شهلا دانشفر

خوش آمديد

Category Archives: سازماندهی

من از خط تماس حزب سخن میگویم

من یک عضو حزب کمونیست کارگری ایران هستم. خوشبختی من در اینست که در خط تماس با کسانی قرار دارم که در این حزب را میزنند و میخواهند عضو آن باشند و با حزب فعالیت کنند. از جمله وقتی این دوستان ازاینکه چرا تصمیم به عضویت در حزب گرفته اند و از زندگیشان میگویند، بیش از بیش ابعاد اجتماعی حزبمان را لمس میکنم و جایگاه آن در تحولات سیاسی جامعه برایم برجسته تر و مورد تاکید بیشتری قرار میگیرد. از آخرین تماس ها شروع میکنم.

Read more of this post

مصاحبه سیاوش شهابی با شهلا دانشفر: حزب، مهمترین و همه جانبه ترین پاسخ به سازماندهی انقلاب است

از ما کمونیست کارگریها می پرسند راه و روشتان برای انقلاب جاری چیست؟ قطعا هر فعال سیاسی می تواند تشخیص دهد که به لحاظ سیاسی، این سوال می گوید چطور می خواهید یا می توانید این انقلاب را رهبری کنید؟

این سوال می تواند زوایای مختلفی از برخورد حزب کمونیست کارگری با انقلاب جاری را بیشتر و بهتر توضیح دهد. برای همین، به سراغ کمیته سازمانده حزب کمونیست کارگری ایران رفتیم تا ببینیم حزب، برنامه و دستور کارش در این مورد چیست و چطور می خواهد صفوف مردم و کارگران و مخصوصا جوانان را سازماندهی کند؟ برای مثال وقتی فراخوان به تظاهرات داده شد، آیا نیرویی از حزب هست که پیش قراول مردم باشد و به اعتراضات آنان خط و جهت سیاسی مشخصی بدهد؟ مکانیزمهایش برای رهبری انقلاب چیست؟ کارگران را چطور می خواهد سازمان دهد و…

اینها سوالاتی است که بنا بر ضرورت شرایط و قابل دسترسی تر بودن حزب جلویمان قرار گرفته است. در این شماره، این سوالات را از شهلا دانشفر دبیر کمیته سازمانده حزب پرسیدیم.

شهلا دانشفر: سیاوش عزیز ممنون از اینکه سوالاتی که در مقابل این حزب گذاشته میشود را برایمان فرستادید تا به آن ها جواب بدهیم. ببینید حزب با اعضایش، با کادرهایش، با چهره های شناخته شده و محبوبش در میان مردم، با تلویزیون و نشریه و ادبیاتش، با برنامه یک دنیای بهتر و در یک کلام با کلیتش مثل یک حزب است که انقلاب را سازمان میدهد و رهبری میکند. اما اجازه بدهید مشخص تر به سراغ مساله  امر سازماندهی حزب در داخل ایران که فکرمیکنم مد نظر سوال شما نیز هست بروم.

روشن است که یک فاکتور مهم در پیشبرد انقلاب مردم امر سازماندهی است. از نظر ما حزب مهمترین و همه جانبه ترین پاسخ به سازماندهی انقلاب است. حزب چتری است که همه عرصه های مبارزه علیه این رژیم متوحش سرمایه داری را در بر میگیرد و به آن جهت و افق روشنی میدهد. بنابراین اولین تلاش ما جذب اعضای هر چه بیشتر به این حزب است و اولین قدم متشکل عمل کردن خود اعضای حزب است. ما از همه اعضا و دوستداران حزب میخواهیم که  در همه محلات و در تمام محیط های کار، در تمام شهرها و در تمام عرصه ها دور هم جمع شوند. هر هفته بطور منظم با همدیگر بنشینند و در مورد مسايل محیط خود و نقشی که میتوانند در مبارزات جاری داشته باشند، برنامه ریزی کنند و بدین ترتیب جمع های حزبی را تشکیل دهند. جمع هایی که ما به آنها حوزه ها و واحد های حزبی میگوییم. این جمع ها در تماسی منظم با ما قرار میگیرند و آنوقت ما مبارزه و فعالیت تمام این جمع ها را در سطحی سراسری با هم هماهنگ و هدایت میکنیم و تلاش میکنیم که در راس مبارزات کل جامعه به جلو برویم. همچنین حزب تلاش میکند به کمک اعضا و واحدهای حزبی خود در داخل ایران، مبارزات مردم را در عرصه های مختلف اجتماعی سازمان دهد. بنابراین اجازه بدهید، در این رابطه بیشتر توضیح بدهم.

بعنوان اولین عرصه سازماندهی، میتوانم به  سازماندهی در محلات اشاره کنم. این وظیفه اعضا و جمع های حزبی است که در همه محلات، هسته های محلی که در واقع همان کمیته های انقلابی و ارگانهای مقابله با نیروهای سرکوبگر در هر محله و منطقه و کوی و برزن است را سازمان دهند. هسته هایی که اساسا جوانان در آن نقش اساسی دارند و از انسانهای معترض و آزادیخواه در یک محل تشکیل میشود. به این معنی که اعضای حزب در هر محل مبتکر ایجاد چنین جمع های میشوند. جلو می افتند و انسانهای معترض در محل که از نظرشان افرادی قابل اطمینان هستند، را جمع میکنند و با آنها بر سر سازماندهی اعتراضات در محل برنامه ریزی میکنند و کمیته های محلات را تشکیل میدهند. طبعا لازم نیست که این رفقا رابطه خود با حزب را در این جمع ها برملا کنند. بلکه به لحاظ سیاسی، خط و سیاست و بحث های حزب را به این جمع ها میبرند و تحرکی سیاسی در محل ایجاد میکنند. به این معنی که با تشکیل هسته های محلات عملا فضای همبستگی، اعتراضی و سیاسی در محل تقویت میشود. هسته های محلات  تلاش میکنند که با مبارزه علیه خرافات و عقب ماندگی ها و نیز با دامن زدن به فضایی رادیکال و انسانی در محل بیشترین اتحاد و مبارزه را در محل بوجود آورند. میکوشند با نوشتن شعارهای رادیکال و انسانی بر در و دیوار و پخش تراکت و دادن بیانیه و تاکید بر روی خواستهای فوری مردم، به مبارزات مردم در محل جهت دهند. و در یک کلام اعتراض و مبارزات مردم در یک محل را سازمان داده و در برابر تعرضات رژیم فراخوان به تجمع و اعتراض دهند. هسته هایی که در مناسبتهای مختلف بیشترین نیرو را برای شرکت در اعتراضات بسیج میکنند و شعارهای رادیکال و انسانی را به درون مبارزات مردم میبرند و تلاش میکنند محل را از وجود اوباش جمهوری اسلامی در امان نگاهدارند. بدین ترتیب همانطور که اشاره کردم با وجود چنین فعالیتی در هر محل و تشکیل کمیته های انقلابی محل، رنگ و روی آن محل نیز رنگی رادیکال و معترض به خود خواهد گرفت و در روند جلو رفتن انقلاب، میتوانیم محلات را در دست خود داشته باشیم.

دومین عرصه سازماندهی، دانشگاه است. از جمله اعضای سازمان جوانان در دانشگاه،  باید در وهله اول خودشان بصورت یک جمع متشکل شوند و در ارتباط مستقیم با سازمان جوانان و سیاستهای این سازمان فعالیت کنند. جمعی که مشغله اصلیش اینست که چگونه توده دانشجو را حول خواستهای اعتراضی ای که دارند متحد کند. برای اینکار توصیه ما تشکیل گروههای سازمان جوانان در دانشگاه است. به این معنی که دانشجویان معترض و رادیکال را بصورت گروهای جوانان جمع کنند. گروههایی که اساسا حول خواستهای آزادیخواهانه و انسانی جمع میشوند و در صف مقدم اعتراض علیه تعرضات رژیم هستند و خواستهایی دارند. گروههایی که محل پرشورترین بحث ها بر سر خواستهای انسانی هستند و صفی متحد علیه تبعیض و نابرابری، علیه بیحقوقی زن و علیه سرکوب رژیم در دانشگاه را تشکیل میدهند. گروههایی که هر روز دامنه اش گسترده تر میشود. دانشجویان بیشتری را دور خود جمع میکند و فضای اعتراضی در دانشگاه را میسازد. طبعا باز این اعضا و دوستداران حزبند که مبتکر تشکیل چنین گروههایی از دانشجویان هستند.

بعلاوه اینکه اعضای سازمان جوانان حزب در دانشگاه باید مبتکر ایجاد انواع و اقسام تشکل ها و نهادهای اجتماعی و انواع و اقسام گرد همایی ها و سمینارها و جمع کردن دانشجویان باشند. تحت عناوین مختلف فراخوان به اعتراض و مبارزه بدهند و اعتراض سازمان دهند. خواستهای دانشجویان را که همواره بیانگر خواستهای کل جامعه بوده را بصورت بیانیه های روشن و شفاف اعلام کنند و دانشجویان را حول خود گرد آورند.

در یک کلام یک واحد سازمان جوانان حزب در دانشگاه باید منشاء و کانون دايمی تداوم انقلاب و اعتراض علیه تعرضات رژیم در دانشگاه باشد. بویژه امروز کل جامعه مترصد فرصت برای بیان اعتراض و خواستهایش هست و یک جمع حزبی در دانشگاه با فراخوانهای بموقع، تحت عنوان جمع هایی از دانشجویان و تحت هر عنوانی میتواند توده دانشجو را دور خود جمع کند و منشا سازماندهی اعتراضات در دانشگاه باشد و با بردن اهداف و سیاست های این حزب، به مبارزات دانشجویان سمت و سو و جهت دهد.

جدا از سازماندهی در محلات و در دانشگاه عرصه های دیگری از مبارزه نیز هست که باید سازمان یابد. مثلا سازماندهی علیه تبعیض علیه زنان، سازماندهی در دفاع از حقوق کودک، سازماندهی مبارزه برای آزادی فوری زندانیان سیاسی از زندان، و غیره و غیره. باز این اعضای حزب هستند که همه جا در راس چنین فعالیتهایی قرار دارند و جبهه ای از مبارزه علیه جمهوری اسلامی و برای آزادی و برابری را هدایت و رهبری میکنند. این اعضای حزب هستند که همواره در حال متحد کردن مبارزات توده مردم در عرصه های مختلف مبارزه هستند.

طبعا هر عضوی به نسبت موقعیت اجتماعی اش و توانش نقش ایفا میکند. مثلا در عرصه مبارزه علیه تبعیض علیه زنان، ما باید شاهد ایجاد انواع و اقسام انجمن ها و نهادهای دفاع از حقوق زن باشیم. مبارزه علیه تبعیض علیه زنان، جنبشی است قدرتمند که هر روز ابعاد تعرضی تری بخود میگیرد. باید این جنبش را متشکل کرد و سمت و سو داد. این دست فعالین حزب و انسانهای رادیکال و چپ را میبوسد که جلوی چنین حرکتی قرار بگیرند.

در این رابطه مانیفست آزادی زن که ما آنرا انتشار داده ایم، میتواند مبنای خوبی برای جمع شدن دور آن و دادن بیانیه بر اساس خواستهایی که در آن بیانیه اعلام شده و سازماندهی مبارزه حول آن خواستها باشد.

جنبه آخر و مهم دیگر سازماندهی، سازماندهی در محیط کار است. سازماندهی در میان کارگران، معلمان، پرستاران و بخش های مختلف جامعه است.

تا آنجا که به سازماندهی توده ای در میان کارگران بر میگردد، بطور واقعی جنبش کارگری گامهای موثری به جلو برداشته است. سالهاست که فعالین کارگری در این عرصه پا پیش گذاشته اند. اعلام کرده اند که تشکل کارگری امر خود کارگران است و دست به کار ایجاد آن شده اند. بویژه در چند ساله اخیر ایجاد تشکل کارگری یک عرصه مهم جدال کارگران با جمهوری اسلامی بوده است. برای اینکار ابتدا کارگران با ایجاد کمیته های پیگیری ایجاد تشکل کارگری و کمیته هماهنگی و غیره   شروع کردند و بعد از آن ما شاهد مبارزات جانانه کارگران شرکت واحد برای ایجاد سندیکای خود و دفاع از آن بودیم. همچنین ما شاهد ایجاد اتحادیه آزاد کارگران ایران و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه بودیم. کارگران بخاطر تلاششان برای متشکل شدن، زندانی شدند، مورد تهدید و فشار دائمی قرار گرفتند و این تلاش و مبارزه ایست که هم اکنون بشدت ادامه دارد. در همین رابطه هم اکنون منصور اسانلو و ابراهیم مددی از کارگران شرکت واحد و نیز علی نجاتی، از کارگران نشکر هفت تپه، در زندانند و فعالین بسیار دیگری هستند که به همین جرم زندانی شده و برایشان پرونده های قضایی تشکیل شده است. در ادامه این تلاش ها بود که در جاهایی ما شاهد ایجاد مجامع عمومی کارگری و تثبیت آن بعنوان پایه اصلی تشکل کارگری بودیم. از جمله در لاستیک البرز، کارگران مجمع عمومی خود را تشکیل دادند. ۲۷ نماینده خود را انتخاب کردند و بعد هم اعلام کردند که باید شورای اسلامی کارخانه را ترک کند و اطاق آن به نمایندگان منتخب خود کارگران داده شود و با این کار خود در واقع گامی به جلو برای ایجاد شوراهای کارگری برداشتند. یا در سنندج ۵ مرکز کارگری با هم مجمع عمومی مشترک تشکیل دادند و اعتراضاتشان را هماهنگ کردند. همین امروز نیز ما مشخصا شاهد سر برآوردن شوراهای موقت کارگری که در واقع هیات های موسس شوراهای کارگریست، در مراکز بزرگی چون ذوب آهن اصفهان و پتروشیمی ماهشهر هستیم. این تلاشها باید گسترده تر شود. فراخوان ما برای سازماندهی توده ای در میان کارگران ایجاد شوراهای کارگری است. باید از این پیشروی ها و تجربیات و درسهایش آموخت. باید ما شاهد شکل گیری هیات موسس شوراها در جاهایی چون ایران خودرو و صنایع نفت و کارگران بزرگ در شهرهای مختلف باشیم. باید کارگران بکوشند تشکیل منظم مجامع عمومی را بعنوان پایه های شوراهای واقعی خود  و محلی برای تصمیم گیری و ستاد مبارزه شان به دولت تحمیل کنند. و در این مجامع نمایندگان واقعی خود را انتخاب کنند. گام برداشتن برای ایجاد شوراهای کارگری و به اتکای قدرت متحدمان رفتن بسوی اعتصابات سراسری، یک گام مهم برای جلوی صحنه آمدن کارگران و پیشروی انقلابمان است. باید این گام را برداشت و باز اینجا خطاب ما به فعالین حزب، به کارگران کمونیست و چپ است که خطیر بودن اوضاع و در عین حال شرایط آماده امروز را دریابند و جلوی این حرکت بیفتند.

در شرایطی که جامعه در التهاب مبارزه میسوزد، جنبش کارگری در جنب و جوش است و خود رژیم از سال ٨٩ بعنوان سال بحران های اجتماعی دارد سخن میگوید. در شرايطي كه بیشترین زمینه جلب همبستگی کل جامعه و جهانی هست، اين نيروي حمايت عظيم اجتماعي به ما امکان میدهد كه شوراهایمان را شکل دهیم.

در عين حال بايد پيشروي هاي تا كنوني مان را قدر بدانيم. بطور مثال از کارگران شرکت واحد، از کارگران نیشکر هفت تپه میخواهیم که وسیعا از تشکل خود از سندیکایشان حمایت کنند و با اتكاي به تشكلهايشان مبارزاتشان را فشرده تر به پيش برند. همینطور از مراكزي كه تا كنون نتوانسته اند صفوف خود را متشكل كنند، حول تشكلي چون اتحادیه آزاد کارگران ایران جمع شوند و در صفي متحد تر مبارزاتشان را به جلو برند. مساله اینست که سرپناهی داشته باشیم و متشکل باشیم. حول خواستهای واحدی جمع بشویم و بسوی اعتصابات و مبارزات سراسری گام برداریم. از جمله همین امروز منشور مطالبات حداقل کارگری که از سوی چهار تشکل کارگری، اتحادیه آزاد کارگران ایران، سندیکای واحد، سندیکای نیشکر هفت تپه و انجمن صنفی کارگران برق و فلز بیرون داده شده، چتری سراسری به مبارزات سراسری کارگران میدهد، مهم است که از اين اقدام مهم حمايت كنيم و وسيعا حول اين خواست ها گرد بياييم. اينها همه گامهاي مهم در سازماندهي مبارزاتمان در عرصه جنبش كارگري است.

در رابطه با معلمان نيز ما همواره تاكيد كرده ايم كه در اولين گام سعي كنند مبارزاتشان را از تحت نفوذ و دخالت رهبران سازشكار كانون صنفي معلمان بيرون ببرند. معلمان راديكال و معترض در همه شهرها خودشان جلو بيفتند. بعنوان كانونهاي اعتراض معلمان خودشان بيانيه بدهند. فراخوان بدهند. خواستهاي روشن از جمله خواست ميزان حقوقها در گام اول يك ميليون، لغو مجازات اعدام و آزادي فوري فرزاد كمانگر و عليرضا قنبري دو معلمي كه حكم اعدام بر روي سرشان است، آزادي فوري همه زندانيان سياسي، آزادي عقيده و بيان و تشكل و حق اعتصاب، لغو قوانين تبعيض آميز عليه زنان، جدايي مذهب از آموزش و پرورش و ديگر خواستهاي خود را بصورت بيانيه هاي روشن اعلام كنند و همه معلمان بصورت سراسري گرد آن متحد شوند.

در آخر خوبست این نکته را هم اضافه کنم. که هستند اعضایی از حزب که بصورت فردی فعالیت میکنند و هنوز موفق به تشکیل جمع حزبی نشده اند، یا اینکه هستند جمع هایی که الزاما درعرصه اجتماعی معینی فعالیت ندارند. بنابراین سازماندهی ما برای ایفای نقش این رفقا نیز باید پاسخ داشته باشد. بطور مثال ممکن است یک رفیقی خود را فقط خبرنگار انقلاب تعریف کند و با ارسال بموقع اخبار بدست ما، نقش مهمی در انعکاس اخبار اعتراضات مردم در سطح جامعه و سطح جهانی و نیزدر تامین حضور سیاسی حزب و ایفای نقش بموقع آن در اتفاقات جاری، بازی کند. ممکن است یک جمع حزبی صرفا کارش را خبررسانی قرار دهد و بطور مثال شبکه های خبری را سازمان دهد. شبکه هایی که اخبار اعتراضی بخش معینی از مراکز کارگری در یک منطقه را پوشش دهد و تلاشش این باشد که مرتبا پوشش خبری خود را گسترش دهد. عکس، گزارش، فیلم و مصاحبه های زنده و تکانده برای پخش در کانال جدید تهیه کند. ممکن است یک جمع صرفا کارش شعار نویسی باشد و غیره. اینها همه اشکال متنوعی از سازماندهی حزب در داخل ایران است. بنابراین ما با رفقایی که با حزب تماس میگیرند، با توجه به اعلام آمادگی خود و با توجه به  شناختی که از آنها و از موقعیت اجتماعی شان بدست می آوریم، تلاش میکنیم به آنها وظیفه بسپاریم. طبعا در دل چنین فعالیتی و در تماسی منظم با حزب اعضای حزب به لحاظ سیاسی ارتقا می یابند، مجرب تر میشوند و میتوانند وظایف بیشتری بر عهده بگیرند.

نکته ام اینستکه سازماندهی امری کاملا سیاسی و اجتماعی است و باید بصورت امری خلاق و زنده نگریسته شود. طبعا برای اینکه یک سازمان حزبی خوب کار کند، خلاق باشد، بتواند در هر شرایطی نقش ایفا کند، و واقعا سازمانده ی انقلاب باشد. قبل از هر چیز لازمه اش داشتن تمام تصویر است. به نظر من بوجود آمدن جمعهایی از اعضای حزب، جمع هایی از کمونیستها و انسانهای آزادیخواه و چپ که افق انقلاب و سوسیالیسم را در مقابل خود گذاشته اند، در هر محل و در هر جایی باید بتواند آنچنان تحولی ایجاد کند که تاثیرات سیاسی و اجتماعی آن قابل رویت باشد. بنابراین اگر اعضا و جمع های حزب با چنین انتظاری از حضور خود به فعالیتشان نگاه کنند، خود را در نقش یک رهبر و کسی که همه پاسخ را دارد نگاه کنند، آنوقت قابل تصور است که بطور مثال در دل این روزهای انقلاب چه نقش مهمی میتوانستند بازی کنند و همین امروز میتوانند برعهده بگیرند. چنانچه می بینیم تاهمین جا که کمونیسم و چپ نقش ایفا کرده است، توانسته مهر خود را بر سیر اوضاع بزند. از جمله ما کمونیستها و بطور مشخص حزب ما بود که از همان اول گفتیم تنها راه، انقلاب است. گفتیم جمهوری اسلامی با کلیتش باید برود و با مبارزاتمان اوضاع جامعه را به اینجا کشاندیم. و امروز شاهد انقلابی هستیم که رنگ چپ و انسانی دارد. انقلابی که تبعیض نمیخواهد، اعدام نمیخواهد، قوانین ارتجاعی اسلامی را نمیخواهد، از یک جهانی آزاد و انسانی و پر از رفاه و شادی سخن میگوید و وقتی شعار میدهد میگوید زندگی انسانی حق مسلم ماست. اما باید این نقش را تا به آخر جلو برد. باید اعضای حزب و فعالین کمونیست در چنین قامتی بخود نگاه کنند و به نظرم یک فاکتور مهم در سازماندهی داشتن این افق و این چشم انداز است.

به نظر من، سازمان ما به این لحاظ هنوز با آنچه که باید باشد و انتظارش را داریم، فاصله دارد. هنوز بسیاری از اعضای ما با این اعتماد به نفس به نقش و جایگاه خود در انقلاب نگاه نمیکنند. بعنوان انسانهایی که بطور واقعی حرف دارند، سیاست روشن دارند و اگر جلوی حرکت مردم باشند، دیگر محلی برای خرافات و تفرقه های قومی و مذهبی نخواهد بود و میتوانند مردم را حول خواستهای روشن یک دنیای بهتر متحد و متشکل کنند. باید این انتظار و این توقع را در میان اعضای حزب و انسانهای کمونیست و چپ ایجاد کرد و در واقع یک فاکتور مهم در امر سازماندهی انقلاب برای حزب ما همین است. حزبی که برای رهایی از شر این رژیم و به پیروزی رساندن انقلاب پاسخ دارد و میخواهد جامعه آنرا بعنوان رهبر انقلاب بشناسد و انتخابش کند.

در هر حال ما در همه عرصه ها طرح هاي روشني براي سازماندهي داريم. بويژه امروز در شرايط انقلابي جامعه، انجام اين امر را در اولويت كار خود قرار داده ايم و انتظارمان اينست كه در همه جا اعضا و واحدهاي حزبي در چهارچوب همين طرحهايي كه فهرست وار اينجا اشاراتي داشتم و با همین انتظاری که از آن صحبت کردم، در تماسي نزديك و هماهنگ با ما كار كنند و به این ترتیب انقلابمان را سازمان دهیم. من شک ندارم ما پیروز خواهیم شد

جوانان كمونيست، ٢٢ ارديبهشت ٨٩.

سازماندهي حزبي دراوضاع انقلابي

مصاحبه انترناسيونال با شهلا دانشفر دبير كميته سازمانده حزب

كاظم نيكخواه: شهلا دانشفر شما مسئول كميته سازمانده حزب كمونيست كارگري در داخل ايران هستيد. ميخواهم براي آشنا شدن خوانندگان انترناسيونال با اين عرصه از كار سوالاتي را با شما در ميان بگذارم. اولين سوال اين است كه بطور كلي شما چه نوع سازماني در داخل ايران داريد؟ چگونه فعالين و اعضاي و دوستداران حزب را سازماندهي ميكنيد؟

شهلا دانشفر: ببينيد حزب از همان بدو تاسیسش تا کنون با اعضایش و با کادرهایش در داخل ایران حضور داشته و فعالیت کرده است. روشن است كه تشكيلات و كادرها و اعضاي حزب را به دليل شرايط خفقان هركسي نميتوانست ببيند. و نميبايست هم بتواند ببيند. اما كاركرد و تاثير آنها را ميشد و ميشود ديد. اگر كسي به رويدادها و مبارزات و مناسباتي که در همین چند سال اخیر در اوضاع سیاسی ایران جريان پيدا كرده و تاثيرات مهمي بر فضاي سياسي ايران گذاشته نگاهي كرده باشد، قطعا حضور حزب و شعارهایش را كه شاهدي بر وجود اعضا و دوستداران وسيع حزب است، در مناسبت های مختلف و حتي انعكاس آن را در روضه ها و خطبه ها و سخنان سران حكومت دیده است. حزب کمونیست کارگری ایران پرچم انقلاب و سوسیالیسم را برافراشت. شعارهای سرخ و رادیکال در اول مه ها، در هشت مارس ها و در شانزده آذر ها در دانشگاه ها همه و همه نشانگر حضور فعال حزب در داخل و شکل دادن به اوضاع متحول امروز است. خصوصا در دو سه ساله اخیر به یمن وجود کانال جدید، جایگاه و حضور و نفوذ حزب برای هر کسی قابل لمستر و محسوس است.

در دو ساله اخیر با روی آوری وسیعی از سوی انسانهای آزادیخواه به حزب روبرو بودیم. کانال جدید که ابزار رهبری این حزب رو به جامعه بود، از سوی مردم کانال انقلاب نام گرفت. مردم وسیعی که برنامه های ما را میدیدند، با حرارت و پرشور در مباحثات شرکت میکردند. و رژیم را به چالش میکشیدند و در جریان آن ما شاهد  وجود یک  جنبش قوی انسانی، سکولار، مدرن، علیه اعدام، علیه سنگسار، برابری طلب و آزادیخواهانه بودیم . و در جریان این مباحثات خیلی ها با این حزب و کمونیسم آشنا شدند. دور این حرب جمع شدند. مشتاق فعالیت و همکاری نزدیک با حزب شدند و بطور واقعی این سرفصل جدیدی بود در امر سازماندهی حزب در داخل ایران. از همین رو  برای ما نیز بیش از هر وقت سازماندهی به معنی سازمان دادن یک نیروی اجتماعی و توده ای که گرد حزب جمع میشوند تا متحد شوند و خود را از شر این رژیم رها کنند، معنی عملی پیدا کرد و بطور واقعی نیز باید به این مساله جواب میدادیم.

بنابراین ما بعنوان اولین و عملی ترین گام برای سازماندهی در حزب کمونیست کارگران ایران و فعالیت با آن، بر تشکیل “جمع های کانال جدید” تاکید کردیم. گفتیم دور کانال جدید جمع شوید و این جمع ها را در محلات و مراکز مختلف، در کارخانجات با همکارانتان و در میان اقوام و دوستانتان، در همه جا تشکیل دهید و  دوستان هر چه بیشتری را به دیدن برنامه های کانال جدید تشویق و علاقه مند کنید. گفتیم در جمع هایتان  بر سر مباحثی که در برنامه های این تلویزیون طرح میشود، بحث کنید و هم نظری بوجود بیاورید،  همه انسانهای آزادیخواه را به عضویت در حزب فراخواندیم و خواستیم که  آدرس تماس به ما بدهند، تا جدا از برنامه های تلویزیونی با دریافت نوشته ها و نشریات و اطلاعیه های حزب  بیشتر حزب خود را بشناسند. گفتیم این مباحث را بدرون جامعه ببرید. به فراخوان های این تلویزیون عمل کنید. سیاستها و شعارهایی که طرح میکنیم را به درون اعتراضاتتان ببرید. همه جا را با شعارهایی که کانال جدید طرح میکند پر کنید و شعار نویسی کنید. با این کانال همکاری کنید و برای آن اخبار و گزارش بفرستید. برای کانال جدید کمک مالی جمع کنید و غیره. تلاش ما در اين جهتهايي بود كه بطور خلاصه اشاره كردم.  و بطور واقعی نیز پاسخ گرفتیم. جمع های بسیاری شکل گرفتند. با ما تماس گرفتند و شروع به فعالیت کردند. و  متاثر از مباحثی که در کانال جدید طرح شده بود، رفتند و عمل کردند. بطوریکه خیلی جاها شنیدیم که از کانال جدیدیها صحبت بود. و انسانهای آزادیخواه همدیگر را با بحث هایی که در جامعه و در محافل و جمع ها بر پا میشد، پیدا میکردند.

بطور واقعی این تجربه ای جدید و سنتی نوین در امر سازماندهی بود. سازمانیافتن جنبش آزدیخواهی و صف انقلاب در بعدی اجتماعی و سیاسی حول کانال جدید که دیگر همه آنرا میشناسند. حول حزب کمونیست کارگری ایران.  طبعا در این میان انسانهای پیشرو، فعالین کمونیست و چپ، انسانهای رادیکال که همواره در صف جلوی مبارزه هستند، نقش تعیین کننده ای داشتند و پیشگام تشکیل چنین جمع هایی شدند. اين را هم همينجا تاكيد كنم كه گردآمدن حول کانال جدید ميشود گفت شروع کار سازماني ما در اين ابعاد جديد است. این جمع ها ظرفی است برای گرد آوردن نیروی عظیمی که دور حزب جمع شده است. و ما دست به كار ارتقاي اين جمع ها در شهرهاي مختلف شديم.

کاظم نیکخواه: منظورتان از ارتقاي اين جمعها چيست؟

شهلا دانشفر: جمعهاي دوستداران حزب كه از طريق كانال جديد به حزب روي آورده اند، به درجه اي سازمان دارند يا بهتر است بگويم سازمان پيدا كرده اند. اما وقتي از موضع يك حزب كه به تشكيلاتي منسجم و منضبط و محكم و در عين حال عميق و كمونيست و آگاه براي كاري بزرگ مثل انقلاب كردن و تحول دادن به جامعه نياز دارد، به مساله نگاه كنيم، اين ها هنوز پراكنده اند. انسجام ندارند و باید به سازمانی محکم و قدرتمند تبدیل شوند. چگونه باید این جمع ها را ادامه کار کرد؟ چگونه میتوان این صف را انسجام داد که بتواند به هدفی که اساسا برای تحقق آن حول حزب خود جمع و متحد شده اند برسند؟ بتوانند بویژه امروز که در کوران یک خیزش انقلابی در جامعه هستیم، نقش تاریخی خود را  ایفا کنند، این گام بعدی است که باید روشن میکردیم.

از اینرو ما بر روی ایجاد واحدهای حزبی در تمام شهرها تاکید کردیم. اعضای حزب را فراخواندیم که در تمام شهرها روابط خود را فعال کنند. به جمع ها و فعالیتهای خود سروسامانی دهند و هر جا که هنوز واحد حزبی خود را درست نکرده اند، دست بکارش شوند  و در حد توان خود کل مسایل شهر را پیش رویشان قرار دهند. همانطور که گفتم کانال جدید مثل توپخانه ای تبلیغی نیرو جمع میکرد و این نیرو باید در محل سازمان می یافت. و اینجا این وظیفه اعضا و کادرهای حزب بود که این نیرو را جمع و متشکل میکرد. بویژه در میان نیروی جدیدی که در این دوره جذب حزب شدند، اعضایی هستند که از توان و آگاهی بالایی برخوردارند و میتوانند نقش مهمی در سازماندهی و ارتقای جمع های تشکیل شده حول کانال جدید ایفا کنند. بنابراین توقع متناسبی بود که ما پیش روی اعضا و کادرهای حزب و  واحدهای حزبی در شهرهای مختلف قراردادیم  و از آنها خواستیم که به کمک این نیروی عظیم آزادیخواهی که جمع شده است و نیز با اتکا به صف قدرتمند چپ که هر روز در جامعه قویتر میشود، فضای شهرها را متحول کنند و وظایفی پایه ای را در دستورشان گذاشتیم. واحدهایی که خود بحث های حزب را دنبال میکنند. و اگاهگری و مبارزه علیه خرافات و تبعیض و نابرابری و متحد کردن صف آزادیخواهی و برابری طلبی امر هر روزه آنهاست. واحد هایی که یک کار مهم آنها کمونیست کردن و جذب اعضای جدید به حزب است و اعضای آن بخاطر دفاعشان از انسانیت و حقوق انسانی در میان مردم محبوبند. واحدهایی که خود را کمونیست میدانند و هر جا که اعتراضی است،  در صف مقدم اعتراض قرار دارند. واحدهایی که کار دائمی آنها متحد کردن مردم معترض حول خواستها و مطالباتشان در عرصه های مختلف اجتماعی است. و دائم در حال ایجاد انواع و اقسام تشکل برای متحد کردن این مبارزات هستند. واحدهایی که تلاش میکنند فضای سیاسی  شهرها را با تبلیغاتشان، با شعارنویسی و پخش تراکت و اطلاعیه های حزب و غیره دگرگون کنند.  واحدهایی که با انعکاس منظم مسایل شهر و محل فعالیت خود و اخبار اعتراضات مردم به حزب، امکان حضور، دخالت و عکس العمل بموقع آنرا  در مورد مسایلی که در محل میگذرد برای حزب فراهم میکنند. واحدهایی که بطور منظم نشست دارند و بر سر مسایل شهر و مسایل سراسری ای که میگذرد، بحث و برنامه ریزی میکنند و خود را برای مناسبتهای مختلفی که برای اعتراض پیش می آید و بسیج نیرو و رهبری و دخالت در آن آماده میسازند. واحدهایی که با کار خود جمع هایی که حول کانال جدید تشکیل شده اند را بخود نزدیک کرده و به آنها  انسجام میدهند. واحدهایی که جمع آوری کمک مالی را در محیط اجتماعی خود سازمان میدهند. اینها همه وظایف واحدهای حزبی در ایران است که از طریق اعضا و کادرهای حزب به پیش میرود.  واحد هایی که بطور واقعی ادامه فعالیت کانال جدید در محل است و امر سازماندهی در محل را متحقق میسازد.

بدین ترتیب بايد بگويم كه این واحد ها بدنه اصلی حزب در ایران را تشکیل میدهند که بسته به دایره نفوذ اجتماعی شان در سطوح محلی، شهری ، منطقه ای و سراسری نقش ایفا میکنند.

این بطور خلاصه نقشه ما برای سازماندهی در داخل ايران است. برای آن گامهایی برداشته ایم.  همانطور که اشاره کردم روی آوری به حزب وسیع بوده است. اما به لحاظ سازمانی هنوز کارهایی زیادی داریم تا به وضعیت مطلوب برسیم. روشن است شکل گیری و قوام یافتن چنین واحد هایی چه تحول بزرگی در موقعیت حزب و اوضاع سیاسی کل جامعه خواهد. بود  و ما برای آن تلاش میکنیم.

کاظم نیکخواه: شما در شرح وظایف و نقش واحدهای حزبی از نقش آنها در سازماندهی اعتراضات جاری صحبت کردید، بطور مشخص در این زمینه چه اشکالی از کار را در دستور کار این واحد ها گذاشته اید؟

شهلا دانشفر: ببینید بطور مثال ما تشکیل هسته های محلی را بعنوان یک شکل مهم سازماندهی اعتراضات مردم در محلات اعلام کردیم. هسته هایی که در خیلی از محلات نیز شکل گرفت و هم اکنون زمینه های تشکیل آن در سطحی سراسری و در تمام شهرها فراهم است. هسته هایی که اساسا از جوانان و انسانهای معترض در محلات شکل میگیرد و کار آن شکل دادن اعتراض و مبارزه در محل است. یک وظیفه فوری واحدهای حزبی  تلاش برای ایجاد این هسته ها در محلات است.

میدانید که حزب خواستهای فوری ای را اعلام کرد. خواستهایی که تحت عنوان “ده خواست فوری مردم” منتشر شده است. این وظیفه واحدهای حزبی است که مردم را  حول این خواستها و در اشکال مختلفی از نهادها و تشکلهای علنی متحد کنند و با این کار به مبارزات آنان تعیین بخشند و صف اعتراض آزادیخواهی را با خواستهایی روشن و سراسری سازمان دهند.

یا در کارخانجات ما بر روی اخراج نیروهای سرکوبگر بعنوان یک خواست فوری کارگران که مستقیما به شرایط خیزش انقلابی مردم مربوط است، تاکید کردیم. وظیفه واحد های حزبیست که در همه جا تلاش کنند که کارگران را حول این خواست متحد کرده و سازمان دهند. و برای برپایی و تثبیت مجامع عمومی کارگری در سطحی سراسری بعنوان ظرف اتحاد و اعمال اراده کارگران تلاش کنند. واقعیت اینست که حزب در تمام عرصه و بر روی مسایل اعتراضی مردم سیاست روشنی دارد و این وظیفه واحدهای حزبی است که مردم را در همه جا حول این سیاستها متحد کرده و سازمان دهند و خود  در راس انجمن ها و نهادهای مختلف اجتماعی در اعتراض علیه تبعیض علیه زنان، علیه اعدام و در دفاع از حقوق کودک و غیره و غیره باشند. و به این ترتیب در دل این فعالیت ها بیشترین نیرو را به حزب جذب کنند و وسیعترین نیرو را به اعتراض و مبارزه بکشانند و سازمان دهند. بویژه امروز ما شاهد این هستیم که مردم به بهانه های مختلف بیرون میآیند و اعتراض میکنند. واحدهای حزبی باید آماده باشند و هر جا که مردم بیرون هستند، آنها در صف مقدمش باشند و با شعارهای آماده ، به حرکت اعتراضی آنان سمت و سو دهند و در خیلی جا خود مبتکر برپایی این اعتراضات باشند. همین الان سال تحصیلی جدید شروع شده است. دانشگاه این سنگر انقلاب و آزادیخواهی باز میشود، واحدهای حزبی باید خود را برای دور جدیدی از اعتراضات در دانشگاهها آماده کنند. همینطور معلمان که خواستهایشان پاسخ نگرفته است و مترصد فرصت برای ادامه اعتراضاتشان هستند. جمعهاي حزبي باید در همه اين تحولات حساس باشند و فعالانه به اشكال مختلف و در سطوح مختلف دخالتگري كنند.

کاظم نیکخواه: يعني “جمعهاي حزبي” هرگونه كه خود تشخيص دادند در سطح جامعه عمل ميكنند؟ سازمان حزبي در اين ميان چه ميشود؟

شهلا دانشفر: ببينيد اين جمعها با ابتكار و دامنه نفوذ و توانايي كادرهاي موجودشان عمل ميكنند اما برای اینکه همه اینها به حزب و سازمانی محکم و قدرتمند تبدیل شوند تاکید ما ارتباط و تماس منظم با حزب است. تاکید ما گزارشدهی از فعالیت ها به حزب است. تاکید ما بردن سیاست های حزب به درون جامعه و داشتن بیشترین تبادل نظر با حزب و بیشترین هماهنگی در کارها و پیشبرد و گسترش فعالیت ها  در متن فعالیت وسیع اجتماعی آنست.

ما میخواهیم سازمانی قوی، مدرن و منضبط داشته باشیم و در شرایط سیاسی امروز این یک ضرورت فوری است و باید سریعا خودمان را به یک چنین کیفیتی برسانیم. در یک کلام سیاست سازماندهی ما امروز، سیاستی است در ادامه بحث حزب و جامعه منصور حکمت و ترجمه عملی آن در بحث های تعین بخشی و ابراز وجود علنی و اجتماعی چپ كه حمید تقوایی در مورد آن بحث كرده ميباشد. سیاست سازماندهی ما امروز باید  در انطباق با موقعیتی که امروز چپ و حزب در جامعه بدست آورده است و متناسب  با اوضاع پر تب و تاب سیاسی جامعه باشد و ما تلاش  داریم به این مساله پاسخ دهیم.  بنابراین می بینید که  الگوی سازماندهی ما با الگوهای کلاسیک چپ تا کنونی کاملا متفاوت است. از نظر ما امروز حوزه ها و واحدهای حزبی همان تبیین و تعبیری که  چپ از سازمانیابی حزبی داشت ندارند. ما از ایجاد سازمان حزبی در دل فعالیت سیاسی و اجتماعی و در دل تحولات سیاسی جامعه ، از سازمانی دخالتگر و در قلب جامعه سخن میگوییم.

کاظم نیکخواه: به اوضاع امروز برميگردم. اما بطور مشخص قبل تر ها در سياست سازماني حزب فرمولها و طرحهايي مثلا تحت عنوان “سازماندهي منفصل” يا “سازماندهي شانه اي”، و “سازمان هرمي” و امثال اينها مطرح ميشد. اين سياستها الان به چه شكلي در مي آيد؟

شهلا دانشفر: بله درست است اين سياستها را داشته ايم و الان هم بدرجه اي داريم. اما ميخواهم بگويم كه با توجه به اوضاع سياسي موجود و جايگاه حزب، امروز سوالاتی نظیر سازماندهی شکل “منفصل” و به اصطلاح “شانه اي” دارد يا هرمی، يك مقداري از اوضاع عقب تر است و برای بیان خصلت نوع سازماندهی حزبی در داخل ناکافی است. بویژه اینها  سوالات آن توده عظیمی که به حزب رو میاورند و میخواهند با این حزب فعالیت کنند نیست. آنها در جستجوی اشکال عملیتری از نوع فعالیت و کار با این حزب هستند.  اما در عین حال ما به این سوالات نیز پاسخ روشن داریم. پاسخ ما سیاسی است. پاسخ ما همانطور که اشاره کردم، ساختن حزب در متن یک فعالیت اجتماعی گسترده و در دل مبارزه  است. ضمن اینکه اگر بخواهم به این سوالها نیز پاسخ مستقیم بدهم، پاسخ من به روشنی اینست که سازماندهی ما به یک معنا منفصل است. به این معنا که رهبری سازماندهی حزبی در ایران،  از خارج کشور و توسط کمیته سازمانده و تحت رهبری حزب صورت میگیرد. چون خفقان و سرکوب جمهوری اسلامی امکان استقرار رهبری تشکیلات داخل در محل را نمیدهد و مستقر کردن آن در محل ممکن است کل سازمان حزب در داخل را به دام پلیس جمهوری اسلامی بیندازد و در هم بریزد. منفصل است به این معنا که همه واحدهای حزبی در داخل مستقیم در تماس با کمیته سازمانده حزب قرار دارند و حزب در شرایط کنونی هیچ فرد و یا واحدی را به واحد دیگری متصل نمیکند. اما این مساله بطور واقعی همانطور که بالاتر سعی کردم توضیح دهم، هیچ تاثیری بر دایره عمل و ابتکار اعضای حزب در داخل و گسترش ارتباطات و حوزه کار آنها ندارد. چرا که جمع های حزبی در دل فعالیتی سیاسی و اجتماعی به هر اندازه که فعالیت داشته باشند رشد میکنند و جلو میروند.  نیرو جذب میکنند و بزرگ میشوند. و میتوانند و باید نیروهایی که جذب خود کرده اند را بصورت جمع های حزبی سازمانداده و آنها را پیرامون خود داشته باشند و رشد دهند. به عبارت روشنتر سازماندهی ما در داخل،  همانطور كه گفتم در دل یک فعالیت سیاسی، اجتماعی، دخالتگر و وسیع انجام میگیرد و این اتفاقا وسیعترین تمرکز و ارتباط را حول خود بوجود میاورد. اما ارتباطی اجتماعی و طبيعي که با گسترش خود صف آزادیخواهی را شکل میدهد و جلو میرود.  این در واقع سازماندهی انقلاب است. سازماندهی صف آزادیخواهی و صف قدرتمند حزبی است که میخواهد قدرت سیاسی را بگیرد.

در چنین شکلی از سازماندهی طبیعتا شخصیت ها، رهبران عملی  و چهره های محبوب اجتماعی جای کلیدی و مهمی دارند و طبیعی است که جای آنها در این حزب است و حزب تلاش دارد آنها را وسیعا به حزب جذب کند.  رهبرانی که همواره حول خود نیروی اجتماعی وسیعی  دارند. و به اعتبار نفوذ و موقعیتشان در هر  حرکت و مبارزه ای این نیروی بزرگ  را  با خود همراه میکنند و عملا بر قطب بندی مبارزاتی در جامعه سرعت داده و میتوانند فضا را به نفع چپ و رادیکالیسم تغییر دهند. طبیعی است، در شرایط کنونی اعضایی که در چنین موقعیت اجتماعی قرار داشته باشند، بدلیل موقعیت علنی مبارزه شان امکان شرکت مستقیم در جمع های حزبی را ندارند، اما مهم است با حزب در ارتباط باشند. مباحث حزب را دنبال کنند و با استفاده از  نفوذ و موقعیت  اجتماعی خود بکوشند که  رادیکالیسم خود و حزبشان را به درون جامعه ببرند.  بدون شک چنین اعضایی در شرایط پیشروی بیشتر جنبش انقلابی و فلج شدن نیروی سرکوب رژیم، همان رهبرانی خواهند بود که جلوی صحنه علنی مبارزه خواهند آمد و  به اعتبار سالها اعتراض و مبارزه شان محبوب و در قلب جامعه قرار دارند. چهره های شناخته و محبوبی که منتخب و سخنگوی بخش از وسیعی از مردم خواهند بود.

کاظم نیکخواه: فكر ميكنم به اين سوال كه در اوضاع پرتحول سياسي كنوني چه تغييري در سياست سازماني حزب ايجاد شده، در متن پاسخهاي قبلي تان پاسخ داديد. اما بطور مشخص تر آيا ميتوانيد بگوييد شرايط انقلابي كنوني چه تاثيري بر سياست سازماني حزب گذاشته؟

شهلا دانشفر: همانطور که اشاره کردید من به نوعی به این سوال شما در سوالات قبلی پاسخ دادم. اما این سوال شما به من فرصت میدهد که خلاصه و لب کلام را در چند جمله توضیح دهم. من بر سازماندهی حزبی در دل مبارزه و یک فعالیت اجتماعی و سیاسی تاکید کردم. حال که جامعه ای دارد از اعتراض می جوشد، در شرایطی که در شروع انقلابی هستیم که جامعه میخواهد خود را از شر این رژیم رها کند، معنی عملی پیشبرد امر سازماندهی در شرایط انقلابی کنونی یعنی اینکه واحدهای حزبی ما درتمام شهرها ، در تمام محلات و همه مراکز کاری باید تلاش کنند که  فضای سیاسی را بدست گیرند. تلاش کنند  از هر فرصتی استفاده کنند و صف اعتراض مردم را حول خواستهای فوری شان متحد کنند. میخواهم بگویم که عملا در دل اين فعاليت سياسي و انقلابي است كه سازمان حزب رشد و قوام پيدا ميكند و بسياري از دوستداران حزب به سطح عضو و كادر ارتقا پيدا ميكنند. بعبارت ديگر ساختن سازمان حزب و ارتقاي دوستداران حزب، همزمان با سازمان دادن مبارزه و اعتراض توده اي مردم! اينها از نظر ما بايد در اعتراضات هر روزه مردم بطور سازمانیافته شعارهای حزب را به درون مردم ببرند و سازمانده اعتراضات باشند. بنابراین پیشبرد سازماندهی حزبی در متن مبارزات مردم بطور طبیعی در شرایط انقلابی کنونی ابعاد و جایگاه و شكل متفاوتی پیدا میکند. اینها انتظارات غیرواقعی ای نیست. اینها کاملا ممکن است چون همانطور که پیشتر نیز اشاره کردم در دو سه ساله اخیر  جایگاه و موقعیت حزب در میان مردم متفاوت شده و روی آوری به حزب بیشتر است. این را در برنامه های مستقیم کانال جدید و بینندگان بسیاری که می آمدند و تماس میگرفتند و میگفتند میخواهند با حزب فعالیت داشته باشند و راه نجاتی جستجو میکردند به روشنی دیدیم. دوم اینکه در شرایط انقلابی کنونی مردمی که به خیابانها  آمده اند تا خود را از شر این رژیم رها کنند، دیگر به راحتی به خانه ها برنمیگردند و  این مردم آماده تر از هر زمانند برای  اینکه گرد حزبی جمع شوند که حرف دل آنها را بیان میکند. و این خود شرایط را برای فعالیت و سازماندهی حزبی در ایران  مهیا تر کرده است. بنابراین باید شرایط را دریافت. اوضاع خطیر است و واحدهای حزبی در این شرایط نقش بسیار مهمی در هدایت، سازماندهی و متشکل کردن مبارزات مردم دارند.

کاظم نیکخواه: متشكرم

انترناسيونال ٣١٥، ٣ مهر ٨٨*

كار در محلات

بخشهايي از مصاحبه شهلا دانشفر با اصغر كريمي در برنامه تلويزيوني “سازمانده” در كانال جديد

شهلا دانشفر : اصغر کريمي مساله سازماندهي در محلات بحث مهمي است و چايگاه مهمي در امر سازماندهي مبارزات جاري دارد۰ در اين زمينه ميخواستم صحبتي داشته باشيم. وقتي ميگوييم سازماندهي محلات شما در وحله اول چه تصويري درذهنتان داريد؟

اصغر کريمي : براي اينكه به مساله سازماندهي در محلات بپردازم ابتدا به مبارزاتي كه در محلات ميتواند شكل بگيرد اشاره ميكنم. طبعا نه تنها در ايران بلكه در خيلي از كشورهاي ديگر تجارب زيادي در اين زمينه هست كه بايد اين تجربيات را آموخت. اگر دوره انقلاب ٥٧ در ايران را نگاه كنيم٬ بطور مثال در تهران بسياري از حركات اعتراضي در محلات اتفاق مي افتاد. اين اعتراضات نيروهاي رژيم را عاجز كرده بود. جوانان در محلات جمع ميشدند٬ شعار ميدادند و كاري ميكردند. يا در همين ١٨ تير سه سال پيش يادم هست که به مدت سه ٬ چهار هفته هر شب شلوغ بود و محلات معيني مثل امير آباد ، تهران پارس ، ميدان محسني و يا چاهاي مختلف مرکز اين تظاهراتها بودند. يابه فرض در محلات مختلفي ميبينيم كه مردم بر سر مسائل مختلف رفاهيشان مثل مساله آب٬ برق٬ آسفالت و غيره اعتراضاتي دارند و يا ماموران چمهوري اسلامي در گير ميشوند. بعضي محلات كه خارج محدوده تعريف شده است. يك موضوع دائمي اعتراض در چنين محلاتي حمله نيروهاي انتظامي ومامورين شهرداري براي تخريب منازل ساكنين آن محلات است و ما شاهد بوده ايم كه مردم با تمام قدرت در مقابل اين تهاجمات ايستاده اند. بدين ترتيب اگر دقت كنيم ميبينيم كه محلات بيک معني اهميت زيادي دارد و در بسياري اوقات مركز مبارزات مهمي بوده است. از سوي ديگر همواره ما با اعتراض در مراكز كار در كارخانجات٬ مدارس٬ دانشگاهها و غيره روبروييم. ولي بلاخره همه مردم در محلات تچمع دارند و زندگي ميکنند و مسائل مشترکي دارند و اکثر همان مردم زحمتکش و محروم که در فلان كارخانه و يا دانشگاه و مدرسه اعتصاب ميکنند٬ در محلات کنار هم هستند. به عبارت ديگر در هر محله تركيبي از مردم زندگي ميكنند كه ميتوان روي مسائل مهمي آنها را متشكل و متحد كرد. بنابراين مشاهده ميكنيد كه محلات يک عرصه فرعي از مبارزات نيست. براي گسترش يک فعاليت حزبي٬ براي گسترش يك فعاليت توده اي و براي شكل دادن به اعتراضات٬ محلات يك اهميت محوري دارد. همانطور كه اشاره كردم ما يك محيط كار را داريم و يك محيط زندگي كه در آن اعتراضات صورت ميگيرد و ميتوان در دل اين اعتراضات٬ كارگران و توده هاي مردم را به هم نزديك و متحد كرد. محيط زندگي اساسا محلات است و هر شهري و هر چايي از تعدادي از محلات تشکيل شده است. در نتيچه بيک معني اين دو مکان چغرافيايي ٬ يعني محيط كار و محيط زيست متفاوت ولي مسائل مشترک بسياري با هم دارند. بيک معني همه مبارزات مردم در محلات چمع ميشود ، درنتيچه ما يک کار فوق العاده بزرگ و تعيين کننده و سرنوشت سازي در بحث سازماندهي مردم در محلات داريم. و لازمست در مورد آن صحبت كرد. معمولا تصوير محدود و افق محدودي نسبت به كار در محلات وجود دارد. محلات مكاني فرعي٬ حاشيه اي و پشت جبهه اي در فعاليت فعالين و رهبران اعتراضي در عرصه هاي مختلف مبارزه دارد. اما اگر افق روشني از كار در محلات وجود داشته باشد و وسعت كار ديده شود موضوع كاملا متفاوت خواهد بود. آنوقت موقعي که دارد بحث سازمان و تشکيات ميشود٬ ميتوانيم بفهميم که چه کار عظيمي درمقابل ما در بحث محلات قرار گرفته است و محور اين کارها چه ميتواند باشد!

شهلا دانشفر: اجازه دهيد کمي در مورد محلات کارگري صحبتي داشته باشيم. دوستي باسم حميد از ما خواسته که بيشتر در مورد محلات کارگري صحبت کنيم، محلاتي که بفرض منطقه اي را ميبينيم در جاده کرج که اساسا کارگران در آنجا در يک محل مستقر هستند. چرا كه كارگران عمدتا بخاطر ارزانتر بودن كرايه منزل بيشتر اوقات در حاشيه شهرها زندگي ميكنند. وو بدين ترتيب مي بينيد که در يکجا و در يك محل جمع شده اند. خود بخود اينگونه محلات بيشتر به مسائل مستقيم محل كل و اعتراضات كارگران در كارخانه وصل ميشوند. در رابطه با اينگونه محلات چه نكات بيشتري را مينوان خاطر نشان كرد؟
اصغر کريمي: در چنين محلاتي يکي از مشكلات مهم محروميت مردم از امكانات رفاهي است. در واقع زندگي در خارج از محدوده به اين كارگران تحميل شده است. بارها مامورين شهرداري آمده اند تا خانه هاي مردم در آن محلات را خراب كنند و با مبارزه مردم روبرو شده اند. يا اگر خراب شده است دوباره مردم با اتحاد و همبستگي خود از نو خانه هايشان را ساخته اند. جنايتي آشكار از سوي رژيم كه نه تنها براي مردم در اين مناطق امكانات زيستي فراهم نكرده است بلكه حتي آلونك ها و كلبه هايشان را تخريب كرده است. بطور دائم پاي بولدوزر و شهرداري در ميان بوده و مقامات و نيروهاي انتظامي آمده اند و مردم را مورد اذيت و آزار قرار داده اند. اما در بسياري از اين مناطق مردم توانسته اند با يك كشاكش و جنگ اسكان خودرا به رژيم تحميل كنند و به زندگي خود در آلونكهايشان ادامه داده اند. منتها امكانات زيستي در اين محلات بسيار پايين است. مردم بطور جدي با مشكل بي آبي ٬ بي برقي٬ آسفالت ٬ مدرسه٬ در مانگاه و حداقل امكانات شهري روبرو هستند. بطور واقعي در جنين محلاتي كه مردم با چنگ و دندان و با حمايت از يكديگر توانسته اند سرپناهي برا ي خود داشته باشند٬ اتحاد و همبستگي بين مردم بسيار بالاست.نبابراين چرا مردم در اين محلات سازمان ندارند؟ چرا نمايندگان خود را ندارند تا بتوانند براي بهبود شرايط زندگي شان كاري كنند؟ چرا در هر محل نماينده ندارند و چرا سازمان ندارند؟ اين مردميکه ده هزار و بيست هزار و گاها پنجاه هزار و صدهزار توي محله اي زندگي ميکنند اما هيچ سازمان و تشکيلاتي ندارند و هيچکس نمايندگيشان نميکند. درنتيجه اين مردم هم معترضند ولي نمايندگي نميشوند. معترضند ولي نميتوانند متحد کاري کنند و معترضند ولي سازمان ندارند. درنتيجه اين مبارزاتشان به هرز ميرود و کمتر بجايي ميرسد. درحالي که اگر به انواع و اقسام مختلفي خودشان را متشکل بکنند و موقع مذاكره و صحبت حول مشکل بي آبي و غيره نمايندگانشان را انتخاب بکنند و بفرستند و سپس نمايندگانشان بيايند و گزارش دهند آنوقت کم کم ميبينيد که يک تعدادي از اشخاص پيدا ميشوند که سرشناس شده اند و يک تعداد آدم يافت ميشود که مورد اعتماد هستند و بلافاصله اينها ميتوانند بهنگام رخ دادن اتفاقي سوت بکشند و مردم هم فورا جمع ميشوند و ميروند و اعتراض ميکنند. آنوقت جمهوري اسلامي نميتواند هر اجحافي در حق اينها بکند. مطمئنا وادار ميشود و آب محل را ميکشد و برق محل را درست ميکند و مدرسه ميسازد و درمانگاه ميگدارد و اسفالت محل را حل ميکند۰ درعين حال همانطوريکه شما اشاره کرديد اينها بطور دائم به مسائل کارخانه وصلند ۰ اين نيروي زياد کارگراني که در محلات هستند بيايند گزارش بدهند از مردمي که در محل کار ما هستند خواسته هايشان چيست و کل مردم بسيج بشوند حول دستمزد، حول مبارزه با اخراچ ، مبارزه با ناامني محيط کار ندادن دستمزد و همه مسائل محل چمع بشوند و ميتينگ بگدارند و تظاهراتي بکنند و بروند جلوي شهرداري و جلوي استانداري و جلوي جاهاي مختلف ديگر و دست به اعتراض بزنند ۰ اينها عرصه هايي مهم و دريايي از کار و فعاليت در حل مسائل محله اي بويژه در اين محلات را تشكيل ميدهد.
شهلا دانشفر۰ يک چنين محلاتي طبعا بهترين محيط و فضايي است براي خبر رساني، براي کشاندن اعتراض به سطح جامعه ، براي مطلع کردن اعتراض در يک کارخانه و حتي به کارخانجات ديگر، و براي شکل دادن ويک همبستگي وسيع کارگري در بين کارخانجات مختلف. وحتي براي سازمان دادن اعتراضات همزمان کارخانجات يک منطقه. بفرض منطقه کرج که تعداد زيادي کارخانجات درآنجا هست۰ خب اينها که در يک محلاتي ساکن هستند از اين طريق ميتوانند انتقال خبر بکنند ، از اين طريق ميتوانند همبستگي چلب کنند ، از اين طريق ميتوانند اعتراضاتشان را همزمان سازمان بدهند و از اين طريق ميتوانند صندوق اعتصاب تشکيل بدهند ( اصغر کريمي : و اعلاميه هاي کارگري را پخش کنند ) و به اين ترتيب ميتوانند حتي در يک سطح پيشرفته تري بروند بسمت سازماندهي شوراهاي منطقه اي کارگري ۰ من خاطرم است که در انقلاب ٥٧ خودم يکي از کساني بودم که شوراهاي منطقه اي شرق تهران را شکل داديم و اساسا مبناي شکل دادنش همين آشناييهاي محلي بود. با تعدادي از کارخانجات مختلفي که در محل بود آشنايي پيدا کرديم و بعدا سعي کرديم آشناهاي بيشتري هم پيدا کنيم ، سعي کرديم به کارخانه بلر که تا آنجايي که يادم است در جنب نيروي هوايي بود برويم و در کارخانجات مختلف ميرفتيم سراغشان ( اصغر کريمي شما حافظه خوبي داريد بعد از هفتاد هشتاد سال مبارزه ! خنده هردو ) و بدين ترتيب ما توانستيم شوراهاي منطقه شرق تهران را درست کنيم و به کارخانجات يک محله اي وصل بشويم و همه اين چيزها۰ ميخواهم بگويم که محلات بدين اعتبار به محيط كار وصل هستند. حتي ميتوانيم اعتراضات کارگري را شکل بدهيم و برويم به يک شکل پايه اي تري از سازمان.
اصغر کريمي: راستش اينها نکات خيلي مهمي هستند و الان بيشتر مي بينيم که اين بحث چه بحث وسيع و همه جانبه اي است که بايد رويش کار بيشتري بشود و فعالين حزب کمونيست و کارگران پيشرو بنظرم به اين امر که معمولا کم توجه شده از حالا توجه خيلي خيلي بيشتري بشود. دائم بايد روي اين مساله و اين جنبه کار بشود و همين برنامه هاي “کارگران و يک دنياي بهتر” و برنامه سازمانده و تلويزيون نقش بيشتري بايد داشته باشند و بيشتر بايد روي اين مسئله نيرو بگذاريم و کار کنيم و صحبت داشته باشيم۰ ببينيد معلمي که در مدرسه است و هزار درد و نارضايي و ناراحتي دارد بايد خيلي راحت تر بيايد و جمعهايي بايد باشد که بتواند صحبتهايش را طرح بکند و نارضايي و مسائلش را در ميان بگذارد. همينطور پرستاري که در جايي کار ميکند و در همين محلات زندگي ميکند بايد بتواند بيايد و مشکلاتش را با مردم مطرح کند و مردم هم دوش يدوش آنها و در کنار آنها ، در مشغله ها و مشکلات کاري اش يکي شوند و سعي کنند از خواسته هايش و از مسائلش حمايت کنند. آن پرستاري که مي ايد و مي بيند که مردم بطور يکپارچه در جمعهايي که صحبت ميکنند درکش ميکنند و مسائلش را ميفهمند و حاضرند که پشتيباني بکنند از خواسته هايش ، و اعلاميه و اعتراضش را که با تمام خواسته هايش در قطعنامه اي نوشته اند حاضرند که وسيعا پخش کنند و حاضرند که در يک تجمعي در دفاع از آن شرکت کنند طبعا روحيه ميگيرد و اعتماد بنفس پيدا ميکند و شکاف بين مردم و چشم هم چشمي ها و رقابتها و اختلافات کم کم کنار زده ميشود و مردم در اين زمينه يکپارچه ميشوند. ميخواهم بگويم که بخشهاي مختلفي از مردم و نه تنها کارگران که در يک کارخانه کار ميکنند بلکه پرستاران و معلمين و کارمندي که براو اجحاف ميشود بايد بتوانند دوش بدوش هم کار کنند. خاصيت محله اينست که ديگر مثل کارخانه نيست که کارگران يک کارخانه اند بلکه اينجا معلم و دانش آموز و دانشجو و پرستار و کارمند و کارگر همگي ميتوانند حول دردهاي مشترکي که دارند و مسائل مشترکي که دارند توي جمعهاي مختلف کنار هم جمع شوند. و اينجا من اشاره ميکنم اما هرچند ممکن است که الان بحث اين نيست ولي ميخواهم بگويم حتي حوزه هاي کمونيستي و حوزه هاي حزبي هم که تشکيل ميشود ترکيب متنوعي دارد که در اين حوزه ها ميتوانند راجع به مدرسه و دانشگاه ، نداشتن آب و برق تا مسائل کارخانه ، همينجور راجع به همبستگي بين محلات و کارخانه هاي مختلف بحث کنند و صحبت کنند۰

شهلا دانشفر: دقيقا. بويژه وقتي که اعتصاب سراسري اعلام ميشود مثلا از سوي معلمان و پرستاران و يا شرکت واحد ، خب اين بهترين جا است که محله را که بخشي از آن جامعه است از حرکت خود مطلع کند. بنابرين يک همبستگي گسترده اي را سازمان دهند. بنابرين روشن است و مشخص ميشود که چه جنبه هاي وسيع و چه ابعاد کلاني در ساماندهي محلات است. تا اينچا نکات زيادي مطرح شد و اين نکات اساسا مسائل زياد و متنوعي را در دستور ما قرار داده است۰ من فکر ميکنم در برنامه هاي ديگر هم راجع به آن بايد صحبت کنيم. بعنوان يک جمعبندي خب حوزه هاي حزبي و جمعهاي حزبي و فعالين کمونيست و فعالين حزبي نقش اساسي دارند در شکل دادن به يک چنين قعل و انفعالي در محلات. در اين زمينه شما چه فکر ميکنيد و چه تاکيدات بيشتري داريد؟
اصغر کريمي: اولين مسئله اينست که همان مردم ، همان توده هاي عادي مردم که نارضايتي دارند از اينهمه اچحاف که يک زندگي مشقت باري به آنها تحميل شده همانها هستند که موضوع كار ما هستند و همانهايي هستند که بايد کمونيستهايي باشند که در حوزه هاي حزبي دارند شرکت ميکنند۰ حوزه هاي حزبي مال آدمهاي خيلي خاصي نيست مال آدمهاي خيلي ويژه اي نيست بلکه هرکس که به ريشه اين دردها و مشقات دارد پي ميبرد و خواهان يک زندگي برابر و سوسياليستي و انساني است، خواهان يک نظام استثمار و سرماي داري نباشد بايد بتواند و آماده است و در يک قدمي تبديل شدن به يک کمونيست دوآتشه و پرشور و يک عضو حزب است. بنابراين خود تعداد کساني که ميتوانند در حوزه شرکت کنند بايد فرض کنيم که لااقل پتانسيل و زمينه اش هست که آدمهاي خيلي زيادي باشند و همين زنان و مردان و دختران و پسران که در همين محلات زندگي ميکنند و ترکيب متنوعي که اشاره کرديم ، از معلم تا پرستار و تا جوان و تا دانشجو و تا کارگري که بيکار است و يا شاغل کارخانه است تا زن خانه داري که در اين محل دارد زندگي ميکند. من فکر ميکنم کارهاي خيلي متنوعي ميتوانيم بکنيم۰ هرکمونيستي که توي محله است قاعدتا دوستان و آشنايان زيادي دارد و بايد با تلاش دائمش سعي کند که توجه اينها را به برنامه هاي تلويزيون کانال جديد جلب کند و سع کند که نشريات حزب را بخوانند و کتاب مانيفست مارکس و انگلس را بايد پخش کرد و دنياي بهتر را بايد پخش کرد و کم کم سر کمونيسم و سر مدهب بحث کرد. سر دفاع مذهب از نابرابري بايد بحث بشود و صحبت بشود و دائما ميبينيم که يک عده واقعا دارند کمونيست ميشوند و آمادگي پيدا ميکنند که در حوزه هاي حزبي محل زندگي و در حوزه هاي حزبي شرکت کنند. خود حوزه ها هم بسهم خودشان ميتوانند نقش تعيين کننده اي در بهم بافتن محل داشته باشند . هر حوزه ممکن است که سه تا کار در دستورش بگذارد و بتدريج ميبينيم که روحيه محل دارد تغيير ميکند.
شهلا دانشفر: همانطوري که شما تاکيد کرديد درواقع فعالين حزبي ، کمونيستها و حوزه هاي حزبي که درواقع تشکل اينهاست و اينها هستند که تضمين کننده يکچنين فعل و انفعالات حزبي در محل هستند و تضمين کننده يک روابط پيشرفته و مدرن و انساني در محل هستند ميتوانند کانونهاي مبارزه را در محل شکل بدهند و ميتوانند در راس اعتراضات قرار بگيرند. و بدين معني مهم است. به همين اعتبار نقش حوزه هاي حزبي در محلت خيلي مهم است. اين بحث مهم است و ما يک برنامه ديگر هم بايد در مورد آن داشته باشيم

كارگر كمونيست ٤٧،  ٩ آذر ٨٥۰

سازماندهي حزبي در ايران

بخش دوم

محسن ابراهيمي: آيا اين حوزه ها متصلند؟ منفصلند؟ به طور جداگانه با حزب رابطه دارند؟ شكل سازمانيشان مشخصا چيست؟

شهلا دانشفر: طبعا روشن است كه سازماندهي هرمي امروز شكل سازماندهي ما در داخل نيست و به اين اعتبار سياست سازماندهي ما در داخل كماكان سازماندهي منفصل است. اما با توجه به وصل بودن روابط فعالين حزب در دل مبارزات جاري به يكديگر، با توجه به تشكيل جمع هاي تلويزيون و راديو و بوجود آمدن حوزه هاي طراز نوين در اين دوره ، سازماندهي حزب در داخل از حزب مبلغ به حزب مرجع تبديل شده است و شكل سازماندهي آنرا ديگر نميتوان با انفصال يا تمركز توضيح داد

Read more of this post

سازماندهي حزبي در ايران

بخش اول

مصاحبه با شهلا دانشفر

دبير کميته سازمانده حزبي

محسن ابراهيمي: به عنوان دبير کميته سازمانده حزب در داخل، لطفا قبل از هر چيز خيلي مختصر اين کميته را معرفي کنيد. اين کميته کي تشکيل شده است؟ ضرورت تشکيل چنين کميته اي چيست؟

شهلا دانشفر: کميته سازمانده حزبي وظيفه ساختن سازمان حزب در داخل را بعهده دارد. اين کميته به يک معني سازمان جديدي در حزب نيست و ما هميشه سازماني براي پيشبرد اين کار در حزب داشته ايم. اما ٥ ماه پيش بود که اين کميته مشخصا با اسم کميته سازمانده حزبي و با تعريف و وظايف روشنتري تشکيل شد و علاوه بر من رفقا فاتح بهرامي، نسرين رمضانعلي، محمد آسنگران و مصطفي صابر اعضاي اين کميته هستند. ضرورت وجود چنين کميته اي کاملا روشن است و در پاسخ به سئوال شما خوبست اين نکته را تاکيد کنم که در شرايط سياسي پر جنب و جوش امروز، در شرايطي که چپ هر روز در جامعه قويتر ميشود و روي آوري به حزب وسيع است، تشکيل کميته اي با وظايف روشنتر و مشخصتر براي پاسخ دادن به اين نياز، مبرم و حياتي بود. عضو گيري وسيع، سازماندهي انبوه و کلان و ايجاد سازماني متناسب با اين سطح از روي آوري به حزب که امروز ما شاهد آن هستيم بيش از هر چيز ضروري کرده بود که يک بار ديگر رئوس کار خود در سازماندهي داخل را مرور کنيم و برنامه عمل دقيقي براي آن داشته باشيم. کميته سازمانده بر اساس پاسخگويي بر اين ضرورت شکل گرفت.

Read more of this post

بايد متشکل شويم!

در مقابل جنبش رو به رشد مردم براي سرنگوني رژيم، جمهوري اسلامي تعرضي وسيع را در دستور گذاشته است، مبارزه با بدحجابي اسم رمز اين تعرض جديد است. امروز ميبينيم که رژيم به جوانان حمله ميکند، زنان و دختران جوان را به بهانه بدحجابي مورد تعرض قرار ميدهد، بساط دستگيري ها و اعدامها را گسترش داده است. در خيابانها حزب الله چرخاني ميکند و ميکوشد تا فضاي رعب و وحشت را بر جامعه حاکم کند. بايد عليه اين تعرضات ايستاد. بايد تعرضات رژيم را با اعتراض و تعرض پاسخ داد. بايد هر کجا که شاهد تعرض به زنان، دختران و جوانان هستيم با اجتماع کردن و اعتراض و تعرض متقابل نيروهاي انتظامي و انصار حزب الله را به عقب راند. براي چنين تعرضي بايد متشکل شد. سازمانيابي توده اي امروز يک حلقه کليدي در گسترش مبارزات ماست.

امروز شرايطي است که ميتوان و بايد انواع و اقسام نهادها و تشکل ها را حول محور اعتراضات گوناگوني که وجود دارد شکل داد و با قدرت بسيج بيشتر و در موقعيت قويتري در مقابل تعرضات رژيم ايستاد. جوانان در هر محل ميتوانند به مرکز اعتراض عليه تعرضات جمهوري اسلامي و عقب راندن آن تبديل شوند و در محلات متشکل شوند. همچنين جنبش اعتراضي زنان همواره يک فاکتور مهم در اوضاع سياسي ايران بوده است. اين جنبشي است که هر روز قويتر و متشکل تر شده است، امروز اين جنبش در موقعيتي قرار دارد که ميتواند متشکل تر و قويتر به ميدان آيد و ابراز وجود علني داشته باشد و در مقابل تهاجمات رژيم بايستد.

Read more of this post