشجويان، حمله به روزنامه ها، کتابفروشى ها و مطبوعات آغاز شد. اوباش حزب اللهى ميداندار صحنه سياسى جامعه شدند. با شروع سرکوب انقلاب حمله به شوراهاى کارگرى نيز شروع شد. کارگران کمونيست و رهبران کارگران تحت عنوان ضذانقلاب شناسايى، اخراج و دستگير شدند.

 با شروع جنگ ايران و عراق در اين سال، رژيم اسلامى با ايجاد فضاى نظامى و تحريک احساسات ناسيوناليستى در جامعه بر سرکوب انقلاب شدت بيشترى داد. تبديل مناطق جنوب ايران به مناطق جنگى موجب آوارگى بخش وسيعى از کارگران نفت و ديگر مراکز کليدى کارگرى در جنوب شد. اين امر ضربه شديدى بر اعتراضات کارگران نفت و کل طبقه کارگر در ايران وارد ساخت. بسيارى از کارخانجات به حالت تعطيل در آمد و توليد بسيار از کارخانجات ديگر به توليدات جنگى اختصاص داده شد. اعزام اجبارى به جنگ و انتقال اجبارى به کارخانجات ديگر موقعيت کار و زندگى کارگران را تحت فشار مستقيم قرار داده بود. در مقابل اين تهاجمات مبارزه عليه اخراجها، مبارزه عليه اعزام و کمک اجبارى به جنگ، مبارزه عليه انتقال اجبارى به کارخانجات ديگر به موضوعات اعتراض و مبارزه کارگران تبديل شد. با آواره شدن کارگران نفت به ديگر شهر هاى ايران اعتراضات اين بخش از کارگران براى جبران خسارتهاى وارده بر آنها و تامين محلى براى سکونتشان بالا گرفت. اجتماع هر روزه اين کارگران براى خواستها و مطالباتشان از موضوعات مهم اعتراض کارگران در اين دوره است. از جمله در ادامه اين مبارزات در اواخر سال ٥٨ کارگران جنگ زده جنوب براى تامين مسکن خود به مصادره استاديوم امجديه در تهران اقدام کردند.

 برگزارى اول ماه مه ٥٩ با هماهنگى کانون شوراهاى شرق تهران و شوراى متحد غرب و نيز برگزارى اين روز در آبادان به ابتکار سنديکاى کارگران پروژه اى و فصلى آبادان آخرين جلوه هاى قدرتنمايى شوراهاى کارگرى در اين دوره بود. در اين روز کارگران در تهران با تعطيل کردن کار خود در خيابان شهباز تهران تجمع کرده و دست به راهپيمايى با شکوهى زدند.

 به تدريج اخراج و دستگيرى وسيع کارگران کمونيست و رهبران اعتراضات کارگرى آغاز شد. شوراهاى کارگرى مورد حمله قرار گرفتند و غير قانونى اعلام شدند. در مقابل شوراهاى کارگرى، شوراهاى اسلامى بعنوان ابزار مستقيم سرکوب رژيم در کارخانجات تشکيل شد و اولين کنگره سراسرى اين شوراها در ارديبهشت ماه ٥٩ تشکيل داد.

 از اين تاريخ به بعد و با تهاجم هر روزه رژيم براى عقب راندن کارگران ما شاهد مبارزه کارگران براى حفظ دست آوردهايشان در دوره انقلاب هستيم. از جمله مقابله با لغو تعطيلى پنجشنبه و ٤٠ ساعت کار يکى از موضوعات مهم مبارزات کارگران بويژه در کارخانجات بزرگ در اين دوره بود. همچنين گذاشتن غذاخورى در کارخانه، داشتن مهد کودک براى فرزندان کارگران و مقابله با حذف اين امکانات در کارخانجات از ديگر محورهاى اساسى مبارزه کارگران را تشکيل ميداد.

 از جمله اعتراضات کارگرى در اين سال ميتوان به موارد زير اشاره کرد:اعتصاب کارگرى شرکت مانا وابسته به شرکت گسترش در اعتراض به حقوق عقب افتاده و خواست تامين مسکن، تجمع کارگران جنگ زده شرکت نفت جنوب در مقابل وزارت نفت در تهران، ماهشهر و اهواز با خواست پرداخت دستمزدهاى معوقه و مسکن، تجمع کارگران آلومنيوم سازى اراک در اعتراض به اخراج نمايندگان شوراى کارگران، تجمع کارگران گارد بندرخرمشهر در اداره بندر در اعتراض به اعزام کارگران به بندر عباس، اعتصاب کارگران گونى پلاستيکى ورزيده کار در اعتراض به حقوق معوقه خود، تجمع کارگران ريسندگى خاور در اعتراض به تشکيل شوراهاى اسلامى در کارخانه و براى خواست انحلال انجمن هاى، اعتصاب کارگران پارس الکتريک در اعتراض به اخراج ٦ نفر از کارگران، اعتصاب و تجمع کارگران سيمان سپاهان در مقابل دفتر مدير عامل شرکت در اعتراض به قطع هزينه اياب و ذهاب کارگران، اعتصاب سه روزه کارگران چيت تهران با خواست گرفتن پايه شغلى و افزايش حقوق و در اعتراض به بخشنامه مربوط به شيفت کار، اعتصاب کارگران چيت ممتاز در اعتراض به دزديهاى هيات مديره شرکت تعاونى کارگران، اعتصاب کارگران گسترش مسکن اصفهان عليه دستمزدهاى معوقه، اعتصاب کارگران رى او واک قزوين براى اجراى طرح طبقه بندى مشاغل، اعتصاب کارگران کفش ملى براى خواست افزايش حقوقها، اعتصاب کارگران پارس الکتريک براى خواست افزايش دستمزدها، اعتصاب کارگران دخانيات تهران با خواست افزايش حقوق و دريافتى ها، اعتصاب کارگران شرکت واحد در اعتراض به اخراج نمايندگان کارگران، اعتصاب و تحصن کارگران کانادادراى براى خواست سود ويژه، اعتصاب کارگران نساجى تاج اصفهان براى خواست سود ويژه، تحصن و راهپيمايى کارگران بيکار در کرج، راهپيمايى کارگران بندر خرمشهر در تهران در اعتراض به دستمزدهاى معوقه خود، تحصن و راهپيمايى کارگران راه آهن عليه اخراج، راهپيمايى کارگران صنايع فولاد اصفهان در اعتراض به دستمزدهاى معوقه، راهپيمايى کارگران سيمان سپاهان در اعتراض به کاهش مزاياى کارگران، راهپيمايى کارگران قرقره زيبا تهران با خواست انحلال شوراهاى فرمايشى، راهپيمايى کارگران فيليپس تهران با خواست اخراج يکى از وابستگان به کارفرما و همکار ساواک، راهپيمايى کارگران فرش گيلان با خواست اخراج مدير عامل کارخانه

 در سال ٥٩ مبارزات کارگران نفت به رهبرى شوراى سراسرى کارکنان نفت ادامه داشت. از جمله در ٤ اسفند ماه ٥٩ شوراهاى عمليات پالايشگاههاى تهران، تبريز، شيراز فراخوان در اعتراض به فشارهاى جديد به کارگران و بخشنامه هاى رئيس پالايشگاه کارگران را به تشکيل يک مجمع عمومى داد. مديريت شرکت که جمع شدن کارگران نفت را خطرى جدى ميديد، کوشيد تا از تشکيل اين مجمع عمومى جلوگيرى کند و براى اين کار متوسل به مقامات استان شد. تبليغات عليه کارگران نفت در راديو و تلويزيون دولتى بلند شد. ارگانهاى سرکوب رژيم وارد عمل شدند. و پالايشگاه را به محاصره گرفتند. درب پالايشگاه بسته شد و از ورود نمايندگان شوراهاى تهران و تبريز و شيراز جلوگيرى شد. نمايندگان شوراها براى پيگيرى مسائل کارگران جداگانه با مقامات مسئول تماس گرفتند. نمايندگان دادستانى از آنها خواست تا از تشکيل مجمع عمومى خوددارى کنند. نمايندگان کارگران توضيح دادند که در صورتى اين کار را خواهند کرد که استاندار اصفهان دليل اين مخالفت ها را در حضور خبرنگاران توضيح دهد. سرانجام نمايندگان کارگران به اتفاق داودى استاندار اصفهان و بزرگى نماينده دادستانى جلسه اى تشکيل دادند. در اين جلسه استاندار به خواست نفتگيران پاسخ مشخصى نداد و با طفره رفتن جلسه را ترک گفت. بدنبال آن نمايندگان کارگران از کارکنان نفت خواستند تا در مقابل در پالايشگاه اجتماع کنند تا مراتب کار به آنها گزارش شود. در اين اجتماع قطعنامه زير به تصويب کارگران درآمد:

 – ما خواهان تصفيه و پاکسازى انقلابى در سطح صنعت نفت بخصوص در پالايشگاه اصفهان با شرکت نمايندگان منتخب کارکنان مى باشيم

 – ما به کليه ارگانهاى مسئول و انقلابى هشدار ميدهيم که چنانچه تا تاريخ ١٥ اسفند ماه ٥٩ اقدام در جهت تصفيه مديريت پالايشگاه اصفهان ننمايد خود راسا اقدامات لازم را انجام خواهيم داد.

 – خواستار اتحاد و همبستگى هر چه بيشتر شوراهاى صنعت نفت در جهت تداوم بخشيدن به انقلاب اسلامى مى باشيم.

 – خواستار تصفيه انقلابى اعيان و انصار رئيس فعلى پالايشگاه و منصوبين تحميلى ايشان با نظارات شورا هستيم.

 – خواستار تدوين سريع مقررات پرسنلى جديد صنعت نفت با نظر خواهى از نمايندگان شوراهاى صنعت نفت و نهايتا تغيير سيستم ادارى وزارت نفت مى باشيم.

 – شوراى انقلابى صنعت نفت با پشتيبانى قاطع نفتگران قهرمان، ارتباط با يکديگر، پيگيرى مبارزه اى بى امان و با اقدام و عمل مستقيم خويش بدون شک خواهند توانست در جهت بدست آوردن اين خواستها و ديگر خواستهاى کارگران گامهاى انقلابى به پيش بردارند.

 در سال ٥٩ ما شاهد تجمعات و اعتراضات دائم کارگران نفت در پالايشگاههاى تهران، اصفهان، شيراز و شهرهاى مختلف ديگر عليه تضييقات جنگ و براى گرفتن حقوق و مطالباتشان، پرداخت غرامت جنگى، بيمه درمانى، پرداخت خواربار و غيره بوديم.

 با نگاهى به مبارزات کارگران از سال ٥٧ تا ٥٩ ميتوان ديد که طبقه کارگر در اين دوره بعنوان يک طبقه به ميدان آمد، با به ميدان آمدن آن تکليف قدرت يکسره شد و رژيم شاه سرنگون شد. در حاليکه تمام جامعه شعار ميداد کارگر نفت ما رهبر سرسخت ما، شوراهاى پرقدرت کارگرى در ابعاد سراسرى شکل گرفت. قدرت شوراها تا آنجا بالا گرفت که کارگران نفت خواهان شرکت در شوراى انقلاب شدند. اما در نبود يک افق روشن کمونيستى و به علت مسلح نبودن طبقه کارگر به حزب سياسى خود، حزب کمونيست، طبقه کارگر نتوانست در صحنه سياسى جامعه باقى بماند و روز به روز و گام به گام عقب رانده شد و با سرکوب انقلاب در خرداد ٦٠ شوراهاى کارگرى نيز مورد يورش قرار گرفتند و اساسا از اين دوره به بعد طبقه کارگر در يک موقعيت تدافعى قرار گرفت.

Advertisements

One response to “جنبش کارگری از مهر ماه ٥٧ تا ٣٠ خرداد ٦٠

  1. نیما سلیمی February 11, 2014 at 22:18

    جنبش کارگری زنده هست مرسی

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: