شهلا دانشفر

خوش آمديد

Category Archives: مقالات 2008

يک هفته تاريخي از مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه

يک ماه ونيم از اعتصاب و مبارزه با شکوه کارگران نيشکر هفت تپه ميگذرد و اين اعتراضات همچنان ادامه دارد. در هفته اي که گذشت ما شاهد اتفاقات مهمي در حرکت اعتراضي کارگران نيشکر هفت تپه بوديم که بطور واقعي جنبش کارگري در ايران را گامي مهمي به جلو برد. اولين اتفاق مهم تشکيل  سنديکاي کارگران نيشکر هفت تپه و اعلام موجوديت آن بود. همچنين در هفته اي که گذشت ما شاهد جلوي صف آمدن تعداد بيشتري از خانواده هاي کارگري و قرار گرفتن آنها در صف مقدم مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه بوديم و بالاخره اينکه در هفته اي که گذشت ما شاهد تجمعات چند هزار نفره اين کارگران٬ تجمعاتي که با حمايت گسترده مردم همراه بود، جاده بستن ها و بلندتر شدن فریاد اعتراض این کارگران بوديم. اينها همه و همه پيشروي هاي مهمي است که مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه را به سنگر مهمي براي کل جنبش کارگري و اعتراضات امروزدر جامعه تبديل کرده است. با هم به اين اتفاقات نگاهي بيندازيم:

کارگران نيشکر هفت تپه سنديکاي خود را تشکيل دادند.

يک خواست مهم کارگران نيشکر هفت تپه در طول مبارزاتشان٬  ايجاد تشکل واقعي خود و تشکيل سنديکا  بود. و امروز اين کارگران به قدرت مبارزات متحد شان اين خواست را متحقق کرده اند. تشکيل سنديکاي نيشکر هفت تپه يک پيروزي مهم براي اين کارگران و کل کارگران در ايران است. اين پيروزي را به کارگران نيشکر هفت تپه تبريک ميگويم.

کارگران نيشکر هفت تپه در بيانيه ٦ ماده اي اعتراضات سال گذشته شان اعلام کردند که ما حق خود ميدانيم که هر هفته جمع شويم و مجمع عمومي مان را تشکيل دهيم و خودمان در مورد شرايط کارمان تصميم بگيريم و بدين ترتيب  نزديک به يکسال است که اين کارگران براي ايجاد تشکل خود تلاش و مبارزه ميکنند.  در ادامه اين تلاشها و فشار آوردنشان به مقامات مختلف اداره کار و دولت بود که  از آنها خواسته شد تا براي ايجاد تشکل خود٬ امضاي بيش از هزار نفر از کارگران را داشته باشند و کارگران در مدتي کوتاه با دو هزار و پانصد امضا بازگشتند و با اين کار خود صف متحد خود را به نمايش گذاشتند.  بخاطر همه اين پافشاري ها همواره رهبران کارگران نيشکر هفت تپه مورد تهديد و پيگرد و دستگيري و زندان قرار گرفتند. اما کارگران از پاي ننشستند و سرانجام وقتي فرماندار شوش زير فشار کارگران گفت که شما ميتوانيد سنديکا تشکيل دهيد بشرط اينکه نمايندگان آن مورد تاييد ما باشد٬ کارگران زير بار اين حرفها نرفتند و  سرانجام در ٢٤ خرداد در تجمعي که برپا کرده بودند طي نامه اي اعلام موجوديت کرده و با نوشتن اسامي نمايندگانشان و چرخاندن نامه در جمع کارگران و  امضا گذاشتن بر زير آن نامه٬  رسما تشکيل سنديکایي خود را اعلام داشتند.

با اين کار بود که کارگران نيشکر هفت تپه نشان دادند که ايجاد تشکل کارگري امر خود کارگران است و در مقابل بخش هاي مختلف کارگري٬ کارگران ايران خودرو٬ کارگران نفت٬ کارگران کيان تاير و کارخانجات مختلف در سراسر ايران راه نشان دادند که تنها با زور وقدرت متحد خودشان است که ميتوانند متشکل شوند و تشکل خود را بر دولت و کارفرما تحميل کنند. به عبارت روشنتر ايجاد  سنديکاي کارگران نيشکر هفت تپه به قدرت اعتصاب وسيع و گسترده آنها٬ به قدرت تجمعات چند هزاره نفره آنها و به قدرت اتحاد وسيع کارگران و جلب حمايت وسيع جامعه توانست شکل گيرد و امروز نيز ادامه کاري و تداوم کار اين تشکل تنها و تنها با اتکا به همين قدرت و در ميدان نگاهداشتن صف متحد کارگران از طريق تشکيل منظم مجمع عمومي اين تشکل و متکي شدن آن به اعمال اراده مستقيم کارگران نيشکر هفت تپه ممکن خواهد بود.

نقش چشمگير خانواده هاي کارگران نيشکر هفت تپه

يک نقطه قوت مهم مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه٬ حضور چشمگير خانواده هاي کارگران در اين حرکت و اعتراض است. تعدادي از خانواده هاي کارگران در صف جلو تظاهرات ها و راهپيمايي ها حرکت کردند. به مقابل کارخانه رفتند و اين بار اين خانواده ها بودند که کارگران را به بيرون از کارخانه فراخواندند و در خيابانهاي هفت تپه راهپيمايي کردند و نقش فعالي در تجمع چند هزار نفره روز ٢٩ خرداد و جلب حمايت وسيع مردم هفت تپه از اين حرکت و اعتراض داشتند. حضور چشمگير خانواده هاي کارگران نيشکر هفت تپه در اعتراضات کارگران اين کارخانه٬ نشان داد که خانواده ها چه نقش مهمي در کشاندن اعتراض به سطح جامعه و تبديل حرکت به حرکتي گسترده و توده اي دارند. نيرويي که خود کارگران نيشکر هفت تپه نيز بايد بيشتر از اين به آن اتکا کنند.

هفته گذشته هفته تجمعات هزاران نفره کارگران نيشکر هفت تپه

در هفته اي که گذشت ما شاهد تجمعات هزاران نفره کارگران نيشکر هفت تپه بوديم. نقطه اوج آن روز ٢٩ خرداد بود. ٤٥٠٠ کارگر اين کارخانه به همراه تعدادي از خانواده هاي کارگران بطرف بازار هفت تپه براه افتادند و  با پيوستن مردم بيشتر به صف کارگران تجمعي هشت هزار نفره در سه راهي انديمشگ – اهواز بر پا شد و بيش از ٣٠ کيلومتر جاده بين المللي مسدود شد و رفت و آمد ماشين ها بند آمد و همه جا با خوشحالي از اعتصاب کارگران نيشکر هفت تپه سخن در ميان بود. کارگران نيشکر هفت تپه با قدرت تجمع بزرگشان توانستند جلوي هر گونه تحرکي را از نيروي انتظامي جمهوري اسلامي بگيرند و متحدانه بر روي خواستهايشان پاي بفشارند.

دستمزدها بايد فورا افزايش يابد

يک نقطه قوت مهم اعتراضات کارگران نيشکر هفت تپه بيان روشن و شفاف خواستهايشان است. کارگران نيشکر هفت تپه در اعتراض به تعويق دستمزدهايشان به اعتراض برخاستند٬ اما در اين مبارزات بدرست بر امر تشکل و کوتاه شدن دست حراست و ديگر خواستهايشان تاکيد کردند. بايد خواست افزايش دستمزدها را به اين ليست اضافه کرد. بويژه در شرايطي که گراني بيداد ميکند. در شرايطي که قيمت ها هر روز افزايش بيشتري مي يابد. در شرايطي که  رشد تورم به يک موضوع مهم در کل جامعه تبديل شده است٬ طرح خواست افزايش دستمزدها يک اقدام فوري براي همه کارگران است.

واقعيت اينست که  کارگران نيشکر هفت تپه با طرح شعار زندگي معيشت حق مسلم ماست٬ در واقع اعتراض خود را به وضع فلاکتبار امروز اعلام داشتند٬ اما تعويق دستمزدها و وضعيت نامعلوم اين شرکت٬ عملا طرح مستقيم افزايش دستمزدها را از جانب اين کارگران به حاشيه برده است.   حال آنکه به نظر من  کارگران نيشکر هفت تپه همانطور که توانستند تشکل خود را تشکيل و تحميل کنند؛ امروز ميتوانند با اتکا به تشکلشان و با اتکا به قدرت متحد خود در تقابل با اين گراني و تورمي که وجود دارد٬ خواهان افزايش فوري دستمزدهايشان بشوند و  اعلام کنند که نه تنها خواهان پرداخت فوري دستمزدهاي معوقه خود هستند٬ بلکه بايد دستمزدهايشان افزايش يابد. بگويند که حاضر نيستند زير خط فقر زندگي کنند و حداقل دستمزد نباید از يک ميليون و يا يک ميليون و پانصد کمتر باشد.  بگويند که در قبال اين گراني موجود٬ دولت مسئول است و بايد براي کالاهاي اساسي سوبسيد بپردازد. بايد براي تامين هزينه مسکن تسهيلات لازم فراهم شود. طرح خواست افزايش دستمزد يک گام مهم ديگر در پيشروي کارگران نيشکر هفت تپه است که برداشتن اين گام  بطور واقعي آنها را در نقد کردن طلبهايشان نيز در موقعيت قدرتمند تري قرار خواهد داد.

اعتصاب کارگران نيشکر هفت تپه شايسته وسيعترين حمايت هاست

کارگران نيشکر هفت تپه خواهان ٥ ماه دستمزد پرداخت نشده خود هستند. کارگران نيشکر هفت تپه خواهان اخراج زيبداري رئيس حراست کارخانه و شفيعي مدير عامل شرکت هستند. کارگران نيشکر هفت تپه خواهان خاتمه دادن به احضارها و لغو پرونده هاي تشکيل شده براي فعالين کارگري و رهبران اعتراضاتشان هستند. کارگران نيشکر هفت تپه با مارش با شکوه اعتراضي شان در خيابانهاي شوش خواهان آزادي کارگران زنداني شدند. خواستهاي کارگران نيشکر هفت تپه خواستهاي همه کارگران و همه جامعه است. زندگي معيشت حق مسلم ماست جوهر و چکيده خواستهاي مهم کارگران نيشکر هفت تپه است. جوهر و چکيده خواستهاي کل جامعه است. آنهم در شرايطي که تورم و گراني بيداد ميکند. کارگران نيشکر هفت تپه با اين شعار در پيشاپيش صف اعتراض جامعه عليه گراني و فقر و فلاکت به حرکت افتاده اند. اعتصاب کارگران نيشکر هفت تپه شايسته وسيعترين حمايت هاست.

يک ماه و نيم اعتصاب و مبارزه با شکوه کارگران نيشکر هفت تپه٬ امروز اين اعتراضات را به سنگر مهمي براي جنبش کارگري و جنبش اعتراضي کل جامعه تبديل کرده است. بايد با تمام قوا و به هر شکل که ميتوانيم  از اين سنگر مهم مبارزه حمايت و پشتيباني کنيم. يک مشکل جدي که حرکت اعتراضي کارگران نيشکر هفت تپه را تهديد ميکند٬ مشکل مالي است. بايد با گذاشتن صندوق هاي همستگي مالي به اين کارگران کمک رساند. بايد با تشکيل گروههاي همبستگي در دانشگاه ها و گذاشتن ميزهاي اطلاعاتي و جمع کردن کمک براي اين کارگران به اين مبارزات کمک برسانيم. بايد با اعزام هيات هاي همبستگي و دادن نامه هاي حمايتي خواستها و مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه را مورد حمايت قرار دهيم. بايد با اعتصابات حمايتي٬ اعتصاباتي حتي يک روزه و يکساعته حمايت و پشتيباني خود را از مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه اعلام کنيم. خواستهاي کارگران نيشکر هفت تپه خواستهاي کل جامعه است بايد از خواستها و مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه حمايت و پتشتيباني کنيم.

کانال جديد کانال کارگران نيشکر هفت تپه است

اين سخن من تنها نيست. اين سخن دوست کارگرمان از نيشکر هفت تپه است. من ميخواهم بر اهميت اين سخن تاکيد کنم. کانال جديد کانال انعکاس اعتراض کارگران نيشکر هفت تپه و همه کارگران و کل جامعه است. اين تريبون را در خدمت انعکاس صداي اعتراضتان در سطح جامعه و در سطج جهاني قرار دهيد. کانال جديد صداي انسانيت و آزاديخواهي است. به اين صدا بپونديد

انترناسيونال ٢٤٩، ٢٤ تير ٨٧.*

نامه شهلا دانشفر به سازمانهاي کارگري در سراسر جهان

با کمپيني جهاني، براي آزادي فوري دستگير شدگان اول مه در ايران، جوانمير مرادي٬ شيث اماني و طه آزادي، تلاش کنيم

اطلاع داريد که رژيم اسلامي در اول مه امسال ١٤ تن از کارگران را دستگير و زنداني کرد. زير فشار اعتراضات کارگران ١١ نفر از اين کارگران آزاد شدند و هم اکنون سه نفر ديگر از آنان جوانمير مرادي عضو هيات مديره و طه آزادي عضو علي البدل هیات مدیره اتحاديه آزاد کارگران ايران که تشکلي تازه تاسيس توسط خود کارگران است و نيز شيث اماني که رئيس هيات مديره اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار بود و در ٢٣ آپريل (٤ ارديهبشت) قبل از اول مه روز جهاني کارگر دستگير شده بود٬ همچنان در زندانند.  جرم اين کارگران اقدام و تلاش براي برپايي مراسم اول مه ٬ دفاع از حقوق کارگران و تلاش براي ايجاد تشکل کارگران است. اين کارگران رهبران شناخته و محبوب کارگري هستند. کميته همبستگي بين المللي کارگري از همان روز دستگيري اين کارگران٬ کمپيني اعتراضي را در دستور گذاشته و تا کنون طي گزارشات ارسالي خود تلاش کرده است که تمامي اتحاديه هاي کارگري در سراسر جهان را از وضع کارگران دستگير شده اول مه مطلع نگاه دارد. همچنين از سوي خود اتحاديه آزاد کارگران ايران مرتبا اخبار مربوط به اين کارگران در سطح جهاني انعکاس يافته است. کميته همبستگي بين المللي کارگري از همه اتحاديه ها و سازمانهاي کارگري در سراسر جهان می خواهد که با اقدامي اضطراري و يک کمپين گسترده جهاني به جمهوري اسلامي فشار بياورند تا کارگران دستگير شده اول مه٬ جوانمير مرادي٬ شيث اماني و طه آزادي، فورا و بدون قيد و شرط از زندان آزاد شوند. بويژه جوانمير مرادي در وضعيت جسمي وخيمي بسر ميبرد. اطلاعات جمهوري اسلامي حتي داروها و عينک جوانمير مرادي را ضبط کرده است و با ندادن دارو به وي که از بيماري مغزي و عصبي رنج ميبرد و بنا به تجويز پزشک بايد روزانه به وي برسد٬ جوانمير را زير شکنجه جسمي قرار داده است.  بعلاوه وضعيت ناروشن اين کارگران و عدم اجازه ملاقات با آنان بر ابعاد نگراني ما افزدوده است.  کميته همبستگي بين المللي کارگري بر خواستهاي زير تاکيد دارد و انتظار بيشترين حمايت ها را از سوي اتحاديه ها و سازمانهاي کارگري در سراسر جهان دارد:

١-  برپايي اول مه روز جهاني کارگر حق پايه اي و مسلم کارگران است. دستگيري کارگران در اين روز و رفتار وحشيانه رژيم اسلامی در زندان با اين کارگران محکوم است.

٢- شيث اماني٬ جوانمير مرادي و طه آزادي و نيز منصور اسانلو، که اکنون نزديک به ده ماه است در زندان است، بايد فورا و بدون قيد و شرط از زندان آزاد شوند.

٣- رژيم اسلامي هم اکنون ٥ نفر از کارگران نيشکر هفته تپه در شهر شوش در جنوب ايران را به جرم مبارزه براي خواستهاي برحقشان براي ٢٠ مه (٣١ ارديبهشت) به دادگاه احضار کرده است. هر گونه فشار و تهديد بر روي رهبران کارگران ممنوع است و بايد اين فشارها فورا متوقف شود. بايد پرونده ٥ کارگر نيشکر هفت تپه، آقايان جلیل احمدی، فریدون نیکوفرد، احمد نجاتی، قربان علیپور و محمد حیدری مهر، باطل شود و حکم احضار آنها به دادگاه فورا لغو شود.

٤- کميته همبستگي بين المللي کارگري به دليل نقض پايه اي ترين حقوق کارگران در ايران توسط جمهوري اسلامي٬ از جمله دستگيري کارگران به جرم شرکت در مراسم اول مه٬ يکسال محکوميت زندان براي محمود صالحي و امسال دستگيري کارگران در مراسم اول مه  درسه شهر سنندج، اشنويه و عسلويه در کردستان و در جنوب ايران٬ صدور احکام شلاق براي کارگران دستگير شده اول مه سال گذشته و به اجرا گذاشتن اين احکام براي ٥ نفر از آنان٬ ضرب و شتم کارگران هنگام اعتراض براي خواستهايشان و نمونه اخير آن حمله به کارگران کيان تاير که براي دستمزدهاي پرداخت نشده خود تجمع کرده بودند و نيز تهديد و فشار هر روزه بر رهبران و فعالين کارگري از طريق اخراج از کار و احضار به دادگاه  و غيره، نظير آنچه بر سر کارگران سنديکاي شرکت اتوبوسراني واحد در تهران آمد و امروز بر سر کارگران در نيشکر هفت  تپه آورده است، و صدها مثال ديگر٬ خواهان اخراج فوري جمهوري اسلامي از سازمان جهاني کار آي ال او است.

کميته همبستگي بين المللي کارگري بار دیگر بر عاجل بودن يک کمپين همبستگي جهاني براي آزادي فوري دستگير شدگان اول مه، شيث اماني٬ جوانمير مرادي و طه آزادي، تاکيد دارد.

هماهنگ کننده کميته همبستگي بين المللي کارگري حزب کمونيست کارگري ايران

شهلا دانشفر

١٤ مه ٢٠٠٨- ٢٥ ارديبهشت ١٣٨٧

انترناسيونال ٢٤٤، ٢٧ ارديبهشت ٨٧

 

 

 

 

اخراج جمهوري اسلامي از سازمان جهاني کار یک خواست مهم ما در اول مه

باز هم در مورد اول مه

با نزديک شدن به اول مه٬ جنب و جوش براي برپايي اين روز همبستگي جهاني کارگري بيشتر ميشود. از يکطرف بحث بر سر برپايي قدرتمند اين روز در ميان کارگران بالاست. از سوي ديگر رژيم نيز خود را براي يک تقابل آشکار با قدرتنمايي کارگران آماده ميکند. در نوشته هفته گذشته به فاکتورهای مهمي که زمينه را براي  برگزاري هر چه با شکوه تر اول مه فراهم ميکند٬ از جمله آزادي محمود صالحي از چهره هاي سرشناس جنبش کارگري در ايران و ابعاد گسترده اعتراضات کارگران در ايران اشاره کردم٬ اما سيرتحولات آنچنان پر شتاب است که در همين هفته اخير شاهد اتفاقات مهمي بوديم٬ که بدون شک تاثيرات خود را بر اول مه امسال خواهد گذاشت. نگاهي به هفته اي که گذشت٬ برنامه هاي دولتي در هفته کارگر جمهوري اسلامي٬ و جنبه بين المللي اول مه نکات ديگري است که تلاش دارم در اين نوشته به آنها اشاره کرده و بر روي آنها تاکيد داشته باشم.

در هفته اخير چه گذشت؟

– در هفته اخير ما شاهد ادامه اعتراض ٢٠٠٠ کارگر کيان تاير بوديم. روز شنبه گذشته نيروهاي سرکوبگر رژيم اسلامي به تحصن کارگران اين کارخانه وحشيانه حمله بردند و کارگران را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها کارگر را دستگير و زنداني کردند. اما خانواده هاي کارگران بلافاصله تجمع کردند٬ خواهان آزادي همسرانشان از زندان شدند و کارگران دستگير شده فورا از زندان آزاد شدند و دو ماه از طلبهايشان نيز پرداخت شد. کارگران کيان تاير يک هفته اولتيماتوم دادند که اگر باقي طلبهايشان پرداخت نشود به اعتراضشان ادامه خواهند داد. نکته جالب در اين حرکت اعتراضي اين بود که کارگران آتش نشاني که ظاهرا براي سرکوب کارگران و ريختن آب گرم بر روي آنها به محل آورده شده بودند از انجام اين کار سر باز زدند و و تحت عنوان تمرد٬ ٦ نفر از آنان دستگير و زنداني شدند. نمونه جالبي از همبستگي با کارگران که نمونه هاي زيبايش را در دوران انقلاب شاهد بوديم.

– در هفته اخير اعتراضات کارگري بازهم ابعاد گسترده تري بخود گرفت٬  اعتراضات پي در پي ٥٠٠٠ کارگر نيشکر هفت تپه٬  اعتراضات پي در پي کارگران کشتي سازي ايران صدرا در بوشهر٬ تجمع اعتراضي بيش از ١٤٠٠ کارگر “بهداشتی مینا”  و نساجي هاي فرنخ و نازنخ در شهر قزوين ٬  تجمع اعتراضي جوانان بيكار خاتون آباد و بستن جاده منتهي به کارخانه ذوب مس در ٢٠ فروردين از سوي آنان٬ اعتراض کارگران دوب مس خاتون آباد به سطح نازل دستمزدهايشان٬ زمزمه اعتراض در ميان کارگران نفت و تهديد به تحصن از سوي کارگران و کارکنان پخش و پالایش، خطوط لوله، مخابرات و سایر بخش های وابسته به پالایشگاه آبادان در اعتراض به عدم واگذاري منازل سازماني به کارگران٬ همه و همه از جمله سر تيترهاي مهم اعتراضات کارگري در هفته گذشته است. اعتراضاتي که هزاران کارگر را در بر ميگيرد.

– يک نتيجه فوري گسترش اعتراضات کارگري و مبارزات مردم در ايران و انعکاس و جايگاه بين المللي آن٬ فاکتوري که در نوشته قبل در مورد اول مه نيز بر آن تاکيد داشتم٬ شکايات سازمانهاي بين المللي کارگري به سازمان جهاني کار در مورد نقض حقوق پايه اي کارگران در ايران به سازمان جهاني کار (آي ال او) است. اين شکايت قرار است  در دستور اجلاس سالانه اين سازمان که در ٢٧ مه ماه شروع بکار خواهد کرد٬ قرار گيرد. اين خود اتفاق مهمي است که زمينه را بيش از هر وقت براي فشار آوردن براي به انزوا کشاندن جمهوري اسلامي در سطح بين المللي و اخراج آن از سازمان جهاني کار فراهم ميکند. اين خود تاکيدي ديگر بر اهميت اعتراض گسترده کارگران به شرکت هيات جمهوري اسلامي در اين اجلاس است.

–  يک خبر مهم ديگر در هفته اخير بالا گرفتن زمزمه اعتراضات وسيع در ميان معلمان است. معلمان اعلام کرده اند که در ١٢ ارديبهشت روز معلم تجمع خواهند داشت و اگر په خواستهايشان پاسخ داده نشود در ١٦ ارديبهشت در مقابل سازمان آموزش و پرورش تهران تجمع خواهند کرد. معلمان بر پرداخت حقوق معوقه معلمان حق التدريسي و ديگر طلبهايشان بابت اضافه کاري ها و بر روي خواست افزايش حقوق خود که خواست هميشگي شان بوده تاکيد دارند و صحبت از دور جديد اعتراضات معلمان است. اضافه شدن اين فاکتور به وضعيت پر التهاب کنوني٬ يک فاکتور مهم ديگر است  که ميتواند بر روي شرايط امروز جامعه و برپايي يک اول مه قدرتمند نقش مهمي داشته باشد.

– جنب و جوش اعتراضي در دانشگاهها کماکان بالاست. بويژه آزادي بهروز کريمي زاد و مجيد پورماجد از زندان در هفته اخير٬ يک اتفاق سياسي مهم ديگر بود که بيش از بيش تاثير خود را بر فضاي اعتراضي در دانشگاهها ميگذارد. اين در حاليست که در دو ساله اخير٬ دانشگاهها يک مرکز مهم برپايي اول مه و بزرگداشت اين روز بود. امسال نيز بحث بر سر برپايي اول مه٬ آنهم با خواست آزادي فوري و بدون قيد و شرط دانشجويان زنداني و همه زندانيان سياسي  يک محور مهم بحث است.

واقعيت اينست که امروز در ايران. مبارزات بخش هاي مختلف جامعه و خواستهاي پايه اي که اين مبارزات را به هم پيوند ميدهد٬  بيش از هر وقت نشان ميدهد که اول مه روز آزاديخواهي٬ روز برابري طلبي و روز همه جامعه است.

همه اينها اتفاقات مهمي است که ما شاهد وقوع آنها در آستانه اول مه هستيم و بيش از هر چيز بر خطير بودن شرايط امروز تاکيد دارد.در متن چنين شرايطي است که به استقبال اول مه روز همبستگي جهاني کارگران ميرويم.

جمهوري اسلامي و اول مه

واقعيت اينست که برپايي نفس اول مه از همان آغاز يک عرصه مهم جدال کارگران با رژيم اسلامي بوده است. جنبش کارگري در ايران اگر چه در اين عرصه يک پيشروي مهم داشته و روزي بعنوان روز کارگر در قانوني کار جمهوري اسلامي به رسميت شناخته شده است٬ اما رژيم اسلامي با استناد به تقويم ايراني تلاش کرد٬ ١١ ارديبهشت را بعنوان روز کارگر اعلام کند٬ تا با اين کار ارتباط جهاني بودن اين روز در ايران را با روز جهاني کارگر مخدوش کند.  در ادامه همين تلاش ها بود که رژيم اسلامي هفته کارگر را به جاي روز کارگر گذاشت و مزدوران خانه کارگر و شوراهاي اسلامي صحنه گردان هاي برپايي اين مضحکه شدند.  هفته اي که در آن هر ساله چماقداران خانه کارگر در کنار جمهوري اسلامي٬ در تقابل با مراسم مستقل کارگران ايستاده و ميکوشند از به ميدان آمدن و قدرتنمايي کارگران به مناسبت روز جهاني کارگر جلوگيري کنند و براي تحت کنترل داشتن اوضاع٬ به اسم کارگر اعلام راهپيمايي کرده  و هرگاه که اوضاع را از دست خود خارج ديده اند همراه با نيروهاي انتظامي در شناسايي و سرکوب کارگران شريک شده اند. بدين ترتيب رژيم اسلامي در ايران عملا گراميداشت اول مه روز جهاني کارگر در ايران را به رسميت نشناخته است. رژيم اسلامي کارگران را بخاطر برپايي اول مه در زندان کرده و برايشان احکام جنايتکارانه شلاق صادر کرده است . محمود صالحي را بيش از يکسال در زندان نگاهداشت و در همين امسال در ٥ مورد احکام شلاق را در مورد کارگران دستگير شده اول مه سنندج به اجرا گذاشت.

از اين رو امسال بويژه بيش از هر سال نفس برپايي مراسم اول مه يک عرصه مهم جدال با جمهوري اسلامي و پاسخ دادن به گستاخي هاي اين رژيم شلاق و زندان در قبال کارگران است.

در کوران چنين کشاکشي  امسال نيز خانه کارگر جمهوري اسلامي٬ طبق روال هر ساله  برنامه هاي دولتي را بقول خودشان براي هفته کارگر اعلام داشت. هفته اي که بارعام ولايت فقيه٬ حضور در مرقد امام و مشاوره نيروهاي انتظامي رژيم با کارگران در کلانتري ها  و غيره و غيره برنامه هاي اين حضرات براي  هفته کارگرشان است.

اما در اين ميان کارگران ساکت ننشته و برهم زدن مراسم دولتي و بدست گرفتن آن بخش مهمي از کشاکش آنان براي تثبيت روز اول مه به عنوان روز همبستگي جهاني و رودرردویي با رژيم و مزودوران خانه کارگر و شوراهاي اسلامي در طول تمام سالها  بوده است. نمونه هاي برجسته آن را در دو سال گذشته شاهد بوديم.  در سال گذشته بود که کارگران با پلاکارد ما کار ميکنيم زندگي کنيم٬ زندگي نميکنيم که کار کنيم٬ انرژي هسته اي نميخواهيم٬ دستمزد ١٨٣ هزار تومان هم نميخواهيم٬ پيام مهم سياسي و طبقاتي خود را به اين رژيم و به توحش سرمايه داري اعلام کردند. با اين کار خود٬ کارگران در واقع اعلام داشتند که اول مه روز کارگران است و خيابانها از آن آنهاست و اجازه نميدهند که در اين روز  به اسم کارگر حرف ديگري زده شود. امسال نيز کارگران مترصد چنين فرصتي هستند وشک نيست که تکرار چنين اتفاقي در شرايط متحول امروز٬ اول مه امسال را به يک روز تاريخي بزرگي تبديل خواهد کرد٬ کارگران خود را براي چنين رودرويي آماده ميکنند.

“اول مه” روز جهاني کارگران است!

امسال در ايران اول مه مصادف با ١٢ ارديبهشت است. محجوب دبير کل خانه کارگر جمهوري اسلامي هنگاميکه از برنامه هاي دولتي به مناسبت هفته کارگر سخن ميگفت٬ اشاره داشت که چون در ايران در قانون کار ١١ ارديبهشت بعنوان روز کارگر اعلام شده است و امسال اول مه مصادف با ١٢ ارديبهشت است٬ برنامه هفته کارگر روز ١١ ارديبهشت خاتمه مي يابد. اين سخنان محجوب سياست رژيم اسلامي در مخدوش کردن اين روز  و حمله اي  ديگر به دستاورد کارگران در ايران و گراميداشت اول مه روز جهاني کارگر است. پاسخ محجوب و رژيم اسلامي را بايد با برپايي با شکوه اول مه روز همبستگي جهاني کارگر که مصادف با ١٢ ارديبهشت است٬ داد. پاسخ محجوب و رژيم اسلامي را بايد با  اعلام همبستگي جهاني با اين روز و فراخوان جهان به حمايت از مبارزات کارگران و مردم ايران داد.

اول مه روز همبستگي بين المللي کارگران است!

يک جنبه مهم اول مه جنبه بين المللي اين روز است. بويژه در شرايطي که ايران به مرکز ثقل تحولات سياسي در جهان تبديل شده است٬ جنبه بين المللي و جهاني اول مه بيش از هر وقت جايگاه و مقام پيدا ميکند. ما همواره تاکيد کرده ايم که جمهوري اسلامي بعنوان ستون فقرات اسلام سياسي و رژيم آپارتايد جنسي و شلاق و زندان در ايران بايد در سطح جهاني به انزوا کشيده شود.  اول مه بعنوان يک روز همبستگي جهاني کارگري٬ فرصتي مهم  براي جلب حمايت کارگران و مردم آزاديخواه در سطح بين المللي٬ در دفاع از مبارزات کارگران ايران است.  بويژه اينکه امروز جنبش کارگري در ايران٬ بيش از هميشه توانسته است مکان خود را در سطح جهاني باز کند. توانسته است حمايت وسيع بين المللي را بخود جلب کند. ما شاهد روزهاي مهمي چون روز همبستگي جهاني کارگري با کارگران ايران روبرو بوده ايم. و همانطور که اشاره کردم هم اکنون ما شاهد شکايت اتحاديه هاي کارگري جهاني از جمهوري اسلامي به سازمان جهاني کار هستيم٬ اينها همه پيشروي بزرگ جنبش کارگري در ايران است .  بايد اين پيشروي ها را گامي به جلو برد. يک خواست مهم ما در اول مه امسال اخراج جمهوري اسلامي از سازمان جهاني کار است

انترناسيونال ٢٤٠، ٣٠ فروردين ٨٧.*

اعتراف وزير كار سابق جمهوري اسلامي و داستان قانون كار

مصاحبه سرحدي زاده رئيس شوراي سرپرستي زندان هاي جمهوري اسلامي بعد از انقلاب ٥٧ و سومين وزير کار و امور اجتماعي جمهوري اسلامي در ٢٠ آذر با سايت خبري دولتي ايلنا٬ حائز نکات جالب و مهمي است. در اين گفتگو سرحدي زاده ضمن اشاره به پروسه تصويب قانون کار جمهوري اسلامي٬ که زمان آن به سال ٦٩ و به بعد از سرکوبهاي خونين رژيم اسلامي و کشتارهاي سال ٦٠ و ٦٧ برميگردد٬ به نقش اعتراضات کارگري و كمونيستها در عقب راندن رژيم از طرح اوليه قانون کار و تصويب عجولانه قانون کار فعلي در سال ٦٩ توسط مجلس زير چنين فشارهايي اذعان ميکند و از آن ضرورت اصلاح در قانون کار را نتيجه ميگيرد. در اين گفتگو سرحدي زاده٬ اين زندانبان جمهوري اسلامي٬ وقتي که به پروسه تصويب قانون کار جمهوري اسلامي اشاره ميکند ميگويد:” در آن زمان هنوز جنگ ادامه داشت و شرايط خاصي بر کشور حاکم بود. از سوي ديگر در محيط‌‏هاي کار، امکان نفوذ کمونيست‌‏ها و گروهک‌‏هاي ضدانقلاب وجود داشت. از سوي ديگر در اين شرايط کارگران تحت تاثير لايحه قانون کاري که از سوي آقاي توکلي مطرح شده بود، با نگراني و حساسيت موضوع تصويب قانون کار را دنبال مي‌‏کردند. ‌اگر اين اختلاف ادامه پيدا مي‌‏کرد ممکن بود اتفاقاتي در محيط‌‏هاي کار به وجود آيد.” سرحدي زاده قبلا نيز در جايي ديگر گفته بود: ” البته قانون کاري که دولت تهيه کرده و به مجلس برد با آن چيزي که از مجلس بيرون آمد خيلي تفاوت داشت.شايد بتوان گفت مجلس در آن زمان براي خلع سلاح گروه هايي که سعي مي کردند جامعه کارگري را تحت تاثير قراردهند به گونه اي افراطي دراين باره برخورد کرده است”.

با اين سخنان سرحدي زاده٬ از حقايقي پرده بر ميدارد که لازمست بر روي آن مکث کرد:
سرحدي زاده دارد سياه روي سفيد اعتراف ميكند كه حكومت اسلامي از ترس اينكه “اتفاقاتي در محيط هاي كار بوجود آيد” و از وحشت اعتراضات كارگران و نقش كمونيستها دست به عقب نشيني زده است. در واقع وزير كار سابق جمهوري اسلامي اعتراف ميكند كه آنچه را ما كمونيستها در مورد سرنوشت قانون كار جمهوري اسلامي گفته بوديم تماما حقيقت داشته است. اين اعترافات يكي از مهره هاي اصلي حكومت در آن سالها و يكي از دست اندركاران حكومت در شرابط كنوني را بايد هر كارگري مورد توجه جدي قرار دهد و قدرت طبقه خويش را بيش از پيش لمس كند. بگذاريد بطور خلاصه هم شده آن دوره مورد اشاره سرحدي زاده را ياد آوري كنيم:

همه ميدانيم که رژيم اسلامي با کشتار سال ٦٠ و سرکوب کل جامعه و جمع کردن بساط شوراهاي کارگري٬ توانست انقلاب ٥٧ را شکست دهد و پايه هاي حکومت ننگينش را تثبيت کند. سپس بدنبال جنگ هشت ساله با عراق٬ و ناگزير شدن خميني به نوشيدن جام زهر٬ جمهوري اسلامي از وحشت اوج گيري اعتراضات وسيع اجتماعي٬ کشتار سال ٦٧ را به راه انداخت. يک نسل کشي فراموش نشدني که در آن هزاران نفر از انسانهاي آزاديخواه و کمونيستها به جوخه هاي دار سپرده شدند و تيرباران گرديدند. پروسه تصويب قانون کار جمهوري اسلامي در واقع به اين پروسه خونين سرکوب انقلاب برميگردد و در متن چنان اوضاعي است که گفته هاي سرحدي زاده معني پيدا ميکند و مي بينيم که پروسه تصويب قانون کار ٩ سال بطول ميکشد و بالاخره کارگران موفق ميشوند طرح اوليه قانون کار را با وزير کار وقت احمد توکلي يکجا به زباله دان بيندازند. به عبارت ديگر اگر به روند حقيقي تصويب قانون کار نگاهي بيندازيم٬ مبينيم که درست در شرايطي که رژيم اسلامي داشت انقلاب ٥٧ را سرکوب ميکرد٬ کارگران کمونيست و معترض را دستگير و زنداني و اعدام کرد٬.چه کشاکشي بر سر قانون کار جريان داشت. اين اعتراف وزير كار سابق جمهوري اسلامي بويژه از اين نظر مهم است كه بر نقش اعتراضات كارگران و فشار چپ و كمونيسم بر حكومت حتي در آن اوج كشتارها اعتراف ميكند. اعتراف ميكند كه جمهوري اسلامي ميخواسته است قانون ارتجاعي تر و ضد كارگري تري را تصويب كند اما از ترس كمونيستها و كارگران ناچار به عقب نشيني شده است.

واقعيت اينست که مبارزه عليه لوايح قانون کار رژيم يک عرصه فعال و مهم مبارزه کارگران بعد از انقلاب ٥٧ بود. از ماههاي ديماه و بهمن ٥٧ کارگران خواهان لغو قانون کار شاهنشاهي و تدوين قانون کار کارگري بودند. در پاييز ٦١ طرح اوليه قانون کار رژيم در باب اجاره و بر اساس فقه اسلامي بنام قانون کار اسلامي در زمان وزارت توکلي ارائه شد. اين قانون از سوي خميني و منتظري و تمامي حوزه علميه تاييد شده بود. اين موضوع به زمزمه هاي اعتراض در کارخانجات دامن زد. در جلسه اي که در وزارت کار در پاييز ٦١ برگزار شده بود کارگران به مخالفت با طرح قانون کار برخاستند و جلسه به تشنج کشيده شد. روز بعد از آن کارگران در کارخانه دخانيات جمع شدند. عليرغم جلوگيري از ورود کارگران و شرکت در آن از سوي نيروهاي سرکوب رژيم و عليرغم غير قانوني خواندن اين حرکت اعتراضي٬ کارگران تجمع خود را بر پا کردند. در اين تجمع کارگران در مخالفت با طرح قانون کار رژيم و رئوس يک قانون کار کارگري به گفتگو پرداختند. در اين ميان شوراهاي اسلامي با مشاهده اعتراض کارگران٬ تلاش کردند که سوار اعتراضات کارگران بشوند. اما عملا نتوانستند ابتکار عمل را در دست نگاهدارند و اين طرح بامخالفت و مبارزه کارگران روبرو شد. تحت فشار اين اعتراضات دفاتر خميني و منتطري دخالت خود را در تهيه اين طرح انکار کردند و احمد توکلي وزير کار وقت از کار برکنار شد و سرحدي زاده زندان بان و عضو شوراي سرپرستي زندانها به جاي او برگزيده شد. سپس طرح دوم قانون کار در زمستان ٦٢ با رنگ و لعاب کمتر مذهبي اما با همان مضمون و محتواي ارتجاعي بيرون داده شد. اما اين طرح نيز در مقابل مبارزه کارگران دوامي نياورد و به کناري نهاده شد. تا اينکه طرح سوم پيش نويس قانون کار با اين عنوان که به تصويب دولت نيز رسيده است در ارديبهشت ٦٤ منتشر شد و به تصويب کابينه موسوي درآمد. بدين ترتيب لايحه کار يس از تصويب در کميسيون کار و امور اداري و استخدامي مجلس جهت تصويب به مجلس داده شد و در اواخر شهريور ٦٥ به تصويب مجلس درآمد.

اين پروسه ادامه پيدا کرد و طي ٩ سال مبارزه کارگران لوايح و پيش نويس هاي قانون کار يکي پس از ديگري به کناري نهاده شد تا اينکه سر انجام در ديماه ٦٩ طرح نهايي قانون کار جمهوري اسلامي به تصويب مجلس رسيد و از آغاز سال ٧٠ در دستور اجرا قرار گرفت. اين قانون کار گرچه بازهم قانوني ضدکارگري و اسلامي بود. حق اعتصاب و حق تشکل را بعنوان دو شاخص اصلي يک قانون کار واقعي کارگري به رسميت نميشناخت، به هيچ شکلي کارگر در آن نمايندگي نميشد و ضمانت اجرايي نداشت. قانوني متکي بر تبعيض جنسي، مذهبي و قومي بود. اما باز آشکارا عقب نشيني رژيم را در برابر اعتراضات چند ساله کارگران حول قانون کار نشان ميداد. اين قانون کار تغيير فاحشي نسبت به پيش نويس هاي قبلي خود داشت. غلظت اسلامي آن کمتر شده و در آن ديگر خبري از باب اجاره نبود. كارگر را “كارپذير” نناميده بود. در اين قانون تلاش شده بود يک بيان حقوقي و نسبتا مردم پسند تري به مواد داده شود. به روز تعطيلي کارگر و مرخصي سالانه کارگر ٣٠ روز گردن گذاشته بود. فشار هر ساله کارگران براي بالا بردن حداقل تعيين دستمزدها براي سال آينده و افزايش آن باعث شده بود که در قانون کار به تعيين سالانه و سراسري حداقل دستمزد بر مبناي خانوار ٥ نفره اشاره شود. اينها آن عقب نشيني هايي بود که کارگران توانستند به رژيم اسلامي تحميل کنند. بگذريم از اينکه اينها عقب نشيني هايي بود که عملا و در خيلي جاها کارگران آنها را به کارفرمايان تحميل کرده بودند. اما اتفاقي که در کشاکش ٩ ساله کارگران بر سر قانون کار روي داد اين بود که کارگران اجازه ندادند که قانوني اندر باب الاجاره و تحميل قانوني شرايط برده واري که در اولين طرح قانون کار آمده بود تصويب شود. ضمن اينکه قانون کاري که در سال ٦٩ به تصويب رسيد٬ قانوني که در آن کارگران از دو حق اساسي حق تشکل و حق اعتصاب محرومند٬ قانوني نبود که حاصل مبارزه مستقيم و خواست خود کارگران باشد. اما همانطور كه اشاره شد در مقايسه با پيش نويسهاي قبلي جاي پاي مبارزه و قدرت كارگران و كمونيستها را در آن ميشود ديد.

بدنبال فرصتي براي قانوني كردن اخراج کارگران
اشارات سرحدي زاده در مورد قانون کار٬ بيش از هر چيز عطش سرمايه داري هار و ضد انساني جمهوري اسلامي را در استثمار هر چه بيشتر طبقه کارگر به نمايش ميگذارد. براي اين جانيان٬ دزد و سرمايه داران مفتخور٬ براي اين آيت الله هاي ميلياردر٬ شرايط برده واري که امروز بر کارگر تحميل کرده اند کافي نبوده و اکنون٬ تحت عنوان اصلاح قانون کار٬ آشي ديگر براي کارگران پخته اند. طرح اصلاح قانون کار يعني طرح باز کردن دست کارفرمايان در اخراج کارگران و اين چيزي است که سرحدي زاده از آن تحت عنوان نواقص قانون کار و بسته بودن دست کارفرما در اخراج کارگران صحبت ميکند و ميگويد: “بايد قبول کنيم که شرايط موجود در برخي موارد دردسرساز و مشکل‌‏آفرين است. به‌‏عنوان نمونه فرض کنيم در يک کارگاه، کارگري دزدي مي‌‏کند، ولي به دليل سکوت قانون، کارفرما نمي‌‏تواند با او برخورد کند و در نتيجه او همچنان به کار خود ادامه مي‌‏دهد.”
سرحدي زاده در بخش ديگري از همين مصاحبه اوج توحش و خرفتي خود را به نمايش ميگذارد و اندر وصف غناي حمايت هاي فقه اسلامي٬ رافت اسلام در بکار گيري حيوانات را شاهد ميگيرد و ميگويد: “شايد حمايت‌‏هاي اين قانون با ايده‌‏آل‌‏هاي مارکسيستي تطابق کند اما واقعيت اين است که ماهيت اين حمايت‌‏ها اسلامي است. همانطور که گفتم وقتي در فقه اسلام براي به کارگيري حيوان آنقدر شرايط واجب و مستحب تعيين کرده‌‏اند، حمايت از نيروي کار جاي خود را دارد. به‌‏واقع بايد گفت حمايت‌‏هاي اسلام از وعده‌‏هاي مارکسيستي و کمونيستي بيشتر و غني‌‏تر است”.

آري ايشان همه جا فشار كارگر معترض و نيروي چپ و كمونيست جامعه را بر دوش و مغز خود احساس ميكند و خودرا ناچار مي بيند كه توضيحي بدهد و خودرا به مضحكه اي بيشتر بيندازد. قرار است اخراج را قانوني كنند و از “حمايت هاي اسلام” از حيوانات و كارگران سخن ميگويند!

به ايشان بايد تاكيد كرد كه از اعتراف تان ممنون كه آنچه را ما سالها گفته بوديم امروز شما به زبان آخوندي اقرار ميكنيد. اما از نظر كارگران و كمونيستها جاي اين قانون جديدتان هم در زباله دان است. كارگر اخراج را نمي پذيرد. معضل شما اينست كه ده بيست سال صبر كرده ايد كه به طرح قبلي تان برگرديد و اخراج كارگر را قانوني كنيد و زمان مناسبي گير نياورده ايد. چون فشار كارگران و كمونيستها هرروز بيشتر شده است. مطمئن باشيد امروز براي شما از هميشه نامناسب تر است و جواب محكم تري خواهيد گرفت

كارگر كمونيست ٩٧، ٢٨ آذر ٨٧.

 

دستمزد کارگران توسط خود کارگران بايد تعيين شود، خط فقر نه، خط رفاه

آخر سال نزديک است و باز بحث بر سر تعيين حداقل دستمزد ها بالا گرفته است. به نظر ميرسد سران حکومت اسلامي سرمايه ديگر از وارد شدن به اين جدال هرساله خسته شده اند. اگر هر سال با شامورتي بازي و جلو افتادن خانه کارگر و شوراهاي اسلامي تلاش داشتند فضا را براي تهاجمي ديگر به سطح معيشت و زندگي کارگران و کل جامعه آماده کنند٬ امسال يکباره آب پاکي بر روي دست کارگران ريخته و جهرمي وزير کار جمهوري اسلامي ميگويد بنا به طرح تحول اقتصادي دولت از سال ديگر اصلا خبري از تعيين حداقل دستمزدها در سطح سراسري نخواهد بود. به اين ترتيب جمهوري اسلامي ميخواهد همان ميزان ناچيز هرسال را هم به حداقل دستمزد كارگران اضافه نكند و كارگران را در اختيار كارفرمايان بگذارد تا هرچه تيغشان بريد، دستمزدها را پايين بكشند. در اين رابطه جهرمي ميگويد: “يكي از موارد طرح تحول اقتصادي كه هنوز در مجلس تصويب نشده، شامل اين پيشنهاد است كه اگر تصويب شود، براي كارمندان و كارگران به جاي تعيين حداقل دستمزد و افزايش سالانه دستمزد، همان يارانه‌ مستقيم پرداختي توسط دولت حساب شود” او که خود از ابعاد جنايتکارانه اين موضوع مطلع است با نگراني ادامه ميدهد: ” البته دولت و مجلس سعي دارند، منافع كارگران و كارمندان در اين طرح رعايت شود.”

واقعيت اينست که نه ميزان حداقل دستمزدي که دولت هر ساله تعيين ميکند براي کارگران در ايران حجب است و نه اينکه در طرح تحول اقتصادي رژيم چه آشي براي کارگران قرار است پخته شود. بلکه بحث اصلي اينست که دستمزد کارگران بايد توسط خود کارگران تعيين شود و خوشبختانه هر سال کارگران متحد تر از سال قبل دارند اين خواست را فرياد ميزنند. همين امسال ما شاهد تحرکاتي حول خواست افزايش دستمزدها از سوي کارگران بوديم. در همان آغاز سال اتحاديه آزاد کارگران ايران با طوماري اعتراضي حول سطح نازل دستمزدها پرچمدار اين خواست شد و اخيرا نيز در مجمع عمومي فوق العاده اتحاديه آزاد کارگران ايران يک موضوع اساسي متحد شدن بر سر موضوع تعيين حداقل دستمزدها و تعيين کميته اي بر سر اين موضوع از سوي کارگران است. جمع شدن کارگران از چند مرکز مهم کارگري بر سر اين موضوع خود گام مهمي در پيشروي در اين عرصه از مبارزه است. اما روشن است که هنوز ما با يک جنبش سراسري براي خواست افزايش دستمزدها روبرو نيستيم و بايد اين جنبش را شکل داد.

براي عقب راندن تعرض رژيم دفاع پاسخ نيست. بايد تعرض کرد. بايد اعلام کرد خط فقر نه٬ خط رفاه! بايد اعلام داشت که ما کارگران خودمان سطح دستمزدهايمان را تعيين ميکنيم. برده نيستيم. ما کارگريم و در ازاي کارمان دستمزد کافي بايد به ما پرداخت شود. بايد اعلام کرد که در شرايطي که قيمت اجناس هر روزه و نجومي افزايش مي يابد٬ بايد نرخ دستمزد نيز همچون ديگر کالاها افزايش ياد و تناسبي بين دستمزدها و قيمت اجناس وجود داشته باشد. و بايد گفت که ما براي اينکه بتوانيم هزينه اجازه مسکن و پوشاک و خوراک و تحصيل و ديگر هزينه هاي فوري خود را تامين کنيم در گام اول به دستمزدي کمتر از دو ميليون تومان رضايت نخواهيم داد. خلاصه اينکه بايد رقمي را در مقابل اين حضرات قرار داد و گفت نميگذاريم که با زندگي ميليونها انسان در اين جامعه به اين شکل بازي شود و بايد اين پاسخ امروز ما در برابر بيشرمي هاي اين رژيم و در مبارزه بر سر دستمزدها باشد.

ممکن است يک استدلال اين باشد که فايده اش چيست! اينها به خواست ما تن نخواهند داد.! عملي نيست و غيره. ولي بايد بدانيم نفس تعيين يک حداقل دستمزد٬ در واقع بيان اعتراض جامعه به اين تهاجم هر روزه به سطح معيشت و زندگي خود است. اعلام اينست که ما کارگران تصميمات آنها را به رسميت نمي شناسيم و در مقابلش مي ايستيم. انجام اينکار نه تنها مسقتيما رژيم را بر سر تعيين حداقل دستمزدها در تنگنا و فشار قرار خواهد داد٬ بلکه اتفاقا ما را در موقعيت بهتري حتي براي نقد کردن طلبهايمان بابت دستمزدهاي معوقه و پرداخت نشده قرار ميدهد. بايد به اين حضرات اعلام کرد که ما آمار و ارقام نميخواهيم. نرخ تورم و سبد هزينه و خط فقر و همه و همه پوچ و بي معني و بدرد خودتان ميخورد. هر کس که حتي يک روز در جامعه ايران زندگي کند و سري به بازار بزند٬ به روشني متوجه خواهد بود که چگونه تورم و گراني بيداد ميکند و دستمزد کمتر از سه ميليون حتي کفاف اوليه ترين نيازهاي مردم را نخواهد کرد. ما بهتر از هر کس ميدانيم اوضاع از چه قرار است. دزدري هاي کلان و ميلياردي تان هم که بر همه کس روشن است. صحبت از اقتصاد کلان و خزعبلات اين چنيني نيز بس است٬ تا زمانيکه به زيرتان نکشيده ايم ٬ طبعا قانون زور است که رابطه مزد من کارگر و شماي سرمايه دار را تعيين ميکند. ما کارگران ميخواهم خودمان ميزان دستمزد خود را تعيين کنم و با توجه به سطح قيمت ها امروز از اين سطح کمتر رضايت نميدهيم. اين صورت مساله اصلي مبارزه براي تعيين حداقل دستمزد است و بايد حول آن جنبشي قدرتمند را شکل داد. با چنين نگرشي به موضوع است که ميتوان تعرض رژيم را عقب زد و حرکتي سراسري حول خواست افزايش دستمزدها ايجاد کرد. با چنين تعرضي است که ديگر شخصي مثل وزير رفاه جمهوري اسلامي٬ جرات نخواهد کرد که مدعي شود که در ايران کسي زير خط فقر نيست و بيشرمانه از اينکه شکم فرزندان ما مانند شکم گرسنگان آفريقا ورم کرده نيست٬ افتخار کند. بايد گفت شرم بر شما ! به زيرتان خواهيم کشيد. اگر دزدي هاي ميلياردي که به جيب زده ايد به جامعه برگردد٬ خواهيد دانست که چه پودجه کلاني براي پرداختن مزد کارگر خواهد بود. بايد اعلام کرد دستمزد کارگر بايد به همان ميزاني باشد که حقوق يک نماينده مجلس است و ما اين نابرابري را قبول نميکنيم. بايد از همين الان بحث بر سر ميزان حداقل دستمزدها را در مجامع عمومي کارگري و در جمع ها و محافل کارگران کمونيست به بحث گذاشت و بر سر آن تصميم گرفت و خود را براي چنين رودرويي اي آماده کرد. مبارزه براي خواست افزايش دستمزدها يک عرصه مهم اتحاد سراسري کارگران و کل جامعه است. بايد اين مبارزه را بطور سراسري به جريان انداخت

كارگر كمونيست،  ٢٨ آذر ٨٧.

 

سه اتفاق مهم در جنبش اعتراضي کارگران

مجمع عمومي فوق العاده اتحاديه آزاد کارگران ايران و خواست دستمزد
اتحاديه آزاد کارگران ايران روز ١٠ آبان مجمع عمومي فوق العاده خود را با شرکت بيش از ٧٠ نفر از کارگران و نمايندگان کارگران کارخانه هاي کارخانه هاي فرش غرب بافت- لوله و پوشش سلفچگان- لاستيک البرز- پرريس، شاهو- نورد لوله و پروفيل ساوه – پتروشيمي پلي اتلين سنگين کرمانشاه- عسلويه – نساجي کردستان- آجر پزي شيل سنندج – گوني بافي سما و برخي کارگران پروژه اي و ساختماني عضو اتحاديه برپا کرد. نفس برپايي مجمعي از سوي تعدادي از رهبران و فعالين کارگري از کارخانجات متعدد از شهرهاي مختلف يک پيشروي ديگر در جنبش کارگري و گامي موثر در سازمانيابي مبارزات سراسري کارگران است. و از همين رو چنين سطحي از نشست رهبران کارگران نتيجه فوري خود را در عزم جزم اين کارگران در مبارزه براي خواست افزايش دستمزدها و تصميم گيري مبني بر تشکيل کميته اي بر سر مساله دستمزد نشان داد. مساله اي که براستي مساله سراسري کارگران و کل جامعه است. بويژه در شرايطي که گراني بيداد ميکند و سطح قيمت ها هر روز افزايش بيشتري مي يابد. در شرايطي که دولت حتي همان يارانه ناچيزي که به بخش محدودي از کالاها تعلق ميگرفت را حذف کرده و با سپردن قيمت ها به بازار آزاد٬ به رشد قيمت اجناس شتاب بيشتري داده است٬ سطح نازل کنوني دستمزدها و حداقل دستمزدها به ميزان ٢١٩ هزار تومان آنهم تازه اگر بموقع به کارگر پرداخت شود٬ يک جنايت آشکار در قبال کارگران و کل جامعه است. شرايطي که در آن هر روز کارگران و بخش حقوق بگير جامعه٬ معلمان٬ پرستاران و … فقير تر و فقير تر ميشوند٬ ابعاد بي مسکني و آوارگي بيشتر شده ٬ مرگ و مير کودکان بخاطر سو تغذيه و بيماري به حد تکان دهنده اي رسيده و کودکان هر چه بيشتري از تحصيل محروم شده و بعنوان کودکان کار و خيابان راهي خيابانها ميشوند. شرايطي که در آن تن فروشي هر روز بيشتر شده و سن تن فروشي به ١٣ سال کاهش يافته است. شرايطي که در آن اعتياد بيداد ميکند و بخش عظيمي از جامعه بخاطر تامين مايحتاج اوليه زندگي اش درمانده است. در چنين شرايطي مبارزه براي خواست افزايش دستمزدها يک مبارزه متحد کننده است که همه اين بخش هاي جامعه را به هم پيوند ميدهد و مجمع فوق العاده اتحاديه آزاد کارگران ايران بر اين مهم تاکيد گذاشته است. تصميم مجمع عمومي فوق العاده اتحاديه آزاد کارگران ايران تلاشي است براي به صدا درآوردن سوت آغاز يک جنبش وسيع براي مبارزه براي خواست افزايش دستمزدها. بايد وسيعا به اين جنبش پيوست. بايد از ابتکار و تلاش اين اتحاديه استقبال کرد و با امضاي طومار برسر دستمزد که توسط کميته دستمزد تشکيل شده از سوي اتحاديه آزاد کارگران ايران تهيه و در محيط ها و مراکز کارگري به حرکت در خواهد آمد اين حرکت را تقويت کرد و خود مبتکر انجام چنين کاري در همه مراکز کارگري و در ميان معلمان و بخش هاي مختلف جامعه شد.

سرمايه از روز ازل نبوده سرمايه دار حق ما را ربوده
يک اتفاق مهم در هفته اي که گذشت تجمع اعتراضي کارگران کيان تاير در اعتراض به هفت ماه نپرداختن دسمتمزدها توسط كارفرما بود. تجمعي که با اولين روز رزمايش دولت و قشون کشي آن به خيابانهاي تهران همزمان بود و عليرغم اينکه گفته بودند که اين رزمايش و بيرون آوردن ٣٠ هزار نيروي انتظامي به خيابانها٬ مانوري است در برابر بحران اجتماعي٬ کارگران کيان تاير در اين روز مقابل دفتر رييس جمهور جمع شدند و با بلند کردن پلاکاردي که بر آن نوشته شده بود: هفت ماه است حقوق نگرفته ايم آقاي وزير٬ شما چطور؟ فرياد حق طلبي و اعتراض خود را بلند کردند. کارگران شعار ميدادند وعده و وعيد نميخواهيم.. و باين ترتيب بر خواستهاي خود تاکيد ميکردند و همان جا اعلام کردند که اگر به آنها پاسخ داده نشود٬ اين بار بهمراه خانواده هايشان و با جمع بزرگتري دست به اجتماعات وسيعتر خواهند زد. اين اتفاق بيش از هر چيز نشانگر حال و هواي امروز جامعه ايران و جنبش کارگري است. کارگران کوتاه نمي آيند. کارگران دستمزدهايشان را ميخواهند. مبارزه کارگران کيان تاير شايسته وسيعترين حمايتها ست. از کارگران کيان تاير حمايت کنيم

سنديکاي کارگر نيشکر هفت تپه و خواست رسمي شدن قراردادهاي موقت
روز ٢٠ آبان اعضاي هيئت مديره سنديکاي هفت تپه با شرکت در نشستي با شفيقي مديريت اين شرکت و طرح خواست رسمي شدن قراردادهاي موقت٬ بار ديگر قدرت اتحاد ٥٠٠٠ کارگر نيشکر هفت تپه را به نمايش گذاشتند.
واقعيت اينست که در نيشکر هفت تپه کارگران همواره به قدرت اعتصاب و مبارزات متحد خود توانسته اند٬ در برابر تعرضات کارفرما بايستند٬ توانسته اند پرداخت دستمزدهاي معوقه خود را بارها به مديريت و دولت تحميل کنند و مهمتر از همه اينکه تشکل خود سنديکاي نيشکر هفت تپه را تشکيل دهند٬ نمايندگان خود را انتخاب کنند و عملا انجام اين کار را به دولت و کارفرما تحميل کنند. مبارزات يکساله اخير کارگران نيشکر هفت تپه دستاوردهاي بزرگي براي جنبش کارگري در برداشته است. در نشست ٢٠ آبان کارگران نيشکر هفت تپه٬ گامي فراتر گذاشته و با اتکا به قدرت تشکل خود و نيروي ٥٠٠٠ کارگر و قدرت تجمعات و اعتصاباتشان ٬ خواست رسمي شدن استخدام کارگران قراردادي را اعلام کردند و به عنوان نمايندگان رسمي تشکل کارگران نيشکر هفت تپه با شفيعي مديرت کارخانه به مذاکره نشستند. در اين نشست مديريت آنها را تهديد کرد. تشکلشان را غير قانوني اعلام کرد. و به آنها هشدار داد. اما کارگران کوتاه نيامدند و و با استناد به مقاوله نامه هاي ٩٨و٨٧ سازمان جهاني کار و اينکه ايران از امضا کنندگان اين مقاوله نامه هاست٬ اعلام داشتند که حق خود ميدانند که نام وکيفيت تشکل خودراتعيين نمايند و نيازي به تاييد هيچ مرجعي نمي بينند. اين نشست و طرح خواست رسمي شدن استخدامهاي قراردادي٬ تاکيد آنان بر حق مسلم ايجاد تشکل کارگري براي کارگران و پافشاري شان بر روي خواستهاي بر حق خود٬ بيش از هر وقت قدرت متحد کارگران نيشکر هفت تپه را به نمايش گذاشت و الگوي خوبي از پيشبرد مبارزات قدرتمند٬ به اتکاي مبارزه متحد کارگران را به نمايش گذاشت. زنده باد کارگران نيشکر هفت تپه

كارگر كمونيست ٩٦، ٣ آبان ٨٧.

