شهلا دانشفر

خوش آمديد

علی چراغی را کشتند، داستان یک قتل-کل رژیم باید به محاکمه کشیده شود

news-126

علی چراغی کارگر دستفروشی است که روز ١٦ مرداد بدست مامورین سد معبر شهرداری جمهوری اسلامی در منطقه ٤ در تهران پارس به قتل رسید. او که در صبح این روز با فرزند ١٤ ساله اش ابوالفضل طبق روال هر روز با وانت خود راهی کار دستفروشی شده بود، بخاطر گیر دادن مامورین شهرداری و درگیری با آنان، مورد ضرب و شتم قرار گرفت و پس از یک هفته بستری بودن در بیمارستان در ٢٣ مرداد ماه جان باخت. یادش گرامی بود.

مرگ علی چراغی اتفاق تکان دهنده ایست که میتواند جامعه ای را به حرکت در آورد. همین الان نیز به کشاکش های بسیاری در درون خود حکومت تبدیل شده است. در دعواهیشان یکدیگر را داعش میخوانند و هشدار به بی اعتبار شدن بیشتر چهره “اسلام رحمانی” میدهند. کل ماجرا چیست؟

همسرم را چرا کشتید؟

خانم فاطمه ابراهیمی همسر علی چراغی در گفتگو با ایلنا میگوید:” علی مثل هر روز صبح زود از من و بچه‌ها خداحافظی کرد و سرکار رفت؛ چند ساعت بعد، دقایقی قبل از حادثه، هم تلفنی با نرگس فرزند ۳ساله‌اش خوش و بش کرد.” او ادامه داده و میگوید:” علی قبلاً خیاط بود ولی به‌تازگی در دفتر ساختمانی یکی از اقوام مشغول به‌کار شده بود.”

فاطمه ابراهیمی درباره زمان حادثه می‌گوید: علی با وانت به‌اتفاق ابولفضل (۱۴ ساله) پسر بزرگترم از تهران‌پارس در حال بازگشت بودند که توسط «مأموران بازیافت» متوقف شده و به گفته ابوالفضل، پدر از او خواست که در ماشین بماند تا بازگردد اما بعد از چند دقیقه جر و بحث با ماموران ابوالفضل می‌بیند پدر با تلفن همراهش در حال صحبت با پلیس است که چند موتوری نیز به مأموران اضافه شده و یکی از آن‌ها که تنومند‌تر بود از پشت پدرش را محکم گرفته و دیگری با پنجه‌بوکس بر گردن علی ضربه وارد کرد و بلافاصله علی به زمین افتاد.»فاطمه با تأثر و استیصال ادامه می‌دهد: به گفته ابوالفضل شاهدان زیادی در صحنه بودند اما جرأت مداخله نداشتند ولی با دیدن گریه ابوالفضل با پلیس ۱۱۰ و اورژانس تماس گرفته و علی را به بیمارستان امام حسین منتقل می‌کنند.

فاطمه ابراهیمی، زن ۳۱ ساله‌ای است که ٤ فرزند دارد و بدین ترتیب تنها نان آور خانه اش و عشق زندگی اش را از دست داده است. در پایان این گفتگو او از مسئولان شهرداری تهران پرسید: «چرا باید این اتفاق بیافتد؟ چرا باید با علی مانند مجرمان رفتار کنند؟»

پدرم را نزنید!! او را کشتید!

«محمد» یکی از شاهدان عینی صحنه به قتل رسیدن علی چراغی که از کسبه محل است میگوید:” روی وانت دو کابینه مزدا آرم شهرداری بود اما دقیق نمی‌دانیم ماموران ضایعات بودند یا سد معبر اما هیکل درشتی داشتند تا آنجایی که یادم است لباس فرم تن آن‌ها نبود. موقعی که متوفی را می‌زدند پسرش داد می‌زد که پدرم را نزنید وقتی ضربه به سرش خورد و به زمین افتاد پسرش به سمت ضاربین دوید و گفت او را کشتید در این بین او را هم کتک زدند و به کنار خیابان انداختند و در ‌‌نهایت موبایل متوفی را ماموران شهرداری برداشتند و با خود بردند.”.

بدین ترتیب ابوالفضل پسر ١٤ ساله ای که روز ١٦ مرداد همراه پدرش علی چراغی عازم کار بود، شاهد چنین صحنه دردناکی از به قتل رسیدن پدرش بدست مامورین  جنایتکار”سد معبر” رژم اسلام بود. ابوالفضل میگوید:” من و پدرم سوار بر وانت کنار خیابان در حال حرکت بودیم که ناگهان یک وانت سدمعبر ناحیه چهار منطقه ۴ مقابل ماشین ما پیچید و راه را بست. چهار ماموری که از اتومبیل پیاده شدند از پدرم خواستند که پیاده شود. به در خواست پدرم در وانت ماندم و مکالمه ها را می‌شنیدم. یک مامور به پدرم گفت وانت توقیف است. پدرم گفت که شما حق توقیف ماشین را ندارید و باید با پلیس ۱۱۰ تماس بگیریم و شروع به تماس با پلیس کرد که چند مامور همزمان با پدرم درگیر شدند و یکی از آنان از پشت دستهایش را گرفت و باقی مشغول ضرب و شتم او شدند. هنگامی که خواستم از ماشین پیاده شوم دیدم که یکی از ماموران با «پنجه بکس» به سمت چپ سر پدرم ضربه‌ای وارد کرد و پدرم به زمین افتاد. من قصد نزدیک شدن به پدرم را که بی‌هوش روی زمین افتاده بود داشتم .اما ماموران به گمان اینکه پدرم تمارض می‌کند ضربه‌ای به من زدند و اجازه نزدیک شدن به پدرم را ندادند. بعد از دخالت کسبه محل، هر چهار مامور سوار بر وانت از صحنه گریختند.”.

محمد چراغی برادر علی چراغی میگوید:” در ساعت ۱۳ و سی دقیقه روز پنجشنبه ۱۶ مرداد برادرم را به بیمارستان امام حسین منتقل کردیم. تشخیص اولیه پزشکان «شکستگی شدید جمجمه» بود که به سرعت او را به اتاق عمل منتقل کردند. اما پس از عمل جراحی چون بخش مراقبت‌های ویژه (آی سی یو) این بیمارستان تخت خالی نداشت او را در بخش عمومی بستری کردند و در ساعت ۱۲ شب نیز مجددا او را به اتاق عمل بردند و بامداد جمعه مجددا او را به بخش عمومی منتقل کردند. اما روز یکشنبه ۱۹ مرداد ترجیح دادیم برادرم را در بیمارستان خصوصی نورافشان بستری کنیم که تلاش پزشکان این بیمارستان نیز ثمری نداشت و سرانجام در روز پنجشنبه ۲۳ مرداد برادرم فوت کرد.

بالاخره اینکه پزشکی قانونی در خصوص این موضوع در تاریخ ۱۸ مرداد چنین گزارش میکند:” طبق مندرجات پرونده بالینی در تاریخ ۱۶ مرداد در پی اصابت جسم سخت مصدوم دچار ضایعات زیر شده است. یک: کاهش سطح هشیاری. دو: خونریزی در نواحی گیجگاهی و آهیانه و پیشانی سمت چپ جمجمه و کوفتگی بافت مغزی در نواحی گیجگاهی و آهیانه‌ای سمت راست جمجمه که تحت عمل جراحی قرار گرفته است.»

شاهدان عینی سخن میگویند

طبق گزارشات ١١ نفر از اهالی منطقه  شهرداری تهران در مورد جریان به قتل رسیدن فجیع علی چراغی گزارش میدهند و جانیان اسلامی بدنبال انکار همه چیز و لاپوشالی این جنایتند. یکی از شاهدان چنین میگوید:”دیدم که یک نفر از ماموران شهرداری که در درگیری لباسش پاره شده بود به سمت ماشین وانت مزدا رفت، ابتدا فکر کردیم می‌خواهد لباسش را عوض کند اما از پشت صندلی عقب خودرو چیزی را برداشت و بعد به سمت متوفی آمد و ضربه‌ای به سر او زد. شدت ضربه چنان بود که وی در جا زمین خورد و‌‌ همان موقع از دهانش کف و خون بیرون آمد.”.

«فرزاد» یکی از کسبه محل به عنوان یک شاهد عینی میگوید: حوالی ساعت ۱۰ روز پنجشنبه مرحوم چراغی را همراه پسرش در محل حادثه دیدم که با ماموران شهرداری سر و کله می‌زند.وی ادامه داد: البته روزهای قبل نیز من او را در این اطراف دیده بودم که سوار بر خودروی وانت پیکانش در این اطراف می‌چرخید و با بلندگو به خرید و فروش ضایعات از اهالی محل می‌پرداخت. به گفته این شاهد عینی، در روز حادثه در وانت چراغی اثری از بار ضایعات نبود، خرید و فروشی هم صورت نگرفته بود و حتی صدایی او از بلندگو شنیده نشده بود. او ادامه داده و میگوید:” ابتدا فکر کردیم یک جر و بحث ساده است، نمی‌دانستیم دقیقا دلیل بگو مگو سر چه چیزی است اما از حرف‌های آن‌ها جسته گریخته اینطور می‌شنیدیم که راجع به بودن متوفی و کسب و کارش در این محل جر و بحث می‌کنند.

 «مهدی» یکی دیگر از شاهدان قتل در تهران پارس توسط مامورین شهرداری حکومت است. او میگوید:” کسانی که در مغازه سرگرم راه‌اندازی کار مشتریان بودند تصور می‌کردند که این سر وصدا به اهالی و همسایه‌های محل مربوط می‌شود و کسی گمان نمی‌کرد که این سرو صدا به جر و بحث متوفی با ماموران [منسوب به] شهرداری مربوط می‌شود. بگومگو ادامه داشت که ناگهان درگیری شروع شد. از چهار مامور تقریبا سه نفر با مرحوم چراغی درگیر شدند، وضعیت متوفی در مواجه با ماموران مغلوبه بود، در حضور پسرش که آن موقع داخل وانت پیکان نشسته بود هم ناسزا می‌شنید و هم مشت و لگد می‌خورد. وی نیز که از کسبه محل است افزود: دست آخر درگیری خاتمه یافت، متوفی از آن‌ها جدا شد آمد و چند متری فاصله گرفت و بعد شروع کرد با تلفن همراهش تماس گرفت. نمی‌دانم به کجا؟ اما احتمالا پلیس بود چون می‌شنیدیم که دارد نشانی محل درگیری را می‌دهد. هنگامی که علی چراغی مشغول مکالمه با تلفن بود «دیدم که یک نفر از ماموران [منسوب به] شهرداری که در درگیری لباسش پاره شده بود به سمت ماشین وانت مزدا رفت، ابتدا فکر کردیم می‌خواهد لباسش را عوض کند اما از پشت صندلی عقب خودرو چیزی را برداشت و بعد به سمت متوفی آمد و ضربه‌ای به سر او زد. شدت ضربه چنان بود که وی در جا زمین خورد و‌‌ همان موقع از دهانش کف و خون بیرون آمد.»

 ضارب بعد از این واقعه به سمت ماشین حرکت کرد و دو نفر همکارش نیز اندکی بعد آقای چراغی را از زمین بلند کردند تا سرپا بایستد اما چون شدت ضربه به حدی بود که وی هوشیاری‌اش را از دست داده بود دوباره نقش زمین شد.

دو نفر باقیمانده نیز با دیدن این صحنه آرام آرام از محل حادثه به سمت وانت مزدا دور شدند، دراین زمان دیگر مردم دور مرحوم چراغی که به زمین افتاده بود جمع شده بودند . بنابراین ماموران شهرداری که خودروی آن‌ها در‌‌ همان خیابان ۱۹۶ پارک شده بود، با سرعت به سمت اتوبان شهید باقری رفتند و محل حادثه را ترک کردند.

و بالاخره «سعید» یکی دیگران از این شاهدان میگوید:” پلیس و اورژانس با تلفن کسبه از حادثه مطلع و پس از نیم ساعت تاخیر در محل حادثه حاضر شدند، فرار ضاربین آنقدر سریع بود که شاهدان تنها توانستند شماره پلاک آن‌ها را بردارند و در اختیار ماموران نیروی انتظامی قرار دهند. وی ادامه می‌دهد: در واقع همه ما غافلگیر شدیم، اصالا تصور نمی‌کردیم که این دعوا چنین پایانی داشته باشد وگرنه کافی بود یکی دو نفر مداخله می‌کردند تا قتلی اتفاق نیافتد.

جانیان اسلامی منکر میشوند

سعید یکی از شاهدان عینی میگوید: بعد از حادثه یک نفر که احتمال می‌دادیم مامور شهرداری باشد آمده بود اینجا تا سر و گوشی آب بدهد، این فرد ظاهرا حتی در مواجهه با اهالی و کسبه محل که شاهد ضرب و شتم آقای چراغی بودند پرسیده بود که «طرف (کارگر مقتول) پایش پیچ خورده و این حادثه اتفاق افتاده است؟!»

وی می‌گوید: از بعد از حادثه تا به حال دیگر ماموران شهرداری را در این منطقه ندیده‌ایم. بعد از حادثه هم به عنوان شاهد جریان واقعه را به دستگاه قضایی شهادت دادیم.

 بدین ترتیب تلاش برای پرده پوشی این جنایت شروع شده است. کسی از شهرداری جرات آفتابی شدن در محل را ندارد. خانواده علی چراغی شاکی هستند. هوا پس است و موضوع به جنگی دیگر در حکومت تبدیل شده است.

علیرضا جاوید شهردار منطقه ۴ تهران منکر قتل توسط ماموران خود شده و میگوید: این موضوع ارتباطی به شهرداری ندارد و درگیری صورت گرفته بین یک کارگر با عوامل پیمانکار این منطقه بوده است.

مجتبی عبداللهی معاون خدمات و فضای سبز شهرداری تهران به طرز احمقانه ای به مامورین شهرداری ندا میدهد که از واژه “پنجه بوکس” استفاده نکنند تا در مورد این قتل کار کارشناسی صورت گیرد. او با هراس تمام حتی هویت علی چراغی را منکر شده و با وقاهت تمام میگوید:”براساس پیگیری‌ها مشخص شد؛ متوفی دستفروش نبوده است و درگیری هم نه با عوامل سد معبر بلکه با عوامل پیمانکار بازیافت رخ داده است.”.

خانواده علی چراغی شاکی این جنایتند

خانواده علی چراغی به این جنایت معترضند. در خصوص این موضوع پرونده ای در شعبه ۱۰ بازپرسی مجتمع جنایی تهران تشکیل شده است و آنها پیگیر این موضوع هستند. خانم فاطمه ابراهیمی از اینکه گزارش این جنایت از صدا و سیمای جمهوری اسلامی منتشر نشده است اعتراض دارد و  میگوید:”گزارشی که صدا و سیما در مورد مرگ همسرم دو روز پس فوت او گرفته بود، هنوز از صدا وسیما پخش نشده و پس از پیگیری های بسیار به من پاسخ می دهند که گزارش باید تکمیل شود.”

محمد چراغی برادر کارگری که به قتل رسیده است، می پرسد: اگر مرگ برادرم به شهرداری ربطی ندارد چرا «دو بار» به عیادت‌اش آمدید. او میگوید: معاون عمرانی شهردار منطقه به همراه فردی که خود را مسئول بخش سلامت شهرداری معرفی می‌کرده است در طول یک هفته‌ای که برادرم بستری بود دو بار به بیمارستان مراجعه کرده‌اند. چرا مامورین شهرداری به دیدن برادرم آمدند و (در حکم مثل) به چه دلیل مسئولان وزارت نفت به عیادت برادرم نیامدند» او گفت: مبلغ پنج میلیون تومان پول نیز به حساب‌اش واریز شده است،

غلامحسن اژه ای : از استفاده پنجه بوکس توسط مامورین شهرداری بی اطلاع هستم

رسانه ها به سراغ غلامحسین اژه ای جلاد میروند. او که  سخنگوی قوه قضاییه این دستگاه سرکوب و جنایت حکومت است، در پاسخ به خبرنگار ایلنا که از او پرسید «پنج شنبه هفته گذشته، ماموران گشت سد معبر شهرداری تهران در منطقه تهرانپارس هنگام درگیری با کارگری به نام علی چراغی، او را با ضربات مشت مسلح به پنجه بوکس به قتل رساندند. آیا ماموران شهرداری تهران برای حمل باتوم، گاز اشک‌آور و پنجه‌ بوکس مجوز دارند»، گفت: از این مسئله بی‌اطلاعم.

باقر قالیباف شهردار تهران: سابقه بروز چنین درگیری هایی را داشته ایم

نوبت به محمد باقر قالیباف شهردار تهران میرسد. او در جمع خبرنگاران  با گفتن اینکه موضوع در حال بررسی است، و با اعتراف به سابقه بروز چنین درگیری‌هایی، میگوید: همیشه این مشکل بوده و در برخی موارد هم ماموران شهرداری در سال‌های گذشته در این درگیری‌ها نقص عضو شده‌اند. وی در پاسخ به سوالی درباره چگونگی برخورد با مقصر این قضیه هم گفت: مراجع قضایی باید به این قضیه رسیدگی کنند و در صلاحیت آن‌هاست که بگویند چه کسی مقصر است، در عین حال هر کسی که مقصر باشد برخوردهای لازم با او انجام خواهد شد.

به اعتراف قالیباف بارها و بارها این جانیان به بساط دستفروشان حمله کرده و هست و نیست آنان را نابود کرده اند. بارها و بارها به مردم بی ماوایی که تلاش کرده اند در خارج  از محدوده شهرها  برای خود سرپناهی درست کنند، حمله کرده و آوار آنرا برسر این مردم خراب کرده اند. اتفاقی که در ١٦ مرداد در تهران پارس تهران روی داده و منجر به مرگ علی چراغی کارگر دستفروش شده است. از همین دست است. بارها و بارها مردم معترض در مقابل قلدری های این جانیان ایستاده و حسابشان را کف دستشان گذاشته اند. در ماجرای قتل علی چراغی نیز جرم علی اعتراض او علیه گیردادنهای این جنایتکاران بود که به مرگ وی منجر شد. بدین ترتیب قتلی صورت گرفته است و او  با بیشرمی از این میگوید که باید “قوه قضاییه” روشن کند که مقصر کیست.

پیرموذن نماینده مجلس اسلامی: مرگ کارگر جلوه ای از فرهنگ افراطیون و داعش است

قتل کارگر دستفروش بدستان مامورین جنایتکار “سد معبر” شهرداری، به موضوع داغی در درون حکومت و از جمله مجلس اسلامی تبدیل شده است. هراس از اعتراض مردم بار دیگر این جانیان را به جان هم انداخته است. همانطور که اشاره کردم به گفته شاهدان کسی از مقامات شهرداری دیگر جرات آفتابی شدن در محل جنایت را ندارد. هوا آنقدر پس است که در عکس العمل به این موضوع پیر موذن نماینده مجلس اسلامی با تاکید بر اینکه «قاتلان ماموران شهرداری تهران هستند»، مرگ علی چراغی را جلوه ای از فرهنگ افراطیون و داعش میخواند. او در گفتگو با ایلنا تاکید میکند که  قوه قضاییه باید با رسیدگی قاطعانه این پرونده را تکمیل کند تا چهره “اسلام رحمانی” بیش از این زیر سوال نرود. او میگوید:”هر کسی که مرتکب این جنایت شده است، مجلس، شورای شهر و قوه قضاییه موظفند به آن رسیدگی کنند. و اگر به این موضوع رسیدگی نکنند، مجلس وارد عمل خواهد شد.

لب سخنش نیز از تمام این گفته تاکید به سرکوب “آرام و با اخلاق پسندیده” است  و میگوید:”شهرداری باید با اخلاق پسندیده و رافت اسلامی مقابل تخلفات بایستد نه آنکه با ایجاد رعب و وحشت و میدان دادن به قلدران و زورگویان چهره تهران را خشن و زمخت نشان دهد.».

کارگری به قتل رسیده است و جناب پیرموذن نگران زیر سئوال رفتن بیشتر  چهره “رحمانی اسلام”  مردم است.

این است چهره داعش حاکم بر ایران که سی و چند سال است بر گرده مردم ایران حکومت میکند. اینست سرمایه داری به آخر خط رسیده ای که هر روز جنایت میکند و برای خود عمر میخرد.

٤ مامور جنایتکار “سد معبر” شهرداری تهران علی چراغی را کشتند و گریختند. اما برای جانیان اسلامی و بانیان این حکومت راه گریزی است. تک تک این جانیان باید بخاطر سی و چند سال جنایتشان محاکمه شوند.

مرگ علی چراغی را فراموش نکنیم

قتل علی چراغی ، جنایت تکاندهنده ایست که میتواند جامعه ای را به لرزه در آورد. همانطور که مرگ بوعزیزی در تونس انقلابی را در پی داشت و شعله هایش خاورمیانه را گرفت.

در اعتراض به این جنایت و درحمایت از خانواده علی چراغی، طومار اعتراضی بدهیم و خواستار محاکمه عاملین مستقیم این جنایت شویم. این موضوع را به اعتراضی گسترده علیه سرکوبگری های رژیم اسلامی و در دفاع از زندگی و معیشتمان تبدیل کنیم. صدای اعتراض علی چراغی ها و کارگران دستفروش و بیکاری باشیم که هر روز زیر فشار تامین معاش و زندگی از یکسو و سرکوب حکومت و مامورین سد معبرش از سوی دیگر خرد میشوند باشیم. به عنوان نیروی میلیونی بیکاری به اعتراض بلند شویم و حق و حقوقمان را فریاد بزنیم. علی چراغی را فراموش نکنیم و با اعتراضاتمان یادش را گرامی بداریم.

مامورین سد معبر رژیم علی چراغی را کشتند

ابوالفضل چراغی پسر ١٤ ساله ای از کشته شدن پدرش علی چراغی که فقط ٤١ سال داشت، بدست جانیان اسلامی سخن میگوید. علی چراغی کارگری با ٤ فرزند بود که تنها جرمش ایستادن در مقابل گیر دادن مامورین سد معبر رژیم بود که چنان ضرب و شتمش کردند که به بیمارستان نورافشار تهران انتقال یافت و بعد از یک هفته در ٢٣ مرداد جان باخت.  یاد علی چراغی گرامی باد . به خانواده اش و به همگان تسلیت میگویم.

در چند و چون این جنایت تکاندهنده،  پسر علی چراغی در گفتگو با سایت ایلنا میگوید:” من و پدرم سوار بر وانت کنار خیابان در حال حرکت بودیم که ناگهان یک وانت سدمعبر ناحیه چهار منطقه ۴ مقابل ماشین ما پیچید و راه را بست. چهار ماموری که از اتومبیل پیاده شدند از پدرم خواستند که پیاده شود. به در خواست پدرم در وانت ماندم و مکالمه ها را می‌شنیدم. یک مامور به پدرم گفت وانت توقیف است. پدرم گفت که شما حق توقیف ماشین را ندارید و باید با پلیس ۱۱۰ تماس بگیریم و شروع به تماس با پلیس کرد که چند مامور همزمان با پدرم درگیر شدند و یکی از آنان از پشت دستهایش را گرفت و باقی مشغول ضرب و شتم او شدند. هنگامی که خواستم از ماشین پیاده شوم دیدم که یکی از ماموران با «پنجه بکس» به سمت چپ سر پدرم ضربه‌ای وارد کرد و پدرم به زمین افتاد. من قصد نزدیک شدن به پدرم را که بی‌هوش روی زمین افتاده بود داشتم .اما ماموران به گمان اینکه پدرم تمارض می‌کند ضربه‌ای به من زدند و اجازه نزدیک شدن به پدرم را ندادند. بعد از دخالت کسبه محل، هر چهار مامور سوار بر وانت از صحنه گریختند.”. بدین ترتیب قاتلین علی چراغی صحنه را ترک کردند. اما برای قاتلین جنایتکار این حکومت گریزی نخواهد بود. مردم تک تک اینان را محاکمه خواهند کرد.

مرداد ٩٣

***

قاتلین علی چراغی راه گریز ندارند

سه شنبه, ۲۸ام مرداد, ۱۳۹۳

ابوالفضل چراغی پسر ١۴ ساله ای از کشته شدن پدرش علی چراغی که فقط ۴١ سال داشت، بدست جانیان اسلامی سخن میگوید. علی چراغی کارگری با ۴ فرزند که تنها جرمش ایستادگی در مقابل مامورین سد معبر رژیم بود چنان مورد ضرب و شتم قرار گرفت که به بیمارستان نورافشار تهران انتقال یافت و بعد از یک هفته در ٢٣ مرداد جان باخت.

در چند و چون این جنایت تکاندهنده، پسر علی چراغی چنین میگوید:” من و پدرم سوار بر وانت کنار خیابان در حال حرکت بودیم که ناگهان یک وانت سدمعبر ناحیه چهار منطقه ۴ مقابل ماشین ما پیچید و راه را بست. چهار ماموری که از اتومبیل پیاده شدند از پدرم خواستند که پیاده شود. به در خواست پدرم در وانت ماندم و مکالمه ها را می‌شنیدم. یک مامور به پدرم گفت وانت توقیف است. پدرم گفت که شما حق توقیف ماشین را ندارید. چند مامور همزمان با پدرم درگیر شدند و بشدت کتکش زدند. یکی از ماموران با پنجه بکس به سمت چپ سر پدرم ضربه‌ای وارد کرد و پدرم به زمین افتاد. من قصد نزدیک شدن به پدرم را که بی‌هوش روی زمین افتاده بود داشتم اما ماموران به گمان اینکه پدرم تمارض می‌کند ضربه‌ای به من زدند و اجازه نزدیک شدن به پدرم را ندادند. بعد از دخالت کسبه محل، هر چهار مامور سوار بر وانت از صحنه گریختند.”. بدین ترتیب قاتلین علی چراغی صحنه را ترک کردند. برای قاتلین جنایتکار این حکومت، گریزی نخواهد بود. مردم تک تک اینان را محاکمه خواهند کرد. گرامی باد یا علی چراغی و با تسلیت به خانواده این جانباخته.*

ژورنال سه شنبه ۲۸ مرداد ۹۳ – ۱۹ اوت ۲۰۱۴

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: