شهلا دانشفر

خوش آمديد

فاجعه ای به اسم بیکاری

bikariسایت خبری “صراط” گزارشی از جدیدترین بررسی های مرکز آمار جمهوری اسلامی در باره بیکاری و بازار کار در ایران میدهد که قابل توجه است. در بخشی از این گزارش چنین آمده است: “بررسی جدیدترین آمار و اطلاعات ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران درباره وضعیت بازار کار کشور نشان می دهد در بهار سال جاری ۶٣ میلیون و ٧١٢ هزار و ۴٢٣ نفر از کل جمعیت کشور در سن کار قرار داشته اند.

از مجموع کل جمعیت ١٠ ساله و بیشتر در سن کار کشور ٢٣ میلیون و ۶٣٧ هزار و ٣٠٩ نفر در گروه شاغلان قرار دارند که دارای فعالیت اقتصادی هستند و ۴٠ میلیون و ٧۵ هزار و ١١۴ نفر نیز غیرفعال بوده اند.”

بنا بر این گزارش ١٢ میلیون از این جمعیت ” غیر فعال” مرد و ٢٨ میلیون نفر آن زن هستند. در این آمار همچنین از اضافه شدن ۵٠٠ هزار نفر بر جمعیت “غیر فعال” کشور از سال گذشته تا پایان بهار امسال صحبت میشود.

مرکز آمار رژیم اسلامی جمعیت عظیم بیکاران را “غیر فعال” میخواند. این عبارت قرار است چه مفهومی را روشن کند؟

اولین خاصیت آن اینست که شمار بیکاران در این آمار دقیقا معلوم نیست. حتی شمار شاغلین نیز با استاندراردهای معمول کشورها اعلام نمیشود. برای نمونه، آیا بازنشستگان جزو جمعیت فعالیند یا غیر فعال؟ میشود حدس زد که بخش اعظم بازنشستگان که حقوق بازنشستگی دریافت نمیکنند و مجبور به کار نیمه وقت و تمام وقت میشوند، یا بازنشستگانی که مستمری چندرغاز ماهانه شان کفاف زندگی شان را نمیدهد و ناگزیر به اشتغال به کاری هستند، در این آمار جزو شاغلین حساب میشوند.و بقیه جزو غیرفعالین هستند. زنان خانه دار معلوم نیست در کجای این آمار قرار میگیرند. و کودکان کار نیز جزو شاغلین حساب میشوند. چون این آمار شاغلین از دهسال به بالا را در بر میگیرد، خود اعترافی بر کار کودکان و رسمیت داشتن آن در حاکمیمت رژیم اسلامی است.

عبارات “جمعیت فعال و غیر فعال” قرار است همه این وضعیت نا بهنجار اجتماعی را زیر فرش کند و پوشیده نگاه دارد. خود دست اندرکاران و مقامات جمهوری اسلامی قبلا از بیش از ده میلیون بیکار سخن گفته اند. از وجود چندین میلیون جوان فارغ التحصیل سخن گفته اند. از در راه بودن سونامی بیکاری حرف زده اند. جمهوری اسلامی با این بیان از بیکاری سخن میگوید، تا پوششی به آمار واقعی بیکاری در جامعه و ابعاد فاجعه بارش بدهد.

این آمار قبل از هر چیز بیانگر اقتصاد به گل نشسته رژیم اسلامی و درد عظیم اجتماعی بیکاری است. نیرویی میلیونی که تامینی ندارد و در عین حال با افزایش هر روزه قیمت ها و رشد صعودی نرخ تورم زندگی و معیشتش هر روز بیشتر به نابودی و تباهی کشیده میشود.

این آمار همچنین بیانگر بی سرانجامی سیاست های “دولت تدبیر و امید” جمهوری اسلامی و کل این حکومت است.

دولت روحانی با امید کاهش تنش با غرب و کم کردن فشار تحریم ها جلو آمد تا برای کل نظام زمانی بخرد. اما بی نتیجه بودن نشست آخر مذاکراتشان با غرب، عبث بودن این امید را بیشتر عیان کرد. چطور که مهلت ۶ ماهه شان هم تمام شد و این وسط تنها سه میلیون دلاری از پولهای قبضه شده ایران آزاد شد، که آنهم در دزدیهای درون حکومت و هزینه رقابت های منطقه ای شان دود شده و هوا رفته است.

به عبارت روشنتر آمار های هر روزه رژیم اسلامی از جمعیت بیکار کشور نشانگر بن بست اقتصادی رژیم اسلامی و در این میان به تباهی کشیده شدن زندگی میلیونها مردم در جامعه است. جمهوری اسلامی پاسخی به بیکاری و راه علاجی برای اقتصاد به گل نشسته اش ندارد. این بحران ریشه در بحران سیاسی این حکومت دارد. رژیم اسلامی خود این را میداند. به چشم خود فضای انفجاری جامعه را میبیند و یک وحشتش نیز جلو آمدن ارتش بیکاران میلیونی و در راس آن جوانان و به اعتراف خود “شورش گرسنگان” است.

در چنین شرایطی است که هر روز آمار جدیدی از ابعاد فلاکت بار بیکاری بیرون داده میشود. به یکدیگر هشدار میدهند و هراسناک اوضاع هستند.

این آمارها فقط ارقام نیستند. داستان زندگی میلیونها زن و مرد و کودک و پیرو جوان و ابعاد فاجعه بار بیکاری در جامعه است. در این آمارها سخن از جوانانی است که با امید فراوانی از تحصیل فارغ شده و وارد باز کار میشوند و برای آنان کاری وجود ندارند. یک سونامی عظیم اجتماعی که جوانان بسیاری را به کام اعتیاد کشانده است. خانواده های بسیاری را متلاشی کرده و کودکان زیادی را از چرخه تحصیل خارج کرده و به جمعیت میلیونی کودکان کار و خیابان اضافه کرده است.

این آمار ها بعلاوه بیانگر فشار اقتصادی سنگین بر گرده زنان و کل جامعه در حاکمیت رژیم آپارتاید جنسی در ایران است.

به معضل بیکاری در جامعه باید به عنوان یک درد فراگیر اجتماعی نگاه کرد و نیروی اعتراضی آن نیز ابعادی اجتماعی و میلیونی دارد. از همین رو پاسخ بیکاری میلیونی در جامعه و افزایش هر روزه شمار آن، جنبشی سراسری علیه بیکاری است.

این جنبشی است که بطور واقعی جوانان و خصوصا زنان جوان نیروی اصلی اش را تشکیل میدهند. صف این مبارزه را باید سازمان داد. با تشکیل ان جی او ها و کانونهایی علیه بیکاری میتوان این نیروی عظیم معترض اجتماعی را سازمان داد و به حرکت درآورد. میتوان در مدیای اجتماعی و تشکیل صفحات ویژه علیه بیکاری و به راه انداختن گفتمان بر سر این مبارزات و خواستهای فوری خود نیرو جمع کرد و اعتراض سازمان داد. میتوان طومار های اعتراضی علیه بیکاری به راه انداخت که شعار آن یا کار یا بیمه بیکاری باشد و در این طومار ها اولتیماتوم داد و خواستار پاسخگویی شد. سپس این طومار ها را در تمام محلات و در صفحات فیس بوکی و در همه جا به امضا گذاشت و حول آن نیرو جمع کرد.

خلاصه کلام اینکه جنبش علیه بیکاری ظرفیت بسیج بیشترین نیروی اجتماعی را دارد، با ابتکارات مختلف این نیرو را گرد آوریم و متشکل کنیم.

سه شنبه, ۷ام مرداد, ۱۳۹۳

 

.

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: