شهلا دانشفر

خوش آمديد

اعتراض عریان و چالش رژیم اسلامی

به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن برنامه های مختلفی در داخل و در خارج کشور برگزار شد. اما یکی از این برنامه ها متفاوت بود و ابعاد انعکاسش و بحث های داغی که بدنبال داشت، بدان ویژگی منحصر بفردی میداد. آنهم اعتراض عریان مریم نمازی در مقابل موزه لوور فرانسه به همراه عالیه المهدی از مصر و آمینه تایلر از تونس بود که این دو نیز چهره های شناخته شده ای در سطح بین المللی هستند. این خبر در  بسیاری از رسانه ها در ایران و در خارج از ایران، در سایت ها و وب لاگها، از سوی جریانات اسلامی و ناسیونالیست و ملی و اسلامی و چپ و رنگین کمان و غیره انتشار یافت  و مرکز بحث و گفتگو قرار گرفت. قابل توجه ترین  آنها انعکاس این خبر در باشگاه خبرنگاران، سایت صدا و سیمای جمهوری اسلامی (خبرگزاری فارسی زبان دنیا)است!!. این خبر با همین مضمون در روزنامه قدس آن لاین در مشهد نیز به چاپ رسیده است. از جمله باشگاه خبری ایران مینویسد:” نمایش اندام جنسی شیوه جدید مبارزه علیه کشورهای دارای جمعیت مسلمان و حکومت های اسلامی است، البته این شیوه مبارزاتی توسط ضدانقلاب خارج نشین برای اولین بار در کنفرانس برلین به کار گرفته شد ! پس از آن تا مدت ها شاهد چنین اقدامی نبودیم تا اینکه اننقلاب مصر و ماجرای ماجده علیا المهدی پیش آمد و پس از آن اقدام زننده گلشیفته فراهانی…”

در قسمت دیگری از این گزارش آمده است:” بدن نمایی [عریان کردن] نسبت به سایر روش ها شیوه مبارزاتی جدیدی محسوب می شود، اگرچه بدن نمایی در برخی از کشورهای دنیا با هدف حمایت از حقوق زنان صورت می پذیرد اما چنین شیوه ای در کشورهای دارای جمعیت مسلمان با اهداف کاملا سیاسی انجام می پذیرد که مهمترین آن نمایش ناخوشنودی و نارضایتی زنان مسلمان از  اسلام و حکومت اسلامی است. به همین منظور گسترده ترین بازتاب رسانه ای از بدن نمایی در مورد ماجده علیا الهدی صورت پذیرفت که سرآغاز حرکت های اینچنینی در دیگر کشورها شد.”

انعکاس این خبر در رسانه هایی از این دست به روشنی نشان داد که چگونه این شکل از اعتراض به خال زده است. گزارش باشگاه خبرنگاران و قدس آن لاین بطور واقعی اعتراف به این حقیقت است که چگونه این شکل از اعتراض، توانست درست در روز ٨ مارس روز جهانی زن ، اسلام سیاسی و بنیادهای پایه ای آن را به چالش بکشد و به این اعتبار میتوانم بگویم یکی از اتفاقات مهم سیاسی ٨ مارس امسال در ایران، گزیدن این شکل از اعتراض از سوی مریم نمازی در فرانسه بود.

اعتراض عریان مریم نمازی در ٨ مارس امسال در فرانسه  در عین حال بحث های بسیاری را هم در صف راست و هم چپ برانگیخت و قطبندی هایی را بدنبال داشت. عده ای صریح و روشن آنرا بخاطر شکستن تابوهای هزاران ساله ارتجاعی و ضد زن ستودند. و همانگونه که انتظار میرفت عده ای هم رگ غیرت “ایرانی” بودنشان بالا زد. عده ای “پرچم ملی شان” را خدشه دار یافتند. و عده ای از سر “ناموس” پرستی و اسلامشان این حرکت را مورد حمله قرار دادند.  و خلاصه در کمپ سنت گرایان هر کسی از یک سری خونش به جوش آمد. در دل این مباحث و این مخالفت خوانی ها، خصوصا در صفوف چپ سنتی، ما شاهد یک خانه تکانی اساسی و تسویه حساب با بسیاری از تابو ها هستیم. حتی بعضا این شکل از اعتراض را با مجلات سکسی قیاس کردند و علیرغم ادعاهای برابری طلبی و آزادیخواهی شان، همان جایی ایستادند که سنت گرایان دیگر ایستادند. مخالفت خوانی هایشان یادآور موضع همان طیف چپی است که در همان آغاز روی کار آمدن حکومت اسلامی، هنگامیکه خمینی فرمان حجاب اجباری را صادر کرد و در اعتراض به این فرمان در هشت مارس همان سال هزاران نفر به خیابانها ریختند، کنار نشستند و گفتند این اعتراض بالا شهری هاست.

اما جوهر اصلی همه این مخالف خوانی ها، مخالفت با به چالش کشیده شدن یکی از بنیانهای پایه ای و قدیمی ستم کشی زن است. زنی که قرار است “ناموس” باشد و تن و بدنش پوشیده باشد و “محجوب” و “عفیف” و “نجیب” و “پارسا” و فرمانبر و همه اینها باشد، به یک مرتبه بیرون آمده است و همه این مقدسات متعفن و جنایتکارانه را در ملاء عام به ریشخند گرفته است. با اعتراض عریان در واقع حرف ما زنان اینست که ما زنان ناموس مرد یا ملتی نیستیم.  ما زنان کالای جنسی و متعلق به کسی نیستیم. ما انسانیم و میخواهیم آزاد و برابر زندگی کنیم. در واقع با این شکل از اعتراض بنیانهای پایه ای اسلام سیاسی و کل ارتجاع متعفن مذهبی است که به چالش کشیده میشود.

با این شکل از اعتراض، مریم نمازی بر سمبلهای اصلی ستم کشی زن  دست گذاشته است. و برای همین است که چنین ولوله ای به پا شده است. او با این شکل از اعتراض در هشت مارس امسال در واقع صدای زنانی بود که نه فقط طی قرون و اعصار گذشته، بلکه همین امروز در ایران سی و چند سالست که تحت حاکمیت رژیم آپارتاید جنسی در بی حقوقی مطلق مورد تحقیر و سرکوب هر روزه قرار دارند. او در این شکل از اعتراض و با شعارهایی چون بدن من ناموس کسی نیست، نه به شریعت، بدنم علیه اسلامی سیاسی، تا کنون توانسته است، جبهه مهمی از اعتراض علیه جمهوری اسلامی و آپارتاید جنسی اش باز کند. این جبهه ایست در ادامه جنگ هر روزه زنان در ایران علیه حجاب اجباری و قوانین ارتجاعی اسلامی که فاصله چندانی تا نفی عملی حجاب در جامعه و به زانو در آوردن رژیم اسلامی ندارد. در عین حال این جبهه ایست علیه قوانین ارتجاعی اسلامی که قربانی های بسیاری از زنان گرفته و بر اساس آنها زنان بسیاری زندانی و یا سنگسار شده اند. آزادی سکینه محمدی در آستانه نوروز امسال یک هدیه و پیروزی بزرگ برای مبارزان این جبهه و برای مینا احدی یکی از رهبران شناخته شده جهانی اش بود.

خلاصه کلام اینکه جمهوری اسلامی پیام اعتراض عریان مریم نمازی را گرفته است. انعکاس این خبر در باشگاه خبرنگاران صدا و سیمای جمهوری اسلامی و  قدس آن لاین و ربط دادنشان این اتفاق به کنفرانس برلین و اعتراض عریان علیا المهدی،  نشان داد که پیام  او رسا بود.

مارس ٢٠١٤

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: