شهلا دانشفر

خوش آمديد

تحصن ٥٠٠٠ کارگر بافق یزد یک اتفاق سیاسی مهم

bafq.mordad93٥٠٠٠ کارگر معدن بافق یزد از ٢٩ مرداد در اعتراض و مبارزه هستند. کارگران میگویند تا همکاران ما را آزاد نکنید به اعتراض خود اد امه خواهیم داد. در این معدن حکم بازداشت ١٨ کارگر داده شده است و هم اکنون ٧ نفر از آنان دستگیر و زندانی شده اند. دو نفر از این کارگران به اسامی امیر حسین کارگران و علی صبری در ٢٨ مرداد دستگیر شدند و ٥ نفر دیگرشان در حوالی ساعت ٢ نیمه شب ١ شهریور بازداشت شده اند. باقی کارگران که حکم بازداشت دارند در پناه ٥٠٠٠ کارگر در معدن در تحصن بسر میبرند

روز ١ شهریور در پنجمین روز تحصن اعتراضی این کارگران، در اقدامی جالب خانواده‌های کارگران بازداشت شده این معدن به اعتراض کارگران پیوستند و در مقابل دفتر کارفرما تحصن کرده و اجازه خروج کارفرما از دفترش را نمیدادند. این اعتراضات درحالی است که نیروی انتظامی نیز در محل مستقر است

bafq.mordad93-9

زیر فشار این تجمع، مدیر عامل این معدن ناگزیر در جمع خانواده و کارگران معترض حاضر شده و اعلام داشت که شکایت خود را پس گرفته و امکان منع تعقیب و آزادی کارگران بازداشتی را فراهم خواهد. کرد. او بعداظهر این روز همراه با ماموران نیروی انتظامی محل کار خود را به مقصد فرمانداری بافق ترک کرد. خانواده ها و جمعی از کارگران برای ادامه اعتراضاتشان به مقابل فرمانداری رفته و آنجا به تحصن نشستند.
موضوع در تمام شهر انعکاس یافته است. بعد از ظهر این روز عسکری مدیر عامل معدن ناگزیر به حضور در جمع تجمع کنندگان معترض شده و قول داد که امکان آزادی کارگران بازداشت شده را فراهم کند. اما کارگران و خانواده های دستگیر شدگان گوششان به قول و وعده بدهکار نیست و خواستار آزادی فوری آنان هستند. بدین ترتیب خانواده ها و جمعی از کارگران معدن بافق و مردم این شهر شبانه در مقابل فرمانداری متحصن شده و در آنجا شب را به صبح رساندند.
در برابر چنین اعتراض قدرتمندی همه مقامات شهر و معدن بافق یزد در تلاشند که فضا را آرام کنند. خبر این اعتراض در صدر اخبار دولتی قرار گرفته است.همزمان با تجمع در مقابل فرمانداری، شورای تامین شهرستان بافق با حضور محمد رضا صباغیان تحت عنوان نماینده کارگران جلسه ای برگزار کردند. و صباغیان بعد از جلسه به جمع تجمع کنندگان معترض رفته و اعلام کرده بود که آزادی کارگران زندانی در گرو تصمیم شورای تامین شهرستان باق است و روز ٤ شهریور نتیجه آن به کارگران گزارش میشود. اما کارگران و خانواده دستگیرشدگان اعلام کردند که تا آزادی دستگیر شدگان و لغو احکام صادر شده بازداشت ها، به اعتراضشان ادامه میدهند و روز ٢ شهریور نیز اعتراض کارگران بافق یزد و خانواده های دستگیر شدگان ادامه یافت.
بدین ترتیب همه مقامات شهر در حال تشکیل جلسه و تلاشند که فضا را آرام کنند. کارفرما و مقامات دولتی اساسا در انتقامگیری از اعتصاب ٣٩ روزه کارگران بافق یزد در اردیبهشت ماه که بطور واقعی شکستی برای آنها بود، دست به این تعرضات زده اند. اما در مقابل آن، کارگران ایستاده اند. مبارزات قدرتمند٥٠٠٠ کارگر بافق یزد و خانواده هایشان در مقابل آنها شهر را به جنب و جوش درآورده است. مبارازت کارگران بافق یزد دیگر مبارزه ای محدود به خود این معدن و این شهر نیست. بلکه به قدرتنمایی کارگری در سطح جامعه تبدیل شده که راه نشان میدهد. به این اعتبار مبارزات امروز، کارفرمایان و مقامات دولتی را در مقابل قبول شکست بزرگتری قرار داده است.

دور دوم اعتراضات کارگران بافق یزد چگونه آغاز شد

دور دوم اعتراضات کارگران بافق یزد در عکس العمل به بازداشت دو نفر از همکارانشان در ٢٨ مرداد ماه و حکم بازداشت ١٨ نفر از کارگران این معدن شروع شد. علت این بازداشتها، ٣٩ روز اعتراض قدرتمند کارگران معدن بافق یزد در اردیبهشت ماه است که از ٢٧ اردیبهشت شروع و تا ٤ تیر ادامه یافت. اعتراضی که از آن به عنوان یکی از طولانی‌ترین اعتراضات کارگری در دو دهه اخیر یاد میشود. شروع اعتراض کارگران معدن بافق یزد در اردیبهشت ماه به فروش ٢٨/٥ درصد از سهام معدن در فرابورس بود که آنرا مقدمه ای برای بیکارسازی ها و کاهش سطح دستمزدهای خودشان میدانستند. خصوصا اینکه بیشتر قراردادهای کارگران این معدن موقت است و با سپردن سهام معدن به پیمانکاران، هیچ امنیت شغلی ای برای آنها باقی نمی ماند. اتفاقی که سی و چند سال است در طول حاکمیت رژیم اسلامی در مراکز مختلف تولیدی روی داده و در نتیجه آن تهاجم وسیعی به زندگی و معیشت کارگران شده است.
٣٩ روز اعتراض و مبارزه قدرتمند اردیبهشت ماه کارگران بافق یزد با اعلام لغو موقت خصوصی سازی معدن و وعده دولت مبنی بر تحقق مطالبات کارگران در تاریخ ٤ تیر ماه پایان یافت و کارگران با اولتیماتوم دو ماهه ای به دولت برای اجرای تعهدات خود، به اعتصاب خود خاتمه دادند و سر کارشان حاضر شدند. این موفقیت کارگران، یک شکست سیاسی برای حکومت اسلامی بود. اکنون که آب ها از آسیاب افتاده است، کارفرمایان و مقامات دولت در همدستی باهم تلاش کردند که با یورشی دوباره به این کارگران به خیال خود، آنها را سرجایشان بنشانند. بویژه اینکه پشت داستان فروش سهام این معدن پولها خوابیده است که گذشتن از آن برای مقامات درگیر ساده نیست و این چنین بود که اعتراضات از سرگرفته شد.

«علی ربیعی» وزیر کار دولت روحانی در تاریخ ٢٣ مرداد به شهرستان بافق رفت و با مقامات مختلف کارخانه و دولت و نمایندگان شوراهای اسلامی گفتگو کرد. او در حالی که در مورد اعتراضات اردیهبشت ماه ٥ هزار کارگر این معدن از این صحبت کرد که اگر این اعتراضات ٣٣٩ روز هم ادامه پیدا میکرد، اجازه نمیدادم مویی از سر کارگر کم شود،!!! اما در جلساتشان در خفا قرار مدارهایشان را گذاشته بودند. در نتیجه یک هفته بعد از بازگشت او، دستگیری کارگران شروع شد و دو کارگر بازداشت شدند. اما کارگران با عکس العملی سریع، کارفرمایان و دولت را غافلگیر کردند. در پی این دستگیریها، از ساعت ١٠ شب ٢٨ مرداد کارگران بافق یزد در اعتراض به بازداشت همکارانشان تولید را متوقف کرده و دست از کار کشیدند. ١٦ کارگر دیگر نیز که در لیست بازداشت ها قرار داشتند پس از اطلاع از صدور حکم خود به معدن پناه آوردند.
تلاش برای درهم شکستن صف متحد کارگران شروع شد. در مذاکرات روز ٢٩ مرداد میان پلیس و نماینده کارگران، پایان اعتراض کارگران به لغو حکم بازداشت هر ١٨ کارگر منوط شد و جانشین فرمانده نیروی انتظامی یزد تلویحا با خواسته کارگران موافقت کرد . اما همه اینها فریبی بیش نبود. فردای آنروز ماموران یگان ویژه در معدن مستقر شدند. کارگران معدن بافق یزد نیز با هوشیاری تمام به تحصن خود ادامه دادند و توطئه ای که با شرکت علی ربیعی و نیروی انتظامی و مقامات شهر و کارفرما چیده شده بود نقش بر آب کردند. ٣٠ مرداد نیروی انتظامی ناگزیر به ترک معدن بافق یزد شد. اکنون مبارزات کارگران معدن بافق یزد و خانواده های دستگیرشدگان این معدن ادامه دارد.
خواستهای کارگران معدن بافق یزد، خواست های کل مردم این شهر است

مبارزات کارگران بافق یزد دامنه اش به شرکت خانواده ها و به تدریج مردم کشیده میشود. علاوه بر خواست آزادی کارگران دستگیر شده، کارگران این معدن همچنین پیگیر دیگر مطالبات خود هستند. از جمله این کارگران خواستار لغو کامل خصوصی سازیها و ایمنی شغلی خود هستند. خواستار تغییر مدیر عامل معدن و پایان یافتن این دسیسته ها و تضمین راه اندازی و تامین بودجه کارخانه‌های جوار معدنی نظیر کارخانه‌های فرآوری سنگ آهن و فولاد سازی هستند. در عین حال کارگران خواستار گاز کشی این شهرستان و دو بانده شدن جاده بافق – یزد هستند.

بدین ترتیب کارگران معدن دارند با خواستهای کل این شهر به جلو می آیند. خصوصا اینکه شهرستان بافق یزد با بیش از ٥٠ هزار جمعیت از شهرستان‌های بسیار محروم است و تنها راه ارتزاق و امرار معاش بخش عظیمی از مردم این شهر از راه استخراج معدن است. خصوصی سازیها و متعاقب آن تعدیل نیروی انسانی در معدن بافق، مردم این شهر را با خیل بیکاران روبرو میسازد. مساله دیگر صدمات محیط زیستی این معدن است. در شهر بافق نه تنها کارگرانی که در معدن کار میکنند، بلکه مردم این شهر بخاطر عدم وجود اولیه ترین استانداردهای بهداشتی در معدن در خطر بیماریهای خطرناکی چون هپاتیت و سرطان و غیره قرار دارند. از اینرو برقراری استانداردهای قابل قبول ایمنی محیط کار در معدن و در محیط زیست مردم، مساله ای مهم برای کارگران معدن بافق یزد ومردم این شهر است.

از اینرو خواستهای کارگران معدن بافق یزد و بویژه طرح خواستهایی چون کشیدن گاز به این شهرستان و دو بانده شدن جاده بافق – یزد و غیره خواستهای همه مردم این شهر است. طرح این خواستها از سوی کارگران در عمل مبارزه کارگران این معدن را به مردم این شهر دارد وصل میکند و این اتفاق سیاسی مهمی است که در برابر کل جنبش کارگری راه نشان میدهد.
به این اعتبار امروز مبارزه کارگران بافق یزد از سطح این معدن بسیار فراتر است. دامنه اش دارد کل شهر را میگیرد و بطور واقعی این خود یک دستاورد مهم برای جنبش کارگری است

کارگران معدن بافق یزد کجا ایستاده اند
اعتراض قدرتمند کارگران بافق یزد و اقدام شجاعانه خانواده های کارگران بازداشت شده در برابر همه کارگران و کل جامعه راه نشان میدهد. ٥٠٠٠کارگر بافق یزد، در کنار خانواده هایشان و در کنار مردم این شهر میتوانند، تشکیل دهندگان یک جبهه بزرگ مبارزه برای آزادی همه کارگران زندانی و زندانیان سیاسی باشد. با چنین نیرویی، این کارگران نه تنها میتوانند خواستار آزادی همکاران بازداشت شده خود شوند، بلکه میتوانند فریاد رسای کارگر زندانی آزاد باید گردد، زندانی سیاسی آزاد باید گردد را سر دهند و به یک سنگر مهم برای آزادی همه کارگران زندانی تبدیل شوند.
از سوی دیگر کارگران معدن بافق یزد خواستهای مهم دیگری دارند که بهترین موقعیت برای کوبیدن مهر خود و طلب آنهاست. امروز کارگران معدن بافق یزد نه تنها میتوانند جلوی خصوصی سازی ها و بیکارسازی ها را بگیرند بلکه میتوانند خواهان رسمی شدن تمام قرار دادهایشان شوند. میتوانند به صف اعتراض برای خواست افزایش دستمزدها بپیوندند و خواست مستقیم افزایش فوری دستمزدها را اعلام کنند. میتوانند خواستار برقرار فوری استانداردهای قابل قبول ایمنی محیط کار شوند .
یک شرط مهم گام برداشتن کارگران معدن بافق یزد به جلو و طرح خواستهای فوری همین امروزشان، حفظ صف متحد مبارزاتی شان است. لازمه آن نیز متکی بودن به مجمع عمومی کارگری یعنی ظرفی که همه این ٥٠٠٠ کارگر را دور هم نگاهدارد و از اینطریق بتوانند تصمیم گیری جمع کنند و قدرتمند جلو روند. به این لحاظ تجربه کارگران پروفیل ساوه درس آموزنده برای کارگران بافق یزد و همه کارگران دارد. کارگران پروفیل ساوه در کوران مبارزات اخیری که داشتند اعلام کردند که هر ماه به مدت ٤٥ دقیقه مجمع عمومی خود را تشکیل خواهند داد. بدون اینکه مساله خاصی پیش آمده باشد و این کار را میکنند تا از آن طریق صف خود را متحد نگاهدارند و پیگیر خواستها و مطالباتشان باشد. این تصمیم مهمی است که در برابر کارگران معدن بافق یزد نیز قرار دارد و انجام آن نیز ممکن و عملی است. این گامی واقعی برای متشکل شدن کارگران در محل است. باید این گام را برداشت و برای کارگران معدن بافق یزد اتخاذ این تصمیم حیاتی است

٣ شهریور ٩٣

_______________________

کارگران و مردم بافق ارگان های حکومت را به مخمصه انداخته اند!

تحصن خانواده ها و همبستگی مردم صحنه های باشکوهی از این مبارزه است!

 اعتصاب و تحصن ۵۰۰۰ کارگر معدن بافق به هشتمین روز خود رسیده است. خانواده های کارگران دستگیر شده سومین روز تحصن را پشت سر میگذارند و اعلام کرده اند تا آزادی کلیه کارگران به تحصن ادامه میدهیم. طیف گسترده ای از مردم زحکمتکش بافق با شرکت در تحصن خانواده ها همبستگی شان را با کارگران اعتصابی و خانواده های کارگران اعلام میکنند. کارگران زندانی نیز متحدانه مقامات را تحت فشار قرار داده اند. در مقابل شایعه آزادی ۸ کارگر زندانی، هر ۹ نفر کارگر زندانی اعلام کردند که زیر بار این تصمیم نمیرویم و همه را باید آزاد کنید.

 اعتصاب کارگران، تحصن خانواده ها و همبستگی مردم شهر با آنها چنان ابعاد گسترده و قدرتمندی یافته است که تمام تلاش های حکومت و ارگان های مختلف آن را ناکام گذاشته است. گارد ویژه شان را به معدن فرستادند اما با گسترش اعتراض کارگران و مردم و بدون اینکه بتواند کوچکترین اقدامی علیه کارگران بکند با سرافکندگی آنرا از معدن و بعد از شهر خارج کردند. کارگران را شبانه در خانه هایشان دستگیر کردند اما خانواده ها به تحصن دست زدند. از استانداری و فرمانداری تا امام جمعه و مقامات دیگری مشغول تلاش برای عقب راندن کارگران هستند اما حتی جرات تهدید کارگران را هم ندارند. مجیز کارگران را میگویند تا وقت بخرند. نه جرات اجرای طرح های خود را دارند و نه جرات عقب نشینی. میدانند که عقب نشینی صریح آنها، یک پیروزی بزرگ برای کارگران و مردم و تودهنی بزرگی برای ارگانهای مختلف حکومت خواهد بود و خون تازه ای در جنبش کارگری در سراسر کشور جاری خواهد کرد.

حزب کمونیست کارگری به کارگران و خانواده هایشان و به مردم زحکمتش و معترض شهر بافق درود میفرستد و بار دیگر تاکید میکند که قدرت شما توان عقب راندن کامل حکومت از طرح خصوصی سازی و بیکارسازی کارگران را دارد. قدرت متحد شما این امکان را دارد که عزیزان بازداشتی را بدون هر گونه وثیقه ای آزاد کند و جلو پرونده سازی علیه آنها را بگیرد. شما این توان را دارید که هیئت مدیره مفتخور و حکومتشان را وادار کنید که اقدامات لازم برای ایمنی معدن را انجام دهند. همبستگی پرشوری که در سطح شهر شکل گرفته است این توان را به کارگران و مردم بافق میدهد که خواست های کارگران از افزایش دستمزد تا امنیت شغلی و مسائل بیمه و بازنشستگی و خواست های رفاهی مردم شهر را به کرسی بنشانند.

 حزب شما را فرامیخواند که مجمع عمومی تان را مرتب تشکیل دهید، کلیه خواست هایتان را اعلام کنید و یکپارچه با مردم شهر برای تحقق آنها به مبارزه خود ادامه بدهید. کلیه خانواده های کارگران و مردم شهر را به پیوستن به این مبارزه تشویق کنید. شما قادرید به همه خواست های فوری تان برسید، رفقای زندانی تان را آزاد کنید و حلقه های گل به گردن آنها بیندازید و جشن بزرگ پیروزی تان را همراه با هزاران انسان شریف در خیابانهای شهر بافق برپا کنید.

حزب کمونیست کارگری ایران

٤ شهریور۱۳۹۳، ۲۶ اوت

——–

تیر ٩٣

اعتراض کارگران معدن بافق یزد بر سر چیست

شهلا دانشفر
اعتراض کارگران بافق یزد از ٢٨ اردیبهشت شروع شده و همچنان ادامه دارد. خبر ها تا همین جان نشانگر قدرت اعتصاب ٥ هزار کارگر بافق یزد است که با خانواده هایشان بخش عظیمی از جمعیت این شهر را تشکیل میدهند و اعتراضات آنان بطور واقعی به موضوع اعتراض کل این شهر تبدیل شده است.
قضیه از این قرار است که در سال گذشته ٧١٫٥ درصد از شرکت های معدن بافق یزد را دولت به صندوق بازنشستگی فولاد واگذار کرد. ٢٨٫٥ درصد از این سهام باقی ماند که آنهم در ابتدای سال جاری در فرابورس به مزایده گذاشته شد و شرکت فولاد خوزستان در این مزایده این سهام را برده است. اکنون کارگران معدن بافق یزد نگران عواقب فروش سهام این معدن و خطر تعدیل نیروی انسانی و بیکار شدنشان از کار هستند. دلیلش نیز به روشنی اینست که خصوصی سازی ها راهی برای بیشتر باز گذاشتن دست کارفرمایان برای کشیدن کاره برده وار از گرده کارگران و تقلیل نیروی کار به حداقل ممکن و بیکارسازیهاست. اعتراض کارگران معدن بافق یزد به طور واقعی به خطر بیکارسازیها و کاهش سطح دستمزد و دیگر مزایایشان در پی خصوصی سازی این معدن است. ضمن اینکه عدم ایمنی محیط کار و قرار گرفتن کارگران این کارخانه و حتی مردم شهر بافق یزد در خطر بیماریهایی چون سرطان و هپاتیت از دیگر مشکلات این کارگران و این مردم است. کارگران معدن بافق یزد اعلام کرده اند که تا لغو کامل این واگذاریها حاضر به شروع کار نیستند.
اما در این میان کسانی از دارو دسته های حکومتی تلاش دارند بحث فروش ٢٨٫٥ درصد سهام این معدن به کارگران را برجسته کنند.
قبلا هم در این مورد نوشتم که دامن زدن به این بحث که گویا با تقسیم ٢٨٫٥ درصد سهام این شرکت بین ٥ هزار کارگر، در برابر بخش اصلی سهامی که دست صاحبان اصلی سرمایه است، توهمی بیش نیست و خطر به حاشیه رفتن خواستهای واقعی کارگران و تفرقه در صفوف اعتراض آنان را دارد. همانجا اشاره کردم که دامن زدن به توهم مالک شدن کارگر از طریق خرید سهام کوچک، در چهارچوب قوانین وحشیانه سرمایه داری، کلاه گشادی است که به سر کارگران میگذارند و قدمتی تاریخی دارد. با این سیاست و با توهم مالک شدن کارگر، میکوشند او را از خواستهای اساسی اش چون دستمزد مکفی و شرایط کار انسانی دور سازند. خصوصا چنین توهمی در چهارچوب قوانین اسلامی کار و محرومیت کارگران از پایه ای ترین حقوقشان چون حق تشکل و حق اعتصاب سرابی بیش نیست .
هوشیاری رهبران کارگری و مبارزه متحد ٥ هزار کارگر معدن بافق یزد نقش تعیین کننده ای در تقابل با این تفرقه افکنی ها و پیروزی بیش از یک ماه اعتراض و مبارزه این کارگران دارد.
٥ هزار کارگر بافق یزد با خانواده هایشان و مردم این شهر نیروی عظیمی هستند که میتوانند با قدرت مبارزات متحد خود حول خواستهای فوری و بر حقشان از جمله خواستهایی چون متوقف کردن به مزایده و حراج گذاشتن این معدن و خطر بیکاری کارگران، ممنوعیت اخراج، افزایش فوری دستمزدها در سطح یک زندگی انسانی، بر قراری ایمنی محیط کار با استانداردهای قابل قبول پزشکی، کنترل پزشکی این کارگران و مردم این شهر و معالجه و درمان آنان در صورت ابتلا به بیماری و صدمات ناشی از این معدن بر محیط کار و زندگی شان، نه تنها تهاجمات مقامات مسئول و دولت را به زندگی و معیشت خود عقب زنند بلکه با تحمیل بهبودهایی در شرایط کار و زندگی شان در مبارزه خود در موقعیت بهتری قرار گیرند..
مجمع عمومی منظم کارگری یک گام عملی برای متشکل شدن
کارگران پروفیل ساوه با اعلام تشکیل مجمع عمومی خود در هر ماه و به مدت ٤٥ دقیقه، راه عملی شدن تشکلیابی مبارزات کارگری را نشان میدهد. ٥ هزار کارگر معدن بافق یزد نیز میتوانند با اعلام برگزاری منظم مجمع عمومی ماهانه خود، صف اعتراضشان را متحد نگاهدارند و با متشکل شدن در مجمع عمومی خود سازمانیافته تر و متحد تر از مبارزاتشان بیرون بیایند.
خلاصه کلام اینکه در جریان بیش از یکماه اعتراض متحد کارگران معدن بافق یزد، از یکسو مقامات مختلف دولتی و مسئولان معدن از کشاکش هایشان بر سر به حراج گذاشتن سهام این معدن و غنائمش در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند. از جمله مقامات جوراجوری چون نمایندگان شورای اسلامی شهر، امام جمعه، نمایندگان مجلس اسلامی در این شهر، و استاندار همه و همه وارد این داستان شده اند. از سوی دیگر وحشت و هراسشان از اعتصاب ٥ هزار کارگر را که بیش از یکماه ادامه داشته و به موضوع مهمی در شهر بافق یزد تبدیل شده است را می بینیم. از همین رو جلسه پشت جلسه تشکیل میدهند تا در برابر تداوم اعتراضات کارگران و گسترش دامنه اش به مردم شهر به اجماعی برسند. در گزارش زیر استاندار یزد با عجز تمام دارد از همین مخمصه سخن میگوید. نهایتا نیز می بینیم که بعد از نشست های متعدد و قول و وعده های بسیار باز کارگران ایستاده اند و اعتصاب ادامه دارد. از جمله آخرین خبر اینست که در سه شنبه آینده ١٠ تیر قرار است به کارگران پاسخ داده شود. گزارش زیر را بخوانید. :
تکاپوی مقامات رژیم در قبال اعتصاب کارگران بافق یزد و عجز استاندار
روز ٢ تیر میر محمدی استاندار یزد طی سخنانی در گفتگو با خبرگزاری بافق یزد، خواستار “آرامش” کارگران یزد شد و گفت:” تلاش بر این بود که آرامش حفظ شود و اقدامی که دور از شان و شئونات مردم منطقه و استان باشد صورت نپذیرد”.
عمل دون شان نیز از نظر ایشان یک ماه و نیم اعتصاب کارگران یزد بافق بر سر حق و حقوقشان است.
میر محمدی در پاسخ به این سوال که تکلیف وضعیت واگذاری این معدن به بخش خصوصی و تحصن کارگران این معدن چه میشود، میگوید:” مجلس شورای اسلامی در سال ١٣٨٦ قانون اجرای اصل ٤٤ قانون اساسی را بر اساس سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری تصویب کرد و به تایید شورای محترم نگهبان نیز رسید و برای اجرا به دولت ابلاغ شد. در شهریور سال ٩١ و در اجرای این قانون، دولت تصویب نمود تا یکسری از واحدهایی که مشمول این قانون بودند را در لیست واگذاری به بخش خصوصی قرار دهد و بر همین اساس به سازمان خصوصی سازی ابلاغ نمود تا در جهت فروش یا رد دیون دولت اقدام کند. سازمان خصوصی سازی نیز بر همین اساس نسبت به شرکت هایی که در لیست قرار داشت- از جمله سنگ آهن بافق- برای فروش اقدام نمود. با شروع اقدام سازمان خصوصی سازی، مسئله جنبه اعتراضی به خود گرفت. بدیهی است که ما به عنوان مسئولین استان، به دنبال حل مسائل هستیم اما بعضاً برخی ممکن است به دنبال بهره برداری از مسائل باشند که این دو موضوع، متفاوت است.”
اشاره او به همان طرحی است که در نتیجه آن دست کارفرمایان برای تحمیل شرایط برده وار کار به کارگران بازتر میشود و خود مقدمه ای بر بیکارسازی های گسترده است و عاقبت بسیاری از این کارخانجات نیز ورشکستگی و به تعطیلی کشیده شدن کارخانجات و بالاکشیدن دستمزدهای کارگران و پاسکاری آنان بین مراجع مختلف دولتی بوده است.
محمدی ادامه میدهد و میگوید: “ما از زمانی که متوجه شدیم اعتراضات و تحرکات برخی در این خصوص در میان کارگران تاثیر گذار است، جلسه شورای تامین را تشکیل دادیم و تصمیماتی را اتخاذ کردیم و نتیجه را به دولت منعکس نمودیم. معاون اول رییس جمهور نیز طی دستوری خواستار توجه به این موضوع شد و اعلام نمود تا در این خصوص با هماهنگی استان عمل شود. در همین ارتباط با ریاست سازمان خصوصی سازی هم جلسه ای گذاشتیم و مقرر شد تا پاکت های افرادی که در مزایده خرید معدن شرکت کرده بودند بازگشایی نشود تا اینکه با استان هماهنگی لازم صورت گیرد و در ارتباط با مطالبات منطقه به یک راه حل های مناسبی برسند که البته متاسفانه بحث مزایده به تابلو بورس کشیده شد و برنده مزایده اعلام شد و همین امر سبب شد تا مردم شریف بافق و کارگران عزیز این معدن احساس کنند که به حرف و خواسته آنها بی توجهی شده است.”
ناراحتی جناب محمدی از اینست که چرا خبر اقدامات پشت پرده آنان زودتر از وقتی که آنها تدارکش را دیده بودند، به تابلوی اعلانات نصب شده و باعث با خبر شدن کارگران و برپا شدن این اعتراضات شده است. در عین حال گفته او نشانه از گسیختگی صفوفشان و نزاعهایشان درونی شان است که چنین بند را به آب داده است.
استاندار یزد ادامه داده و میگوید: “سپس در ادامه جلسه ای با حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و اعضاء شورای شهر بافق به عنوان نمایندگان کارگران معدن برگزار شد که از ١٧ خواسته مطروحه به ١٦ خواسته آنها که جنبه قانونی داشت توجه شد و تفاهم نامه ای تنظیم گردید و به امضاء رسید . موردی نیز که قابل پذیرش واقع نشد درخواست واگذاری ١٥ درصد از سهام سنگ آهن بافق به شهرداری این شهر به صورت رایگان بود و بدیهی است که اگر دولت قصد داشت تا این کار را انجام دهد حتما باید مصوبه مجلس شورای اسلامی را دارا می بود، چرا که دولت نمی تواند اموال بیت المال را بدون مجوز قانونی به شخص یا اشخاص حقیقی و حقوقی واگذار کند.”. سپس سخنانش را چنین ادامه میدهد: مقرر شد تا برای این موضوع، مصوبه مجلس و شورای اسلامی اخذ شود و نگرانی با این تفاهم برطرف شد و قرار بر این شد تا کارگران به کار بازگردند و وضعیت به حالت سابق در آید.
اما ظاهرا بعد از سخنان نماینده مجلس اسلامی از شهرستانهای بافق، مهریز، ابرکوه، خاتم و بهاباد در نماز جمعه شهر بافق، کارگران تصمیم میگیرند که سر کار نروند. در این رابطه استاندار یزد چنین توضیح میدهد:” در این خصوص با ایشان صحبت کردیم که به چه دلیل راه هایی که خسارت برای منطقه ایجاد می کند باید دنبال شود در حالی که می توان راه هایی را دنبال نمود که برای منطقه ایجاد منفعت و ارزش افزوده کند. به همین منظور مجدداً جلسه ای با حضور امام جمعه محترم بافق و نماینده مردم این شهرستان در مجلس شورای اسلامی به همراه اعضاء شورای شهر بافق به نمایندگی از کارگران در استانداری برگزار شد و به تفاهمی رسیدیم که به امضاء حاضرین رسید و صورتجلسه ای نیز تنظیم شد و همه متفق القول شدند که کار باید شروع شود.”
استاندار یزد می افزاید:” با این سیاست، قرار شد مطالبات کارگران و مردم بافق پیگیری شود و در عوض کارگران نیز به کار خود باز گردند. به همین منظور معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری به همراه امام جمعه محترم و نماینده محترم مردم منطقه در مجلس شورای اسلامی و اعضاء شورای شهر در محل حضور یافتند تا کار با نگاه مثبت شروع شود. همه شرایط برای آغاز به کار کارگران فراهم بود، اما صحبت های فردی که خود را شهروند معرفی می کرد و مفاد صورتجلسه و ضمانت اجرای آن را زیر سوال می برد، باعث تحریک مجدد کارگران شد و کارگران نیز در پاسخ به سوال معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار که از جایگاه نامبرده سوال می کرد، وی را نماینده خود دانستند و این امر ما را با شرایطی جدید مواجه نمود. مقرر شد تا وی به صورت مکتوب به عنوان نماینده کارگران معرفی شود تا مجموعه تصمیم گیران در این خصوص، با یک نماینده رسمی از سوی کارگران مواجه باشند. با معرفی وی از سوی کارگران، مجدداً جلسه ای با حضور امام جمعه محترم بافق، نماینده ای از شورای شهر بافق، نماینده معرفی شده از سوی کارگران و نماینده ای از سوی نماینده محترم مردم بافق در مجلس شورای اسلامی برگزار شد و عنوان شد که اینگونه برخوردها، منافع منطقه را در پی نخواهد داشت. برخوردهای گذشته با جامعه کارگری، نوعی بی اعتمادی در بین کارگران و ناراحتی در میان مردم بافق را دامن زده بود. در این جلسه مطرح شد که برای اعتماد سازی، بایستی یکی از مسئولین کشوری در جمع کارگران حاضر شده و در حفظ حقوق کارگران قول مساعد بدهد و مطالبات نیز اجرایی شود و بایستی به نحوی این اعتماد سازی صورت گیرد. مجدداً موضوع جلسه با معاون اول رییس جمهور در میان گذاشته شد و ایشان هم به وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دستور داد تا برای رفع مشکل اقدام کند که در همین رابطه قرار است ایشان سه شنبه آینده (١٠ تیر) در جمع کارگران این معدن حاضر شود و نقطه نظرات دولت را با آنها در میان بگذارد”.
این گزارش اوج تشتت صفوف مقامات حکومت و بساط دزد بازارشان را بر ملا میکند. این گزارش در عین قدرت مبارزات متحد ٥ هزار کارگر معدن بافق یزد و انعکاس اجتماعی این اعتراضات در سطح یک شهر را به نمایش میگذارد. این مبارزات تا همین جا یک اتفاق سیاسی مهم در جنبش اعتراضی کارگری است و نشانگر ظرفیت مبارزات کارگران در شهرهای مختلف در به تحرک در اوردن فضای اعترای در میان همه مردم است. مبارزات کارگران معدن بافق یزد میتواند الگویی برای همه شهر ها باشد. اخبار این اعتراضات را وسیعا انعکاس دهیم.
—————

اردیهبشت ٩٣

اعتراض ٥ هزارکارگر معدن بافق یزد یک اتفاق مهم
شهلا دانشفر

۵۰۰۰کارگر معدن بافق یزد از ٢٨ اردیبهشت در اعتراضند . سه هفته اعتصاب و اعتراض کارگران بافق یزد انعکاس وسیعی در این شهر داشته و به یکی از سر تیتر های مهم اخبار اعتراضات کارگری تبدیل شده است. یک نقطه قوت اعتراضات کارگران معدن بافق یزد اتحاد و پافشاری آنها بر روی خواستهایشان، با برپایی تجمعات هر روزه آنانست.
زیر فشار اعتراضات ٥ هزار کارگر معدن بافق و انعکاس وسیع اجتماعی آن در این شهر، تاکنون مقامات مختلف از جمله وزیر کار و استاندار یزد و فرماندار بافق و امام جمعه یزد وادار به عکس العمل شده اند. اما تا کنون پاسخی به خواست کارگران داده نشده است.

اعتراض کارگران بافق یزد به واگذاری سهام شرکت سنگ آهن مرکزی به بخش خصوصی است. دلیلش نیز به روشنی اینست که خصوصی سازی ها راهی برای بیشتر باز گذاشتن دست کارفرمایان برای کشیدن کاره برده وار از گرده کارگران و تقلیل نیروی کار به حداقل ممکن و بیکارسازیهاست.

در سال گذشته ٧١٫٥ درصد از شرکت های معدن بافق یزد را دولت به صندوق بازنشستگی فولاد واگذار کرد. ٢٨٫٥ درصد از این سهام باقی ماند که آنهم در ابتدای سال جاری در فرابورس به مزایده گذاشته شد و شرکت فولاد خوزستان در این مزایده این سهام را برده است. اکنون موضوع بر سر خطر تعدیل نیروی انسانی در این معدن و بیکارسازیهای در این معدن است. مقامات

حکومتی ها نیز در جریان کشاکش ها و دعواهایشان بر سر اموال این معدن، به این موضوع اشاره کرده و به آن اذعان دارند.
نکته اینجاست که سهام کلان این شرکت را قبلا برده اند و در این میان مبارزه کارگرانی که نگرانیشان اخراج از کار و کاهش سطح دستمزدها و سخت تر شدن شرایط کارشان است، دارد به این سمت کشیده میشود که ٢٨٫٥ درصد سهامی که فولاد خوزستان برده است، به کارگران تعلق گیرد. در این میان دست های بسیاری درکارند و میکوشند از این خوان یغما سودی عایدشان شود. از همین رو از نماینده مجلس اسلامی از شهر یزد تا امام جمعه و دیگر مقامات حکومتی وارد این بحث و کشاکش شده و با زدن سنگ کارگر به سینه و به بهانه فروش سهام به کارگران، دنبال نان و نوایی برای خود هستند.

اما سئوال اینجاست، با تقسیم این ٢٨٫٥ درصد سهام باقیمانده میان ٥ هزار کارگر”بافقی” و جیب خالی کارگران، واقعا چه تعداد سهم نصیب هر کدام از آنها میشود، تا بتوانند، شرایط کار و سطح معیشت خود را رقم زنند؟ سهام خرده آنان چقدر امکان دخالت در تعیین هیات مدیره شرکت و سیاستهای کلان را میتواند پیدا کند؟

روشن است که باز این صاحبان سهام کلان هستند که سیاست های حاکم بر کار در معدن را به پیش میبرند و قانون کار رژیم اسلامی و کل قوانین سیستم سرمایه داری حاکم را نیز در خدمت دارند. به عبارت روشنتر این قطب بندی طبقاتی قبلا صورت گرفته است، این وسط دلخوش کردن و متوهم نگاهداشتن کارگران به مالکیت سهام خرد، عایدی جز دور کردن آنها از خواستهای اساسی شان نخواهد داشت.

داستان فروش سهام کارخانجات به کارگران با توهم مالکیت آنان بر کارخانه، کلاه گشادی است که بر سر کارگر گذاشته میشود و در جامعه سرمایه داری قدمت تاریخی دارد. با این سیاست و با توهم مالک شدن کارگر، میکوشند او را از خواستهای اساسی اش چون دستمزد مکفی و شرایط کار انسانی دور سازند. خصوصا چنین توهمی در چهارچوب قوانین اسلامی کار و محرومیت کارگران از پایه ای ترین حقوقشان چون حق تشکل و حق اعتصاب سرابی بیش نیست. یک نمونه روشن آن صنایع فولاد اهواز است که تحت عنوان فروش بخش ناچیزی از سهام شرکت به کارگران بلایی سر آنان آوردند که چندین سال است معضل بلاتکلیفی کارخانه و دستمزدهای پرداخت نشده، معضل آنان است و کسی نیز جوابگویشان نیست. نتیجه اش نیز پاسکاری کارگران صنایع فولاد به مراجع گوناگون است. اگر چه سرمایه دار دولتی باشد یا خصوصی، هر دو خریدار نیروی کار کارگرند و کارگر خواستهای اساسی خود را دارند.

اعتراض کارگران بافق یزد نیز به طور واقعی اعتراض به خطر بیکارسازیها و کاهش سطح دستمزد و دیگر مزایایشان در پی خصوصی سازی این معدن است. از همین روست که کارگران اعلام کرده اند که تا لغو کامل این واگذاریها حاضر به شروع کار نیستند. اما برجسته کردن بحث فروش ٢٨.٥ درصد سهام باقیمانده، همانطور که اشاره کردم خطر به حاشیه رفتن خواستهای واقعی کارگران و تفرقه در صفوف اعتراض آنان را دارد.

هوشیاری رهبران کارگران معدن بافق یزد در برابر آنچه که در این معدن و مبارزاتشان میگذرد و جلوگیری از متفرق کردن صف اعتراضشان، یک نکته تعیین کننده و کلیدی است. مهم است که کارگران بافق یزد حول خواستهای روشنی متحد شوند و خواستار توقف فوری به حراج گذاشتن کارخانه و نابسامان شدن شرایط کارشان شوند. خواهان ممنوعیت اخراج و هر نوع بیکارسازی تحت عنوان تعدیل نیروی کار شوند.

در شرایطی که نه تنها این کارگران بلکه مردم این شهر بخاطر عدم وجود اولیه ترین استانداردهای بهداشتی در معدن در خطر بیماریهای خطرناکی چون هپاتیت و سرطان و غیره هستند، خواست برقراری استانداردهای قابل قبول ایمنی محیط کار در معدن و در محیط زیست مردم این شهر مهم است. همچنین کارگران این معدن باید تحت معاینات روتین پزشکی و مجهز کردن معدن به تجهیزات ایمنی لازم باشند.

امروز که ٥٠٠٠ کارگر بافق یزد در موقعیت قدرت هستند. اکنون که بیش از یک ماه (سه هفته) است این کارگران جمع میشوند و متحدانه مبارزاتشان را به پیش میبرند، طرح خواستهای روشن و شفاف، اتکای این کارگران به مجمع عمومی و تصمیم جمعی و متحدانه ، و جلب وسیعترین حمایت مردم شهر، سه فاکتور مهم مهم موفقیت مبارزات این کارگران است.

گفتنی است که شهرستان بافق یزد با بیش از ٥٠ هزار جمعیت از شهرستان‌های بسیار محروم است و تنها راه ارتزاق و امرار معاش بخش عظیمی از مردم این شهر از راه استخراج معدن است. خصوصی سازیها و متعاقب آن تعدیل نیروی انسانی در معدن بافق، مردم این شهر را با خیل بیکاران روبرو میسازد. از همین رو سه هفته اعتصاب و مبارزه کارگران بافق یزد به موضوع داغی در این شهر تبدیل شده است. به عبارت روشنتر خواستها و اعتراضات کارگران معدن بافق یزد بطور واقعی مساله همه مردم این شهر است و این خود نیروی مهمی است که به اعتراضات این کارگران و تداوم آن نیرو می بخشد.

اعتصاب ٥ هزار کارگر معدن بافق یزد، میتواند در پناه حمایت مردم این شهریک پیشروی مهم برای جنبش کارگری باشد. این مبارزات با ابعاد گسترده اش همچنین میتواند الگوی مهمی برای کارگران در شهرهای مختلف و به تحرک در آوردن بیشتر فضای سیاسی شهرها باشد. اعتصاب ٥ هزار کارگر معدن بافق یزد با توجه به گسترش هر روزه اعتراضات کارگری و محیط پر تلاطم مراکز کار، یک مخمصه مهم برای حکومت اسلامی و تداوم آن یک اتفاق سیاسی مهم است.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: