شهلا دانشفر

خوش آمديد

Category Archives: حقوق کودک

افزایش بودجه نهادهای مذهب

جمهوری اسلامی بخش زیادی از ثروتهای عمومی را صرف نهادهای مذهبی میکند و با سرنگونی این حکومت باید کل این پولها را که از سفره مردم گرفته میشود، کاملا قطع کرد. در بخش ردیف‌های متفرقه هزینه‌های دولت در بودجه سال ٩٣ روحانی نام ۵۱ سازمان و مؤسسه به چشم می‌خورد که طبق برنامه‌های قوه مجریه مبلغی در حدود ۱۱۹ میلیارد تومان به عنوان کمک هزینهٔ اعتبارات هزینه‌ای و ۷۰ میلیارد تومان نیز در قالب اعتبارات دارایی‌های تملک سرمایه‌ای اختصاص داده شده است. در میان این نهادهای مذهبی و دستگاههای مافیایی خرافه پراکنی رژیم اسلامی نام مؤسساتی چون سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، بنیاد فرهنگی مهدی موعود، دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، بنیاد حکمت اسلامی صدرا و بنیاد بین‌المللی غدیر دیده می‌شوند.

Read more of this post

جاي كودكان ما در مدرسه است

اول مهر است، مدرسه ها باز ميشود و اين سرتيتر اخبار روزنامه اي دولتي است: “دانش آموزان بسياري كه به مدرسه نميروند”. خبرگزاري مهر درگزارشي از باز ماندن حدود ١٢ هزار دانش آموز از تحصيل در همين سال جاري، در استان گلستان خبر ميدهد. بسياري از دانش آموزان بخاطر فقر خانواده، بخاطر گراني، بخاطر شهريه هاي گزاف هنوز ثبت نام نكرده اند و امسال آمار دانش آموزاني كه در سراسر كشور از تحصيل محروم ميشوند و كودكاني كه  به صف كودكان كار و خيابان اضافه خواهند شد، تكان دهنده است. كارگري از كارخانه نازنخ قزوين در گفتگو با خبرنگار دولتي ميگويد:  “الان من پولی برای ثبت نام فرزندم در شروع سال تحصیلی ندارم، نه كفش، نه لباس، نه كتاب و دفتر هیچ چیز خرید نكرده ام. نتوانسته ام بخرم و به همه مردم هم بدهی و قرض دارم. در حالیكه ۵-٦ میلیون از حقوق خودم را طلب دارم كه به من نمیدهند. چرا ؟” همين سخنان در عين حال اعتراض كارگر نساجي كاشان كه ٢٦ ماه دستمزدش را طلب دارد و كارگر مخابرات راه دور كه ١٧ ماه و كارگر لوله سازي خوزستان كه ٢٤ ماه حقوقش را طلب دارد نيز هست. اين حرف دل ميليونها مردمي است كه امروز در برابر فيش هاي چند برابر قيمت برق و افزايش هزينه ترانسپورت و قيمت نان و مايحتاج زندگي شان شوكه شده اند. هنوز طرح “يارانه ها” ي رژيم به اجرا گذاشته نشده است كه مردم دچار چنين “شوك مصرفي” اي شده اند. طرحي كه خودشان از اجرايش وحشت كرده اند و باز ماهي ديگر به تعويقش انداختند و ظاهرا ابهامات اجراييش نيز يكي يكي دارد رو ميشود، تا بهانه اي براي عقب نشيني هاي بيشترشان پيدا كند. اما نكته مهم اينست كه اكنون در آستانه سال جديد تحصيلي، ابعاد گراني و فقر مردم را آنچنان به خروش آورده كه مردم در كمين فرصتي براي بيرون ريختن خشم و اعتراضشان هستند. در برابر اين تهاجم عظيم به جامعه دفاع كافي نيست. بايد تعرض كرد. با جنبشي مطالباتي و اعلام خواستهايمان و با صف متحد مبارزه مان، تعرضشان را سد كنيم. تا آنجا كه به كودكان ما و سال تحصيلي باز ميگردد، بايد اعلام كنيم كه جاي كودكان ما در مدرسه است و نه در خيابان. در همه محلات خانواده ها ميتوانند با هم جمع شوند و كودكانشان را به مدرسه ببرند. اعلام كنند كه قراني بابت تحصيل فرزندانشان نخواهند پرداخت و با هر مانعي با اعتراض متحدشان مقابله خواهند كرد. اعلام كنيم كه سال تحصيلي جديد است و تامين كتاب و پوشاك و وسايل تحصيل در صدر كار ماست و به همين خاطر پول برق و آب و ترانسپورت را نميدهيم و بچه هاي ما بايد به مدرسه روند. طومار اعتراضي بنويسيم و وسيعا اعلام كنيم كه دستمزد و حقوق ما بايد حداقل و در گام اول يك ميليون باشد. و در محلات و در كارخانجات حول اين خواستها متحد شويم. به جانيان اسلامي اجازه ندهيم كه سرنوشت كودكان ما را با دزدي هايشان و انداختن بار بحرانشان بر دوش ما مردم به تباهي بكشانند. متحدانه در برابرشان بايستيم

انترناسيونال ٣٦٧، ٢ مهر ٨٩.*

كودكان: “شهيد فهميده”

اين هفته صادق محصولي پاسدار – وزير ميلياردر احمدي نژاد در مورد دادن وام به مهد كودكها سخن گفت. او ميگويد كار مهد كودكها بايد به گونه اي باشد كه كودكان در سن ١٣ سالگي يك “شهيد فهميده” باشند. مثل جانور درنده اي كه با ديدن گوسفند دهانش آب مي افتد، اينها هم با ديدن كودكان به فكر كسب و كار شهيد شدن و كشتارگريشان مي افتند. شهيد فهميده از نظر اين جرثومه جنايت و جهالت و كثافت در واقع يك بسيجي و پاسدار جنايتكار است كه بدون و اما و اگر و هروقت امثال او و يا رئيسش احمدي نژاد و خامنه اي به آنها فرمان دهد بروي مردم شليك ميكنند و يا جنايات كهريزك و اوين را مي آفرينند و آماده مردن در راه امامشان هستند. بدبختهاي احمق فكر ميكنند تا سيزده ساله شدن كودكان دو سه ساله سركار باقي ميمانند. يا حداقل اينطور وانمود ميكنند و خودرا به حماقت ميزنند كه قرار است بمانند و مردم امانشان ميدهند. محصولي وزير رفاه جمهوري اسلامي است. پاسدار ميلياردري كه به ادعاي خود پولهاي امام زمان را به وي سپرده اند. البته اين را در پاسخ به كساني ميگويد كه به پولهاي ميلياردي او نشانه رفته اند و در واقع لب سخنش اين است كه حساب به كسي پس نميدهد و اين پولها مقدسند.آخرين فرمايشات او را هم كه كسي فراموش نكرده است. او ادعا ميكند كه  اصلا همه آمارهاي مربوط به خط فقر دروغ است. بانك مركزي هم دروغ ميگويد. و دليلش هم اينست كه مبناي خط فقر جهاني يك دلار در روز است و ما اين مبنا را نگاه داشته ايم و بعلاوه  كشورهايي هستند چون روندا در آفريقا كه شكم كودكان از گرسنگي باد كرده است و “ما به حمد خدا اين را در ايران نمي بينيم”.  اين آن رفاهي است كه وزير رفاه جمهوري اسلامي  براي “ملت مسلمان” ايران در نظر دارد و اين جانور هم وزير رفاه آنست. واقعا تنها ميتوان گفت شرم بر اين وزير رفاه و اين حكومت ضد انسان. در پناه صنعت مذهب، جامعه اي بنا كرده اند با نرخ استثمار بي نهايت. ساعت كار طولاني، محيط كار ناامن، دستمزد در حدي كه شكم فرزندانت از گرسنگي باد نكند و خبري از درمان و بيمه بيكاري و غيره هم نيست. حرف بزني اخراجي و اگر سخن از تشكل و اتحاد باشد مثل اسانلو و علي نجاتي و فعالين كارگري ديگر و هزاران انسان آزاديخواه ديگر كه راهي زندان شده اند، با زندان و سركوب پاسخ ميگيري. تازه محصولي چون وزير رفاه است از اينها نيز فراتر ميرود و دارد روي سر كودكان سرمايه گذاري ميكند با اين آينده نگري كه هر كدام از آنها شهيدي فهميده در لشگر اسلام باشند. خيالپردازي و ضديت با حقوق انساني و در عين حال حماقت تا كجا! محصولي به كودكان نگاه ميكند و ياد لشگر حزب الله اش مي افتد. اين اساس تفكر اين جنايتكاران است. همان تفكري كه هر روزه در لشگر حزب الله در لبنان شاهد اين هستيم كه كودكان را به عمليات انتحاري واميدارند و هر كودك دستپرورده اين حضرات بقول محصولي يك شهيد فهيم است. همان تفكري كه تا همين جا هزاران كودك را قرياني كرده است. تفكري كه بوي جنايت و خون ميدهد. در مقابل محصولي و همه اين جانيان خرفت،  انقلابي در جريان است كه زندگي اي انساني را فرياد ميزند. منشور مطالبات حداقلش زندگي اي پر از رفاه و شادي براي همه كودكان بدور از هر گونه تبعيض جنستي، مذهبي و قومي و نژادي است،  از آزادي و برابري براي همه سخن ميگويد و مرگ بر ديكتاتور به شعار هر روزه اعتراضش تبديل شده است.  انقلابي كه ميرود كه بساط اين جانيان را جارو كند و به جاي آن جامعه اي انساني بنا كند

انترناسيونال ٣٤٤، ٢٧ فروردين ٨٨.

کودکان کار و خيابان و طرح “ساماندهي ” جمهوري اسلامي

به گزارش خبرنگار ايلنا، مسئولان بهزيستي از ساماندهي، ٧٠ درصد کودکان کار و حيابان در سال جاري گزارش ميدهد. و ظاهرا قرار است فاز بعدي آن نيز به زودي شروع شود. اين درحاليست که گفته ميشود که آماري از تعداد اين کودکان در دست نيست. يا اينکه به لحاظ سياسي صلاح نيست، چنين آماري انتشار علني نيابد. اگر چه در هفته گذشته در خبري در ايلنا از وجود سه ميليون کودک کار و خيابان گزارش شده بود.
وجود ٣ ميليون کودک کار و خيابان، گوشه ديگري از جنايات اين رژيم و بي تاميني مطلق جامعه تحت حاکميت جمهوري اسلامي است. ٣ ميليون کودک کار و خيابان، کودکاني که هزگز کودکي نميکنند و اسير توحش سرمايه داري حاکمند. کودکاني که بخاطر فقر خانواده از تحصيل محرومند و راهي خيابان ميشوند، تا کمک خرجي براي خانواده باشند و لقمه ناني دست و پا کنند. نان آوران کوچک خانه که در معرض انواع و اقسام نامني و خطر جاني و باندهاي مواد مخدر و غيره قرار دارند. البته جدا از کودکان کار و خيابان، بخش زيادي از کودکان نيز در کارهايي چون کوره پرخانه ها، قالي بافي ها، در مزارع و در انواع و اقسام کارگاههاي کوچک و غيره بکار گرفته ميشوند. جمهوري اسلامي، کاري به اينکه چه تعداد کودک در کوره پرخانه ها تحت شرايط شاق و طاقت فرسا به خاطر فقر و بي تاميني همراه با خانواده هايشان به کار اشتغال دارند، ندارند. اينها کاري به استثمار کودکان در کارگاههاي کوچک و فشار بالاي کار بر روي آنان در ازاي مزدي بسيار نا چيز و ضرب و شتم و تحقير دائم و اعمال انواع سوء استفاده هاي جنسي از اين کودکان، ندارند، اينها کودکان را تحت عنوان ساماندهي از خيابانها جمع ميکنند تا چهره شهر از وجود چنين کودکاني پاک شود. کودکاني که اتفاقا يکي از هراسهاي هر روزه شان افتادن به چنگ همين ماموران بهزيستي جمهوري اسلامي و طرح هاي “ساماندهي” شان است. “ساماندهي” بهزيستي جمهوري اسلامي اين کودکان را جمع ميکند، نه براي اينکه براي آنها رفاه و تاميني ايجاد کند و به مدرسه بازگرداند. نه براي اينکه خانواده هايشان را زير پوشش تامين اجتماعي قرار دهد تا ناگزير نشوند جگر گوشه هايشان را از تحصيل بيرون بکشند و راهي کار به خيابان بکنند. بلکه با کودکان کار همچون مجرمين و تبه کاران رفتار ميکند.
فاطمه قاسم‌زاده عضو كميته هماهنگي شبكه ياري ايران در ٢٠ مهر در گفتگو با ايلنا ميگويد:” شهرداري بعد از جمع‌آوري كودكان كار آنها را چند روز نگه‌داري و يا كودكان كار شهرستان‌ها، به محل سكونتشان انتقال مي‌دهد و بعد از مدتي مطابق با آنچه كه از زبان اين كودكان شنيده مي‌شود، رها شده و به چرخه كار بازمي‌گردد. او ادامه ميدهد: “كودكان كار مي‌گويند كه وقتي خانواده‌هايشان در جريان اقدامات مربوط به جمع‌آوري كودكان كار قرار مي گيرند، جلوي كار كودكان را براي يك مقطع كوتاه مي‌گيرند و مي‌گويند بعد از اينكه آب‌ها از آسياب افتاد دوباره به خيابان برويد. ” “به جاي جمع‌آوري نان‌آوران كوچك، فقر را از بين ببريد”، اين آخرين سخن فاطمه قاسيمان در اين گفتگو است.
داستان زندگي کودکان کار و خيابان، داستان توحش سرمايه داري و توحش عيان نظامي است که اساسش بر سودجويي استوار است. داستان وارونه بودن جهان موجود و بيحرمتي انسان است. بويژه تحت حاکمت جمهوري اسلامي، وضع کودکان در ايران ابعاد جنايتکارانه اي دارد. کودک بخاطر فقر و بي تاميني و نابساماني جامعه قرباني ميشود، سر از باندهاي مخدر و جنايت در مياورد، و اگر احيانا در اين ميان خطايي نيز کرد، در زندان نگاهش ميدارند تا به سن قانوني براي اعدام برسد و همچون بهنود شجاعي طناب دار را بر گردنش مي اندازند. داستاني که مردم امروز براي پايان دادن به آن بيرون آمده اند و نابودي کل اين ماشين سرکوب و جنايت را هدف خود قرار داده اند. جنبشي قوي و انساني که در همين دو هفته گذشته صداي آزاديخواهانه و برابري طلبانه اش را در ١٨ مهر، روز جهاني کودک رسا و شادي بخش در فرهنگسراي تهران و در اعتراض به اعدام بهنود شجاعي در مقابل اوين و در سنندج در مراسمي به مناسبت گراميداشت اين روز، با شعار هاي کار کودکان ممنوع، اعدام کودکان متوقف، شنيديم.

كارگر كمونيست ١١٠، ٢ آبان ٨٨

كودكان كار٬ حقوق كودك

سال تحصيلي جديد شروع شده است و بساري از خانواده ها بخاطر فقر ونداري، ناتوان از فرستادن فرزندانشان به مدرسه هستند. طبق آمارهاي دولتي در سال ٨٥ بيش از چهارميليون کودک خارج از چرخه تحصيل قرار داشته اند. و اکنون در برخي رسانه ها خبر از ترک تحصيل يک ميليون دانش آموز دوره راهنمايي و دبيرستان داده ميشود. کودکان کار و خيابان داستان جنايت رژيم اسلامي در قبال کودکان و در قبال کل جامعه است. آمارها هر روز از افزايش تعداد اين کودکان سخن ميگويند. کودکاني که نان آوران کوچک خانه هستند و زندگي آنها بطور سيستماتيکي به تباهي کشيده ميشود.
كودكان كار با از دست دادن كودكي ٬ وارد بازار كار ميشوند و چون كودكند٬ چون نميتوانند از حقوق خود دفاع كنند٬ بيشتر استثمار ميشوند و مورد انواع خشونت هاي جنسي٬ روحي و جسمي قرار ميگيرند. اين كودكان در بي حقوقي مطلق بكار گرفته ميشوند و دستمزدي بسيار نازل نيز نصيبشان ميشود و در اين مورد دختران دو چندان مورد تبعيض قرا ر ميگيرند.
امكان استفاده از نيروي كار كودكان٬ سودهاي كلاني براي صاحبان سرمايه بوجود آورده است. هر روزه اسناد و گزارشات بسياري از استفاده از كار كودكان در كارهاي مختلفي چون تهيه لباس در كشورهايي چون تايلند و چين و موسسات بزرگي چون ماك دونالد و غيره فاش ميشود و هر بار جنجالي بر سر آن پا ميشود و باز ما شاهد ادامه اين روند هستيم.
در ايران استفاده از نيروي كار كودكان و استثمار آنان آزاد است و استفاده از كار كودكان يكي از راههاي كسب سود توسط سرمايه داري است. فقر حانواده و نداشتن هيچگونه تامين اجتماعي عامل اصلي براي كشيدن شدن اين كودكان به بازار كار و كار خياباني است و هيچگونه آمار دقيقي هم از ابعاد فاجعه آميز استفاده از كار كودكان وجود ندارد و اين كودكان در محروميت و بي تامين مطلق قرار دارند. از ارقامي چون ٣ تا ٤ ميليون کودک کار در ميان است. بويژه گسترش دامنه فقر و بي تاميني مردم باعث شده كه بر ابعاد كار كودكان هر روز بيشتر افزوده شود و با توجه به اينکه بنا به آمارها ٨٠ درصد جمعيت زير خط فقر زندگی میکنند، ميتوان دريافت که چه درصد بزرگى از كودكان به دليل فقر به كار كشيده ميشوند.
از همين رو هرساله درصد بالايي از كودكان به دلايل مختلف ترك تحصيل مى كنند و به كارهايى مانند واكس زنى، پاك كردن شيشه ماشين، فال فروشى، پلاستيك فروشى، بادكنك فروشى، آدامس فروشى، روزنامه فروشى، جمع آورى نان خشك و وسايل فلزى در زباله و دعافروشى در سر چهارراه ها، بازارها و يا مكان هاى شلوغ و پرترافيك مى پردازند و زندگي شان پر از مخاطره و ناامني است.
بنا به گزارشها بخش عمده كودكان کار و خيابان از مناطق فقير نشين و كم درآمد هستند که بسوي تهران گسيل ميشوند. همچنين گزارشها نشان ميدهد كه پسران بيشتر جوياي كار و دختران به علت فرار از منزل راهي خيابانها شده اند.
طبق پژوهشهاي انجام شده تعداد قابل توجهي از كودكان كار حياباني به دليل نياز مالي شديد حانواده با مبلغ كمتر از صد هزار تومان در سال به باندهاي مافيايي كودكان كار اجاره داده ميشوند.
كشيده شدن به مصرف سيگار و مواد مخدر، كشيده شدن به باندهاي جنايي بين المللي سرقت و توزيع مواد مخدر و بهره كشى از آنان در اين باندها٬ فروش اعضاى بدن آنان همه و همه از پيامدهاى حضور اين كودكان در خيابان است.
زندگي نابسامان٬ سو تغذيه٬ محروميت از تحصيل و سواد و تهديد بيماريهاي مختلف زندگي عادي اين كودكان را تشكيل ميدهد. بنا بر همين گزارشها پنجاه درصد كودكان كار حياباني مورد تجاوز جنسي قرار ميگيرند. همچنين سي و هفت درصد آنان دچار اعتياد ميشوند. اين كودكان در خانه٬ در محل كار ٬ در مدرسه و در مراكز نگهداري كودك مورد آزار قرار ميگيرند.
در حال حاضر در ايران اشكال مختلف كار كودكان وجود دارد. كودكاني كه در خيابانها يا در كارگاهها كار ميكنند٬ كودكاني كه در كار قاچاق كالا از گمرك شركت دارند٬ كودكاني كه در مرزها به تردد غير قانوني ميپردازند و بصورت برده در مرزهاي شرقي ايراني پابرهنه و خاك آلود كالاهاي سنگين تر از وزن حود را بسوي دو مرز حمل ميكنند. دختر بچه هاي قاليباف در روستا ها و شهر ها كه بي نور و در شرايطي غير بهداشتي و محروم از هر چيز سر پنجه هاي دستان كوچكشان را با تار و پود و نخ گره ميزنند٬ بچه هايي كه در مزارع كشاورزي در شمال ايران٬ در معادن٬ در كارخانه هاي سراميك و شيشه سازي٬ ماهيگيري و سر ساختمانها كار ميكنند يا از آنها در گدايي و تكدي گري در شهرهاي بزرگ و حمل مواد مخدر استفاده ميشود.
اغلب كساني كه در كارگاهها ي قاليبافي مشغولند زير ١٤ سال هستند زيرا گفته ميشود دستان كوچك آنها فرشهاي زيباتري توليد ميكند. بطوريكه سن كودكان قاليباف بين ٧ تا ١٥ سال گزارش شده است كه روزانه ١٢ ساعت در شرايط نامناسب از نظر نور و هوا به كار مشغولند.
واقعيت اينست كه در ايران هيچ قانون حمايتي از كودكان در مقابل تعرض به جان و سلامت آنان وجود ندارد. هم اكنون بيش از پنجاه درصد مرگ و مير كودكان ايران در اثر سو تغذيه است و محروم بودن كودك از هر گونه حق و حقوقي باعث شده كه ما امروز با چنين ابعاد تكان دهنده اي از استثمار كودكان و كودك آزاري مواجه باشيم و پديده كودكان خياباني بيداد ميكند.
در مقابل اين وضعيت ما شاهد اوج گيري جنبشي اعتراضي حول حقوق كودكان و بويژه كودكان كار در ايران هستيم. اين جنبش با تشكلهايش٬ با آكسيونهاي اعتراضي اش تا كنون توانسته است توجه بخش مهمي از جامعه را به اين پديده تكان دهنده جلب كند و منعكس كننده صداي اعتراض بخش چپ و راديكال جامعه در مقابل اين استثمار وحشيانه سرمايه داري و بي تاميني جامعه باشد. برپايي فستيوال آدم برفي ها در سنندج با شعار كودكان مقدمند٬ برپايي جشن جهاني كودك در تهران با شعار استثمار كودكان ممنوع از نمونه هاي برجسته اين اعتراضات است كه در سالهاي گذشته ما شاهدش بوديم.
جنبشي که به روشني خصلت انساني انقلابي که امروز در کورانش هستيم را تصوير ميکند. انقلابي انساني براي حکومتي انساني.
جامعه و دولت در قبال كودكان فاقد خانواده و امكانات خانوادگي و نگهداري آنها در نهادهاي متمدن٬ مدرن و پيشرو مجهز مسئولند. بايد كودك داراي زندگي اي شاد٬ ايمن و خلاق باشد و اين حق اوليه اوست. بايد كودك از خدمات و تامين اجتماعي رايگان برخوردار باشد. از آموزش و بهداشت و حق مسكن رايگان برخوردار باشد.
بايد كار حرفه اي براي كودكان و نوجوانان زير ١٦ سال اكيدا ممنوع شود. بايد خانواده هايي كه زير خط فقر هستند زير پوشش تامين اجتماعي و زندگي اي انساني قرار گيرند.باید دست مذهب از زندگی کودک کوتاه گردد. اينها همه حقوق بي چون و چراي كودكان است و بايد امروز رئوس قطعنامه هاي جنبش اعتراضي موجود براي دفاع از حقوق كودكان را تشكيل دهد و براي كسب اين حقوق مبارزه كرد.
اکنون مردم به خيابانها آمده اند، تا از شر رژيم اسلامي خود را خلاص کنند و به اينهمه فقر و نابساماني و بيحقوقي و تبعيض و نابرابري پايان دهند. مردم جامعه اي ميخواهند که در آن کودک زندگي شاد و انساني داشته باشد. مردم جامعه اي آزاد، انساني و برابر ميخواهند. انقلاي انساني براي حکومتي انساني

كارگر كمونيست ١٠٨، ٤ مهر ٨٨.

در حاشيه برپايي باشكوه روز جهاني كودك در ايران

برگزاري گسترده روز جهاني كودك (٨ اكتبر) در چندين شهر در ايران و از جمله تهران بسيار مهم و وجد آور بود. مراسي روز كودك با شرکت وسيع مردم و با بيانيه ها و قطعنامه هاي راديکالش در واقع دارد سيماي تحولات و انقلاب آتي در ايران را انعكاس ميدهد. انقلابي که شعارهايش٬ آزادي٬ برابري هويت انساني است. يک کره زمين يک انسان است و سرود آن سرود انترناسيونال و حقوق جهانشمول انسان است. از ١٦ مهر تا ١٩ مهر امسال که مصادف با هشت اکتبر روز جهاني کودک است٬ شاهد مراسم متنوعي در گراميداشت روز جهاني کودک بوديم. از جمله در روز ١٩ مهر بيش از هزار نفر در پارک لاله در تهران جمع شدند و گفتند که در اين روز تنها ما بزرگترها جمع شده ايم٬ براي اينکه صداي اعتراض خود را به اين همه نابساماني و جنايات در حق کودکان بلند کنيم و خواستهاي فوري خود را اعلام داشتند.

بدين ترتيب در روز جهاني کودک امسال در ايران بار ديگر ما شاهد اعلام کيفرخواست جامعه عليه اين نظام وارونه و توحش سرمايه داري بوديم. شاهد بلند شدن صداي اعتراض جامعه به وضعيت کودکان در حاکميت جمهوري اسلامي اين مظهر ضديت با انسان و انسانيت بوديم.

در روز جهاني کودک امسال مراسم با شکوهي در تهران و در شهر هاي سنندج و کرمانشاه و پيرانشهر و کامياران و… برپا شد و قطعنامه ها و بيانيه هاي تمامي اين مراسم ٬ سرفصل هاي مشترکي داشت و همگي بر اينکه حقوق کودک بر هر ملاحظه و منفعت ملي، نژادي، اقتصادي٬ سياسي وايدئولوژيك مقدم است و از جهانشمول بودن حقوق کودک سخن گفتند. اعلام داشتند که کار کودکان بايد ممنوع باشد. اعلام داشتند که کودک بايد از حق تحصيل و بهداشت و درمان رايگان برخوردار باشد و صداي اعتراض خود را عليه اينهمه خشونت و جنايت بر کودکان در جامعه و وضع نابسامان کودکان کار و خيابان بلند کردند. قطعنامه ها و بيانيه هاي روز جهاني کودک فرياد هاي انساني جامعه اي بود که برابري و انسانيت را طلب ميکند و ميخواهد استثمار٬ نابرابري و ستم نباشد. شعارها و قطعنامه هاي راديکال و شرکت وسيع مردم در مراسم روز جهاني کودک براستي يک پيشروي بزرگ براي جامعه بود. برپايي چنين سطحي از مراسم آنهم بعد از تعرضات رژيم اسلامي به فعالين اعتراضي در عرصه هاي مختلف جامعه٬ بعد از دستگيري دانشجويان و صدور احکام زندان و شلاق براي کارگران و تهديد فعالين اعتراضي معلمان و تلاش براي عقب راندن مبارزات کل جامعه٬ نشانگر اين بود که مردم مرعوب نشده اند و همه اينها حاکي از توازن قواي امروز جامعه در ايران است. حاکي از عقب راندن موج سرکوب رژيم است و اين پيشروي٬ ميتواند سکوي پرشي باشد که بتوانيم امروز با نيرويي بيشتر به استقبال اعتراضات وسيعتر براي تحقق خواستها و مطالباتمان برويم. بتوانيم به استقبال يک هشت مارس باشکوه و گسترده در دفاع از حقوق برابر زن و مرد برويم .

روز جهاني کودک امروز صف متحدي از انسانهاي آزاديخواه را گرد هم جمع کرده است. قطعنامه ها و بيانيه هاي خود را داده است. بايد حول اين قطعنامه ها مبارزات خود را فشرده تر به پيش برد. بايد گفت ما همين امروز خواهان تحصيل رايگان براي همه کودکان هستيم. اعلام کنيم که بايد همين امروز خانواده هايي که به دليل فقر نمي توانند فرزندانشان را به تحصيل بفرستند٬ تحت بيمه بيکاري و تامين اجتماعي قرار گيرند و بتوانند در حد يک زندگي انساني در شرايطي که تورم بيداد ميکند و قيمت ها هر روز افزايش مي يابد٬ زندگي کنند. بايد حول برنامه يک دنياي بهتر برنامه حزب کمونيست کارگري ايران که بيان فشرده خواستهاي انساني جامعه ايران است متحد شد و در همه عرصه ها مبارزات خود را به پيش برد.

خلاصه کلام اينکه برپايي مراسم روز جهاني کودک در چنين ابعاد گسترده ٬ يک اتفاق سياسي مهم بود و همين جا به سهم خود دست سازمان دهندگان و دست اندرکاران مراسم روز کودک را که در تهران و در شهرهاي سنندج و پيرانشهر و کرمانشاه و کامياران را به گرمي ميفشارم . زنده باد روز جهاني کودک

كارگر كمونيست ٩٤، ٢٤ مهر ٨٧