شهلا دانشفر

خوش آمديد

Category Archives: معلمان

اعتصاب واعتراض گسترده معلمان در دو روز گذشته

معلمان-معترض-ایران
به گزارش تارنمای کانون صنفی معلمان طی روز های سه شنبه و چهارشنبه ۳۰ دی و اول بهمن ماه معلمان سراسر کشور در اعتراض به وضعیت نامناسب معیشت و منزلت و امنیت خود دست به اعتصاب سراسری زدند. این اعتصاب بدون هماهنگی کانون های صنفی سراسر کشور و در تمامی استان ها و تمامی شهر ها و روستاهای کوچک و بزرگ کشور انجام شد. این بار این معلمان معترض هستند که ابتکار این اعتراضات را در دست گرفته اند. بنا بر گزارش تارنمای کانون صفنی در تهران در مناطق ۲،۵،۶،۷،۸،۹،۱۰،۱۱،۱۴،۱۷،۱۸،۱۹ و شهرستان های استان تهران نواحی رباط کریم، شهریار و شهر قدس، ملارد، ورامین و پاکدشت، رودهن و بومهن و از استان های اصفهان، گیلان، شیراز، همدان، لرستان خراسان، سیستان و بلوچستان و خوزستان (علی الخصوص شهر خرمشهر)، کردستان، آذربایجان، یزد و کرمان و سمنان این اعتصاب صورت گرفت. بنا بر خبر در دبیرستان های پسرانه و در شهرهای کوچک استان ها
ومناطق محروم تر تحصن با جدیت بیشتری مورد حمایت قرار گرفت.

معضل “دین گریزی” در مدارس و بسیج لشگر حوزه علمیه

یک وظیفه مهم دولت روحانی، به آخر رساندن همه طرحهای ناتمام دولتهای قبلی است. یکی از این طرحهای خاک خورده، واگذاری مدارس دولتی به حوزه علمیه است. دادشان از “دین گریزی” در مدارس، “دین گریزی” در میان جوانان، “دین گریزی” در جامعه بلند شده است و می خواهند لشگر حوزه علمیه شان را راهی مدارس کنند. در همین راستا اخیرا تفاهم نامه ای بین آموزش و پرورش تهران و حوزه علمیه در تهران امضا شده است که حول و  حوش آن سر و صدای زیادی به پا شده است. طرحی که به زمزمه های اعتراض در میان معلمان دامن زده است. تا جائیکه حتی تشکل “سازمان معلمان” که خود را نماینده معلمان میخواند ولی همیشه تلاش داشته مبارزات معلمان را بدنبال این یا آن جناح رژیم بکشاند و در چهارچوب نظام محدود کند، نیز طی بیانیه ای خطاب به “دولت تدبیر و امید” خود، خواستار لغو این تفاهم نامه شده است.

Read more of this post

به استقبال اول مهر برويم

سال تحصيلي آغاز ميشود، خود را براي اعتراضات گسترده سراسري آماده كنيم

دو هفته دیگر مدارس و دانشگاهها باز میشود و سال تحصیلی جدید آغاز میگردد. دو کانون مهم اعتراض در جامعه، دانشجویان و معلمان دوباره گرد می آیند و از هم اکنون زمزمه های اعتراض را میشود شنید. هراس مقامات حکومت را هم میتوان دید، وزیر آموزش عالی کشور

از هم اکنون شمشیرش را کشیده است و میگوید دانشگاهی که در آن مقررات اسلامی حاکم نباشد و صدای اذان بلند نشود باید با خاک یکسان کرد. اینها خوب میدانند از چه سخن میگویند. از دانشگاه این سنگر آزادی و مبارزه دارند سخن میگویند. میدانند که فضاي دانشگاهها چگونه است و زمزمه های اعتراض بگوششان رسیده است. معلمان نیز با تجمعات همین مدت خود در برابر مجلس به استقبال اول مهر رفته اند. ١٢٠ هزار معلم حق التدريسي خواهان استخدام رسمي خود هستند. دولت قران خواني را جزو مباحث آزمون استخدامي گذاشته است و معلمان معترضند. خواست استخدام اين معلمان يكي از خواستهاي اعتراضات تا كنوني معلمان بوده است. تازه اينها تمام تصوير نيستند. دانش آموزان به مدرسه ميروند. در اين ميان خانواده هاي بسياري هستند كه توان فرستادن فرزندانشان را به مدرسه ندارند. و معلوم نيست باز چه تعداد ديگر دانش آموز از تحصيل محروم خواهند ماند. چه تعداد ديگر كودك بر كودكان كار و خيابان اضافه خواهد شد. خصوصا اينكه امسال بازگشايي مدارس، اول مهر مصادف است با اجرايي كردن طرح يارانه هايشان و از هم اكنون قيمت ها چندين برابر افزايش يافته است. و دارند از افزايش قيمت برق و شوكه شدن مردم تهران و افزايش هزينه ترانسپورت و اعتراض ايستگاههاي اتوبوس بر سر اين موضوع و شدت گرفتن اعتراضات مردم بر سر گراني سخن ميگويند. خوب اين ميليونها خانواده اي كه بچه هايشان را به مدرسه ميفرستند با اين گراني و هزينه تحصيل فرزندانشان چه ميكنند؟

بنابراين كل اين تصوير را كنار هم بگذاريد به روشني ميتوان ديد امسال شروع مدارس و دانشگاهها نسبت به هر سال متفاوت است. خصوصا مردم يكسال اعتراضات جانانه اي را عليه اين رژيم پشت سر گذاشته اند و همواره مترصد فرصتي هستند تا به خيابان بيايند و مرگ بر ديكتاتور سر دهند. بايد به استقبال روزهاي پر تلاطم، اين روزهاي اعتراض گسترده و سراسري برويم. از هم اكنون بايد بيانيه ها و قطعنامه هاي خود را به مناسبت بازگشايي دانشگاهها منتشر كنيم. بيانيه هايي كه خواست كوتاه شدن دست حراست و كميته هاي انضباطي از دانشگاهها، آزادي فوري دانشجويان زنداني و همه زندانيان سياسي از زندان، جدايي مذهب از آموزش و تحصيل، آموزش رايگان، لغو تبعيض جنسيتي و ممنوعيت جداسازي دانشجويان دختر و پسر، لغو حجاب اجباري را مورد تاكيد قرارميدهد. بيانيه هايي كه برابري زن  و مرد، آزادي بدون قيد و شرط سياسي، لغو مجازات اعدام و انسانيت را فرياد ميزند. عليه سنگسار و اعدام  مي ايستد و خواهان متوقف شدن احكام جنايتكارانه سنگيسار و اعدام است. و همين امروز به صف بين المللي اعتراض عليه سنگسار سكينه محمدي كه امروز به سمبل اعتراض عليه جمهوري اسلامي و قوانين ارتجاعي اسلامي تبديل شده است، تاكيد كنيم.

اما این تنها دانشگاه نیست كه كانون جوشش و اعتراض است. نیروی میلیونی معلمان نیز در راهست. با شروع سال جدید ميليونها معلم نیز در مدارس گرد می آیند. نيروي معلمان در کنار اعتراضات دانشجویان و اعتراضات هر روزه مردم، فضای سیاسی جامعه را میتواند بکلی عوض کند. از همين رو شروع سال تحصیلی جدید، آنهم در اوضاع ملتهب سیاسی کنونی خود يك اتفاق سياسي مهم است و همه توجه جامعه را به خود جلب كرده است.

معلمان سالهاست كه براي خواستهايشان مبارزه ميكنند. خواستهايي كه رفع تبعيض و داشتن يك زندگي انساني محور اصليش بوده است. اما تا كنون به هيچ خواستشان پاسخ داده نشده است و هر روز در تنگناي بيشتري قرار گرفته اند. امروز بهترين فرصت است كه معلمان با اعلام خواستهايشان بصورت قطعنامه و بيانيه و پخش آن در تمام مناطق آموزش و پرورش و در همه شهرها  سال جديد تحصيلي را آغاز كنند. اعلام كنند كه تشكل، اعتصاب، تجمع حقوق مسلم و پايه اي آنهاست و تشكل خود را برپا كنند. اعلام كنند كه دستمزد شان در گام نخست نبايد كمتر از يك ميليون تومان باشد. اعلام كنند كه خواهان تسهيلات لازم براي تامين مسكن هستند. اعلام كنند كه خواهان بهداشت و درمان رايگان هستند. خواهان آزادي فوري رسول بداغي، عليرضا قنبري و همه معلمان زنداني و  زندانيان سياسي از زندان شوند.  خواهان بازگشت به كار معلماني باشند كه به خاطر مبارزاتشان تبعيد و يا از كار اخراج شده اند و با اعلام اين خواستها در واقع پاسخ سازشكاري هاي كانون صنفي معلمان و هر تشكل ديگري كه به اسم آنان سخن ميگويد و مانع پيشروي مبارزاتشان هستند، را بدهند.  و دست به كار ايجاد تشكل واقعي خود شوند. تشكلي كه خواستهاي اعتراضي معلمان را نمايندگي ميكند.

جنبه ديگر شروع سال تحصيلي همانطور كه در بالاتر اشاره كردم. ميليونها مردمي هستند كه براي فرستادن فرزندانشان به مدرسه هم اكنون در تنگنا و فشار هستند. بايد با صداي بلند اعلام كنيم كه جاي فرزندان ما مدرسه است نه خيابان. ما زير بار اين گراني نمي رويم. تحصيل بايد رايگان باشد و قراني بابت تحصيل فرزندانمان نمي پردازيم. دست فرزندانمان را بگيريم و همه با هم اعلام كنيم كه اگر فرزندان ما را به مدرسه راه ندهيد مقابلتان مي ايستيم. در محلات با هم متحد شويم و اين جنبش اعتراضي را به راه اندازيم.

اول مهر و شروع سال تحصيلي را به دور جديدي از اعتراضات گسترده و سراسري خود تبديل كنيم

انترناسيونال٣٦٥،  ١٩ شهريور ٨٩

 

استغاثه كانون صنفي معلمان ربطي به معلمان ندارد

تعدادي از رهبران کانون صنفي معلمان دستگير شده اند. سالهاست معلمان براي خواستهاي خود مبارزه ميکنند و خواهان يک زندگي انساني هستند، عليه تبعيض بپاخاسته و با شعار معيشت منزلت حق مسلم ماست، خواستهاي خود را فرياد زده اند. امروز درست در ادامه يکسال خيزش انقلابي مردم “کانون صنفي معلمان” در بيانيه ٤ تيرماه خود با عجز و لابه به درگاه “خانه ملت”، “وزير محترم” زانو زده و بيصبرانه منتظر آزادي همکارانش در فضاي “غير امنيتي” ميشود. هر کس که اين بيانيه را ميخواند به روشني ميبيند که اين عجز و لابه و گفته هاي آن هيچ ربطي به معلمان و خواستهاي آزاديخواهانه و انساني معلمان ندارد و رهبري اين کانون و گردانندگان آن نه تنها نماينده معلمان نيستند، بلکه ترمزي در مقابل مبارزات آنانند. بيانيه ٤ تير كانون صنفي معلمان بيعتي ديگر با حکومتيان است. در بيانيه آمده است:” کانون صنفي معلمان ايران با ملاحظه شرايط حساس کشور در سال تحصيلي جاري علي رغم وجود انتقادات و اعتراضات به عملکرد مديران آموزش و پرورش از انجام هرگونه اقدام جمعي اعتراضي و يا حتي صدور بيانيه انتقادي خودداري کرد”. نگاهي به اين عبارت کاملا نقش مخرب و سازشکارانه اين کانون را نشان ميدهد. نشان ميدهد که چگونه اعتراف ميكند كه تلاش كرده است كه اعتراضات معلمان را سد كند. البته توجه كنيد كه امروز نيز اگر چنين بيانيه اي بعد از سبك سنگين كردن هاي فراوان از سوي اين حضرات صادر شده است، بخاطر اينست كه رهبرانشان باغاني و بهشتي و غيره در زندانند. بخاطر اينست كه رژيم حتي تحمل اپوزسيون درون خودش را ندارد و همين هفته ديديم كه چگونه دارودسته هايشان در مقابل مجلس اسلامي به تظاهرات عليه يكديگر دست زدند و حكم اعدام يكديگر را ميدهند. و بخاطر اينست كه بسراغ يك يك شان رفته اند و مرتب زير فشار بوده اند. از همين رو سران سازشكار كانون در اين بيانيه بدنبال گلايه هايي از اينكه باغاني و بهشتي و تعدادي ديگر از معلمان در زندانند و رسول بداقي را زنداني كرده و به زندان گوهر دشت منتقل کرده اند و حقوقش را قطع و چه بدبختي ها بر سر خانواده او آورده اند، و خلاصه بعد از همه اين فشارها و سركوبگري هاي وحشيانه رژيم، روي سخنشان به حكومت اينست كه: ” درهاي خانه ملت (يعني همين مجلس كثيف اسلامي) به روي خانواده بازداشت شدگان و همکاران آن ها بسته شده است. ، – وزير محترم آموزش و پرورش برخلاف پيشينه نسبتاً مثبت دوران نمايندگي مجلس از ديدار و گفت و گوبا نمايندگان تشکل هاي صنفي معلمان خودداري مي نمايد. ، – روزنامه ها و خبرگزاري ها از درج اخبار نهادهاي صنفي معلمان منع شده اند”. اين عبارات بوي تعفن ميدهد. امروز كمتر كسي جز دارو دسته هاي خود حكومت در مورد ارگانهاي حكومت و مقاماتش با اين عبارات سخن ميگويد. عباراتي كه بوي تعفن تملق و ارتجاع و سازشكاري آن نفرت انگيز است. واقعا شهامت زيادي ميخواهد كه امروز در كوران اعتراضات مردم تشكلي تحت عنوان “كانون صنفي معلمان” ادعاي نمايندگي معلمان را بكند و به مجلس اسلامي كه محل ارتجاع و تصويب قوانين ارتجاعي اسلامي اين حكومت است، مجلسي كه جزيي از دستگاه جنايت و سركوب اين حكومت است، ” خانه ملت ” خطاب كند. شهامت زيادي ميخواهد در مقابل معلمي كه فرياد ميزند، ٢٨ سال گذشت پول نفت كجا رفت. مجلس به اين بيغريتي هرگر نديده ملتي، وزير بيكفايت استعفا استعفا. با چنين دريوزگي اي به دست و پاي وزير آموزش و پرورشي كه يك ركن مهم اجراي سيستم آموزشي جمهوري اسلامي و جدا سازي جنسيتي در مدارس، جدا كردن كتب دروس دختران و پسران از يكديگر و كشيدن ديوارهاي آپارتايد جنسي در مدارس است، بيفتد و طلب آمرزش كند. سران سازشکار کانون صنفي معلمان به درگاه مجلس شوراي اسلامي دخيل بسته اند که بلکه معجزه اي شود. در آخر هم اين حضرات همچنان منتظر مراحل قانوني وضعيت دستگيري همكارانشان هستند و بيصبرانه منتظر آزادي آنها در فضايي “غير امنيتي”. واقعا شرم آور است.

 

روشن است كه اين كانون و سران كنوني آن ربطي به معلمان و خواستها و مبارزاتشان ندارند. خصوصا امروز در شرايط پر التهاب مبارزه اصلا ربطي ندارند. نقش اين كانون همانطور كه خود در بيانيه به آن اذعان دارد مانع و ترمز مبارزات معلمان است. و بايد اين مانع را كنار زد. بايد معلمان معترض ، چپ، كمونيست جلو بيفتند و سخنگويي واقعي معلمان باشند. واقعيت اينست كه معلمان بايد به نيروي خود باور داشته باشند. اين خود معلمان هستند كه با نيروي مبارزاتشان ميتوانند حتي از حقوق خود اين حضرات دفاع كنند و نگذارند كه بخاطر مخالفتهايشان و عقايدشان زنداني شوند. اين معلمان هستند كه ميتوانند باغاني و بهشتي و رسول بداغي و ديگر معلمان زنداني هاشم خواستار، عبدالله مومني، محمد داوري، اسماعيل عبدي را از زندان آزاد كنند.

امروز بهترين فرصت براي به ميدان آمدن معلمان و طرح خواستهايشان است. امروز در شرايطي كه در بخش عظيم مراكز كارگري اعتراض و مبارزه هست. در شرايطي كه دانشگاهها از اعتراض ميجوشد. در شرايطي كه مردم براي نابودي اين رژيم لحظه شماري ميكنند، بهترين فرصت است كه معلمان با اعتراضاتشان، با فراخوانهايشان و با بيانيه هايشان خواستهايشان را به پيش بكشند. معلمان بحش محبوبي در جامعه هستند. در ارتباط و پيوند با جمعيت ميليوني دانش آموزان و خانواده هايشان و كل جامعه هستند و امروز اگر معلم با خواست حق داشتن يك زندگي انساني و حداقل حقوق يك ميليون در گام اول، با خواست فوري آزادي معلمان و كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي از زندان و با خواست اعدامها فوري متوقف و ده خواست فوري مردم از جمله جدايي مذهب از دولت و آموزش و پرورش، محاكمه آمرين و عاملين جنايتهاي اخير، برابري زن و مردم و لغو حجاب اجباري و غيره و غيره به ميدان بيايند، ميتوانند بيشترين نيرو و حمايت را جلب ميكنند. خصوصا اينكه معلمان تجربه خوبي از به راه انداختن مبارزات سراسري و تجمعات وسيع و هزاران نفره دارند. بايد همه اين تجربيات را ضربدر اوضاع سياسي امروز كرد و با اعتماد به نفس قدم به جلو گذاشت. ميتوان در گام اول با خواست آزادي فوري معلمان زنداني و زندانيان سياسي و افزايش فوري حقوقها شروع كرد. ميتوان همه اين خواستها كه تاكيد كردم را بصورت بيانيه نوشت و معلمان را به اعتراض حول آن فراخواند و جواب سران سازشكار كانون را هم داد. اين دست معلمان چپ و راديكال و معترض را ميبوسد كه جلو بيفتند و سران سازشكار كانون و بساطشان را از سر راه مبارزاتشان كنار بزنند و خود سخنگوي واقعي معلمان باشند. بايد در اين جهت گام برداشت

كارگر كمونيست ١٢٧، ٥ تير ٨٩.

مقبره و زیارتگاه نه خیابان

پاسخي به سران سازشکار کانون صنفی معلمان

دوازده اردیبهشت در پیش است. روزی که بعنوان روز معلم نامش گذاشته اند. روزی که سابقه ای دارد و داستانش به ماجرای به گلوله بستن خانعلی  یکی از معلمان در تجمع اعتراضی سال ١٣٤٠ معلمان در مقابل مجلس در دوران حاكميت رژيم شاه بر ميگردد. در آن زمان از سوي جرياني چون خانه معلم و دبير آن درخشش که وزير کابينه شاهنشاهي بود٬ سعي شد به اعتراضات معلمان در اين روز بيشتر رنگ قانوني و دولتي داده شود. از همين رو خيلي زود اين روز مکان خود را در ذهن معلمان از دست داد. اما بعد از حاکميت رژيم اسلامي در ايران٬ در فضايي كه توده معلمان بدنبال فرصتي براي بيان اعتراض و خواستهايشان بودند٬ دوباره خاطره و ياد ١٢ ارديبهشت به عنوان روز معلم طرح شد. در تقابل با اين موضوع و نقش گسترده معلمان در اعتراضات دوران انقلاب ٥٧، رژيم اسلامي تلاش کرد با وصل كردن اين روز به سالروز مرگ مطهري از رهبران فكري اسلامشان٬ روز ١٢ ارديبهشت را رنگي مذهبي و اسلامي بدهد، تا از شکل گرفتن روزي براي اعتراض سراسري معلمان جلوگيري کند. اما در طول تمام اين سالها معلمان از اين روز بعنوان فرصتي براي بيان خواستها و مطالباتشان استفاده کره اند. بويژه تقارب ١٢ ارديبهشت با اول مه روز همبستگي جهاني کارگري همواره به معلمان فرصتي داده است تا در کنار طبقه کارگر در سطح جهاني به استقبال ١٢ ارديبهشت بروند و خواستهايشان را بيان کنند.

در اين ميان سران “كانون صنفي معلمان” نيز همصدا با رژيم تلاش كرده اند روز ١٢ ارديبهشت را در همان چهارچوب مذهبي نگاهدارند و هر ساله معلمان را به سوگواري بر مرقد خانعلي و قبر مطهري در ابن بابويه فراخوانده اند. اما معلمان به اين بيعت نپيوسته و وقتي با تاريخ اعتراضات معلمان در همين دهساله اخير نگاه ميكنيم، مقاطع پرشورش اعتراضات هزاران نفره آنان در خيابان و اعتصابات سراسري شان بوده است. اكنون در تداوم يكسال جنب و جوش و جنش انقلابي مردم، در شرايطي كه جامعه از اعتراض و مبارزه ميجوشد، باز حضرات كانون صنفي معلمان با فراخوان به اعتصاب غذا و جمع شدن در ابن بابويه تلاش كرده اند كه سروته قضيه را هم بياورند و در برابر يك موج عظيم اعتراضي كه مترصد فرصت است، بايستند. پاسخ اين فراخوان از هم اكنون روشن است. محل اعتراض معلمان ابن بابويه نيست. زيارتگاه نيست. خيابان است. مقابل مجلس و آموزش و پرورش است. ديگر معلمان بعد از چندين سال سردواندن خوب ميدانند كه طرح نظام هماهنگ، طرحي براي چرخاندن معلمان در كريدورهاي آموزش و پرورش و التماس و دريوزگي در مقابل مجلس و سردواندنشان است. و امروز ما شاهد اين هستيم كه معلمان معترض دارند جلو مي آيند، تشكل خود را اعلام ميكنند، و در برابر سازشكاريهاي اين كانون مي ايستند. نمونه اش در همين اول مه است. جمعي از معلمان تحت عنوان “كانون معلمان آزاديخواه” جلو آمده، بيانيه دادند و با ده تشكل كارگري به مناسبت اول مه اعلام همبستگي كردند و خواستها و مطالبات معلمان را اعلام داشتند. اين تازه شروع كار است. امروز معلمان خواستهاي روشني دارند. همانطور كه كل جامعه خواستهاي روشني دارد. مردم جمهوري اسلامي را نميخواهند. مردم هيچ بخشي از اين حكومت و قوانينش را نميخواهند. خواست آزادي زندانيان سياسي، خواست لغو مجازات اعدام، محكوم كردن سركوب ها و محاكمه عاملين كشتار مردم، داشتن يك زندگي انساني و پر از رفاه و شادي، داشتن يك آموزش مدرن، سكولار و انساني، برخورداري كودكان و كل جامعه از زندگي مرفه بدور از هرگونه تعبيض جنسيتي، قومي و مذهبي ، لغو قوانين تبعيض آميز عليه زنان، بند هاي قطعنامه هاي بخش هاي مختلف جامعه و معلمان است.

در يك كلام كانون صنفي معلمان بطور واقعي يك مانع در مقابل مبارزات معلمان است. بايد سران سارشكار اين كانون را از سر راه مبارزات خود كنار زد. اين كانون از ضد انقلاب اسلامي بعنوان انقلاب خود سخن ميگويد. معلمان كل اين حكومت را به چالش ميكشند. اين كانون معلمان را همواره به اعتراض آرام كه بقول مباركشان ساختارشكني نشود، فرا ميخواند، معلمان بيرون ميريزند و با شعار معيشت منزلت حق مسلم ماست، بر حقوق انساني خود تاكيد كرده اند. جمهوري اسلامي حتي تحمل اپوزيسيون حافظ نظامش را ندارد و دو تن از سران اين كانون باغاني و بهشتي در همين هفته دستگير شدند. ما دستگيري آنها را محكوم ميكنيم و خواهان آزادي فوري آنها، و آزادي همه زندانيان سياسي از زندان هستيم. جمهوري اسلامي در همين هفته ٥ تن از معلمان را دستگير كرده است. جعفر عظيم زاده از رهبران سرشناس كارگري را احضار كرده است، و همه اين تشبثات از ترس اول مه و بدنبال آن استفاده معلمان از فرصت روز معلم براي تجمعات و اعتراضاتشان است. پاسخ به اين تعرضات حكومت و همچنين اين تقلاها براي سترون ساختن مبارزات معلمان، يك اول مه با شكوه است. پاسخ اعتصابات سراسري معلمان و تجمعات گسترده اعتراضي مان است

انترناسيونال ٣٤٦، ١٠ ارديبهشت ٨٩.*

سخنی در مورد بازگشایی دانشگاهها و مدارس

چند روز بيشتر به آغاز سال تحصیلی جدید نمانده است. گویی همه منتظر اتفاقی هستند. دانشگاه این سنگر آزادی، باز میشود و همه چیز نوید اوج گیری مجدد خیزش انقلابی مردم را میدهد.

همه سرها بطرف دانشگاههاست. جمهوری اسلامی نیز بشدت در هراس است. همه چیز نوید شروع دور جدیدی از اعتراضات را میدهد. وحشت رژیم را کاملا میتوان دید. این را از اخطارهایشان، از احضارهایشان و از صحبت های ضد و نقیضشان میتوان دید.  وزیر علوم در گفتگو با ایلنا دلخوشی میدهد که نترسید دانشگاهها باز میشود و جای نگرانی و مشکلی نخواهد بود . انجمن اسلامی دانشگهاهها نیز همین اطمینان را میدهد. در کنار اینها دارند تمهیدات خود را می بینند. دانشجویان معترض را در دانشگاههای مختلف احضار و تهدید کرده اند. دانشجویان ستاره دار را حتی ثبت نام هم نکرده اند. صحبت از حجاب و عفاف برای دختران دانشجویان است. دارند حسابی سنگربندی میکنند. گويي این کلاس درس نیست که باز میشود. این جبهه جنگ و گریز دیگریست که باز میشود. در جریان خیرش انقلابی سه ماه اخیر و در حمله به دانشگاه تعدادی دانشجو وحشيانه به قتل رسيدند. تعدادی هم هنوز در اسارت جمهوری اسلامی بسر میبرند. “کمیته انضباطی” و اطلاعات رژیم نیز بساط احضار و تهدید را برپا کرده اند. دانشجویان خود را برای نبردی دیگر آماده میکنند. اوضاع بشدت ملتهب است. رژیم میداند که مساله به همین سادگی ها نیست. سال سختی را در پیش خواهد داشت. از همین الان میتوان صدای رسای زندانی سیاسی آزاد باید گردد، آمرین و عاملین کشتار اخیر را باید محاکمه کرد، کمیته های انضباطی و حراست باید بساطشان از دانشگاهها و همه جا جمع كنند، حجاب اجباری لغو باید گردد، تبعیض جنسیتی نه، آزادی برابری هویت انسانی و شعارهای آزادیخواهانه را شنید. بنابراین باید خود را آماده کنیم. باید به استقبال این روز برویم. نیرویمان را گرد آوریم. پلاکاردهایمان را آماده کنیم.

اما این تنها دانشگاه نیست. نیروی میلیونی معلمان نیز در راهست. با شروع سال جدید ميليونها معلم نیز در مدارس گرد می آیند. نیرویی که تا کنون به هیچیک از خواستهایشان پاسخ داده نشده است و امروز بهترین فرصت برای طرح خواستها و از سرگیری اعتراضاتشان است. این نیرو در کنار اعتراضات دانشجویان و اعتراضات هر روزه مردم، فضای سیاسی جامعه را میتواند بکلی عوض کند و برای همین است که شروع سال تحصیلی جدید، آنهم در اوضاع ملتهب سیاسی کنونی مهمتر از هر سال است.

در همین رابطه جمهوری اسلامی تهدیداتش را بر معلمان نیز شروع کرده است. از سوم شهریور تا کنون یعنی بیش از سه هفته است که رسول بداقی، عضو هیأت مدیره کانون صنفی معلمان، در زندان است و، دو تن دیگر از اعضای این کانون نیز به دادگاه فرا خوانده شده اند.

باغانی دبیر کل این کانون بازهم به روال همیشه دارد وقت میخرد. و با دعوت معلمان به انتظار منتظر نشسته است تا قانع شود که از راهی قانونی در مقابل این تعرضات، پاسخ معلمان را بگیرد و به رسم خود همانجا میگوید اگر نه، ناگزیر خواهند شد که بیانیه دهند و مشکلات را با معلمان در میان بگذارند.  اما پاسخ برای معلمان و مردم روشن است. معلمان منتظر این زمان خریدن ها نمیشوند و نبايد بشوند. تنها با تجمعات اعتراضی و با مبارزات گسترده است که میتوان در مقابل قلدری های این رژیم ایستاد. میتوان حقوق خود را تحمیل کرد و میتوان کل بساط جنایتش را جارو کرد و به زیرش کشید.  این را معلمان در مبارزات تا کنونی خود تجربه کرده اند و این بار نیز جواب آقای باغانی و امثال او را خواهند داد. امروز در شرایطی که کل جامعه در التهاب و در انقلاب است، بهترین زمان برای معلمان است برای اینکه خواستهایشان را از سرگیرند. باید در مقابل این تعرضات ایستاد. رسول بداغی، منصور اسانلو، ابراهیم مددی و همه دستگیر شدگان اخیر و تمامی زندانیان سیاسی باید فورا از زندان آزاد شوند. باید این احضار ها وتهدیدات فورا متوقف شود. باید به تدارکات اعتراضات گسترده مان برویم. راهی دیگر در مقابلمان نیست

انترناسيونال ٣١٤، ٢٧ شهريور ٨٨.*

در باره آغاز سال تحصيلي و مبارزه در دانشگاهها و مدارس

مبارزه دانشجويان و معلمان براي يك زندگي انساني ادامه خواهد داشت!

مصاحبه با شهلا دانشفر و نويد مينايي

انترناسیونال: طی ماه های اخیر شاهد بزرگ ترین اعتراضات اجتماعی در ایران بوده ایم، انقلابی عظیم برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی. در خرداد ماه امسال میلیون ها نفر به خیابان ها آمدند تا کل بساط ۳۰ سال جنایت رژیم را در هم بپیچند. سی سال بی حقوقی و فقر و سرکوب، سی سال ارعاب و وحشیگری سیستماتیک علیه زنان و جوانان، سی سال دخالت مذهب در زندگی شخصی و در یک کلام سی سال زندگی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی.

به اول مهر و بازگشایی مدارس و دانشگاه  ها نزدیک می شویم. این روز به نوعی آغاز فعالیت بخش وسیعی از مردم است، دانشجویان، دانش آموزان و معلمان. دانشجویان و معلمان از جمله بخش های معترض جامعه هستند که همواره شاهد اعتراضات آنان بوده ایم.  نفس شروع سال تحصیلی  به نظر شما چه تاثیری در این اوضاع و احوال دارد.

شهلا دانشفر: ببینید شما خودتان با توضیح شرایط در واقع به روشنی تصویر کردید که در چه شرایطی داریم به استقبال سال تحصیلی جدید میرویم. بطور واقعی شروع سال تحصیلی هر سال به معنی شروع جنب و جوش اعتراضی وسیعتری در سطح جامعه بوده است. بویژه در چند ساله اخیر این مساله بسیار آشکار بوده و هرساله جمهوری اسلامی نیز  از شروع سال تحصیلی بیم داشته است. چرا که دانشگاهها همواره یکی از مراکز مهم و پرشور مبارزه آزادیخواهانه مردم و منعکس کننده صدای اعتراض جامعه بوده است  و معلمان نیز با توجه به تظاهرات های گسترده و اعتصاباتی که در سالهای گذشته داشته اند، همیشه برای جمهوری اسلامی یک خطر به شمار آمده اند. اکنون در دل شرایط سیاسی موجود و خیزش انقلابی مردم در سه ماهه اخیر، موضوع کاملا متفاوت است. مساله بر سر باز شدن دانشگاهها این سنگر مبارزه و آزادیخواهی در دل چنین شرایط خطیری است. همچنین بحث بر سر باز شدن مدارس و ایجاد فرصتی برای معلمان برای از سرگیری مبارزاتشان در دل چنین اوضاعی است. و به این اعتبار باز شدن دانشگاهها و مدارس و در واقع شروع سال تحصیلی جدید، میتواند سرآغازی باشد برای دور تازه ای از اعتراض عمومی در جامعه که اتفاقات سیاسی مهمی را در پی داشته باشد.

همه شاهد بودیم که در همین خیزش انقلابی سه ماهه اخیر دانشجویان نقش مهمی داشتند و دانشگاهها یکی از سنگرهای مهم مبارزه بودند که مورد حمله رژیم قرار گرفتند. جمهوری اسلامی به کوی دانشگاه تهران و شیراز و اصفهان و دانشجویان در دانشگاههای مختلف حمله کرد. دانشجویانی  جان خود را از دست دادند. دانشجویانی دستگیر شدند. دانشجویانی در زندان مورد شدیدترین شکنجه ها قرار گرفتند و هنوز زندانند. و با توجه به همه اینها روشن است که امسال در شرایط بسیار متقاوتی نسبت به هر سال داریم به استقبال شروع سال تحصیلی جدید و باز شدن دانشگاهها و مدارس میرویم. شرایطی که معلمان همچنان خواستهای خود را دارند و بویژه دانشگاهها حالتی  انفجاری دارد. بنابراین روشن است که در چنین شرایطی رفتن به کلاس برای دانشجو معنایی ندارد. دانشجویان قبل از هر چیز خواهان محاکمه آمرین و عاملین جنایتهایی هستند که در این مدت اتفاق افتاده است. خواهان آزادی تمامی دستگیرشدگان اخیر و همه زندانیان سیاسی از زندان هستند. خواهان آزادی بدون قید و شرط سیاسی و اخراج نیروهای سرکوبگر از دانشگاهها و کوتاه شدن دست کمیته های انضباطی و اطلاعات رژیم از دانشگاهها هستند. به همین دلیل هم هست که از هم اکنون تا وقتی که دانشگاهها هنوز باز نشده جمهوری اسلامی چنین سراسیمه شروع به احضار دانشجویان معترض کرده است و میکوشد محیط را امنیتی کند تا مانع تحرک دانشجویان شود. و دانشجویان نیز برای دور جدید اعتراضاتشان قرار و مدارهای خود را گذاشته اند و به با بازگشایی مدارس نیز باید از همین زاویه نگاه کرد. معلمان که سالهاست برای خواستهایشان مبارزه میکنند، اکنون بعد از دور گسترده ای از مبارزات که در سطح جامعه اتفاق افتاد، دارند دور هم جمع میشوند و روشن است که  باید از این فرصت استفاده کنند و با بیانیه ها و طرح خواستهایشان جلو بیایند و نقش مهمی در این شرایط ایفا کنند.

انترناسیونال: شهلا دانشفر در پاسخ به سوال قبل در مورد اوضاع سیاسی امروز و شرایطی که به استقبال شروع سال تحصیلی جدید میرویم اشاره ای کردند، شما اوضاع را چگونه میبینید و به طور مختصر در دوره اخیر دانشگاه شاهد چه اعتراضاتی بوده و محور و کیفیت این اعتراضات چگونه بوده است؟

نوید مینایی: همانطور که شهلا دانشفر هم اشاره کرد در اوضاع و احوال انقلابی ای به اول مهر نزدیک می شویم. اول مهر همه ساله با تحرک و جنب و جوش عظیمی در جامعه همراه بوده است و بخش های وسیعی از جامعه را به تحرک در می آورد و بعد از دوره نسبتا آرامی جامعه فعالیت خود را از سر می گیرد. میلیون ها نفر از مردم از جمله جوانان زندگی اجتماعی شان را از سر می گیرند. ولی با توجه به اوضاع و احوالی که شهلا دانشفر هم اشاره کرد امسال مهم ترین تحرک و جنب و جوش جامعه انقلاب برای سرنگونی رژیم اسلامیست. مردم با این امید و آرزو به میدان می آیند که این بختک ۳۰ ساله را از سرشان بردارند. می دانند که برای تعیین تکلیف نهایی به میدان آمده اند و می خواهند همه ظلم و ستم و نا برابری و اجحاف را با سرنگونی جمهوری اسلامی و انقلابی عظیم  پایان دهند.

دانشگاه ها همیشه محل اعتراض به وضع موجود و از جمله جاهایی ست که پیشرو ترین و رادیکال ترین مطالبات در آن مطرح می شده است. دانشگاه در واقع محل تجمع جوانان پرشوری است که همواره در صف مقدم مبارزه علیه ظلم و ستم و نابرابری بوده اند. در سال های گذشته شاهد رشد چشمگیر اعتراضات دانشجویان بوده ایم. قبل از آن در واقع همه چشم انتظار فرا رسیدن ۱۶ آذر بودیم. از اول مهر تا آذر ماه خود را برای آن تدارک می دیدیم، ولی از یکی دو سال گذشته دامنه اعتراضات بسیار گسترده تر شد و دانشجویان از قبل از شروع کلاس ها به هر بهانه ای اعتراض می کنند و خواهان تغییر شرایط هستند.

فضای دانشگاه و اعتراضات دانشجویان از ۴ – ۵ سال گدشته بسیار سیاسی بوده است. سیاسی به این معنا که به سیاست های حاکم اعتراض داشته اند، می خواسته اند فضای سیاسی ای که حکومت تلاش کرده بر جامعه حاکم کند را بشکنند و در ضمن مطالبات خود را نیز طرح کنند. یکی از سیاست های اصلی  جمهوری اسلامی، تحمیل فضای سکون و بی تحرکی به جامعه، سرکوب شدید هر خواسته و مطالبه ای است. این را همه مان با پوست و گوشتمان احساس کرده ایم. وادار کردن جامعه به تمکین به سیاست هایش و اصلا وجودش سیاست محوری جمهوری اسلامی بوده است.  ولی دانشجویان به محض اینکه وارد دانشگاه می شوند، یکجا جمع می شوند وقدرت جمعی خود را احساس می کنند، این فضا را می شکنند، سیاست ارعاب و سکون و تبعیت و تمکین بی چون چرای جمهوری اسلامی را سکه یک پول می کنند و به جامعه جرات اعتراض کردن می دهند و فضای عمومی آن را تغییر می دهند. دانشجویان تا وارد دانشگاه می شوند از زمین و زمان ایراد می گیرند و اعتراضشان را شروع می کنند، درواقع دارند سیاست محوری و پایه ای جمهوری اسلامی که برای بقایش ضروریست را به مصاف می طلبند. به این واسطه هر ساله شروع سال تحصیلی به معنای شروع اعتراضات هم بوده است.

اما دانشجویان علاوه بر این خواسته های مشخصی هم دارند که با قدرت آن را پی گیری می کنند. ازجمله لغو قوانین اسلامی از دانشگاه هاست، که اتفاقا می بینیم تمام زور و تلاش حکومت برای اسلامی کردن دانشگاه هاست. دانشجویان به قوانین اسلامی تن نمی دهند. مثلا چند سال پیش دانشجویان شیراز رئیس دانشگاه را مجبور کردند قوانینی را که می خواست به آنان تحمیل کند پس بگیرد. سر حجاب و آرایش و به خصوص چادر برای دختران هم چندین دانشگاه قوانینی را تصویب کردند که دانشجویان آن را پس زدند. آزادی بیان و آزادی دانشجویان زندانی از دیگر مطالباتی بوده که دانشجویان همواره برای آن جنگیده اند و همیشه در صحنه بوده اند. شاید بیشترین حجم اعتراضات دانشجویان برای آزادی دوستان زندانی شان بوده است. خود این اعتراضات باعث همبستگی دانشجویان شده و آنان را حول آزادی متحد کرده است.

در واقع دانشگاه به هر بهانه ای اعتراض می کند و به نظر من مهم ترین اثری که این اعتراض دارد همانطور که بالاتر هم اشاره کردم، شکستن فضای رعب و تمکین به سیاست های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در جامعه است که این تاثیرات عمیق سیاسی در جامعه دارد و فضا را برای اعتراضات دیگر آماده می کند. باتوجه به این که این شرایط در فضای سیاسی امروز در ایران ضرب میشود، می توان گفت که اول مهر می تواند با اوجگیری انقلاب و اعتراضات مردم همراه باشد و بی دلیل نیست که از خامنه ای تا فلان سردار قندعلی از الان به دست و پا افتاده اند که دانشجویان را سرکوب کنند و فضای مرگباری به دانشگاه ها حاکم کنند.

 

انترناسیونال: شهلا دانشفر، شما به اوضاع سیاسی امروز و شرایطی که به استقبال شروع سال تحصیلی جدید میرویم اشاره کردید. اگر ممکن است به طور مختصر و برای یادآوری به  تاریخچه ای از اعتراضات اخیر معلمان اشاره کنید. کلا مطالبات معلمان چیست و چگونه میتوانند این مطالبات را پیگیری کنند؟

شهلا دانشفر: نزدیک به یک دهه است که معلمان هر ساله و به اشکال مختلف دست به اعتراض و مبارزه میزنند و خواستهایشان را پیگیری میکنند.  در ديماه ٨٠، هزاران معلم به خيابانها آمدند، راهپيمايى کردند و خواستها و مطالباتشان را فرياد زدند. در تداوم این مبارزات در ٢٢  آذر ماه سال ٨١ عليرغم اينکه اجتماع معلمان از سوى وزارت آموزش و پرورش و خانه معلمان و غيره لغو شده و برگزارى هر گونه تجمعى غيرقانونى اعلام شده بود، و عليرغم اينکه جمهوری اسلامی اعلام کرده بود که با هر گونه تجمعى در اين روز شديدا مقابله خواهد شد، بیش از ٤٠٠٠ معلم در اطراف پل حافظ تهران تجمع کردند و با شعار وزیر بی کفایت استعفا استعفا، وعده هاى توخالى نميشود خواست ما – توپ تانک مسلسل ديگر اثر ندارد- معلم دانشجو اتحاد اتحاد و با دستهاى بهم زنجير شده و صفوف فشرده راهپیمایی کردند و بر خواستهایشان تاکید کردند. بدنبال آن در ١٣ مهر ٨٢  روز جهانی معلم ، معلمان دست به اعتصابی سراسری زدند و در تهران و در شهرهای مختلف در مقابل آموزش و پرورش تجمع کردند و ٢٧ دیماه همین سال بود که معلمان تهران و شهرهای دیگر بنا بر اولتیماتومی قبلی دست به اعتصابی سه روزه زدند و الگوی خوبی از مبارزات سراسری بدست دادند. سپس در اسفند ماه این سال ما شاهد اعتصابات یک هفته ای معلمان بودیم که انعکاس بسیاری در سطح جامعه داشت. اين قدرتمندترين و فراگيرترين اعتصاب معلمان در طول مبارزاتی بودند که در این سالها داشتند. پس از آن معلمان همچنان با اولتیماتوم هایشان در کمین فرصت های دیگر برای اعلام اعتراض و پیگیری خواستهایشان به مبارزات خود ادامه دادند و در ١٣ اردیبهشت سال ٨٣  بود که ما شاهد دو روز تحصن معلمان در مدارس و اعتصاب مجدد آنان بودیم.  سپس روز شنبه ١٥ اسفند ٨٣ بخشهايى از معلمان تهران و کرج براى پيگيرى خواستهاى خود اعتصابى را آغاز کردند و روز ١٩ اسفند همین سال معلمان  به مناسبت سالگرد اعتصاب سراسری با شکوه سال گذشته خود، در مقابل مجلس اسلامی تجمع کردند. پس از آن این اعتراضات از همان آغاز فروردین ٨٤ از سر گرفته شد. معلمان با اعتصاب و با تجمع کردنهای خود خواستهایشان را پیگیری کردند. تا ١٢ اسفند ٨٥ که نقطه اوجی در مبارزات معلمان بود و در این روز بیش از ٣٠ هزار معلم و بخش های مختلف مردم که به حمایت از مبارزات معلمان آمده بودند، تظاهرات بسیار بزرگ و با شکوهی در مقابل مجلس اسلامی برپا کردند. و در آنجا معلمان در اعتراض به بي توجهي به خواستهاي خود، عليه سانسور رسانه هاي دولتي، عليه دولت و نمايندگان مجلس شعار دادند و خواهان يک زندگي انساني و مرفه شدند.  در این هنگام علاوه بر تهران ما شاهد تجمعات اعتراضی معلمان در شهرهای دیگر نیز بودیم. این تجمع معلمان با سرکوب و دستگیری تعدادی از معلمان روبرو شد. معلمان در نشستهای بعدی خود اعلام کردند که چنانچه معلمان دستگیر شده آزاد نشوند و احکام صادر شده برای معلمان مبنی بر اخراج و تبعید آنها لغو نگردد، دست به اشکال گسترده تر اعتراضی خواهند زد. بدین ترتیب بعد از پایان تعطیلات نوروزی سال ٨٦ روزهای ٢٦ و ٢٧ فروردین بنا به قرار قبلی مبارزه معلمان برای آزادی دستگیر شدگان از سر گرفته شد و تحت فشار این مبارزات به تدریج معلمانی که دستگیر شده بودند از زندان آزاد شدند. در این مبارزات جمهوری اسلامی همواره بر سرکوب و دستگیری معلمان تلاش داشت تا  اعتراضات آنها را عقب بزند و معلمان علیرغم همه این تهدیدات و فشارها در ١٢ اردیبهشت در مقابل ادارات آموزش و پرورش تهران و شهرهای مختلف تجمع کردند و بر خواستهایشان پای فشردند..بدین ترتیب اعتراضات معلمان در فاصله  بهمن ٨٥ تا اردیبهشت ٨٦  یکی از عرصه های مهم مبارزات جاری مردم عليه جمهوري اسلامي بود. در این مبارزات معلمان در مبارزه براي بهبود شرايط زندگي و رفع تبعيض ونابرابري٬ خواست تمام مردم به ستوه آمده از فقر واختناق را نمايندگي کردند. بطور واقعی مبارزه معلمان تاثیر زیادی بر توازن قوای سیاسی جامعه داشت و توجه کل جامعه را بخود جلب کرد.

بعد از آن در اسفند سال ٨٧ بود که کانون صنفی معلمان تحت فشار معلمان برای روزهای ٣ و ٤ و ٥ اسفند فراخوان به اعتصاب داد. در آن هنگام در حالیکه همه جا صحبت از اعتصاب معلمان بود و شور و شوق اعتراض همه معلمان و کل جامعه را فرا گرفته بود، اما کانون صنفی معلمان که شاهد جنب وجوش وسیع اعتراضی در میان معلمان بود، از ترس گسترش این مبارزات، فراخوان به اعتصاب را لغو کرد. سران سازشکار کانون صنفی معلمان، این بار نیز با نقش همیشگی خود به میدان امدند تا بلکه  با احاله دادن مبارزه معلمان به طرح نامتعین نظام هماهنگ حقوقها و وعده  و وعیدهای مجلس و احمدی نژاد و وزیر آموزش و پروش و غیره، جلوی مبارزات معلمان را بگیرند و حرکت قدرتمند معلمان را به عقب برانند.  اگر چه اقدام سازشکارانه کانون و لغو فراخوان اعتصاب سراسری، در نبود تشکل واقعی معلمان از قدرت اعتراض سراسری آنان کاست،  اما علیرغم آن بخش های زیادی از معلمان در تهران و شهرهای مختلف دست به اعتصاب زدند و خود درس بزرگی بود برای معلمان که تنها با قدرت اعتصاب و نیروی متحد خود است که باید مبارزاتشان را به پیش برند و سران سازشکا ر کانون صنفی را از سر راه مبارزه خود کنار زنند.

بنابراین با نگاهی به همین مختصر اشاراتی که کردم،  به روشنی میتوان جایگاه و اهمیت مبارزات معلمان، بعنوان یک عرصه دائمی اعتراض علیه جمهوری اسلامی که در مقاطعی حتی نقش مهمی در توازن قوای سیاسی جامعه داشته و توجه کل جامعه را بخود جلب کرده است را دید. حال با چنین گذشته ای و نیز بدنبال روزهای پرشور اعتراضاتی که در همین سه ماه اخیر پشت سر گذاشتیم و در اوضاع پر جنب و جوش امروز، در حالیکه همزمان در دانشگاهها به تدارک اعتراض و مبارزه میرویم، بازگشایی مدارس و دور هم جمع شدن معلمان و پیگیری خواستها و مبارزاتشان اهیت سیاسی بسیاری دارد و میتوان پیش بینی کرد که روزهای مهمی از اعتراض و مبارزه را در پیش خواهیم داشت.

اما اجازه بدهید اشاره ای نیز به بخش دوم سوال شما و خواستهای معلمان داشته باشم. معلمان در مبارزاتشان همواره بر خواستهای افزایش حقوق برای یک زندگی انسانی که مجبور به کار دوم و سوم نباشند، پرداخت کمک هزينه مسکن و ايجاد تسهيلات لازم براي تامين مسکن٬ بهداشت و درمان رايگان٬ پرداخت سوبسيد بر کالاهای اساسي در شرايط گراني هر روزه قیمتها٬ جدايي مذهب از آموزش و پرورش ٬ آزادي بدون قيد و شرط بيان و عقيده و ديگر خواستهاي فوري خود تاکيد گذاشته اند. اما روشن است که امروز در دل شرایط سیاسی موجود خواستهای معلمان بسیار فراتر رفته وخواستهایی است که کل جامعه برای آن به میدان آمده و برای آن فریاد زده اند. معلمان میخواهند دیکتاتوری نباشد، میخواهند آزادی بیان و عقیده داشته باشند. حق تشکل و حق اعتصاب داشته باشند. خفقان و سانسور و تفتیش عقاید نباشد. معلمان میخواهند بساط خرافات از مدارس جمع شود. مذهب از آموزش و پرورش جدا باشد و خواهان یک آموزش مدرن و انسانی هستند. معلمان میخواهند اعدام نباشد و خواهان لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر معلم زندانی کامیاران و آزادی فوری و بدون قید و شرط او از زندان هستند. ، معلمان میخواهند تمامی  احکام بازداشت و اخراج و تبعید علیه معلمان معترض که در طول سه سال گذشته به خاطر مبارزاتشان به آن محکوم شده اند، لغو شود. میخواهند بساط حراست از آموزش و پرورش جمع شود  و  به نظر من ده خواست فوری مردم که ما اعلام کردیم، خواستهای فوری معلمان و همه مردم است. خواست محاکمه  آمرین و عاملین کشتارهای اخیر و آزادی  همه دستگیر شدگان اخیر و زندانیان سیاسی از زندان خواست معلمان و خواست همه مردم است. بنابراین امروز که به بازگشایی مدارس نزدیک هستیم و بدنبال اعتراضات با شکوهی که در این سه ماه شاهدش بودیم، بهترین فرصت است که معلمان بصورت انجمن ها و جمع هایشان بیانیه بدهند و بر این خواستها تاکید بگذارند.

انترناسیونال: نوید مینایی، مطالبات دانشجویان چیست؟ و حول چه چیز هایی می توانند متحد شوند؟

نوید مینائی: همانطور که بالاتر هم اشاره شد، مطالبات دانشجویان در واقع بخشی از مطالبات جامعه است. دانشجو هم مثل هر کس دیگری در جامعه تحت حاکمیت جمهوری اسلامی سرکوب می شود، فقیر نگه داشته می شود، اسلام در زندگی خصوصی اش دخالت می کند، آزادی ازش گرفته می شود و به عنوان زن در حق اش اجحاف می شود. دانشجویان به هیچ کدام از این ها تن نداده اند و همیشه به این ها اعتراض داشته اند. لغو جداسازی جنسیتی همیشه جزو اعتراضات دانشجویان بوده است و چندین نمونه موفق از این اعتراض را شاهد بوده ایم: دانشگاه بهشتی، دانشکده خبر، دانشگاه هنر و غیره. آزادی بیان و اندیشه و نشریات دانشجویی و تشکلات دانشجویان، آزادی زندانیان سیاسی و بهبود شرایط زندگی دانشجویان از جمله موارد اعتراض آنان است.

ولی امسال در شرایط متفاوتی به اول مهر نزدیک می شویم. در حالیکه جمهوری اسلامی صدها تن از عزیزانمان را به طرز وحشیانه ای کشته است، از جمله تعدادی از دانشجویان را. حداقل ۵ دانشجو در حمله اوباش اسلامی در ۲۴ و ۲۵ خرداد به کوی دانشگاه کشته شدند و تعدادی در درگیری ها و زیر شکنجه کشته شدند. دانشجویان خواهان معرفی عاملین این کشتارها هستند، آمرین آن کاملا شناخته شده هستند، دانشجویان خامنه ای و سران رژیم را به عنوان قاتلین دوستانشان می شناسند و خواهان محاکمه علنی آنان هستند. کسی نمی تواند روی صندلی و نیمکتی بنشیند که ترم قبل جای دوستش بود، دوستی که زیر شکنجه کشته شد، یا با قمه در کوی دانشگاه لت و پار شد. کسی نمی تواند در کلاس درسی بنشیند که هنوز بوی خون بر زمین ریخته دوستانش را می دهد. دانشجویان امسال قبل از هر چیزی خواهان محاکمه آمرین و عاملین کشتار دوستانشان هستند. آزادی بیان و آزادی تشکل و اعتراض و اعتصاب، لغو قوانین ضد زن، معرفی و محاکمه چپاولگران اموال عمومی جامعه که باعث تحمیل فقر و فاقه به میلیون ها انسان شده است. از جمله مطالبات دانشجویان برچیده شدن بساط کمیته های انضباطی و حراست و نماینده ولی فقیه و بسیج و سایر ارگان های سرکوب از دانشگاه هاست. دانشحویان باید اینها را از دانشگاه جارو کنند تا فضایی امن برای هم تحصیل و هم پی گیری مطالبات و اعتراضاتشان ایجاد کنند. دانشجویان می توانند حول هر کدام از این مطالبات متحد شوند، این ها سیاست هایی ست که می تواند توده دانشجویان را متحد کند. سیاست های مصالحه جویانه با این و آن برای مذاکره و سازش با هر بخشی از حکومت هیچ گاه نتوانسته عامل متحد کننده دانشجویان باشد.

 

انترناسیونال: شهلا دانشفر، با توجه به همه نکاتی که بالاتر اشاره کردید، به طور مشخص صحبتتان با معلمان چیست و چگونه میتوانند نقش موثری در انقلاب جاری داشته باشد؟

شهلا دانشفر: همه صحبت من با معلمان اینست که باید این فرصت را دریافت.  روزهای پرشوری را پشت سر گذاشتیم. موج انقلابی که برپا شده، عقب ننشسته بلکه دارد عمق میگیرد و بدون شک در اشکال سازمانیافته تری به جلو خواهد آمد. باید خود را برای آن آماده کنیم. مبارزات دانشجویان، مبارزات معلمان در این آغاز سال تحصیلی و در این اوضاع خطیر سیاسی میتواند سرآغازی برای موج جدید اعتراضات در جامعه باشد. به استقبال این مبارزات برویم. جمهوری اسلامی از بالا تا پایین ترک برداشته و صفوفش بهم ریخته است. باید ضربه نهایی را زد. این را از حساب پس دادنهایشان در برابر جنایاتشان در کهریزک و در برخورد با اعتراضات هر روزه مردم می بینیم. این رژیم تمام زورش را زد. با وحشیانه ترین شکنجه ها  و کشتار و سرکوب تلاش کرد جامعه را عقب براند. ولی می بینیم که چگونه مردم با روحیه و خشمگین در کمین نشسته اند که بیرون بریزند و تکلیفش را یکسره کنند. در واقع موج نفرت مردم امروز باروتی است که میرود تا  بساط این رژیم را جمع کند. بنابراین امروز بهترین فرصت برای ما نیز هست تا متحد شویم و مبارزاتمان را از سرگیریم.  بهترین فرصت برای متشکل شدن و متحد شدن حول خواستهای رادیکال و انسانی مان است وهمچنین بهترین فرصت است که کانون صنفی معلمان و دیگر تشکلهای صنفی معلمین را که همواره نقش مهارکننده مبارزات ما معلمان را داشته اند، کنار زد و خود ما معلمان رادیکال و چپ در صف مقدم این اعتراضات قرار گیریم. ما میتوانیم به اشکال مختلف، بصورت جمع های معلمان آزادیخواه در شهرهای مختلف بیانیه دهیم و با تاکید بر خواستهای برحق خود و ده خواست فوری مردم که خواستهای ما معلمان نیز هست، مبارزات خود را تعین بخشیم و توده عظیم معلمان را همراه داشته باشیم. ما میتوانیم با اعلام انجمن ها و کانون های خود در شهرهای مختلف فراخوان به اعتراض و تجمع بدهیم و اعلام کنیم که ما همچنان برخواستهای خود تاکید داریم. تداوم اعتراضات ما معلمان مهمترین نقشی است که امروز میتوانیم در انقلاب جاری و اوج دور تازه ای از مبارزات در سطح جامعه داشته باشیم. باید با تمام قوا برای آن آماده شویم.

اما یک صحبت کوتاه دیگر من  خطاب به معلمان رادیکال و کمونیست است.  فراخوان من به این معلمان اینست که بیایید و به حزب خودتان حزب کمونیست کارگری ایران بپیوندید. بویژه در اوضاع سیاسی امروز این امر بیش از هر وقت حیاتی است. و برای اینکه بتوانیم مبارزات سراسری خود برای به زیر کشیدن این رژیم جنایتکار را به پیروزی برسانیم و برای ساختن یک جامعه آزاد و انسانی که در آن انسانها حرمت و احترام دارند و  برای داشتن آموزش و پروشی انسانی،  مدرن و بدور از هر گونه خرافه ای که برخورداری از آن حق عموم مردم باشد و  نه صرفا امتیاری برای بخشی از جامعه، بیایید عضو این حزب شوید و با ما و با کانال جدید این صدای انقلاب و آزادیخواهی که تلاش میکنیم به زودی کار خود را از سر بگیرد فعالیت کنید.

انترناسیونال: دانشگاه همواره محل تجمع جوانان پرشوری بوده که در صف اول مبارزه علیه ستم و فقر و انواع  نابرابری ها در جامعه بوده اند. نقش دانشجویان در این انقلاب چیست؟ آیا فکر می کنید آغاز دانشگاه ها جایگاه ویژه ای در ادامه  انقلاب دارد؟

نوید مینائی: باز شدن دانشگاه همانطور که شما هم اشاره کرده اید به معنی جمع شدن میلیون ها جوان پرشوری است که می خواهند زندگی کنند و به همین دلیل جمهوری اسلامی را نمی خواهند. اگر جمهوری اسلامی با تمام قوا دارد به پیشواز اول مهر و بازگشایی مدارس و دانشگاه ها می رود، اولین معنی آن در شرایط انقلابی حاضر به نقش و جایگاه دانشگاه و اعتراضات دانشجویی اشاره می کند. دانشگاه همیشه توانسه است افکار عمومی جامعه و حتی در سطح بین المللی را تحت تاثیر قرار دهد.

سازمان دادن اعتراضات، طرح خواسته های دانشجویان و جامعه، فرموله کردن آن در بیانیه ها یکی از کارهای دانشجویان در اعتراضاتشان بوده است. دانشگاه و دانشجو به این واسطه که از جایگاه ویژه ای در نظر جامعه قرار دارند و شرایطی که بالاتر هم به آن اشاره شد می توانند پرچم دار اعتراضات جامعه باشند. شروع مجدد اعتراضات، سازمان دادن اعتراضاتی با طرح مطالبات عمومی جامعه مثل محاکمه آمرین و عاملین قتل مردم و غیره، سازمان دادن جوانان در محلات برای به دست گرفتن کنترل محلات – که این تا حدودی در طول شب های گذشته عملی شده است – با همه این کارها دانشجویان و جوانان می توانند در صف مقدم مبارزه با اوباش اسلامی باشند و اجازه دخالت و سرکوب مردم را به آنان ندهند. شعار نویسی و پخش اطلاعیه هایی برای متحد کردن مردم حول خواسته های عمومی و رادیکال و ایجاد فضای رزمنده در جامعه هم جزو کارهای مهمی است که میتوان در دستور گذاشت. در واقع ایجاد فضای اعتراضی چه در داخل ایران و چه در سطح بین المللی که با توجه به آشنایی دانشجویان به وسایل ارتباطی این وظیفه بیشتر به دوش آنان می افتد ، طرح مطالبات رادیکال و انقلابی و سازمان دادن اعتراضات در جامعه و دانشگاه رئوس وظایف جوانان و دانشجویان است که نقش و جایگاه ویژه ای به حضور آنان در اعتراضات و انقلاب می دهد.

تماس با حزب و سازمان جوانان کمونیست به عنوان ظرف متحد شدن و متشکل شدن نیز برای ادامه و به پیروزی رساندن انقلاب لازم و ضروری ست. برای به پیروزی رسیدن باید حول سیاست های انسانی متحد شد، حزب و سازمان جوانان کمونیست ظرف تشکل و متحد شدن، ستاد فرماندهی انقلاب و ابزار مردم و جوانان برای غلبه بر جمهوری اسلامی هستند.

در واقع به نظر من جوانان و به خصوص دانشجویان هم در به اینجا رساندن وضعیت نقش تعیین کننده ای داشته اند و هم در ادامه مسیر برای سرنگونی جمهوری اسلامی و به پیروزی رساندن انقلاب نقش ویژه ای دارند. با توجه به اینکه جامعه ایران جامعه ای جوان است و حدود ۳ و نیم میلیون دانشجو در ایران وجود دارد، جوانان و دانشجویان می توانند نیروی مهمی برای انقلاب باشند. جوانی که در ابتدای راه زندگی قرار دارد، زندگی ای که تحت جمهوری اسلامی سیاه و غیر قابل پیش بینی و بی افق و بی آینده است قاعدتا باید در صف مقدم انقلاب باشد، که هست.

انترناسیونال: در مورد تشکل های معلمان چه؟ در حال حاضر تشکل هایی وجود دارند مثل “کانون صنفی معلمان” و غیره. نقش این تشکل ها چیست؟ آیا تشکل های موجود نیاز معلمان به تشکل را برطرف می کنند؟

شهلا دانشفر:واقعیت اینست که در طول تمام سالهای مبارزات معلمان، کانون صنفی معلمان و دیگر تشکل های صنفی معلمین همواره تلاش کرده اند که مبارزات معلمان را در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی مهار کنند و با پاسکاری آنان به مصوبات مجلس و مراجع قانونی، جلوی گسترش مبارزاتشان را بگیرند. اما معلمان هوشیارانه از هر فرصتی استفاده کرده و از هر فراخوانی که از سوی این تشکلها داده شده است،  برای اعلام اعتراضشان استفاده کرده و دست به مبارزه زده اند. به این معنی که معلمان در اعتراضات تاکنونی خود، همواره تلاش کرده اند که  از چهارچوبه هایی که توسط سران کانون صنفی و تشکلهای صنفی معلمان تعیین شده فراتر رفته و در بسیاری از مواقع توانسته اند الگویی چپ و رادیکال از اعتراض را در برابر جامعه قرار دهند. اما در هر حال همانطور که در سوال قبلتر و در رابطه با مبارزات سال گذشته معلمان اشاره کردم، با وجود پتانسیل بالای اعتراضی در میان معلمان، با وجود گرایش قوی چپ و رادیکال در اعتراضات آنها،  در شرایط اختناق و در خلاء وجود تشکلهای واقعی معلمین، سازشکاری سران کانون صنفی و دیگر تشکلهای معلمان، همواره بعنوان یک مانع عمل کرده است و در مقاطعی نیز مانع گسترش مبارزات معلمان شده است. باید به خلاء نبود تشکل واقعی معلمان غالب آمد و  این مانع را کنار زد. این یک گام مهم در مبارزات پیش روی معلمان است. در این رابطه اگر به مبارزات تا کنون معلمان نگاه کنیم،  بطور واقعی ما در برخی شهرها شاهد جلو آمدن معلمان رادیکال و بدست گرفتن کانون های صنفی بوده ایم که اتفاقا در همانجا ها مبارزات رادیکالتر و گسترده تری را شاهد بوده ایم. اما وقتی در سطح سراسری و به ویژه در تهران که وزن مهمی در مبارزات معلمان دارد، نگاه میکنیم، این مانع جدی است و باید سران سازشکار کانون را کنار زد. باید معلمان رادیکال در تمامی مناطق آموزش و پرورش، شعبات کانونهای معلمین را ایجاد کنند و و معطل رایزنی های این حضرات و سازشکاری های آن ننشینند. برای اینکار میتوان از اعلام فراخوان و دادن بیانیه و اعلام خواستها بصورت قطعنامه ها و پخش وسیع آن در تمام مناطق شروع کرد و عملا دست کانون را در پوست گردو گذاشت و وجودش را خنثی کرد. برای این کار میتوان هر جا که کانون دست این سازشکاران است، با عدم حضور خود در آن، آنرا بی اعتبار کرد و کانون خود را تشکیل داد. تشکیل کانون های ما طبعا در محل اجتماعاتمان، آنجا که وسیعا جمع شده ایم و خواستهایمان را فریاد میزنیم خواهد بود. و همانجا با دادن بیانیه اعلام خواهیم کرد که سران سازشکار این کانون، ما معلمان را نمایندگی نمیکنند و ما کانون خود را خواهیم داشت و هر کانونی که خواستهای فوری ما معلمان را که بالاتر به آن اشاره کردم و معلمان همواره در مبارزاتشان آنها را فریاد زده اند، همراهی کند، کانون ما معلمان معترض خواهد بود.

انترناسیونال: نوید مینایی، اگر نکات دیگری برای تکمیل مباحث مربوط به بازگشایی دانشگاهها، مطالبات و مبارزات دانشجویان دارید میتوانید اضافه کنید:

نوید مینایی: با نزدیک شدن به اول مهر میلیونها نفر از مردم آزادیخواه چشم به دانشگاهها دوخته اند. منتظرند که این سنگر آزادی به یاری انقلاب برخیزد و دور تازه ای از مبارزه عظیم و توده ای در دانشگاهها و در سراسر کشور شروع شود. جامعه همچنان در تب و تاب اعتراض میسوزد، شکاف در بالاترین سطح حکومت به اوج خود رسیده است و هرروز دامنه دارتر میشود. در چنین فضائی بازگشائی دانشگاهها به معنی شروع اعتراضات سراسری دانشجویان و برآمد مجدد اعتراضات توده ای مردم خواهد بود. باید با تمام قوا به استقبال این دوره جدید برویم و خود را برای اعتراضات یکپارچه آماده کنیم. شیپور اعتراضات قدرتمند را از همان روز اول مهر همه جا به صدا درآوریم.

دانشگاهها همیشه یکی از مراکز مهم و پرشور مبارزه آزادیخواهانه مردم بوده است. جمهوری اسلامی از همان ابتدای سر کار آمدن، وحشیانه به دانشگاهها حمله کرد و دو سال دانشگاهها را تعطیل کرد، اما علیرغم همه این جنایات بیشمار نتوانست این سنگر آزادیخواهی را در هم شکند. با شروع اعتراضات میلیونی مردم در خرداد امسال نیز دانشگاهها اولین سنگری بودند که با همین محاسبه و با نقشه ای از پیش تعیین شده مورد هجوم جنایتکارانه حکومت قرار گرفتند تا دانشجویان را مرعوب کنند و یکی از مراکز پرقدرت انقلاب مردم را خنثی سازند. ابتدا در روز ٢٤ خرداد به کوی دانشگاه حمله کردند و جنایت فجیعی را سازمان دادند و سپس دانشگاههای دیگر از جمله اصفهان، شیراز، مازندران و همدان یکی پس از دیگری مورد هجوم قرار گرفت.

اگر امروز خامنه ای مجبور میشود به جنایت حکومت در کهریزک و کوی دانشگاه اعتراف کند و آنها را در کنار هم قرار دهد و قول رسیدگی بدهد، این ناشی از قدرت عظیم مردمی است که کوتاه نیامده اند و مرعوب نشده اند. آنها میدانند که بازگشائی دانشگاهها، به معنی شروع اعتراضات هرروزه دانشجویان در سراسر کشور خواهد بود. چنان به وحشت افتاده اند و چنان از تاثیر سرکوب نامطمئن هستند که از هم اکنون در بالاترین سطح حکومت، بحث از تعطیل کردن دانشگاه تهران میکنند.

عاملین و آمرین جنایت در کوی دانشگاه باید به مردم معرفی شوند و در یک دادگاه علنی محاکمه شوند. نیروهای انتظامی و سرکوب نباید مطلقا حق ورود به دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویان را داشته باشند. تمام ارگانهای سرکوب در داخل دانشگاهها از حراست و کمیته های انضباطی و بسیج دانشجوئی باید منحل شوند، کلیه دانشجویان زندانی و کلیه زندانیان سیاسی باید فورا و بی قید و شرط آزاد شوند، بساط جداسازی جنسیتی باید در هم شکسته شود و دخالت در زندگی روزمره دانشجویان پایان یابد، آزادیهای سیاسی، بیان و عقیده و انتشار نشریات و متشکل شدن حاکم شود. اینها فوری ترین خواست های دانشجویان و بخشی از خواست های بحق انقلاب مردم است و باید با صدای بلند در بیانیه ها و فراخوان های دانشجویان اعلام شود. اما بعلاوه دانشگاه همیشه پیشقراول مبارزه برای آزادی کل جامعه بوده است و امروز که جامعه وارد فاز تازه ای از مبارزه خود با این رژیم سفاک و ارتجاعی شده است، دانشجویان نقش به مراتب مهمتری پیدا میکنند و جامعه نیز همبستگی بیشتری با مبارزه آنها نشان میدهد. با تمام قوا باید پرچم خواست های آزادیخواهانه مردم توسط دانشجویان آزادیخواه و حق طلب برافراشته شود و دانشجویان سراسر کشور را به حرکت درآورد.

به استقبال اول مهر برویم، جای خالی دوستانمان را که بدست جلادان حکومت در کوی دانشگاه و کهریزک و اوین و در خیابانها و در سایر زندان های مخفی و غیر مخفی رژیم به قتل رسیدند با اعتراض یکپارچه و قدرتمند گرامی بداریم. شیپور یک مبارزه قدرتمند و سراسری را در دانشگاهها و همزمان در محلات شهرها به صدا درآوریم و خون تازه ای در رگهای انقلاب آزادیخواهانه مردم برای به گور سپردن حکومت جنایتکار اسلامی جاری کنیم

انترناسيونال ٣١٣،  ٢٠شهريور٨٨. *

اعتراضات معلمان و جايگاه كانون صنفي

بازهم زمزمه اعتراض در ميان معلمان بالا گرفته است. سالهاست كه اين بخش محروم جامعه براي خواستهاي برحق خود مبارزه ميكند. اما تا كنون پاسخي نگرفته است. تشكلي چون كانون صنفي همواره تلاش كرده است كه بر موج اعتراض معلمان سوار شود و با محدود نگاهداشتن مبارزات آنان در چهارچوبه هاي قانوني و با اندرزهايي چون٬ مبارزه ما صنفي است٬ سياسي نيست، سكوت معلم٬ فرياد اوست و غيره سعي كرده است همواره جلوي شعله ور شدن اعتراض گسترده در ميان بيش از يك ميليون و نيم معلم را بگيرد. در اين ميان طرح نظام هماهنگ ٬ ابزار مناسبي براي وعده سرخرمن دادن و سردواندن معلمان در مجاري قانوني و اداري بوده است. اما در مقابل هر بار كه فراخواني از سوي اين كانون داده شده٬ معلمان از فرصت استفاده كرده٬ به ميدان آمده و اعتراضات با شكوهي را به پيش برده اند. از جمله سران كانون صنفي معلمان نقش سازشكارانه خود را در اسفند ماه گذشته به اوج خود رساندند و هنگاميكه معلمان ميرفتند تا خود را براي اعتصابي سراسري آماده كنند٬ به محض اينكه متوجه شدند كه اوضاع از دستشان دارد خارج ميشود٬ تحت عنوان اينكه احمدي نژاد وعده اجراي طرح نظام هماهنگ از آغاز سال ٨٨ را داده است٬ فورا دستور به لغو فراخوان اعتصابي را كه داده بودند٬ صادر كردند. در همانموقع حزب كمونيست كارگري ايران در كانال جديد از طريق برنامه هاي مستقيم خود٬ در مقابل اين سازشكاري ايستاد. ما همانموقع اعلام كرديم كه به اين وعده و وعيد ها نبايد گوش داد٬ اينها سالهاست كه دارند وعده ميدهند و سرميدوانند٬ اما بعد كانوني صنفي معلمان با لغو فراخوان اعتصابش نشان داد كه در اين سردواندن ها شريك است. در همانموقع ما معلمان را به اعتراضي وسيع فراخوانديم و ديديم كه عليرغم لغو فراخوان اعتصاب از سوي كانون٬ در شهرهاي مختلف موجي از اعتراض شكل گرفت و معلمان وسيعا به اعتصاب پيوستند.

بعد از خوابيدن سر و صدا ها دوباره كانون صنفي طي بيانيه اي سه روز ٦ ٬ ٧ و ٨ ارديبهشت را بعنوان روزهاي اعتراض معلمان اعلام داشت. معلمان٬  در سطوحي به استقبال اين اعتراض رفتند. دست از كار كشيدند. اما آنچه مانع از سراسري شدن اين حركت اعتراضي شد٬ سلب اعتماد بيشتر معلمان معترض از سران سازشكار كانون و سياستهاي آن بود.

 

به بيانيه و فراخوان كانون براي اعتراض در روزهای ٦ ٧٬ و ٨ دقت كنيد. در همان پاراگراف اول بيانيه٬ سران سازشكار كانون در خوش خدمتي خود به رژيم سنگ تمام گذاشته و مينويسند: “تبلیغات گسترده و جنگ روانی رسانه ها، متاسفانه احکام در روز مقرر صادر نشد واجرای قانون مذکور بازهم به تاخیر افتاد”.  هر كس كه كمي ماجرا را دنبال كرده باشد٬ بويژه معلمان فورا متوجه ميشوند كه در اينجا روي سخن اين بيانيه با كيست و اشاره اش  به  كدام رسانه است. اشاره كانون به روشني كانال جديد است. زيرا همانطور كه بالاتر اشاره كردم٬ تنها كانال جديد است كه در مقابل سران سازشكار كانون ايستاد. اعلام كرد كه وعده و وعيد بس است. اعلام كرد كه معلمان ديگر اجازه ندهيد با طرح نامعلومي چون طرح نظام هماهنگ حقوقها٬ شما را سربدوانند و اعتصاب تنها راه است و اين فراخوان كانال جديد جواب گرفت. اين چيزيست كه كانون به آن جنگ رواني اطلاق ميكند. كانون حق دارد. در واقع كانال جديد خط پاياني بر سازشكاري كانون كشيد و اعلام كرد كه معلمان كانون را به دست گيريد و از سران سازكار كانون خواست كه خود را از سر راه مبارزه معلمان كنار كشند. از همين روست كه ميبينيم كانون در شروع بيانيه خود٬ چنين خشمگين بر رسانه ها مي تازد و بدون اينكه اعتراضي به سانسور رسانه هاي دولتي داشته باشد٬ از اعتراض معلمان و انعكاس خبرش از كانال جديد خشمگين است.  اما بد نيست نگاهي هم به فراخوان اخير كانون و اعتراض در روزهاي ٦ و ٧ و ٨ ارديبهشت٬ داشته باشيم.

اساس فراخوان اين بود كه روز اول معلمان مي بايست در مدرسه و كلاس درس حاضر شوند٬ اما تدريس نكنند. روز دوم در مدرسه حاضر شوند٬ به كلاس نروند اما به همراه مديران نظم مدرسه را نيز حفظ كنند٬ و خلاصه اينكه روز سوم روز اعتراض ملي باشد.  سوال اين نيست كه چرا كانون٬ معلمان را اين بار مستقيما به اعتصاب فرانخواند. اعتراض ملي يعني چه؟ به نظرم من لب كلام و جوهر اصلي فراخوان سران كانون صنفي معلمان نهايتا چيزي جز نافرماني مدني دوم خردادي ها ي شكست خورده نيست و واقعيت آنست كه مدتهاست جامعه از اين مسير عبور كرده است. بنابراين روشن است كه با چنين فراخواني معلم از قبل خلع سلاح ميشود. عينا همين فرمايشات را از سوي اين حضرات در موارد اعتراضات قبلي معلمان شاهد بوديم و بطور مثال وقتي معلمان چهارچوبه هاي تعيين شده كانون صنفي را به هم زدند و به خيابان ريختند و فرياد زدند معيشت منزلت حق مسلم ماست. سران كانون سراسيمه گفتند ما فرمان لغو راهپيمايي را داده بوديم و ما بيگناهيم.

بدنيست همين جا اشاره اي هم به فراخوان كانون به تظاهرات به مناسبت هفته معلم داشته باشم. در سومين روز اين هفته يعني روز دوشنبه ١٤ ارديبهشت كانون به تجمع در مقابل وزارت آموزش و پرورش فراخوان داد. تجمع در حد فعالين اين كانون محدود ماند. عليرغم همه تاكيدات سران كانون بر اعتراضي مدني و در چهارچوبه بازي هميشگي گرفتن جواب از مقامات محترم دولتشان٬ متاسفانه نيروهاي انتظامي با بيشرمي تمام به جمع معلمان حمله كردند و در اين يورش بگفته خودشان رسول بداغي در راهپيمايي اجباري كه بر آنها تحميل شده بود و لابد در چهارچوب اعتراض مدني شان نمي گنجد٬ بهمراه ٥ معلم ديگر دستگير شد. خوشبختانه بنا به گزارش هاي بعدي سه نفر از دستگير شدگان آزاد شدند. اما باقي آنها همچنان در زندانند. روشن است كه اين حمله از نظر ما شديدا محكوم است و بايد معلمان دستگير شده فورا و بدون قيد و شرط از زندان آزاد شوند. اما ميخواهم در ادامه نكات فوق توجه شما را بازهم به نقش واقعي كانون صنفي معلمان جلب كنم. اگر نگاهي به همه آنچه كه در طول مبارزات معلمان و سياستهاي اين كانون داشته باشيم٬ به روشني مي بينيم كه اين تشكل صنفي معلمان بطور واقعي عينا همان نقشي را در جنبش اعتراضي معلمان دارد ايفا ميكند كه شوراهاي اسلامي در جنبش كارگري بر عهده دارند. به همين اول مه نگاه كنيم٬ خانه كارگر براي مخدوش كردن روز جهاني كارگر٬ امسال نيز طبق معمول هر ساله هفته كارگر٬ يعني همان مراسم رسمي دولتي را اعلام كردند. و در برنامه هفته كارگرشان٬ كارگران را به پابوس ائمه جمعه و ولي فقيه فراخواندند. گفتند سرقبر خميني تجمع ميكنند و روز كارگر هم بعد از راهپيمايي٬ نماز جماعتشان را برپا خواهند كرد و براي روز اول مه نيز راهپيمايي تا دانشگاه و برپايي نماز جمعه را اعلام كردند. كانون صنفي معلمان نيز ١٢ ارديبهشت را كه اساسا تاريخي ديگر دارد٬ همصدا با جمهوري اسلامي تلاش كرد  به سالروز تولد مطهري٬ معلم كبير اسلامشان ربط دهد. كانون صنفي دو سال قبل با فراخوان به تجمع بر سر “مزار” خانعلي و مطهري و با پخش قران و سردادن صلوات٬ سعي كرد معلمان را به بيعت با رژيم اسلامي بکشاند. سال قبل نيز بهشتي و چند تن ديگر از سران سازشكار کانون٬ از قماش همان خانه کارگريها٬ با برنامه ريزي در ١٢ ارديبهشت براي تجمع و دعاخواني بر سر قبور در “ابن بابويه” و در قم٬ همان سياست را در پيش گرفتند و همان خدمت را به رژيم کردند و تلاش کردند که مانع تجمعات گسترده و سراسري معلمان در اين روز شوند و امسال نيز همين روال كار در دستور است. اما ديديم كه این فراخوانها را معلمان تماما بایکوت کردند و قاطعانه  فاصله خود را از کانون صنفی و رژیم نشان دادند.

همانطور كه بالا تر نيز اشاره كردم معلمان سعي كرده اند در طول يك دهه مبارزه خود٬ بدليل محروميت از داشتن تشكل واقعي خود از هر فرصت و فراخواني براي بيان اعتراضشان استفاده كنند و هر بار نيز كه به بيرون آمده اند حرف خود را زده اند. اما نكته مهم امروز بطور واقعي يك مانع اصلي بر سر مبارزات آنان٬ سياست هاي سازشكارانه سران كانون صنفي معلمان است. بايد اين مانع را از سر راه كنار زد. معلمان چپ و راديكال بايد جلو بيايند. بايد خودشان مبتكر ايجاد كانونهاي صنفي معلمان در هر كجا كه هستند٬ باشند. هر كجا كه كانون صنفي بدست اين گرايش راست و سازشكار است٬ بايد بكوشند تا كانوني جديد با انتخاب سخنگويان واقعي خود بسازند. و سازشكاران را بركنار كنند. كانون هايي بسازند كه بر گرد آوردن معلمان و اعمال اراده آنها متكي باشد و خواستهاي روشن و شفافي در مقابل خود قرار دهد. ضمن اينكه به اعتقاد من و بطور واقعي اگر قرار است روزي بعنوان روز معلم تعيين كرد٬ اين روز چيزي جز اول مه روز همبستگي جهاني كارگر نيست. معلمان بايد يكصدا اعلام كنند كه اول مه روز ماست و در تجمعات اول مه وسيعا شركت كنند. در عين حال ١٣ مهر روز جهاني معلم ميتواند فرصت ديگر باشد كه معلمان در كنار همكاران خود در سطح جهاني جلو بيايند و خواستهايي چون  يك آموزش و پرورش سكولار و انساني٬ يك آموزش و پرورش بدور از خرافه و كوتاه كردن دست مذهب از آن٬ يك آموزش و پرورش راديگان و با استانداردهاي بالاي علمي و محيطي مملو از شادي و خلاقيت را طلب كنند.

اما تا آنجا كه به مبارزات فوري و همين امروز معلمان مربوط است. طبعا خواست افزايش حقوقها در سطح يك زندگي انساني در راس خواسهاي معلمان قرار دارد. بنابراين  بايد مستقيما همين خواست را كه خواست كل جامعه نيز هست طلب كرد. بويژه اكنون كمپيني از سوي كارگران بر سر خواست افزايش دستمزدها و با مطالبه در گام اول يك ميليون تومان٬ در جريان است كه بيش از پانزده هزار امضا حول آن گرد آمده است. طبيعي است و انتظار ميرود كه معلمان وسيعا به چنين حركتي بپيوندند. بايد اعلام كرد تشكل٬ اعتصاب و آزادي بدون و قيد و شرط بيان حق مسلم ماست. بايد اعلام كرد كه خرافات بايد از كتابهاي درسي زدوده شود. بايد اعلام كرد كه معلم بايد از بهداشت و درمان رايگان و تسهيلات لازم براي تامين مسكن خود برخوردار باشد. بايد اعلام كرد كه ٤٠٠ هزار معلم حق التدريسي كه خود رژيم چندي پيش٬ از ٦ ماه دستمزد پرداخت نشده شان گزازش داد٬ فوري بايد به استخدام رسمي آموزش و پرورش درآيند. اينها همه خواستهاي معلمان در طول اعتراضات تا كنونيشان بوده است. بايد اين خواستها را بصورت قطعنامه هاي روشن نوشت و خواهان حمايت وسيع جامعه از اين خواستهاي برحق شد و به اعتقاد من اينها همه گامهاي فوري براي پيشروي جنبش اعتراضي معلمان است.

در خاتمه تاكيد من اينست كه  امروز كانال جديد بهترين ابزار در خدمت متحد كردن اعتراضات بخش هاي مختلف جامعه حول خواستهاي راديكال و انساني آنهاست. فراخوان من معلمان اينست كه پاي برنامه هاي اين تلويزيون٬ بنشينند. از اين تريبون بيشترين استفاده را براي بيان اعتراضات و خواستهايتان در سطح جامعه بكنيد. جمع هاي كانال جديد را تشكيل دهيد و عضو حزب كمونيست كارگري ايران بشويد. اين  فوري ترين و حياتي ترين پاسخ براي برون رفت از شرايط جهنمي كنوني است

انترناسيونال ٢٩٥، ١٨ ارديبهشت ٨٨. *

سازش و راست روي تا كجا؟

در حاشيه اطلاعيه “كانون صنفي معلمان”

“وعده بس است خواستهايمان را بدهيد” اين حرف همه معلمان است. معلمان سالهاست که براي خواستهايشان مبارزه ميکنند. اما تا کنون جز وعده و جز سرکوب و تهديد و فشار پاسخي نگرفته اند. معلما ن خواهان افزايش فوري حقوقهايشان هستند. معلمان بارها فرياد زده اند که نميخواهند زير خط فقر زندگي کنند. خواهان يک زندگي شايسته انسان هستند. ميگويند که خواهان تسهيلات لازم براي تامين مسکن و بهداشت و درمان رايگان هستند. ميگويند تبعيض بس است. معلمان خواهان حق تشکل و حق اعتصاب و حق تجمع و پايان يافتن خفقان و تفتيش عقايد در محيط کارشان هستند. معلمان اين خواستها را به اشکال مختلف اعلام کرده و الگوهاي خوبي از اعتصابات با شکوه سراسري و تجمعات هزاران نفره داشته و تا هم اکنون توانسته توجه جامعه را به خواسته هاي خود جلب کنند و به يک مرکز ثقلي تبديل شوند. مبارزات معلمان ادامه دارد و خواستهايشان پابرجاست. معلمان همواره از هر فرصتي براي تجمع کردن استفاده کرده و هرگاه فراخواني به تجمعي بوده است وسيعا شرکت کرده و شعارها و خواستهاي خود را فرياد زده اند. معيشت منزلت حق مسلم ماست. ٢٨ سال گذشت پول نفت ما کجا رفت. از جمله شعارهاي معلمان در تجمعات اعتراضي شان بوده است که در واقع جوهر چکيده اعتراضات کل جامعه است.

اگر كسي اين خواستها و اين چند مورد اعتراض چند سال اخير معلمان را با آنچه “كانون صنفي معلمان” دنبال ميكند مقايسه كند متوجه ميشود كه اين كانون بهيچ وجه نماينده معلمان نيست و همچون ترمزي بر سر راه حركت معلمان عمل ميكند. امسال با بازگشايي مدارس كاري كه اينها كرده اند اينست كه همزمان با تلاش معلمان براي برپايي روز جهاني معلم كفش و كلاه كرده اند و رفته اند با دو نماينده مجلس اسلامي قرار ملاقات گرفته اند و افتخار ميكنند كه با اينها به توافق رسيده اند كه هر دو طرف تند رويهايي كرده اند. يعني هم معلمان كه خواستهايشان مثل افزايش حقوقهاي زير خط فقر و مسكن و تبعيش و امثال اينها را مطرح كرده اند و هم دولت كه معلمان را دستگير و سركوب و بازداشت و اخراج كرده است، تند روي كرده اند!! واقعا چه سازش شرم آوري!

ماجرا اينگونه است كه امسال نيز با بازگشايي مدارس معلمان به استقبال سازماندهي اعتراض براي خواستهايشان رفتند. در اين ميان “کانون صنفي معلمان” بعنوان سخنگوي معلمان جلو افتاده و در جستجوي ملاقات و رايزني با مقامات دولت و مجلس و غيره و با پيش کشيدن دوباره طرح نظام هماهنگ حقوقها٬ و غيره ٬ طبق معمول تلاش كرد خواستهاي معلمان را طبق معمول به مجاري قانوني و پاسکاري بين مجلس و وزارت آموزش و پرورش بكشاند. متاسفانه واقعيت اينگونه است كه معلمان هر بار با اعتراضي گسترده بيرون آمده اند٬ اعتراضاتي برپا داشته و فشارهايي آورده اند٬ اما در فقدان يک تشکل واقعي و راديکال براي خود٬ کانون صنفي معلمان زمام کار را بدست گرفته و با اعلام اينکه برويد منزل تا ببينيم نتيجه مذاکرات و بررسي طرح در مجلس به کجا خواهد کشيد٬ عملا همچون ترمزي در مقابل ادامه اعتراضات معلمان قرار گرفته است. بدين ترتيب محدود نگاهداشتن مبارزات معلمان به چهارچوبه هاي قانوني عملا اعتراضات آنان را به حالت فرسودگي کشانده است.

از جمله کانون صنفي معلمان براي تحت کنترل نگاه داشتن اعتراضات معلمان٬ در ١٢ ارديبهشت امسال تحت عنوان روز معلم ٬ معلمان را به جمع شدن در مرقد مطهري و خانعلي فراخواند و يا در بحث بر سر انتخابات بدنبال پيدا کردن راهي براي کشاندن معلمان به ائتلاف با مشارکت و اصلاحگرايان درون حکومت و رفتن پشت انتخابات مجلس اسلامي بر آمد. بحدي كه بهشتي از سران اين کانون گامي هم به پيش گذاشت و بحث بر سر کانديد بودن او به جنجالي در درون کانون و دور شدن معلمان از اين تشکل کشيده شد. . اما عليرغم همه اينها٬ فشار بالاي کار٬ سطح پايين حقوقها و گراني هر روزه قيمت ها و راديکال موجود در ميان معلمان همواره فضاي اعتراضي را در ميان آنان بالا نگاه داشته است و همواره مترصد پيدا کردن فرصتي براي بيان اعتراض و مبارزه شان بوده اند.
در ادامه ايفاي اين نقش است که باز امروز ما شاهد اطلاعيه اخير دبيرخانه تشکل هاي صنفي معلمان وکانون صنفي معلمان از وقايع مربوط به جريان دستگيري سران اين کانون در ٢٧ شهريور هستيم. در اين اطلاعيه ضمن گزارش از چگونگي ماجرا و قرار تجمع ٦٠ نفر از سران اين کانون به منظور تدارک مراسم ٥ اکتبر (١٤ مهر) روز جهاني معلم٬ گفته ميشود كه “در جلسه اي در منزل يکي از آنان در محدوده فلکه چهارم تهرانپارس و ايستگاه متروي در دشت (علم و صنعت) ٬ و قرار حضور کاظم جلالي نماينده مجلس اسلامي و مخبر کميسيون امنيت ملي در اين جلس..” روشن ميشود که قرار بعدي آنها بحث و گفتگو با حاج بابايي از اعضاي هيئت رئيسه مجلس و دبير کميته مشترک دولت و مجلس در ٢٧ شهريور بوده است که نيروي انتظامي در محل حاضر شده و حدود ٤٠ نفر از آنان را بازداشت ميکند.

سپس در ادامه اطلاعيه بعد از گزارش اوليه شرح ماجرا٬ از برخوردهاي بعضا خوب و بعضا بد با معلمان و از اينکه نيروهاي پليس امنيت و سربازان و درجه داران نيروي انتظامي ضمن اينکه “موظف به اجراي دستورات بودند” اما تسليم متانت معلمان ميشدند٬ سخن ميگويد و آخر کل لب مطلب را بيان ميکند. آنهم ماجراي ديدار با حاجي بابايي عضو هيئت رئيسه مجلس هفتم و رئيس فراکسيون فرهنگيان در روز بيست و هفتم يعني فرداي دستگيري تعدادي از معملان است. در اينجا نيز به گفته اطلاعيه کانون دو طرف صحبت هاي مبسوطي ميکنند. و به گفته اين حضرات هر دو طرف بر تعامل بيشتر و اجتناب از برخوردهاي تند و نسنجيده تاکيد ميکنند و راضي از سازشي که صورت گرفته است٬ حاج بابايي ١٥ آذر را وعده ميدهد و حضرات سران اين کانون به گفته خودشان بعد از ٤ ساعت مذاکره با يک مشت وعده و وعيد و قول و قرار بر اينکه دست از پا خطا نخواهند کرد٬ جلسه به “نتيجه” ميرسد. يعني تجمع بي تجمع صبر كنيد تا ١٥ آذر.

در يک کلام کانون صنفي معلمان در پيشگاه نماينده مجلس اسلامي از جانب معلمان امضا داده يا پذيرفته است كه طرح خواستهاي برحق معلمان “تندروي” اي در حد اخراج و دستگيري و ضرب و شتم معلمان توسط نيروهاي سركوبگر بوده است. واقعا شرم آور است. کانون صنفي معلمان با تاکيد بر اينکه دو طرف از برخوردهاي تند اجتناب خواهند کرد٬ در واقع دولت را خاطر جمع کردند که امسال اعتصاب و اعتراضي در کار نخواهد بود. روز جهاني معلمي در کار نخواهد بود. و به خيال خود ميخواهند بار ديگر معلمان را با وعده سه ماه ديگر به منزل بفرستند.

معلمان اين وعده ها را نمي پذيرند. معلمان گوششان به اين سازش ها بدهکار نيست. گزارش دبير خانه کانون صنفي معلمان برگه اي ديگر در بي اعتبار اين کانون و سران سازشکار آنست. معلمان راديکال بايد جلو بيفتند. همه جا کانون را بدست بگيرند. اعلام کنند که هيچکدام از اين حضرات که به نمايندگي از معلمان سخن ميگويند٬ سخنگوي واقعي آنان نيستند. و اعلام کنند که ٥ اکتبر روز جهاني معلم روز اعتراض آنها خواهد بود و از هم اکنون قطعنامه و بيانيه خود را به مناسبت اين روز اعلام کنند. اعلام کنند که حکم اعدام فرزاد کمانگر معلم کامياران بايد لغو و فوري اززندان آزاد شود. اعلام کنند که تمامي پرونده هاي تشکيل شدن براي معلمان معترض بايد٬ باطل شود و احکام تبعيد و اخراج و زندان براي آنان لغو گردد. اعلام کنند. که حق تشکل و تجمع و اعتصاب را حق مسلم خود ميدانند و معلمان راديکال و معترض براي بدست گرفت کانون هاي خود جلو بيفتند و نگذارند که اينگونه عليرغم اراده و خواست معلمان زد و بند شود. بگويند که ما خواهان افزايش مستقيم و قابل توجه دستمزدهايمان هستيم. ديگر منتظر نظام هماهنگ نيستيم. حقوق ما بايد حداقل دو ميليون باشد. و بدين ترتيب پرچمدار مبارزه براي افزايش دستمزدها شوند. همچنين بر روي ديگر خواستهاي خود ايجاد تسهيلات لازم براي تامين مسکن٬ بهداشت و درمان رايگان و ديگر خواستهايشان شوند

كارگر كمونيست ٩٣، ٤ مهر ٨٧.

شروع سال تحصیلی و مبارزه معلمان

گفتگو با شهلا دانشفر

انترناسيونال: بازگشايي مدارس و دانشگاهها نزديک است. سال تحصيلي گذشته با اعتراضات گسترده معلمان پايان يافت٬ امسال با شروع سال تحصيلي جديد اوضاع از چه قرار است؟

شهلا دانشفر: واقعيت اينست که با فضاي اعتراضي که در ميان معلمان و دانشجويان هست٬ اکنون در ايران بازگشايي مدارس و دانشگاهها و شروع سال تحصيلي جديد يک اتفاق مهم است. گويي همه منتظرند که سال تحصيلي جديد شروع شود و جنب و جوش گسترده تري در همه جا برپا شود. البته چند سالي است که وضعيت به اين شکل است و با بازگشايي مدارس جامعه تحرک جديدي بخود ميگيرد. اما اين مساله بعد از اعتراضات گسترده اي  که معلمان داشتند٬ با اعتصابات با شکوه و تجمعات هزاران نفره اي که در پايان سال گذشته برپا داشتند  و با اتفاقاتي که در اين مدت گذشته است٬ فضا را بيش از هر وقت ملتهب و پر جنب و جوش کرده است. از همين رو رژيم اسلامي نيز از هراس شروع سال تحصيلي و از سرگيري اين اعتراضات و در ادامه تهاجمي که تلاش کرده است به اعتراضات کل جامعه وارد کند٬ در اين فاصله دست بکار شده و  ما شاهد زير فشار قرار گرفتن بيشتر معلمان معترض و فعالين اعتراضات دور جديد معلمين از سوي رژيم هستيم. از جمله تعدادي از معلمان احکام اخراج و انفصال از خدمت و حتي تبعيد به ديگر شهرها گرفته اند. و تعدادي از آنان که در اعتراضات اخير معلمين دستگير و زنداني شده بودند و با قيد وثيقه از زندان آزاد شدند٬ در اين مدت به دادگاه احضار شده و براي آنها احکام زندان و اخراج صادر شده است. همچنين رژيم تشکلهايي که معلمان در اين مدت شکل داده اند را هدف قرار داده است و براي نمونه حکم انحلال کانون صنفي معلمان در کرمانشاه صادر شده است.  اين فشارها فضاي اعتراض را شدت داده است. اکنون معلمان مترصد بازگشایي مدارس و جمع شدن دوباره و از سرگيري اعتراضاتشان به شکل سراسري و سازمانيافته هستند. همه جا بحث از ادامه اين اعتراضات است. از جمله در همين فاصله نيز ما شاهد چندين حرکت اعتراضي از سوي معلمان بوديم. از جمله تجمع معلمان خميني شهر٬ تجمع معلمان در مريوان و تجمعات پي در پي معلمان حق التدريس درمقابل مجلس اسلامي است.

انترناسيونال: يک خواست محوري که از سوي معلمان در مبارزات اخيرشان مطرح بود اجراي نظام هماهنگ حقوقها بود٬ جايگاه اين خواست براي معلمان چيست ؟ خواستهاي واقعي معلمان کدامند؟

شهلا دانشفر: درست است٬ خواست محوري معلمان دراعتراضات دور اخير اجراي نظام هماهنگ حقوقها بود. اين خواست به لحاظ حقوقي عبارت بود ازهماهنگ کردن حقوق پرسنل نهادهاي دولتي و هم طراز کردن آن در نهادها و وزارت خانه هاي مختلف. و مبارزات اخير معلمان نيز از  اعتراض به لغو لايحه اي که قبلا در زمان خاتمي به مجلس ششم رژيم اسلامي داده شده بود٬ شروع شد.  اما همه ميدانيم که  اعتراض اصلي معلمان به نازل بودن سطح حقوق و دستمزدشان است که در اين قالب بيان ميشود. اعتراضشان به تبعيض موجود و موقعيت فرودست خود در جامعه است. از جمله در اعتراضات همين دوره معلمان ديديم که آنها در کنار طرح خواست اجراي اين طرح به مساله افزايش فوري سطح حقوقهايشان تاکيد داشتند. گفتند که ديگر حاضر نيستند زير خط فقر زندگي کنند. از افزايش اساسي سطح حقوقهايشان سخن گفتند و حتي در ميان آنان صحبت از يک ميليون حداقل حقوق بود. معلمان در اعتراضاتشان خواست اجراي نظام هماهنگ حقوقها را مطرح کردند٬ اما در شعارها و اعتراضاتشان در واقع تبعيض و نابرابري در جامعه را مورد اعتراض قرار دادند. از جمله در اعتراضات سال ٨١ بود که معلمان شعار ميداديند نماينده مجلس ٦٠ ميليون و معلم ٦٠ هزار و با اين شعار بطور واقعي بطور پايه اي تري تبعيض در جامعه را مورد حمله قرار دادند و توقع و  تصوير معلم و کارگر را از زندگيش و از خواستهايش عوض کردند.  بنابراين  ميتوانم بگويم که اينها خود يک پيشروي در جنبش اعتراضي معلمان بود که تاثير خود را بر اعتراضات کارگران نيز گذاشت. اما اجازه بدهيد که به نکاتي هم در مورد خود اين خواست٬ يعني اجراي نظام هماهنگ حقوق ها ٬ اشاره کنم.

واقعيت اينست که اگر نظام هماهنگ حقوقها اجرا شود٬ بهبودي ناچيز در سطح حقوق معلمان بوجود مي آيد و طبعا ما از هر درجه از بهبود در وضعيت معلمان استقبال ميکنيم. اما به نظر من منحصر کردن مبارزه معلم به طرح خواست اجراي نظام هماهنگ حقوق ها٬ مبارزه مستقيم آنان براي خواست مشخص و روشن افزايش حقوق ها را به حاشيه ميبرد. بعلاوه خواست اجراي نظام هماهنگ حقوقها فرمول مبهمي است که اگر توضيحي در کنارش نباشد٬ بطور واقعي براي جامعه روشن نيست که خواست معلمان چيست٬ و از چه چيزي بايد حمايت کنند. و بالاخره اينکه ضعف ديگر طرح خواست به اين صورت٬  مهار کردن مبارزه معلمان به مراجع دولتي و سردواندن آنهاست. بگذريم از اينکه بطور واقعي نيز به اجرا درآمدن چنين طرحي٬ خود يک توهم آشکار است. بويژه در شرايطي که بن بستي اقتصادي رژيم را فلج کرده است٬ رژيم اسلامي براي بقاي خود هر روز تهاجم جديدي را به سطح معيشت و زندگي کارگران وارد ميکند٬  اجراي اين طرح براي آن هزينه سنگيني دارد و تنها به آموزش و پرورش نيز محدود نمي ماند و دولت با تمام قوا در برابر آن مي ايستد.  از اينرو و با توجه به همه اين نکات به نظر من منحصر کردن اعتراض معلمان به اجراي نظام هماهنگ حقوقها به سردرگمي و ناروشني در مبارزات معلمان شدت ميدهد و  حداقل امروز ديگر طرح خواست اجراي نظام هماهنگ از سطح مبارزات کنوني معلمان عقب تر است.

نتيجه اينکه  دل خوش کردن معلمان به اجراي لايحه اي از سوي دولت و سردواندن آن توسط دولت و مجلس و غيره يک جنبه منفي منحصر کردن خواستهاي معلمان به خواست اجراي نظام هماهنگ دستمزدهاست. بطوريکه  تا همين جا نيز محدوديت هاي اين خواست را در مبارزات تا کنوني معلمان ديده ايم و طرح اين خواست براي خود آنان نيز جايگاه مهم اوليه اش را ندارد. درست است که اعتراضات اخير معلمان حول اين خواست به حرکت افتاد ولي امروز بيش از هر وقت ضروري است که  معلمان با خواستهاي روشني به جلو بيايند و در واقع پرچم مبارزه براي افزايش حقوقها و دستمزدها را که خواست کل جامعه است را به دست بگيرند. من شک ندارم که با اين کار ما شاهد شکل گيري يک جنبش قدرتمند حول خواست افزايش دستمزدها و يک پيشروي بزرگ در اعتراضات معلمان و کارگران در جامعه خواهيم بود.

بدين ترتيب  لب کلام من اينست که خواست اول معلمان افزايش اساسي سطح حقوقها ست و معلمان بايد با طرح روشن همين خواست و تعيين مبلغي براي سطح حقوقي که مورد نظرشان است به جلو بيايند و حول آن متحد شوند و اعتراضاتشان را به پيش برند. اين يک گام کليدي در قدرتيابي مبارزات معلمان و جلب حمايت هر چه وسيعتر جامعه از اعتراضات آنان است.

اما به قسمت آخر سئوال شما يعني در مورد خواستهاي ديگر معلمان نيز اشاراتي ميکنم. از ديگر خواستهاي رفاهي معلمان ايجاد تسهيلات لازم براي تامين مسکن و بهداشت و درمان رايگان است. اما خواستهاي معلمان به خواستهاي رفاهي آنها محدود نميشود. معلمان خواهان زدوده شدن خرافات از کتب درسي شده اند. معلمان حق تشکل و حق اعتصاب را حقوق مسلم خود ميدانند و براي آن مبارزه ميکنند. معلمان خواهان آزاد ي بيان و عقيده خود هستند.  اينها خواستهايي است که معلمان در اعتراضاتشان و به اشکال مختلف مطرح کرده اند. اما وقتي به شعارها و به فصاي اعتراض معلمان نگاه ميکنيم٬ شعارهايي چون معيشت ٬ منزلت حق مسلم است٬ معلم ٬ کارگر٬ دانشجو اتحاد اتحاد٬ ٢٨ سال گذشت پول نفت ما کجا رفت٬ ٢٨ سال گذشت عدالت کجا رفت  و بالاخره شعار سوسياليسم به پا خيز براي رفع تبعيض فضاي واقعي مبارزات معلمان و خواستهاي آنها  را تصوير ميکند.

انترناسيونال: مدارس باز ميشوند و معلمان دوباره دور هم جمع ميشوند. تاکيدات شما در ادامه اعتراضاتي که معلمان داشته اند چيست؟

شهلا دانشفر: همانطور که اشاره کردم بعد از تعطيلات مدارس و اکنون با نزديک شدن بازگشايي مدارس رژيم اسلامي فعالين و رهبران اعتراضي معلمان را زير فشار اخراج و تبعيد و زندان قرار داده است. بنابراين اولين گام اينست که  با پاسخي قاطع  سلاح سرکوب را از دست رژيم برگيريم. در اين رابطه بايد اعتراضي گسترده در حمايت از معلمان معترض و تحت فشار را در دستور فوري کار خود قرار دهيم. با اولتيماتوم دادن و با طومارهاي اعتراضي و تجمعات خود خواهان لغو احکام صادر شده براي آنان و لغو پرونده هاي معلماني شويم که قرار است به دادگاه احضار و مورد محاکمه قرار گيرند. اين يک گام مهم در ادامه مبارزات ماست. بويژه در اين ميان مدارسي که در آن همکارانمان از کار اخراج و تبعيد شده و يا حکم بازداشت گرفته اند٬ بايد پيشاپيش اين حرکت قرار گيرند. همين جا لازمست تاکيد کنم که در پيشبرد اين اعتراض بايد صداي اين اعتراض را به سطح جهاني کشاند و بايد تلاش کنيم که حمايت وسيع سازمانها و نهادهاي آزاديخواه در سطح بين المللي را در اعتراض به اين فشارها و لغو احکام صادر شده براي معلمان جلب کنيم. به نظر من موضوع جلب حمايت بين المللي از مبارزات معلمان يکي از حلقه هاي ضعیف مبارزات معلمان بوده است که در دور آتي بايد از اين امکان و فرصت بيشتر و بصورت موثرتري استفاده شود.

بعلاوه همانطور که اشاره کردم معلمان خواستهاي برحقي داشتند که پاسخ نگرفته است. معلمان در پايان سال تحصيلی گذشته و در کوران اعتراضاتشان تاکيد داشتند که به مبارزاتشان ادامه خواهند داد. بايد خود را براي پيشبرد متحد و سازمانيافته اين مبارزات آماده کنيم. از همين رو  دومين گام اينست که معلمان خواستهاي خود را بصورت بيانيه اي روشن بنويسند و حول اين خواستها متحد شوند. خواستهاي خود را به گوش جامعه برسانند و حمايت وسيع مردم بويژه خانواده هاي دانش آموزان و بخش هاي مختلف را به خود جلب کنند.  بيانيه اي که خواست افزايش حقوقها و تعيين مبلغي روشن براي آن در صدر خواستهاي معلمان قرار دارد. بيانيه اي که در آن معلمان اعلام ميکنند که حق تشکل٬ حق اعتصاب و حق آزادي بيان و عقيده را حق مسلم خود ميدانند  و  خواهان يک آموزش و پرورش انساني و متناسب با استانداردهاي امروز بشري هستند. همانطور که گفتم در شرايط کنوني٬ بازگشايي مدارس و دانشگاهها خود يک اتفاق مهم است٬ بدون شک امسال ما با جنب و جوش وسيعي در ميان معلمان و دانشجويان روبرو خواهيم بود  و بايد به استقبال آن برويم

انترناسيونال ٢٠٩،  ٢٣ شهريور ٨٦. *