شهلا دانشفر

خوش آمديد

زلزله ای در بازار کار ایران

یک موضوع جنجالی در حکومت، آمارهای ارائه شده از سوی دولت روحانی در رابطه با “بهبود” وضعیت بازار کار است. تا جایی که مقامات ارشد دولتی وادار به واکنش شده اند. در همین رابطه محمد باقر نوبخت به عنوان سخنگوی دولت به تازگی در یک واکنش رسمی به دفاع از عملکرد دولت “تدبیر و امید”، از افزایش ٤٠٠ هزار شغل جدید در تابستان ٩٣ نسبت به سال گذشته سخن میگوید. این درحالیست که بنا به گزارش منتشر شده از سوی خبرگزاری مهر، طی تابستان امسال حدود ٢٣ میلیون و ٧٥٧ هزارنفر از مردم کشور، جزو جمعیت فعال اقتصادی قرار گرفته اند، اما از جمعیت ٦٣ میلیون و ٨٦٢ هزار و ٨١١ نفری که در سن کار قرار دارند، ٤٠ میلیون و ١٠٥ هزار و ٨٤٥ نفر همچنان بدون هرگونه فعالیتی هستند و به اصطلاح کار نمی کنند و نقشی در جریان اقتصادی کشور ندارند. همچنین بنا بر گزارش وزارت کار، در فاصله تابستان ٩٢ تا ٩٣ یک میلیون نفر از جمعیت فعال کاسته شده و به صف بیکاران اضافه شده اند. بنا بر همین گزارشات، در این فاصله ٨٠٠ هزار شغل از بین رفته و تعداد افراد دارای اشتغال ناقص در سال ٩٣ از یک میلیون و ٦٨٦ هزار نفر به یک میلیون و ٨٤٩ هزارنفر رسیده است. نکته حائز اهمیت اینکه در روند رشد بیکاری در جامعه، نرخ بیکاری زنان همچنان بیش از ٢ برابر مردان مانده است و جمعیت اصلی بیکار کشور نیز همچنان زیر ٣٠ سال و جوانان هستند.

معنای واقعی این آمار و ارقام قرار گرفتن افراد بیشتری در معرض بیکاری و اشتغال به کارهایی است که تامین کننده زندگی و معیشت مردم نیست . بطوریکه در میان دعواهایشان، رسانه های دولتی از زلزله ای در بازار کار سخن میگویند. سخن از سونامی بیکاری است که چنین زندگی و معیشت بخش عظیمی از جامعه را تباه کرده است.

علت واقعی جنگ بر سر آمار آنهم آمار بر سر بیکاری چیست؟ بیرون آمدن هر روزه آمار جدید از سوی حکومت چه جایگاهی برای کارگران دارد؟ راهکار ما کارگران در برابر بیکاری و بی تامینی چیست و خواستها کدامند؟ اینها همه موضوعات مهمی است که باید برای آن پاسخ داشت.

دولت روحانی از بهبود اقتصاد جامعه سخن میگوید تا نشان دهد که کلید گشایش اوضاع را در دست دارد. دلیلش نیز این است که روحانی دولت خود را دولت تدبیر و امید خواند، چون قرار بود، مذاکرات با آمریکا و غرب را به جایی برساند. از بار تحریم ها بکاهد و مرهمی بر اقتصاد در هم ریخته شان بگذارد. اما یکسال گذشت و اتفاقی نیفتد. تحریم ها جای خود باقی ماند. مذاکره پشت مذاکره بی نتیجه ماند. آخرین مهلت دوره دومشان در ٢٤ ماه نوامبر است که خبری از گشایش نیست و هر دو در بن بستشان مانده اند و دست و پا میزنند. در متن این اوضاع، آمارهای دولت روحانی از “بهبود اقتصاد و وضع بازار کار” جوابی است به نق زدنهای مخالفین درون حکومت و نزاعهایشان. در عین حال تلاشی برای خریدن فرصت بیشتر برای دولت است.

جنبه دیگر مساله اوضاع جامعه است. واقعیت اینست که امروز بیش از هر وقت مساله زندگی و اقتصاد جامعه به جلوی صحنه سیاسی جامعه کشیده شده و مردم مطالباتی دارند. بویژه در برابر اینهمه فقر و فلاکت و بیکاری خانمان برانداز، سطح توقع مردم داشتن رفاه و یک زندگی انسانی است و نسبت به تبعیض و بیعدالتی معترضند. نگاهی به مبارزات کارگری و فضای اعتراضی جامعه، این تصویر را به روشنی نشان میدهد. ماهی نیست که چندین هزار کارگر در اعتراض و مبارزه نباشند. جمهوری اسلامی از این وضعیت هراس دارد. در برابر چنین فضایی از اعتراض و مبارزه است که رژیم تلاش کرد با اسید پاشی به روی زنان، جامعه را مرعوب و این اعتراضات را عقب زند. اما این اقدام چنان فضای اعتراضی ای بوجود آورد که حکومت با دسپاچگی تمام منکر شد. هر کدام حرفی زدند و ناگزیر عقب نشستند.

اما نکته دوم جایگاه این آمار دادن ها برای کارگران و مردم است. نیازی به آمار نیست. مردم در زندگی واقعی خود فقر، گرانی، بیکاری و مصائب توحش سرمایه داری حاکم را می بینند. این آمار ها اگر چه همه واقعیت نیست، اما انعکاسی از فشار جامعه است که در نزاعهای درون حکومت بیرون می آید. این کارگران و مردم هستند که اینها را به چنین کشاکشی کشانده اند و ناگزیرشان کرده اند که حرف بزنند. جایگاه این آمار دادنها نیز برای کارگران و مردم، شدت دادن به اعتراضاتشان و بیان خواستهای روشنشان است.

سوم اینکه دولت در قبال زندگی و معیشت مردم مسئول است و باید پاسخ جامعه را بدهد. مردم خواستهای خود را دارند. بحران دولت ربطی به مردم ندارد. و حالا هم که دولت روحانی با گستاخی تمام از بهبود اقتصاد و بازار کار سخن میگوید، جواب این گستاخی ها اینست که بسیار خوب اگر اقتصادتان بهبود یافته است، پس چرا فورا دستمزدها اضافه نمیشود. چرا به جمعیت عظیم میلیونی بیکار در جامعه بیمه بیکاری پرداخت نمیشود. چرا درمان و بهداشت رایگان نمیشود. چرا تحصیل در تمام سطوح رایگان نمیشود و بسیاری از چرا های دیگر. بنابراین پاسخ کارگران و مردم، تعرض بیشتر و متحد شدن حول خواستهای سراسری شان است.

بالاخره اینکه راهکار ما کارگران و مردم در برابر بیکاری چیست؟
همانطور که اشاره کردم دولت در قبال مردم مسئول است. راهکار ما اعتراضی سراسری علیه سونامی بیکاری است. جمعیت میلیونی بیکاری، نیروی عظیمی است که میتواند حول خواست یا کار یا بیمه بیکاری جلو بیاید و بر حق و حقوقش تاکید گذارد. میتوان حول این خواست ها در سطح مدیای اجتماعی از جمله در صفحات فیس بوک و در گروههای مبارزاتی لاین و وایبر وواتس آپ و غیره در تلفن، نیرو جمع کرد. میتوان کانون های اعتراضی علیه بیکاری تشکیل داد و به شکل های مختلف این گفتمان را براه انداخت و به تدارک سازماندهی اعتراضاتی گسترده علیه بیکاری و تجمعات اعتراضی در برابر مراکز قدرت جمهوری اسلامی رفت. خصوصا بخش مهم این بیکاری ها جوانان هستند و بیشتر این جوانان توانایی بالایی در سازمانیابی در مدیای اجتماعی دارند.و میتوانند نقش مهمی در سازماندهی چنین اعتراضاتی داشته باشند. این مبارزه ای است برحق و مییتوان بیشترین نیرو را حول آن گرد آورد. باید دست بکارش شد.

سودهای کلان حاکمان سرمایه در ایران تعطیل بردار نیست. اما عملا زندگی و کار و معیشت را بر مردم تعطیل کرده اند. ثروتهای کلان را در دست خود قبضه کرده و در مقابل، این چنین امکان کار کردن و زیستن را از مردم سلب کرده اند. باید به این بربریت و توحش خاتمه داد

نوامبر ٢٠١٤.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: