شهلا دانشفر

خوش آمديد

Category Archives: آزادی زندانیان سیاسی

نوروز و صدای آزادیخواهی و انسانیت از درون زندانها و از میان کارگران

در ایران همه چیز رنگ و بوی دیگر دارد. حتی روزهای جشنی چون نوروز. به مناسبت این روز پیامهای پرشوری از سوی کارگران چه از زندان و چه در بیرون از زندان و از سوی شماری از زندانیان سیاسی در بند انتشار یافته است که در آنها آزادی و برابری و زندگی انسانی فریاد زده میشود. پیامهایی که صدای اعتراض کارگران و کل جامعه علیه فقر و فلاکت و دستمزدهای چند بار زیر خط فقر است. پیامهایی که در آنها با شعار نه به اعدام، نه به خشونت، فراخوانش مبارزه متحد و سراسری برای جامعه ای آزاد و انسانی است. فراخوانش اتحادی سراسری علیه فقر و فلاکت و مصوبه جنایتکارانه جدید دولت مبنی بر ٦٠٨ هزار تومان حداقل دستمزد است. من هم به سهم خودم به همه کارگران، به همه کارگران زندانی و زندانیان سیاسی، به همه کسانی که عزیزانشان در بندند و یا عزیزی را از دست داده اند و به همگان سال نو را شادباش میگویم. من هم همراه با کارگران فراخوانم به اعتراضی سراسری بر سر خواستهایمان از جمله خواست افزایش فوری دستمزدها و دیگر مطالباتمان است. بیایید تا با هم در کنار خانواده های زندانیان سیاسی، سال آتی را به سال بازگشودن درب زندانها و آزادی همه زندانیان سیاسی از زندان تبدیل کنیم. بیایید تا به هم سال آتی را به سال اعتراضات گسترده سراسری برای رهایی از شر جهنم رژیم اسلامی تبدیل کنیم

Read more of this post

Advertisements

پیش بسوی شکستن در زندانها، گفتگو با شهلا دانشفر درباره کمپین برای آزادی کارگران زندانی

كارگر كمونیست: شما یکی از سخنگویان کمپین برای آزادی کارگران زندانی هستید. قبل از هر چیز از نظر شما درباره جایگاه و اهمیت این کمپین چیست ؟

شهلا دانشفر: فشار بر روی فعالین و رهبران كارگری یك سیاست همیشگی جمهوری اسلامی بوده است. اما در دو ساله اخیر با شدت گرفتن خیزش انقلابی مردم، جمهوری اسلامی از ترس جلو صحنه آمدن قدرتمند جنبش كارگری به این فشارها شدت داده است، چون میداند كه روی دادن چنین اتفاقی به معنی پایان یافتن بقایش است.

برای مثال به همین مدت که از به اجرا گذاشته شدن طرح كثیف و جنایتكارانه یارانه‌ها میگذرد نگاه كنید. اجرای این طرح و چندین برابر شدن قیمت‌ها، جامعه را بیش از پیش به حالت انفجاری درآورده است. از سوی دیگر همین امروز ما شاهد اتفاقاتی چون انقلاب مردم مصر و زنجیره‌ای از انقلابات علیه دیكتاتورهای حاكم در كشورهای عربی هستیم که این خود بر وخامت اوضاع رژیم اسلامی و تشدید وحشتش از انقلاب مردم می‌افزاید. بنابراین همه این فشار آوردن‌ها و دستگیر كردن‌ها و همه این تشبثات آخرین تقلاهای این حكومت برای چند صباحی عمر بیشتر است. جمهوری اسلامی به فشارهایش بر روی فعالین و رهبران كارگری شدت داده است تا جلوی رهبری شدن و سازمانیابی مبارزات كارگری را بگیرد. این فشارها را تشدید كرده است تا صفوف مبارزه كارگران را پراكنده كند و فضای ترس را در میان كارگران و كل جامعه حاكم كند. بنابراین مبارزه برای آزادی كارگران زندانی، در واقع یعنی مبارزه برای حق تشكل، یعنی مبارزه برای حق اعتصاب، یعنی سد كردن عملی تهاجمات حكومت و باز كردن راه برای متحد كردن صفوف خود و بنابراین اهمیت و جایگاه چنین كارزاری آنهم در اوضاع سیاسی امروزكاملا روشن است. كمپین برای آزادی كارگران زندانی طبعا حركتی در راستای مبارزه برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی است. اما اعلام كمپینی مشخص برای آزادی كارگران زندانی دلیلش عملی بودن فوری چنین كارزاری است كه موفقیت‌ها و پیشروی‌های آن مستقیما بر روی مبارزه برای آزادی همه زندانیان سیاسی و تقویت آن تاثیر میگذارد. چون بسیار طبیعی است که کارگران به دستگیری همکارشان اعتراض کنند. بگویند که اگر نماینده و سخنگوی ما را از زندان آزاد نکنید دست به اعتصاب خواهیم زد و برای آزادی فعالین و رهبران کارگری کارزاری جهانی را به راه بیندازند. این‌ها همه جنبه‌هائیست كه میتواند زمینه‌های رشد چنین كارزاری باشد و بیش از پیش اهمیت و جایگاه كارزار برای آزادی كارگران زندانی را نشان میدهد.

هم اكنون ٦ نفر از رهبران و چهره‌های شناخته شده جنبش كارگری منصور اسانلو، ابراهیم مددی، رضا شهابی، غلامرضا غلامحسینی از اعضای سندیكای شركت واحد و رضا رخشان رییس هیات مدیره سندیكای نیشكر هفت تپه و بهنام ابراهیم زاده عضو كمیته پیگیری و فعال دفاع از حقوق كودك از زندان در زندانند. در راستای تشدید سركوب در جامعه و فشار بر روی رهبران كارگری رژیم اسلامی دست به صدور احكام سنگین زندان برای فعالین كارگری و فعالین سیاسی زده است. از جمله به بهنام ابراهیم زاده بیست سال حكم زندان و ده سال محرومیت از فعالیت اجتماعی داده شده است. جمهوری اسلامی بعد از سركوبهای خونین سال ٦٠ و ٦٧ جرات نكرده بود كه با چنین احكامی سراغ كارگران برود و به این معنی صدور چنین احكامی برای كارگران بیسابقه است. علتش هم روشن است و بالاتر توضیح دادم. به این معنا حكم بیست سال زندان به بهنام در واقع اخطاری به كل جامعه و كل كارگران است تا جرات اعتراض كردن و نفس كشیدن نداشته باشند. كمپین برای آزادی كارگران زندانی، تلاشش اینست كه صدای اعتراض كارگران در برابر این تهاجمات باشد و به سهم خود این اعتراض را در سطح جهانی گسترش دهد. ومن میخواهم از این فرصت استفاده كنم و همه كارگران و كل جامعه را به پیوستن به این کارزار مهم فرابخوانم.

كارگر كمونیست: رئوس فعالیتهای شما در رابطه با این كارزار در سطح جهانی كدامند؟ و چگونه میتوان با این کمپین همکاری کرد؟

شهلا دانشفر: در سطح جهانی خطاب این كمپین به افكار عمومی، اتحادیه‌ها و تشكلهای كارگری و نهادهای مدافع حقوق انسان، ایرانیان خارج از كشور و مدیاست. ما تلاش میكنیم توجه همه اینها را به اضطراری بودن این موضوع و اهمیت كارزار برای آزادی كارگران زندانی، بعنوان گام مهمی از مبارزات مردم ایران و خیزش انقلابی آنها برای رهایی از شر این رژیم سركوبگر جلب كنیم. ما تلاش میكنیم اخبار مربوط به دستگیری‌ها و وضعیت كارگران زندانی در ایران را در سطح جهانی انعكاس دهیم و توجه افكار جهانی و حمایت بین المللی كارگری را به این مبارزه جلب كنیم. ما بر ضرورت یك اقدام اضطراری در رابطه با آزادی كارگران زندانی و از جمله اعلام یك روز همبستگی جهانی دیگر با كارگران ایران وكارگران زندانی تاكید كرده و تلاش میكنیم توجه همه سازمانها و نهادهای بین المللی را به اهمیت آن جلب كنیم. ما از همه سازمانهای كارگری و نهادهای انساندوست در سراسر جهان میخواهیم تا با نامه‌های اعتراضی خود این سركوب‌ها و دستگیریها را محكوم كنند و برای آزادی كارگران زندانی از زندان به رژیم اسلامی فشار بیاورند.

همچنین ما تلاش میكنیم با جلب حمایت افكار عمومی، دول غرب و رسانه‌های غربی را وادار كنیم كه به خواستهای كارگران و مردم ایران تن دهند و فشار بیاورند كه جمهوری اسلامی، كارگران زندانی و زندانیان سیاسی را آزاد كند. فشار بیارویم كه رژیم جنایتكار جمهوری اسلامی كه پایه‌ای‌ترین حقوق انسانی را نقض كرده و چیزی جز دستگاه سركوب و جنایت نیست، از نهادهای بین المللی و از جمله سازمان جهانی كار اخراج شود.

برپایی میزهای اطلاعاتی و نمایشگاه عكس و فیلم از مبارزات كارگران در ایران و وضعیت كارگران زندانی، برپایی شب‌های همبستگی كارگری با كارگران ایران و كارگران زندانی، برپایی تظاهرات و پیكت‌های اعتراضی در مقابل سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی و مراكز شهرهای مختلف در خارج كشور همه و همه اشكال دیگر كار ما در خارج كشور است تا بتوانیم وسیعا اطلاع رسانی كنیم و حمایت جهانی را جلب كنیم. طبعا همکاری با این کمپین بسیار ساده است و با توجه به رئوس كارهایی كه برشمردم هر کس میتواند در حد توان خود و در هر سطحی كه برایش عملی است کاری را بر عهده بگیرد و با این كارزار همكاری كند.

پاسخ به فراخوانهای ما و شركت در آكسیونهای اعتراضی كه برای آزادی كارگران زندانی و زندانیان سیاسی گذاشته میشود، کمک به گذاشتن میزهای اطلاعاتی در مراكز شهرها در كشورهای مختلف با نصب پوسترهای كارگران زندانی و جلب افكار عمومی به حمایت از این كارزار، فشار آوردن به اتحادیه‌های كارگری كشور خود برای حمایت از این کارزار از جمله اشكال کمک رسانی به این کارزار است. ما طوماری اعتراضی در حمایت از كارگران زندانی منتشر كرده‌ایم، این طومار تا كنون عمدتا از سوی فعالین كارگری و فعالین اتحادیه‌های كارگری مختلف امضا شده است، این طومار را میتوان بر روی میزهای اطلاعاتی خود گذاشت و از همگان خواست آنرا امضا كنند و همبستگی خود را با این كارزار اعلام كنند. همچنین میتوان با ابتكارات دیگری این كارزار را تقویت و پشتیبانی كرد. در هر حال مساله عاجل است و ما انتظار بیشترین حمایت را از این كارزار داریم.

خصوصا امروز زمینه‌های پیشبرد یك كمپین موفق و قدرتمند كاملا فراهم است. خیزش انقلابی مردم توجه افكار جهانی را تا حد زیادی بخود جلب كرده است. كمپین جهانی برای نجات جان سكینه محمدی آشتیانی ، نقش مهمی در انزوای جهانی جمهوری اسلامی و جلب همبستگی جهانی با مبارزات مردم ایران داشته و به نوبه خود تاثیراتش را بر پیشبرد این كمپین و دیگر كارزارهای جهانی ما علیه جمهوری اسلامی گذاشته است. امروز جمهوری اسلامی در سطح جهانی منزوی‌تر از هر وقت است. و همه اینها فاكتورهاییست كه كمك میكند تا بتوانیم یك صف اعتراضی قدرتمند جهانی، یك كارزار بزرگ جهانی برای آزادی كارگران شكل دهیم و این چیزی است كه ما برای آن تلاش میكنیم و برای پیشبرد آن نیاز به كمك و حمایت وسیعی داریم. ما از همگان میخواهم كه وسیعا به این كمپین بپیوندند و با كمك خود كاری كنند كه این کارزار به هدف فوری خود یعنی آزادی بدون قید و شرط كارگران زندانی از زندان برسد.

كارگر كمونیست: تا هم اکنون فعالیتهای این کمپین چه بوده است؟ بطور مشخص در داخل ایران چگونه میتوان فعال این کمپین بود؟

شهلا دانشفر: چند ماه از اعلام این كمپین میگذرد و كار آن از همان مقطع دستگیری‌های تیرماه كه رژیم به فشارهای خود بر كارگران شدت داد، شروع شد. سخنگویان این کمپین من و بهرام سروش هستیم، ولی لیستی از فعالین کارگری و انسانهای آزادیخواه است که این کمپین را اعلام کرده است و اگر به وبلاگ ویژه کمپین مراجعه کنید این لیست و طومار اعتراضی‌ای که برای امضا گذاشته‌ایم را در آنجا خواهید دید.

حضور ما در كنفرانس “سازمان جهانی كار”‌ای ال او با خواست اخراج جمهوری اسلامی كه انعكاس گسترده‌ای پیدا كرد و در آن ما با در دست داشتن عكس كارگران زندانی ، خواست آزادی كارگران زندانی را اعلام داشتیم و این خود یك گام مهم در رساندن صدای اعتراض كارگران و كارگران زندانی در سطح سازمانها و اتحادیه‌های كارگری در سطح جهان بود. قبل از آن پاسكال دكامپ از كارگران فرانسوی عضو كنفدراسیون ” ث ژت” كه امضا كننده این كمپین نیز هست در اتحادیه‌های س ژت حول همین خواست اخراج جمهوری اسلامی و حمایت از مبارزات كارگران و انقلاب مردم ایران و اطلاع رسانی در مورد كارگران زندانی در ایران، طوماری را به جریان انداخت و شاخه‌ای از این اتحادیه نامه‌ای اعتراضی به جمهوری اسلامی نوشت و خواهان آزادی كارگران زندانی شد. این فعالیت‌ها زمینه‌های خوبی برای شروع این کارزار بود. بعد از آن حضور رفقای ما در كنگره دوم‌ای تی یو سی در ونكور كانادا، ارسال نامه اعتراضی به كنگره‌ای تی اف (اتحادیه بین المللی ترانسپورت) كه در مكزیكو سیتی برگزار شد و خواست صدور قطعنامه‌ای در حمایت از كارگران زندانی، تماس فعالین این کمپین با اتحادیه‌های كارگری در كشور‌های مختلف و همینطور تماس با سازمان عفو بین الملل و سازمانهای انساندوست در سراسر جهان و نیز انعكاس اخبار دستگیری‌ها و اخبار اعتراضات كارگران در سطح جهانی همه و همه گامهای دیگری در جهت پیشبرد این كارزار بوده است. بدنبال تماس مهران خورشیدی و صابر رحیمی از همكاران این كمپین در نروژ با اتحادیه‌های كارگری، از سوی ٤ اتحادیه كارگری در نروژ آكسیونی اعتراضی در مقابل سفارت جمهوری اسلامی گذاشته شد. همچنین در سمیناری كه از سوی اتحادیه كارگری س ژت، در فرانسه گذاشته شده بود، پاسكال دكامپ از فعالین این كمپین از جمله سخنرانان بود و او در آنجا با معرفی این كارزار خواهان حمایت و همبستگی با كارگران زندانی شد و بر خواست اخراج جمهوری اسلامی از سازمان جهانی كار‌ای ال او تاكید دوباره‌ای كرد. نمونه دیگر از همین فعالیت‌ها پیشنهاد قطعنامه‌ای از سوی مسعود ارژنگ یكی دیگر از فعالین این كمپین به شورای اتحادیه‌های كارگری ونكوور و حومه در كانادا بود. بدینوسیله این شورا حمایت خود را از كمپین برای آزادی كارگران زندانی اعلام داشته و خواهان آزادی فوری كارگران زندانی شد. همچنین این شورا حمایت خود را از فراخوان آکسیون جهانی ٢٩ ژآنویه علیه اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی اعلام کرد و به آن پیوست. تظاهرات‌های ٢٩ ژآنویه که در ٤٠ شهر جهان برگزار شد از سوی سازمانها و نهادهای مختلف فراخوان داده شده بود. كمپین برای آزادی كارگران زندانی از جمله یكی از فراخوان دهندگان این تظاهرات‌ها بود. در این روز عكس كارگران زندانی و اطلاعیه ما در مورد وضعیت این كارگران در همه جا پخش شد و بطور مثال ما شاهد برافراشته شدن عكس كارگران زندانی در تظاهراتهای مختلف و از جمله در شهرهایی چون هرات و كابل و جلال آباد در افغانستان و در سلیمانیه در عراق بودیم.

طبعا این فعالیت‌ها بهیچوجه كافی نیست و باید این كارزار را تا آزادی همه كارگران زندانی با قدرت به جلو برد. ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط كارگران زندانی از زندان، لغو پرونده‌های قضایی تشكیل شده برای كارگران زندانی و همه فعالین سیاسی و متوقف شدن فشار و تهدید بر روی فعالین و رهبران كارگری هستیم و باید با تمام قوا برای آن تلاش كنیم. تا وقتی كه كارگران در زندانند و تا وقتی كه این فشارها وجود دارد، این كمپین نیز ادامه خواهد داشت.

یک وجه مهم این کارزار در داخل ایران است. ما انتظار وسیعترین حمایت و پشتیبانی از میان كارگران، معلمان ، پرستاران و كل جامعه از چنین كمپینی و مبارزه گسترده و وسیع برای آزادی كارگران زندانی را داریم. انتظار ما اینست كه هر كس در هر سطحی كه میتواند خود را فعال این كمپین بداند و برای آزادی کارگران زندانی تلاش کند. كارهای زیادی در رابطه با این كمپین معین میتوان انجام داد. در ایران تاكنون تلاش‌هایی از سوی كارگران در جهت حمایت از كارگران زندانی صورت گرفته است. تشكلهایی كه به همت خود كارگران تشكیل شده‌اند، مثل اتحادیه آزاد كارگران ایران، سندیكای نیشكر هفت تپه، سندیكای كارگران شركت واحد، انجمن برق و فلز كرمانشاه، با نامه‌های جمعی خود دستگیری‌های فعالین کارگری را محكوم كرده‌اند. كمیته پیگیری برای ایجاد تشكلهای آزاد كارگری و جمعی از كارگران ایران خودرو در رابطه با دستگیری فعالین كارگری و تهدید و فشار بر روی رهبران كارگری نامه داده و اعتراض خود را اعلام کرده‌اند. باید این فعالیت‌ها گسترش پیدا كند. انتظار هست كه نه تنها این تشكلها بلكه همه مراكز كارگری و معلمان و دانشجویان و بخش‌های مختلف جامعه با همدیگر بیانیه‌های مشترك بدهند و خواهان آزادی فوری كارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی از زندان شوند. بطور مثال ٥ هزار كارگر نیشكر هفت تپه میتوانند با طومارهای اعتراضی خود خواهان بازگشت بكار رهبرانشان كه بخاطر مبارزاتی كه داشته‌اند زندانی شدند و بعد از آزاد شدن نیز از كار اخراج گردیده‌اند، بشوند و بر آزادی فوری رضا رخشان رئیس هیات مدیره سندیكای خود و همه كارگران زندانی تاكید بگذارند. هفده هزار كارگر شركت واحد میتوانند اولتیماتوم داده و اعلام كنند كه اگر رهبران ما از زندان آزاد نشوند، اگر كارگران و معلمان و زندانیان سیاسی از زندان آزاد نشوند، ما كارگران شركت واحد دست به اعتصاب گسترده خواهیم زد. بدون شك چنین كاری خود سرآغاری برای مبارزه سراسری برای باز كردن درب زندانها خواهد بود. به نظر من زمینه‌های چنین كاری كاملا فراهم است و با حمایت وسیع جامعه نیز روبرو خواهد شد. همچنین میشود طومارهای اعتراضی تهیه كرد و در سطح كارخانجات و محلات مختلف در حمایت از كارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی امضا كرد. یك اقدام مهم دیگر شركت وسیع در تجمعات خانواده‌های كارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی و همراهی كردن آنهاست. نباید خانواده‌های كارگران زندانی و زندانیان سیاسی را تنها گذاشت . میتوان صندوق همبستگی مالی تشكیل داد و نگذاشت كه این خانواده‌ها در تنگنای اقتصادی قرار گیرند. همانطور كه كارگران نیشكر هفت تپه چنین صندوقی را تشكیل داده و علیرغم فشارها و تهدیدات حراست كارخانه به كارشان ادامه داده‌اند. بعلاوه میتوان با پر كردن در و دیوار با شعار كارگر زندانی آزاد باید گردد ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، فضای گرمی از اعتراض و مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی بوجود آورد. ما با معرفی فعالین و رهبران كارگری‌ای كه در زندانند و جایگاه با ارزش آنها در مبارزات كارگری در سطح جهانی و در سطح جامعه میكوشیم بیشترین حمایت را در همبستگی با كارگران زندانی جلب كنیم، كارگران در ایران میتوانند در این جهت نقش مهمی داشته باشند و به نهادهای بین المللی نامه بنویسند و با اعتراض به این سركوب‌ها خواهان حمایتی جهانی برای آزادی کارگران زندانی و اخراج جمهوری اسلامی از سازمانی چون سازمان جهانی كار شوند. در هر حال زندان ابزار سركوب رژیم است. باید این ابزار را از دست این جانیان بیرون كشید. این یك گام مهم در پیشروی خیزش انقلابی مردم است، باید با تمام قوا برای آن تلاش كنیم.

کارگر کمونيست ۱۴۴- ۲۶ بهمن ۱۳۸۹

كارزاري گسترده براي آزادي كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي

همانطور که جمهوری اسلامی در سال گذشته با راه انداختن مانور ناجا به گفته خودش به مقابله با “بحران های اجتماعی” رفت و مردم با تظاهراتهای میلیونی پاسخش را دادند، اکنون نیز در سالگرد خیزش انقلابی مردم جمهوری اسلامی با دستگیری فعالین کارگری به مقابله با انقلاب میرود. جمهوری اسلامی میداند که جایگاه کارگران در پیروزی رساندن این انقلاب کجاست. جمهوری اسلامی میداند اعتصابات سراسری کارگری و سازمانیابی کارگران در شوراهایشان چه معنایی دارد. جمهوری اسلامی اول مه و قطعنامه ده تشکل کارگری را دید که چگونه سرها بطرف کارگران چرخید و چگونه کارگران با قطعنامه هایشان، خواستهای کل جامعه را نمایندگی کردند. جمهوری اسلامی همین امروز میبیند که چگونه مراکز کارگری در جنب و جوشند،  از همین رو تهدید و فشار بر روی فعالین و رهبران کارگری و اساسا فعالین و رهبران جنبش های اعتراضی در سطح جامعه را شدت داده است تا از سازمانیابی و قدرت گیری این جنبش ها و جلورفتن انقلابمان جلوگیری کند. رهبران و فعالین کارگری را نشانه رفته است، تا در مقابل جلو آمدن صف کارگران بایستد.

به دستگیری های همین چند هفته اخیر نگاه کنیم. بهنام ابراهیم زاده  فعال کارگری از دستگیر شدگان اول مه ٨٨ و از فعالین حقوق کودک و رضا شهابی از اعضای هیات مدیره سنیدکای شرکت واحد در روز ٢٢ خرداد دستگیر شدند. سعید ترابیان یکی دیگر از اعضای سندیکای شرکت واحد در ١٩ خرداد دستگیر شد. مامورین اطلاعات رژیم روز ١٣ خرداد کاوه گل محمدی و کیانوش گل محمدی از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری را در روستای گشکی و گازرخانی در کامیاران دستگیر کردند و  مهدي فراحي شانديز معلم و فعال كارگري نیز در ٩ خرداد بازداشت شد. این درحالیست که منصور اسانلو رییس هیات مدیره سندیکای شرکت واحد  نزدیک به ٣ سال است در زندان است و ابراهیم مددی یکی دیگر از اعضای هیات مدیره این سندیکا نیز در بازداشت رژیم اسلامی بسر میبرد. همچنین تعدادی از معلمان از جمله عبدالرضاقنبری  (که به اعدام محکوم شده است)، سید هاشم خواستار، رسول بداقی، عبدالله مؤمنی، محمود بهشتی لنگرودی،علی اکبر باغانی،محمد داوری، علیرضا هاشمی، حسین باستانی نژاد و قربان احمدی در زندان هستند. همچنین قبل از ٢٢ خرداد گزارش از ٨٠ دانشجوی در بند بود و در ۲۲ خرداد نیز از آمار دستگیری ٩٠٠ نفر گزارش میشود. بگذریم که ٦ نفر از رهبران کارگران نیشکر فريدون نيکوفر، علي نجاتي، محمد حيدري پور، قربان عليپور،  جليل احمدي، رضا رخشان که اخیرا از زندان آزاد شدند، از کار اخراج شده اند. همه این  کارگران، این معلمان، این دانشجویان و این انسانهای معترض در بندند، چون برای ایجاد تشکل خود اقدام کرده اند، در بندند چون خواستها و مطالباتشان را طلب کرده اند، دربند هستند چون میخواهند تبعیض و نابرابری و زندان و شکنجه نباشد و خواهان یک زندگی انسانی هستند. جرم همه این کارگران دستگیر شده، معلمان زندانی، و دانشجویان و مردم معترض در بند، “اخلال در امنیت ملی”، یعنی اخلال در بقای این حکومت جنایتکار اعلام شده است. همه این اخبار حاکی از این است که امروز مبارزه متحد و سراسری برای آزادی زندانیان سیاسی یک عرصه مهم مبارزه برای کل جامعه و برای پیشروی انقلاب ماست. مبارزه ای که نیاز به صف واحدی دارد و کارگران باید در صف مقدم و جلوی آن باشند.

اکنون در سالگرد شروع خیزش انقلابی مردم، روزهای مهمی را پشت سر میگذاریم. در همین هفته ٢٢ خرداد با تظاهرات هزاران نفره مان در تهران و شهرهای دیگر و با درگیری رودرو با اوباش جمهوری اسلامی و با تظاهرات شبانه و بدنبالش تظاهرات در دانشگاههای مختلف پشت سر گذاشتیم و این شروع دیگری از به خیابان آمدن گسترده مردم در خیابانها است. همچنین اکنون توجه جهانیان بیش از بیش بسوی انقلاب مردم ایران است.  امروز بهترین فرصت است که کارگران در مکان واقعی خود و در جلوی صحنه سیاسی جامعه قرار گیرند و  حرف آخر را بزنند. امروز این کارگرانند که باید  برای مقابله با تهاجمات رژیم و برای جلو بردن انقلابمان گامی به جلو، پرچمدار مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی و در صف مقدم این مبارزه  باشند. اعتصاب ابزار قدرتمندی است که کمر رژیم را میشکند و ميتوانيم با حرکت متحد و سراسری خود و با اولتیماتوم دادن به اعتصاب در برابر این دستگیری ها بايستيم و خواهان آزادی فوری کارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی از زندان شويم. ميتوانيم با حرکت متحد و سراسری خود در مقابل احکام اعدام و سنگسار و این ماشین سرکوب حکومت بايستيم و خواهان متوقف شدن فوری اعدام ها شويم.  سه تشکل کارگری، اتحادیه آزاد کارگران ایران، سندیکای نیشکر هفت تپه و انجمن صنفی کارگران برق و فلز طی بیانیه ای دستگیری سعید ترابیان را محکوم کردند. باید همه مراکز کارگری به این حرکت بپیوندند و صدای اعتراض خود را علیه همه دستگیریها و فشار و تهدیدها بلند کنند.  همان ده تشکل کارگری که قطعنامه اول مه را دادند و دهها تشکل دیگر، تشکلهای معلمان، دانشجویان و غیره و غیره باید امروز با بیانیه های واحدی مقابل این دستگیری ها بایستند و خواهان آزادی فوری همه زندانیان سیاسی شوند.

امروز بیشترین زمینه برای جلب همبستگی جهانی کارگری است،  باید با طومارها و بیانیه های اعتراضی مان جهانیان را به حمایت از مبارزات خود و همبستگی با انقلامان فرا بخوانیم. میتوان با بیانیه های پرشور خود از اتحادیه های کارگری در سراسر جهان بخواهیم  که بار دیگر با یک همبستگی جهانی و فراخوان به اعتراضی بین المللی، جمهوری اسلامی را زیر فشار بگذارند که کارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی را از زندان آزاد کند. هم اکنون کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی روز ٣٠ خرداد را بعنوان روز جهانی برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی از زندان اعلام کرده است. با تمام قوا به این حرکت بین المللی بپیوندیم و برای آن تلاش کنیم.  در خارج كشور با برپايي شب هاي همبستگي با كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي، با برپايي تجمعات اعتراضي و فشار آوردن براي بستن سفارت خانه هاي جمهوري اسلامي و  با تماس با تشكلهاي كارگري و نهادهاي انساندوست در سطح جهاني باید بيشترين حمايت بين المللي را جلب كنيم. بايد با کارزاری قدرتمند و جهانی  برای متوقف کردن دستگیری ها و آزادی فوری کارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی از زندان وارد میدان شویم. انترناسيونال ٣٥٣، ٢٨ خرداد ٨٩*

آزاد كمانگر بايد فورا از زندان آزاد شود

.آزاد کمانگر خواهر زاده فرزاد كمانگر معلم آزاديخواهي كه در ١٩ ارديبهشت همراه با ٤ فعال سياسي ديگر اعدام شد،  در پي تلاش براي برگزاري مراسم گراميداشت فرزاد كمانگر و ٤ فعال سياسي ديگر علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان تحت تعقيب قرار داشت و در همين رابطه  براي روز ١٢ شهريور توسط كميته انضباطي دانشکده فنی و مهندسی یزدان پناه سنندج كه او در آنجا به تحصيل مشغول است، احضار شده بود،  كه پيش از حضور در جلسه كميته انضباطي توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل گرديد. اكنون ١٣ روز از دستگيري آزاد ميگذرد و خانواده او عليرغم مراجعه به اداره اطلاعات سنندج و دادگاه انقلاب جمهوري اسلامي موفق به كسب خبر از وي نشده اند. و حتي آزاد كمانگر امكان تماس با وكيل خود خليل بهراميان را نداشته است. بيخبري از وضع آزاد موجب نگراني خانواده او و همه دوستان و نزديكانش شده است. اعدام فرزاد كمانگر و ٤ فعال سياسي همراه او ، يكي از جنايات جمهوري اسلامي است كه انعكاس وسيعي در جامعه و در سطح جهاني داشت. اين جنايت جمهوري اسلامي را آنچنان در تنگنا گذاشت كه حتي جرات تحويل اجساد اين عزيزان به خانواده شان را نداشت. اين اعدام ها آنچنان انعكاسي يافت و خشم و نفرتي را عليه حكومت بر انگيخت كه انعكاس آنرا در تظاهرات مردم آزاديخواه كابل و جلال آباد افغانستان در حاليكه عكس هاي فرزاد و اين اعدام شدگان را در دست داشتند، را شاهد بوديم. در كنفرانس جهاني كار ما كادرهاي حزب كمونيست كارگري با بر سر دست بلند كردن عكس فرزاد كمانگر به اجلاس اعلام كرديم كه جاي قاتلان فرزاد كمانگر در اين كنفرانس نيست و بايد از سازمان جهاني كار اخراج شود. جمهوري اسلامي بشدت در زير فشار اعتراض به اعدام فرزاد كمانگر قرار دارد. از شبح فرزاد نيز ميترسد و مدام خانواده و بستگانش را زير فشار قرار ميدهد تا ساكت بنشينند. جمهوري اسلامي با اين فشار ميكوشد، ادامه اعتراض به اين اعدام ها را مانع شود. ميداند كه سالگرد كشتار اين عزيزان فراميرسد و ميكوشد از هم اكنون جلوي آنرا بگيرد. ميداند كه سالگرد جانباختن اين عزيزان شهر كامياران و ديگر شهرهاي كردستان را به حركت و جنبش و جوش در  خواهد آورد. ميداند كه اين اتفاق در سطح جامعه انعكاس خواهد داشت. ميداند كه ما اين موضوع را با تمام قدرت دنبال ميكنيم. جمهوري اسلامي با چنين وحشتي است كه بر فشارهايش بر روي خانواده فرزاد كمانگر و نزديكانش فشار مي آورد.

با تمام قدرت تلاش كنيم آزاد كمانگر را از زندان آزاد كنيم. دانشجويان دانشگاه يزدان پناه سنندج، نقش مهمي در اين جهت دارند. اكنون كه دانشگاه شروع ميشود بايد با اعتراض به دستگيري آزاد كمانگر و ديگر دانشجوياني كه از دانشگاههاي مختلف در زندانند حركتي را در دستور بگذارند و خواهان آزادي فوري آزاد كمانگر و همه زندانيان سياسي از زندان شوند.*

انترناسيونال٣٦٦، ٢٦ شهريور ٨٩

 

هدفمان يك كمپين قدرتمند جهاني است

مصاحبه با شهلا دانشفر در مورد كمپين آزادي كارگران زنداني

انترناسيونال: شهلا دانشفر شماري از كارگران و فعالان كارگري در زندان هستند. ميخواهم در مورد كمپيني كه براي آزادي آنها شروع شده سوالاتي را مطرح كنم. اما بگذاريد قبل از آن بپرسم كه آخرين خبر در مورد كارگران زنداني چيست. و كلا فكر ميكنيد چند نفر از زندانيان سايسي از ميان كارگران هستند؟

شهلا دانشفر: کسی از آمار دقيق زندانيان سياسي و طبعا كارگران زنداني  خبر ندارد. اين يكي از تلاشهاي جمهوري اسلامي است كه جلوي درز اخبار به بيرون از زندان ها و آمار دقيق زندانيان سياسي را بگيرد، تا از شكل گيري يك مبارزه سراسري براي آزادي زندانيان سياسي جلوگيري كند.  جمهوري اسلامي در هر مناسبت و اعتراضي تعدادي را دستگير ميكند، در ميان آنها دانشجو، كارگر ، معلم و همه تيپ هستند. اما يك نكته مهم كه در كمپين براي آزادي كارگران بر آن تاكيد داريم ، اينست كه جمهوري اسلامي فشار خود را بر روﯼ رهبران و چهره هاي سرشناس كارگري تشديد كرده است، براي اينكه جلوي سازمانيابي و  رهبري شدن مبارزات كارگري را بگيرد و فشار بر روي اين كارگران  البته سياست هميشگي اش بوده است،  ما با معرفي اين چهره ها در سطح جهاني و در سطح جامعه ميكوشيم جلوي اين توطئه جمهوري اسلامي را بگيريم.  بويژه اينكه جمهوري اسلامي در شرايط سياسي امروز جامعه كه همه جا اعتراض و مبارزه هست، از جلوي صحنه آمدن قدرتمند جنبش كارگري با اعتصاباتش و با مبارزات سراسري اش ، وحشت دارد. ميداند روي دادن چنين اتفاقي برابر است با پايان يافتن بقايش. اينجاست كه شروع به احضار رهبران كارگري ميكند، آنها را دستگير و زنداني ميكند و در ادامه اين سياست است كه هم اكنون ٦ نفر از اين رهبران و چهره هاي شناخته شده جنبش كارگري از جمله منصور اسانلو، سعيد ترابيان، ايراهيم مددي، رضا شهابي، بهنام ابراهيم زاده،  و مهدي فراهي شانديز در زندانند. در ميان آنها بعضا كارگراني هستند كه چهره جهاني دارند.  همانطور كه اشاره كردم جمهوري اسلامي با حمله به تشكلهاي كارگري و حمله به رهبران كارگري، ميخواهد صفوف مبارزه كارگران را پراكنده كند و بتواند با ايجاد فضاي ترس كل جامعه را عقب زند. ضمن اينكه علاوه بر كارگران تعدادي نيز از معلمان در زندانند. كمپين ما براي آزادي كارگران زنداني مشخصا از اين كارگران و معلمان دستگير شده نام برده است. ما آزادي كارگران و معلمان زنداني را گام مهمي براي باز كردن درب زندانها و آزادي همه زندانيان سياسي ميدانيم. ما تلاش داريم كمپين براي آزادي كارگران زنداني را با تمام قوا به پيش بريم.

انترناسيونال:  اين كمپين چگونه شروع شده؟ چگونه قرار است پيش برود؟

شهلا دانشفر: ما روز گذشته استارت آنرا زديم. ولي فعاليت براي آن از خيلي جلوتر و از همان مقطع دستگيري كارگران شروع شد. از جمله حضور ما در كنفرانس “سازمان جهاني كار” آي ال او با خواست اخراج جمهوري اسلامي كه انعكاس گسترده اي پيدا كرد رسما براي طرح مساله آزادي فوري همه كارگران زنداني بود. قبل از آن پاسكال از كارگران فرانسوي عضو كنفدراسيون ” ث ژت” كه امضا كننده اين كمپين نيز هست در اتحاديه هاي س ژت حول همين خواست اخراج جمهوري اسلامي و حمايت از مبارزات كارگران و انقلاب مردم ايران طوماري را به جريان انداخت و شاخه اي از اين اتحاديه نامه اي اعتراضي به جمهوري اسلامي نوشت و خواهان آزادي كارگران زنداني شد. همچنين شركت رفقاي ما در كنگره دوم آي تي يو سي در ونكور كانادا، تماس رفقاي ما با اتحاديه هاي كارگري در كشور هاي مختلف و  همينطور تماس با سازمان عفو بين الملل و سازمانهاي انساندوست در سراسر جهان از طريق دوستاني كه امضا كننده اين كمپين هستند و انعكاس اخبار دستگيري ها و اخبار اعتراضات كارگران در سطح جهاني همه و همه گامهاي مهم در اين جهت و زمنيه ساز اين كمپين بوده اند. اكنون ما با چنين پشتوانه اي اين كمپين را اعلام كرده ايم. تا همين الان دوستان دست اندركار حول اين كمپين جمع شده اند و من بسيار خوشبين هستم كه با اين كار آنچناني فشاري به جمهوري اسلامي وارد كنيم كه نه تنها ناگزير به آزادي فوري كارگران زنداني شود، نه تنها ناگزير شود كه تمامي پرونده هاي تشكيل شده براي فعالين كارگري را لغو و به احضارها خاتمه دهد، بلكه زمينه را براي آزادي همه زندانيان سياسي از زندان فراهم كنيم. زمينه را براي فشار بيشتر به جمهوري اسلامي براي انزواي سياسي جهاني آن و اخراجش از مراجع بين المللي از جمله سازمان جهاني كار فراهم كنيم. در هر حال هدف اين كمپين مشخصا آزادي همه كارگران زنداني از زندان و متوقف كردن احضار و تهديد رهبران كارگري است و تا وقتي كه كارگران در زندانند و تا وقتي كه اين فشار وجود دارد، اين كمپين ادامه خواهد داشت.

اين كمپين دو سطح بين المللي و داخل ايران را ميپوشاند. در سطح بين المللي خطاب اين كمپين به افكار بين المللي مردم در سطح جهان، اتحاديه ها و تشكلهاي كارگري و نهادهاي مدافع حقوق انسان در سراسر جهان، ايرانيان خارج از كشور و مدياي جهاني است. ما  تلاش ميكنيم توجه همه اينها  را به اضطراري بودن اين موضوع و اهميت كارزار براي آزادي كارگران زنداني،  بعنوان گام مهمي از مبارزات مردم ايران و خيزش انقلابي آنها براي رهايي از شر اين رژيم سركوبگر جلب كنيم. ما  تلاش ميكنيم با قدرت كارزار براي آزادي كارگران ، اخبار آنرا به راس مدياي جهاني ببريم و توجه افكار جهاني رابه اين مبارزه و حمايت جهاني از آن جلب كنيم.

ما تلاش ميكنيم با جلب حمايت افكار جهاني،  دول غرب و رسانه هاي غربي را وادار كنيم كه به خواستهاي كارگران و مردم ايران تن دهند و فشار بياورند كه جمهوري اسلامي، كارگران زنداني و زندانيان سياسي را آزاد كند.  فشار بيارويم كه رژيم جنايتكار جمهوري اسلامي كه پايه اي ترين حقوق انساني را نقض كرده و چيزي جز دستگاه سركوب و جنايت نيست ، از نهادهاي بين المللي و از جمله سازمان جهاني كار اخراج شود.

انترناسيونال: براي كارگران و مردم در ايران چه امكاني فكر ميكنيد براي همراهي با چنين حركتي وجود دارد؟ چه كارهايي ميشود كرد؟

شهلا دانشفر: ما ميخواهيم هر كس كه خبر اين كمپين را ميشنود خود را فعال آن بداند و به آن بپيوندد. امضاي خود را در ليست امضا كنندگان آن بگذارد و در هر سطحي كه ميتواند با آن همكاري كند  و در جهت تقويت آن تلاش كند. كارهاي زيادي در رابطه با اين كمپين معين  ميتوان انجام داد  و فعاليتهاي بسياري را ميشود حول آن سازمان داد. در ايران تا كنون تلاش هايي از سوي كارگران در جهت حمايت از كارگران زنداني صورت گرفته است. تشكلهايي كه به همت خود كارگران تشكيل شده اند، مثل اتحاديه آزاد كارگران ايران، سنديكاي نيشكر هفت تپه، سنديكاي كارگران شركت واحد، انجمن برق و فلز كرمانشاه، با نامه هاي جمعي خود اين دستگيري ها را محكوم كرده اند. كميته پيگيري براي ايجاد تشكلهاي آزاد كارگري و جمعي از كارگران ايران خودرو در اين رابطه نامه داده و دستگيري ها را محكوم كرده اند. بايد اين فعاليت ها گسترش پيدا كند. انتظار هست كه  نه تنها اين تشكلها بلكه همه مراكز كارگري و  معلمان و دانشجويان و بخش هاي مختلف جامعه با همديگر بيانيه هاي مشترك بدهند و خواهان آزاد فوري كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي از زندان شوند. بطور مثال ٥ هزار كارگر نيشكر هفت تپه ميتوانند با طومارهاي اعتراضي خود خواهان بازگشت بكار رهبرانشان كه بخاطر مبارزاتي كه داشتند زنداني شدند و بعد از آزاد شدن نيز از كار اخراج گرديده اند، بشوند و بر آزادي فوري كارگران زنداني تاكيد بگذارند. هفده هزار كارگر شركت واحد ميتوانند اولتيماتوم به اعتصاب بدهند و بگويند كه اگر رهبران ما را از زندان آزاد نشوند، اگر كارگران و معلمان و زندانيان سياسي از زندان آزاد نشوند،  ما كارگران شركت واحد دست به اعتصاب گسترده خواهيم زد و بدون شك چنين كاري خود  سرآغاري براي مبارزه سراسري براي باز كردن درب زندانها خواهد بود. به نظر من زمينه هاي چنين كاري كاملا فراهم است و با حمايت وسيع جامعه روبرو خواهد شد.   همچنين ميشود طومارهاي اعتراضي تهيه كرد و در سطح كارخانجات و محلات مختلف در حمايت از كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي امضا كرد. اقدام ديگر شركت وسيع در تجمعات خانواده هاي كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي و همراهي كردن آنهاست. نبايد خانواده هاي كارگران زنداني و زندانيان سياسي را تنها گذاشت . ميتوان صندوق همبستگي مالي تشكيل داد و نگذاشت كه اين خانواده ها در تنگناي اقتصادي قرار گيرند. بعلاوه  با پر كردن  در و ديوار با شعار كارگر زنداني آزاد بايد گردد ، زنداني سياسي آزاد بايد گردد،  فضاي گرمي از اعتراض و مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي بوجود آورد. و خلاصه اينكه  از هر فرصتي براي اعتراض و مبارزه براي آزادي كارگران زنداني و زندانيان سياسي از زندان استفاده كرد. زندان ابزار سركوب رژيم است. بايد اين ابزار را از دست اين جانيان بيرون كشيد. اين يك گام مهم در پيشروي خيزش انقلابي مردم است، بايد با تمام قوا براي آن تلاش كنيم.

اما  فعاليت ما در رابطه با اين كمپين در خارج كشور متفاوت است. همانطور كه اشاره كردم ما سعي ميكنيم حمايت جهاني اتحاديه هاي كارگري و نهادهاي مدافع حقوق انسان را جلب كنيم. و بخواهيم با نامه هاي اعتراضي خود اين سركوب ها و دستگيريها را محكوم كنند و كارگران زنداني از زنداني آزاد شوند. ما  بر ضرورت يك اقدام اضطراري در اين رابطه و از جمله اعلام  يك روز همبستگي جهاني ديگر با كارگران ايران وكارگران زنداني تاكيد كرده  و تلاش ميكنيم توجه اين سازمانها و نهادها را به اهميت آن جلب كنيم.

همينطور برپايي ميزهاي اطلاعاتي و نمايشگاه عكس و فيلم از مبارزات كارگران در ايران و وضعيت كارگران زنداني، برپايي شب هاي همبستگي كارگري با كارگران ايران و كارگران زنداني، بر پايي تظاهرات و پيكت هاي اعتراضي در مقابل سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي و مراكز شهرهاي مختلف در خارج كشور همه و همه اشكال ديگر كار ما در خارج كشور خواهد بود.

ما سعي ميكنيم با جلب حمايت مردم جهان بر دولت هاي غرب ، بر سازمان جهاني كار “آي ال او” فشار بياوريم كه جمهوري اسلامي را زير فشار بگذارند تا كارگران زنداني را آزاد كنند. تا جمهوري اسلامي اين رژيم زندان و سركوب و جنايت از نهادهاي بين المللي از جمله سازمان جهاني كار اخراج شود. فشار بياوريم كه سفارت خانه هاي اين رژيم بسته شود. همانطور كه بالا تر نيز اشاره كردم كمپين براي آزادي كارگران زنداني تا ماداميكه اين كارگران در اسارت جمهوري اسلامي هستند و فعالين و رهبران كارگري احضار ميشوند و مورد پيگرد قرار دارند،  ادامه دارد. به نظر من امروز زمينه هاي پيشبرد يك كمپين موفق و قدرتمند كاملا فراهم است. خيزش انقلابي مردم توجه افكار جهاني را تا حد زيادي بخود جلب كرده است. جمهوري اسلامي در سطح جهاني  منزوي تر از هر وقت است. مبارزات مردم ايران و كارگران به مركز توجه سازمانهاي جهاني كارگري و نهادهاي مدافع حقوق انسان و به مركز توجه مدياي جهاني تبديل شده است، همه اينها فاكتورهاييست كه كمك ميكند كه بتوانيم يك صف اعتراضي قدرتمند جهاني، يك كارزار بزرگ جهاني براي آزادي كارگران شكل دهيم و اين چيزي است كه ما براي آن تلاش ميكنيم. بدون شك ما نياز به كمك و حمايت وسيعي داريم و  من بار ديگر از همگان ميخواهم كه وسيعا به اين كمپين بپيوندند و  با كمك خود كاري كنند كه اين كمپين به هدف فوري خود يعني آزادي بدون قيد و شرط كارگران زنداني از زندان بعنوان يك گام مهم براي باز كردن درب زندانها برسد. به اين كمپين بپيونديد

انترناسيونال ٣٥٦، ١٨ تير٨٩. *

كمپين براي آزادي كارگران زندان و زندانيان سياسي را با قدرت جلو بريم

از کارگران زنداني، سعيد ترابيان و رضا شهابي و بهنام ابراهيم زاده خبري در دست نيست

طي روزهاي اخير رژيم اسلامي فشار و تهديد بر روي فعالين كارگري را شدت داده است. از جمله در روزهاي ١٩ و ٢٢ خرداد سعيد ترابيان و رضا شهابي از اعضاي هيات مديره سنديكاي واحد، و بهنام ابراهيم زاده از فعالين كارگري و فعالين دفاع از حقوق كودكان دستگير شدند. و از وضع آنها نيز هيچ خبر و گزارشي در دست نيست.

اين موضوع موجب نگراني خانواده و كارگران سنديكاي واحد و همكاران و وابستگان اين كارگران شده است. بنا بر اخبار منتشر شده، روز شنبه ٢٩ خرداد ماه حوالي ساعت ٤ عصر مامورين وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي تحت عنوان حراست شرکت اتوبوس راني تهران به منزل مادر سعيد ترابيان يورش بردند و اين زن را كه از ناراحتي قلبي رنج ميبرد و ٦٠ سال سن دارد را مورد اذيت و آزار و توهين قرار دادند. همسايه هاي اين مادر به اين عمل وحشيانه ماموران اطلاعات جمهوري اسلامي اعتراض كردند و آنها را وحشت زده فراري دادند. همچنين روز ٣٠ خرداد همسر رضا شهابي مسئول مالي سنديکا شرکت اتوبوس راني تهران و حومه به دليل ربوده شدن همسرش توسط حراست اين شرکت، عليه آنها شکايت کرد. بنا بر همين گزارشها يكي از كساني كه در دستگيري رضا شهابي دخالت داشته است، مرشد لو از مامورين وزات اطلاعات است که تحت نام حراست شرکت اتوبوس راني تهران و حومه كار مي کند. گفته مي شود که پرونده سعيد ترابيان و رضا شهابي به شعبه ٢ بازپرسي دادگاه انقلاب مستقر در زندان اوين ارجاع داده شده است. و تا كنون حتي وکيل آنها امکان ورود به بازپرسي و خبر گرفتن از وضعيت آنان را نيافته اند. سعيد ترابيان در جريان اعتصابات سال ٨٤ کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه دوباردستگير و بيش از ١ماه در بازداشت بسر برد. او همچنين ٤ سال از کار تعليق واز حقوق و مزايا محروم بود كه بعداز اعتراضات بسيار كارگران سنديكاي واحد، با راي هيات عمومي ديوان عدالت اداري به كار خود بازگشت. هم اكنون ٤ كارگر شركت واحد، منصور اسانلو، ابراهيم مددي ، سعيد ترابيان، و رضا شهابي در بازداشت بسر ميبرند. جرم اين كارگران شركت در اعتصاب با شكوه كارگران واحد در سال ٨٤ و مبارزه براي ايجاد تشكل خود، سنديكاي شركت واحد و خواستهاي برحق كارگران بوده است.

دستگيري بهنام ابراهيم زاده و همچنين كارگران شركت واحد و تشديد فشار بر روي رهبران كارگري و دستگير و احضار دائم آنها محكوم است و بايد با تمام قوا در مقابل آن ايستاد.

کمپيني گسترده و جهاني براي آزادي کارگران زنداني و همه زندانيان سياسي

هم اكنون كمپيني جهاني براي آزادي كارگران دستگير شده و آزادي تمامي زندانيان سياسي در جريان است.از جمله گاي رايدر دبير کل کنفدراسيون اتحاديه بين المللي کارگران بلافاصله پس از دستگيري سعيد ترابيان طي نامه اي به احمدي نژاد در باره بازداشت سعيد ترابيان، اين دستگيري را محكوم كرده و مينويسد: ” من از طرف کنفدراسيون اتحاديه بين المللي کارگران ، که داراي ۱۷۶ ميليون عضو در سراسر دنيا از جمله در بسياري از کشورهاي اسلامي است، به منظور اعتراض شديد به بازداشت سعيد ترابيان، عضو مرکزي سنديکاي کارگران شرکت واحد تهران و حومه در تهران، اين نامه را براي شما مي نويسم.” در ادامه اين نامه آمده است:”کنفدراسيون اتحاديه بين المللي کارگران اين بازداشت را، که آخرين مورد از سري بازداشت هاي اتحاديه هاي کارگران در ايران است، به شدت محکوم مي کند.

من از اينکه دولت جمهوري اسلامي ايران همچنان کارگران را تحت فشار قرار داده و حقوق اوليه آنها را پايمال مي نمايد، ابراز نگراني مي کنم. جمهوري اسلامي ايران به عنوان عضو سازمان جهاني کار، متعهد است به آزادي فعاليت نهادها و نيز روابط کارگر و کارفرما احترام بگذارد.”. همچنين عفو بين الملل در عكس العمل به دستگيري سعيد ترابيان و رضا شهابي، اقدامي فوري را در دستور گذاشته و طوماري را براي اعتراض به اين دستگيري ها به زبانهاي فارسي، انگليسي، عربي، فرانسه و به زبانهاي مختلف به امضا ميگذارد. در همين رابطه ث ژ ت اتحاديه کارگران در فرانسه در نامه اي به سفير جمهوري اسلامي در پاريس حمايت خود را از کارگران زنداني و نمايندگان کارگران شرکت واحد اعلام داشته و خواهان آزادي فوري آنان از زندان ميشود. حزب كمونيست كارگري ايران نيز در حضور قدرتمند خود در اجلاس سالانه سازمانه جهاني كار و با در دست داشتن عكس هاي فرزاد كمانگر و منصور اسانلو و ابراهيم مددي اعلام داشت كه جاي قاتلين فرزاد كمانگر و كسانيكه كارگران را بخاطر حق و حقوشان دستگير و زنداني ميكند اينجا نيست..در ايران نيز اين دستگيري ها طي بيانيه هايي از سوي تشكلهاي مختلفي كه با ابتكار و مبارزه خود كارگران تشكيل شده است، مورد اعتراض قرار گرفت. از جمله در بخشي از بيانيه مشترك سنديکاي کارگران نيشکرهفت تپه، اتحاديه آزاد کارگران ايران و انجمن صنفي کارگران برق و فلز کرمانشاه كه در تاريخ ٢١ خرداد در باره بازداشت سعيد ترابيان و عليرضا اخوان منتشر شده آمده است: “از نظر ما بازداشت سعيد ترابيان و عليرضا اخوان در شرايطي که هر روزه بر ابعاد عدم پرداخت بموقع دستمزد کارگران و بيکاري سازي هاي آنان و تحميل فقر و فلاکت بر ميليونها خانواده کارگري افزوده ميشود چيزي جز ادامه سياست افزايش فشار بر فعالين و رهبران کارگري براي به سکوت کشاندن آنان نيست. سنديکاي کارگران نيشکر هفت تپه، اتحاديه آزاد کارگران ايران و انجمن صنفي کارگران برق و فلزکار کرمانشاه با محکوم کردن بازداشت سعيد ترابيان و عليرضا اخوان و تداوم زندان منصور اسالو و ابراهيم مددي، خواهان پايان دادن به بازداشت و تعقيب قضائي همه رهبران و فعالين کارگري و آزادي فوري و بي قيد و شرط تمامي کارگران زنداني و انسانهاي حق طلب از زندان است .”

در همين رابطه كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي كارگري نيز در اطلاعيه اي تحت عنوان دستگيري و ارعاب محكوم است مينويسد: “”با نزديك شدن سالروز اعتراضات ، دولت با تمام نيرو براي سركوب به استقبال مي رود .

اعدام پنج تن از زندانيان سياسي ودر پي آن اقدام به دستگيري فعالين اجتماعي و فعالين كارگري كرده است . دستگيري علي اخوان فعال كارگري و اجتماعي ،سپس دستگيري دو عضو سنديكاي شركت واحد سعيد ترابيان و رضا شهابي ،همچنين مهدي فراحي شانديز عضو كميته پيگيري و فعال كارگري و غيره ………….از جمله سركوبهايي است كه جهت ارعاب ،جنبش اعتراضي سراسري كرده است .

كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي كارگري علاوه بر محكوم كردن اين اقدامات ضد انساني، خواهان آزادي كليه زندانيان سياسي و دستگيرشدگان فعالان جنبش كارگري اخير مي باشد .

ما اعلام مي داريم كه اعتراض و اعتصاب حق همه انسا نهاست .

در شرايطي كه سرمايه داري و دولت مطبوعش براي افزايش نرخ سود خود ،شرايط غير انساني را براي مردم زحمتكش تحميل مي كند ، اين حق مردم است كه از حقوق مسلم خود دفاع كرده و براي يك زندگي انساني نيز تلاش نمايد .

اين فضاي ارعاب و سركوب ممكن است در يك دوره اي كوتاه سركوبگران را به اميال خود نزديك كند ،اما مردم هرگز نميتوانند شرايط غير انساني حاكم بر جامعه را تحمل كنند ،چنانكه اعتراضات در طي سي سال خاموش نشده و روز به روز از اوج گيري نيز بر خوردار شده است .جنبش كارگري وديگر جنبش هاي اجتماعي ، آنرا ثابت كرده اند .

ما ضمن اينكه بر آزادي كلي زندانيان سياسي پاي ميفشاريم از مردم آزاديخواه مي خواهيم كه به هر شكل ممكن براي آزادي زندانيان سياسي از هر تلاشي فرو گذار نباشند . “

و بالاخره در قسمتي از بيانيه جمعي از كارگران ايران خودرو در رابطه با دستگيري كارگران و فشار و تهديد بر روي رهبران كارگري آمده است:” هجوم به اعضاي سنيديکا شرکت واحد از نظر ما کارگران محکوم است. ما کارگران ايران خودر و دستگيري کارگران را محکوم کرده وخواهان آزادي فوري همه دستگير شدگان وزندانيان در بند هستيم”.

همچنين تشکلهاي سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه، سنديکاي کارگران نيشکر هفت تپه اتحاديه آزاد کارگران ايران، هيئت بازگشائي سنديکاي کارگران فلز کار مکانيک

انجمن صنفي کارگران برق و فلز کرمانشاه، در پيام همبستگي خود به مجمع عمومي کنفدراسيون اتحاديه بين المللي کارگران – ونکور کانادا که در همين هفته برگزار شد خواهان حمايت بين المللي از کارگران ايران و فشار براي آزادي کارگران زنداني از زندان شدند.

كمپين اعتراضي براي آزادي كارگران زندان و همه زندانيان سياسي را بايد با قدرت به جلو برد. بايد يك موضوع اعتراض هر روزه كارگران در مبارزاتي كه دارند، اعتراض به دستگيري ها و خواست آزادي فوري كارگران دستگير شده و همه زندانيان سياسي از زندان باشد. بايد زندان اين ابزار سركوب را از جمهوري اسلامي گرفت. با تمام قوا براي آزادي فوري همه زندانيان سياسي بپا خيزيم

كارگر كمونيست ١٢٧، ٥ تير٨٩.

علي نجاتي آزاد شد

دو فعال كارگري حكم بازداشت گرفتند

شهلا دانشفر

روز دوشنبه بيستم ارديبهشت علي نجاتي، رئيس هيات مديره سنديکاي کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، از زندان آزاد شد. بنا به گزارشها علي نجاتي ساعت ١٢ ظهر اين روز بعد از ٦ ماه دوره محكوميت زندانش آزاد شد. علی نجاتی محكوم به زندان شده بود براي اينكه براي ايجاد تشكلشان، سنديكاي نيشكر هفت تپه تلاش كرد. علي نجاتي ٦ ماه حكم زندان داشت براي اينكه بعنوان يك كارگر معترض و رهبر محبوب كارگران همراه با ٥٠٠٠ كارگر نيشكر هفت تپه ايستاد و دستمزدهاي پرداخت نشده خود شان را مطالبه كرد و براي آن مبارزه كرد. براي اينكه اين كارگران زندگي انساني را حق مسلم خود دانستند. براي اينكه گفتند كه حراست بايد از كارخانه بيرون رود و در برابر بيحقوقي ها ايستادند. او يك روز قبل از زندان رفتنش در حاليكه چند نفر ديگر از همكارانش را دستگير كرده بودند اعلام صندوق همبستگي مالي با خانواده هاي كارگران دستگير شده كرد و اعلام كرد كه ممكن است من را هم هرچه زودتر بگيرند ، اما خواستهاي ما ، خواستهاي همه كارگران است و خواهان همبستگي كارگري با مبارزات خود و همكاران دربندش شد. علي نجاتي با همين خواست ها و انتظارات بود كه در اول مه امسال از درون زندان دزفول پيام همبستگي خود را به مناسبت اول مه بيرون داد. او در پيامش نوشته بود: “روز جهانی کارگر، اول ماه مه را به همه ی کارگران و خانواده هایشان تبریک و شاد باش میگویم.ا این روز یادگار همبستگی و اتحاد تمامی کارگران در سرتاسر جهان است و لازم است ما کارگران بدانیم که ما برای رسیدن به خواسته ها و اهدافمان چاره ای جز اتحاد و همبستگی نداریم.کارگران بدون داشتن تشکل های مستقل خود نمیتوانند برای به دست اوردن مطالبات خود کاری کنند. من و دیگر همکارانم در نیشکر هفت تپه به دلیل ایجاد سندیکایی که خواست خودمان بود محاکمه شدیم و به زندان انداخته شدیم. ولی ما کارگران نباید به هيچوجه دست از مبارزه برای خواسته هایمان و ایجاد تشکل های مستقلمان برداریم.ا امید دارم که کارگران در هر جا که هستند بتوانند با اتحاد و با تشکل خود برای دفاع از حقوق و خواسته های خود موفق و سربلند باشند.ا” جمهوري اسلامي بخاطر اين خواستها و اين مبارزات بود كه علي نجاتي را شش ماه در بند نگاه داشت و سرانجام زير فشار اعتراضات كارگري ناگزير شد او را از زندان رها كند. آزادي علي نجاتي را به او، به خانواده و دوستان و همكارانش و به همه انسانهاي آزاديخواه تبريك ميگوييم. رئیس هیات مدیره‌ی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه که به شش ماه حبس تعزیری و شش ماه حبس تعلیقی محکوم شده بود، روز ٢٥ آبان ٨٨ و به زندان فجر دزفول منتقل شد. در مهرماه ٨٨ “دادگاه انقلاب” جمهوري اسلامي در دزفول فعالان کارگری شرکت هفت تپه را به دلیل مبارزه براي خواستهاي برحقشان، محکوم کرد و در این احکام علی‌ نجاتی، فریدون‌ نیکوفر، قربان علی‌پور و جلیل ‌احمدی به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری و ۶ ماه حبس تعلیقی و محمد حیدری‌پور به تحمل چهار ماه حبس تعزیری و هشت ماه حبس تعلیقی محکوم شدند. متعاقب اين حكم بود كه روز ٢٥ آباد ٨٨ علي نجاتي دستگير و به زندان فجر دزفول منتقل گرديد. علي نجاتي را آزاد كردند. در حاليكه او را براي روز ٢٩ ارديهبشت دوباره به دادگاه احضار كرده اند. اما اين قابل توجه است كه علي نجاتي را آزاد كردند اما دو فعال ديگر كارگري جوانمير مرادي و طه آزادي احكام زندان گرفتند. دادگاه جمهوري اسلامي در چهارم فروردين احكام شش ماه زندان براي جوانمير مرادي و طه آزادي را تاييد كرد. بنا به اين احكام جوانمير مرادي عضو هيئت مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران و رئيس هيئت مديره انجمن برق و فلزکار کرمانشاه و طه آزادي عضو اتحاديه آزاد کارگران ايران كه حکم دادگاه بدوي مبني بر شش ماه زندان برايشان صادر شده بود، توسط دادگاه تجديد نظر احكامشان تاييد و قطعي اعلام شد. اكنون اين احكام به پرداخت دو ميليون تومان براي هركدام از آنها تبديل شده است. جمهوري اسلامي سرمايه داران ميخواهد اين فشار همواره روي سر كارگران بماند. احکام محکوميت جوانمير مرادي و طه ازادي از سوي دادگاه هاي جمهوري اسلامي تاييد شده براي اينكه اين كارگران اقدام به برگزاري مراسم اول مه خود كرده اند. براي اينكه اين كارگران چهره هاي شناخته شده و محبوب كارگران اند و براي حق و حقوق خود مبارزه ميكنند. چنين پرونده هايي هيچگاه براي جمهوري اسلامي بسته نميشود. براي اينكه كارگران بر روي خواستهاي برحق خود مصرند. براي اينكه كارگران حق تشكل، حق اعتصاب و حق داشتن زندگي انساني را حقوق مسلم خود ميدانند و براي آن مبارزه ميكنند. بايد در مقابل احضارها، پرونده سازي ها و پيگرد و دستگيري كارگران ايستاد. بايد تمامي پرونده هاي تشكيل شده براي كارگران و انسانهاي آزاديخواه لغو شود و بايد همه زندانيان سياسي آزاد شوند. اينها همه خواستهاي فوري كارگران است. اين ها همه بندهاي قطعنامه هاي اول مه كارگران است. آزادي زندانيان سياسي امر فوري و همين امروز كل جامعه و انقلاب ماست. بايد براي آن با تمام قوا كوشيد.*

كارگر كمونيست ١٢٤، ٢٥ ارديبهشت ٨٩

 

دستگير شدگان اول مه بايد فورا آزاد شوند

امسال جمهوری اسلامی بيش از هر سال  با وحشت و هراس  به استقبال اول مه رفت. از یکسو قشون کشی کرد و از سوی دیگر شروع به مجیز گویی از کارگر. روز اول مه تهران و همه شهرها به قرق نیروهای سرکوبگر رژیم در آمد. اما بیرون آمدن  وسيع کارگران و مردم در تهران و در شهرهای مختلف اول مه را به صحنه درگیری و جنگ و گریز مردم و اوباش جمهوری اسلامی تبدیل کرد. گفته میشود در این اول مه رژیم اسلامی تعدادی نزدیک به ٤٥ نفر را در تهران و ٤ نفر را در سنندج دستگير كرده است. تعداد اندكي از دستگير شدگان آزاد شده اند. اما باقي آنها همچنان در زندانند. مبارزه براي آزادي دستگير شدگان يعني دفاع از حق برپايي اول مه.  مبارزه براي آزادي دستگير شدگان اول مه يعني پاي فشردن بر قطعنامه و خواستهايي كه در اول مه فرياد زديم و براي آن به خيابانها آمديم. مبارزه براي آزادي دستگير شدگان اول مه بدنبال حركت و جنب و جوش مهمي كه در اين روز شاهدش بوديم، تثبيت دستاوردهايي است كه در اين روز مهم بدست آورده ايم. اول مه امسال روزي مهم از روزهاي انقلابمان بود. نشانی از وارد شدن کارگران به عرصه سیاست و نمایندگی کردن خواستهای کل جامعه بود. در اين روز در برابر راه حل های سازشکارانه و راست، آلترناتیو کارگران با خواستهای انسانی در جلوی صحنه قرار گرفت و این را به روشنی در قطعنامه ده تشکل کارگری به مناسبت اول مه ديديم. قطعنامه ای که سرمایه داری را  ریشه کل این فقر و فلاکت و مصايب جامعه اعلام کرد و بر خواستهای فوری همین امروز کارگران که خواستهای کل جامعه را نمایندگی میکرد تاکید گذاشت.  قطعنامه ای که با استقبال بخش های دیگر جامعه روبرو شد و از جمله بخشهای دیگر کارگری مثل شورای موقت کارگران پتروشیمی و جمعی از کارگران ایران خودرو و جمع هایی از دانشجویان تحت عنوان دانشجویان آزادیخواه و جمعی از معلمان تحت عنوان کانون معلمان آزادیخواه روبرو شد. این اول مه به این لحاظ یک نقطه عطف در انفلاب ما و در تعین یافتن خواستهای جامعه بود. وحشت و هراس رژیم از این اول مه، مجیزگویی هایشان و تبریک این روز از سوی کسانی چون موسوی و کروبی تحت این عنوان که راه حل بازگشت به قانون اساسی جمهوری اسلامی است و انعکاس جهانی همه این اتفاقات آنهم در روزی که جهانی است و توجه ها را بخود جلب میکند، به این اول مه ابعاد اجتماعی داد. و بیش از بیش قدرت طبقه کارگر را به عنوان طبقه رهایی بخش جامعه به نمایش گذاشت. با مبارزه براي آزادي دستگير شدگان اول مه همه اين دستاوردها را پاس بداريم. با تمام قدرت براي آزادي دستگير شدگان اول مه تلاش كنيم. تجمعات براي آزادي دستگير شدگان اول مه در سنندج و در تهران از همان روز اول دستگيري در جريان است. با تمام قدرت به اين تجمعات بپيونديم. اعلام كنيم كه ما خواهان آزادي فوري دستگير شدگان اول مه و همه زندانيان سياسي از زندان هستيم. در سنندج فواد كيخسروي و صديق كريمي دو تن از رهبران سرشناس كارگري و محبوب در ميان مردم در زندانند. به گزارش سايت اتحاد (اتحاديه آزاد كارگران ايران) اين دو كارگر بعد از ظهر روز ١٥  اردیبهشت از ستاد خبری وزارت اطلاعات به زندان مرکزی شهر سنندج منتقل شده اند. بنا بر این خبر به فواد کیخسروی گفته شده بود با قرار  وثیقه ٥٠ میلیون تومانی می تواند آزاد شود، اما فواد کیخسروی با رد سپردن قرار وثیقه در اعتراض به عدم رسیدگی به وضعیت اش دست به اعتصاب غذا زده است. بايد از خواست اين عزيزان و آزادي بدون قيد و شرط آنان از زندان حمايت كنيم و  با برپايي تجمعات گسترده در مقابل زندان اوين آنها را از چنگ جنايتكاران رژيم رها كنيم.

خوشبختانه فواد شبكه فر و امجد آذري نيوفر كه آنها نيز در اول مه در سنندج دستگير شده بودند، زير فشار اعتراضات و تجمعات خانواده ها و اعضاي اتحاديه آزاد كارگران از زندان آزاد شدند. و خانواده هاي دستگير شدگان و اعضاي اتحاديه آزاد اعلام كرده اند كه تا آزادي صديق كريمي و فواد كيخسروي از زندان به تجمعاتشان ادامه خواهند داد. بايد وسيعا به اين تجمعات پيوست. و مبارزه براي آزادي اين عزيزان و همه زندانيان سياسي را به كارزار جهاني تبديل كرد. در تهران نيز تجمعات خانواده هاي دستگير شده در اول مه به همراه خانواده هاي ديگر زندانيان سياسي در مقابل اوين برقرار است. بايد از اين تجمعات وسيعا حمايت كرد. تجمعات خانواده هاي زندانيان سياسي تا هم اكنون نقش مهمي در رها كردن  بسياري از زندانيان سياسي از زندان و به شكست كشاندن پروژه هايي چون، بازداشتگاه كهريزك داشته است. بايد اين تجمعات را با قدرت بيشتري به جلو برد و با نيروي وسيع اجتماعي براي آزادي زندانيان سياسي از زندان، براي آزادي منصوراسانلو،  ابراهيم مددي، علي نجاتي، فرزاد كمانگر، عليرضا قنبري و همه معلمان و دانشجويان و انسانهاي آزاديخواه دربند تلاش كنيم. بايد زندان اين ابزار سركوب جامعه كه امروز بيش از هر وقت بعنوان مانعي در برابر پيشروي انقلاب ما قرار گرفته است را از دست اين رژيم بيرون كشيم. جمهوري اسلامي بدون زندان، بدون اعدام جمهوري اسلامي نيست. بايد با گرفتن اين ابزارهاي جنايت و سركوب از دست اين رژيم بساط جمهوري اسلامي را جمع كنيم

انترناسيونال ٣٤٧، ١٧ ارديبهشت ٨٩.*

یک هفته تجمع پرشور مقابل زندان اوین

هفته گذشته هفته تجمع مقابل زندان اوین برای باز کردن درب زندانها بود. هفته گذشته خانواده های زندانیان سیاسی هر شب  مقابل زندان اوین تجمع کردند و ما شاهد صحنه های پرشوری از مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی بودیم. در این تجمعات مردم به تجمع خانواده ها پیوستند. زندانیانی که قبلا زندانی بودند و بتازگی از زندان آزاد شده بودند، شرکت کردند و مادران عزادار نیز تجمعات خود را از پارک لاله به مقابل اوین منتقل کردند. و بدین ترتیب هر شب جمعیتی از هزار تا دو هزار نفر در مقابل اوین گرد آمدند و خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی شدند. واقعیت اینست که خانواده های زندانیان سیاسی در طول ماههای اخیر هر روزه تجمع اعتراضی داشته و پیگیر وضع عزیزانشان بوده اند، اما تجمعات این هفته نقطه عطفی در انقلاب ما و در مبارزه برای باز کردن درب زندانهاست. در این هفته ما شاهد شب های پرشوری در مقابل زندان اوین بودیم.  براستی یادآور روزهای انقلاب ٥٧ و بازکردن درب زندانها و آزاد کردن زندانیان و بردوش گرفتن زندانیان سیاسی بود. در این هفته مردم توانستند با مبارزاتشان بيش از ١٣٠ نفر  را از زندان آزاد کنند. با سوت کشیدن و شادی عزیزان آزاد شده از زندان را مورد استقبال باشکوه خود قرار دادند. بدین ترتیب مردم با این احتماعات به استقبال ٢٢ بهمن رفتند و عزم خود را برای شکستن کردن درب زندانها نشان دادند. در این هفته یک گام مهمی برای سازماندهی تظاهرات ٢٢ بهمن حرکت بسوی زندان اوین و فشار آوردن برای آزادی زندانیان سیاسی بود. همه جا اعلام شد که  بعد از تظاهرات در خیابان بسوی زندان اوین خواهیم رفت. اینها همه پیشروی انقلاب ماست و دیر نیست که درب زندان را خواهیم شکست. تجمعات پرشور مقابل زندان اوین درهفته گذشته و آزادي شمار بسياري از زندانيان لحظات پرشوری از انقلاب بود. زنده بود انقلاب

انترناسيونال ٣٣٥، . ٢٣ بهمن ٨٨

 

با تمام قوا برای آزادی زندانیان سیاسی به میدان آییم!

بنا به گزارشهای منتشر شده در جریان تظاهرات میلیونی مردم در روزهای ٥ و ٦ دی، نزدیک به هزار نفر دستگیر شدند. آمار دقیقی از شمار دستگیر شدگان در دست نیست. اما بنا بر اخباری که از زندان میرسد تعداد آنان آنقدر زیاد است که تنها در بند٢٤٠ نزدیک به ٥٠٠ نفر نگهداري ميشوند. گفته میشود عده زیادی را نیز به زیر زمین اوین انتقال داده اند. تعدادی نیز به زندان گوهردشت کرج انتقال داده شده اند.

خانواده های دستگیر شدگان اخیر هر روزه در مقابل زندان اوین و “دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی” جمع میشوند و پیگیر وضع عزیزان خود و خواهان آزادی فوری آنان از زندانند. روز ١٦ دیماه از ساعت ٩ صبح صدها نفر از خانواده های بازداشت شده به “دادگاه انقلاب” جمهوری اسلامی مراجعه کرده و خواهان آزادی عزيزانشان از زندان شدند. وضعیت بسیاری از دستگیرشدگان ناروشن است و این موضوع موجب نگرانی شدید خانواده ها شده است. تعدادی از خانواده ها از شدت نگرانی به پزشکی قانونی مراجعه کرده اند تا بلکه در آنجا خبری از عزیز خود کسب کنند، اما جوابی نگرفته اند. دستگیر شدگان در تماسهای تلفنی خود با خانواده ها از تعداد زیاد دستگیر شدگان گزارش داده اند.

جمهوری اسلامی در ٦ دی مردم معترض را با خشونت تمام مورد یورش قرار داد و جوانان معترض را که با آنها درگیر میشدند با لگد و مشت و باتوم مورد حمله قرار میداد. خشونت نیروهای انتظامی خانواده ها را نسبت به وضع دستگیرشدگان بیش از بیش نگران کرده است. خانواده های دستگیر شدگان از اینکه احتمالا فرزندانشان زیر شکنجه های وحشیانه برای  اعتراف گیری های فرمایشی تلویزیونی و غیره قرار دارند اظهار نگرانی میکنند. بویژه رجز خوانی های جلادانی چون رادان و اژه ای مبنی بر اینکه مجازات بازداشت شدگان اعدام است، بر نگرانی آنها افزوده و به خشم و اعتراض آنان دامن زده است. خانواده های دستگیر شدگان اخیر اعلام کرده اند که تا آزادی همه بازداشت شدگان به تجمعات هر روزه خود ادامه خواهند داد.

اعتراض میلیونی مردم در ٦ دی انقلاب مردم را گامی بزرگ به جلو برداشت. بدنبال این اتفاق سراسیمگی و آشفتگی رژیم را بیش از هر وقت میتوان دید. مقابله و رودرویی مردم در ٦ دی با نیروهای سرکوبگر رژیم و و بعضا خلع سلاحشان رژیم را به شدت به وحشت انداخته است. جمهوری اسلامی راهی برایش نمانده است. جمهوری اسلامی که به چشم خود دیده است که نه حکومت نظامی و نه شکنجه و زندان نمیتواند، مردم معترض را عقب بزند، به سیاست دستگیری وسیع و تهدید به اعدام و کشتار متوسل شده است. جدا از دستگیری در تظاهراتها ، هم اکنون ٦ نفر از کارگران نیشکر هفت تپه در زندانند و رضا رخشان یکی دیگر از اعضای هیات مدیره این کارخانه در این هفته دستگیر و زندانی شده است. فعالین حقوق کودک از جمله مریم ضیا را در همین هفته دستگیر کرده اند. اما تظاهرات میلیونی مردم در ٦ دی نشان داد که کار این رژیم تمام است و پایان عمر جمهوری اسلامی را حتی از زبان رسانه های بین المللی نیز میشنویم. اکنون انقلاب ما در مرحله تعیین کننده ایست. آزاد کردن زندانیان سیاسی از دست این جلادان گام تعیین کننده ای در پیشروی انقلاب است. باید با تمام قوا در کنار خانواده های دستگیر شدگان اخیر و تمامی زندانیان سیاسی برای باز کردن درب زندان ها به میدان آییم. برای آزادی زندانیان سیاسی در دانشگاه و در مقابل زندان اوین و همه مراکزی که دستگیر شدگان را به آنجا منتقل کرده اند وسیعا تجمع کنیم و خواهان آزادی فوری تمامی زندانیان سیاسی از زندان شویم. در و دیوار را از شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد پر کنیم و به هر شکلی که میتوانیم تجمع بر پا کنیم و برای آزادی فوری زندانیان از زندان فشار آوریم. جان زندانیان سیاسی در زندان در خطر است ، با تمام قوا برای آزادی آنها به میدان آییم

انترناسيونال ٣٣٠، ١٨ دي ٨٨.*