در حاشيه برپايي باشكوه روز جهاني كودك در ايران

برگزاري گسترده روز جهاني كودك (٨ اكتبر) در چندين شهر در ايران و از جمله تهران بسيار مهم و وجد آور بود. مراسي روز كودك با شرکت وسيع مردم و با بيانيه ها و قطعنامه هاي راديکالش در واقع دارد سيماي تحولات و انقلاب آتي در ايران را انعكاس ميدهد. انقلابي که شعارهايش٬ آزادي٬ برابري هويت انساني است. يک کره زمين يک انسان است و سرود آن سرود انترناسيونال و حقوق جهانشمول انسان است. از ١٦ مهر تا ١٩ مهر امسال که مصادف با هشت اکتبر روز جهاني کودک است٬ شاهد مراسم متنوعي در گراميداشت روز جهاني کودک بوديم. از جمله در روز ١٩ مهر بيش از هزار نفر در پارک لاله در تهران جمع شدند و گفتند که در اين روز تنها ما بزرگترها جمع شده ايم٬ براي اينکه صداي اعتراض خود را به اين همه نابساماني و جنايات در حق کودکان بلند کنيم و خواستهاي فوري خود را اعلام داشتند.

بدين ترتيب در روز جهاني کودک امسال در ايران بار ديگر ما شاهد اعلام کيفرخواست جامعه عليه اين نظام وارونه و توحش سرمايه داري بوديم. شاهد بلند شدن صداي اعتراض جامعه به وضعيت کودکان در حاکميت جمهوري اسلامي اين مظهر ضديت با انسان و انسانيت بوديم.

در روز جهاني کودک امسال مراسم با شکوهي در تهران و در شهر هاي سنندج و کرمانشاه و پيرانشهر و کامياران و… برپا شد و قطعنامه ها و بيانيه هاي تمامي اين مراسم ٬ سرفصل هاي مشترکي داشت و همگي بر اينکه حقوق کودک بر هر ملاحظه و منفعت ملي، نژادي، اقتصادي٬ سياسي وايدئولوژيك مقدم است و از جهانشمول بودن حقوق کودک سخن گفتند. اعلام داشتند که کار کودکان بايد ممنوع باشد. اعلام داشتند که کودک بايد از حق تحصيل و بهداشت و درمان رايگان برخوردار باشد و صداي اعتراض خود را عليه اينهمه خشونت و جنايت بر کودکان در جامعه و وضع نابسامان کودکان کار و خيابان بلند کردند. قطعنامه ها و بيانيه هاي روز جهاني کودک فرياد هاي انساني جامعه اي بود که برابري و انسانيت را طلب ميکند و ميخواهد استثمار٬ نابرابري و ستم نباشد. شعارها و قطعنامه هاي راديکال و شرکت وسيع مردم در مراسم روز جهاني کودک براستي يک پيشروي بزرگ براي جامعه بود. برپايي چنين سطحي از مراسم آنهم بعد از تعرضات رژيم اسلامي به فعالين اعتراضي در عرصه هاي مختلف جامعه٬ بعد از دستگيري دانشجويان و صدور احکام زندان و شلاق براي کارگران و تهديد فعالين اعتراضي معلمان و تلاش براي عقب راندن مبارزات کل جامعه٬ نشانگر اين بود که مردم مرعوب نشده اند و همه اينها حاکي از توازن قواي امروز جامعه در ايران است. حاکي از عقب راندن موج سرکوب رژيم است و اين پيشروي٬ ميتواند سکوي پرشي باشد که بتوانيم امروز با نيرويي بيشتر به استقبال اعتراضات وسيعتر براي تحقق خواستها و مطالباتمان برويم. بتوانيم به استقبال يک هشت مارس باشکوه و گسترده در دفاع از حقوق برابر زن و مرد برويم .

روز جهاني کودک امروز صف متحدي از انسانهاي آزاديخواه را گرد هم جمع کرده است. قطعنامه ها و بيانيه هاي خود را داده است. بايد حول اين قطعنامه ها مبارزات خود را فشرده تر به پيش برد. بايد گفت ما همين امروز خواهان تحصيل رايگان براي همه کودکان هستيم. اعلام کنيم که بايد همين امروز خانواده هايي که به دليل فقر نمي توانند فرزندانشان را به تحصيل بفرستند٬ تحت بيمه بيکاري و تامين اجتماعي قرار گيرند و بتوانند در حد يک زندگي انساني در شرايطي که تورم بيداد ميکند و قيمت ها هر روز افزايش مي يابد٬ زندگي کنند. بايد حول برنامه يک دنياي بهتر برنامه حزب کمونيست کارگري ايران که بيان فشرده خواستهاي انساني جامعه ايران است متحد شد و در همه عرصه ها مبارزات خود را به پيش برد.

خلاصه کلام اينکه برپايي مراسم روز جهاني کودک در چنين ابعاد گسترده ٬ يک اتفاق سياسي مهم بود و همين جا به سهم خود دست سازمان دهندگان و دست اندرکاران مراسم روز کودک را که در تهران و در شهرهاي سنندج و پيرانشهر و کرمانشاه و کامياران را به گرمي ميفشارم . زنده باد روز جهاني کودک

كارگر كمونيست ٩٤، ٢٤ مهر ٨٧

سازش و راست روي تا كجا؟

در حاشيه اطلاعيه “كانون صنفي معلمان”

“وعده بس است خواستهايمان را بدهيد” اين حرف همه معلمان است. معلمان سالهاست که براي خواستهايشان مبارزه ميکنند. اما تا کنون جز وعده و جز سرکوب و تهديد و فشار پاسخي نگرفته اند. معلما ن خواهان افزايش فوري حقوقهايشان هستند. معلمان بارها فرياد زده اند که نميخواهند زير خط فقر زندگي کنند. خواهان يک زندگي شايسته انسان هستند. ميگويند که خواهان تسهيلات لازم براي تامين مسکن و بهداشت و درمان رايگان هستند. ميگويند تبعيض بس است. معلمان خواهان حق تشکل و حق اعتصاب و حق تجمع و پايان يافتن خفقان و تفتيش عقايد در محيط کارشان هستند. معلمان اين خواستها را به اشکال مختلف اعلام کرده و الگوهاي خوبي از اعتصابات با شکوه سراسري و تجمعات هزاران نفره داشته و تا هم اکنون توانسته توجه جامعه را به خواسته هاي خود جلب کنند و به يک مرکز ثقلي تبديل شوند. مبارزات معلمان ادامه دارد و خواستهايشان پابرجاست. معلمان همواره از هر فرصتي براي تجمع کردن استفاده کرده و هرگاه فراخواني به تجمعي بوده است وسيعا شرکت کرده و شعارها و خواستهاي خود را فرياد زده اند. معيشت منزلت حق مسلم ماست. ٢٨ سال گذشت پول نفت ما کجا رفت. از جمله شعارهاي معلمان در تجمعات اعتراضي شان بوده است که در واقع جوهر چکيده اعتراضات کل جامعه است.

اگر كسي اين خواستها و اين چند مورد اعتراض چند سال اخير معلمان را با آنچه “كانون صنفي معلمان” دنبال ميكند مقايسه كند متوجه ميشود كه اين كانون بهيچ وجه نماينده معلمان نيست و همچون ترمزي بر سر راه حركت معلمان عمل ميكند. امسال با بازگشايي مدارس كاري كه اينها كرده اند اينست كه همزمان با تلاش معلمان براي برپايي روز جهاني معلم كفش و كلاه كرده اند و رفته اند با دو نماينده مجلس اسلامي قرار ملاقات گرفته اند و افتخار ميكنند كه با اينها به توافق رسيده اند كه هر دو طرف تند رويهايي كرده اند. يعني هم معلمان كه خواستهايشان مثل افزايش حقوقهاي زير خط فقر و مسكن و تبعيش و امثال اينها را مطرح كرده اند و هم دولت كه معلمان را دستگير و سركوب و بازداشت و اخراج كرده است، تند روي كرده اند!! واقعا چه سازش شرم آوري!

ماجرا اينگونه است كه امسال نيز با بازگشايي مدارس معلمان به استقبال سازماندهي اعتراض براي خواستهايشان رفتند. در اين ميان “کانون صنفي معلمان” بعنوان سخنگوي معلمان جلو افتاده و در جستجوي ملاقات و رايزني با مقامات دولت و مجلس و غيره و با پيش کشيدن دوباره طرح نظام هماهنگ حقوقها٬ و غيره ٬ طبق معمول تلاش كرد خواستهاي معلمان را طبق معمول به مجاري قانوني و پاسکاري بين مجلس و وزارت آموزش و پرورش بكشاند. متاسفانه واقعيت اينگونه است كه معلمان هر بار با اعتراضي گسترده بيرون آمده اند٬ اعتراضاتي برپا داشته و فشارهايي آورده اند٬ اما در فقدان يک تشکل واقعي و راديکال براي خود٬ کانون صنفي معلمان زمام کار را بدست گرفته و با اعلام اينکه برويد منزل تا ببينيم نتيجه مذاکرات و بررسي طرح در مجلس به کجا خواهد کشيد٬ عملا همچون ترمزي در مقابل ادامه اعتراضات معلمان قرار گرفته است. بدين ترتيب محدود نگاهداشتن مبارزات معلمان به چهارچوبه هاي قانوني عملا اعتراضات آنان را به حالت فرسودگي کشانده است.

از جمله کانون صنفي معلمان براي تحت کنترل نگاه داشتن اعتراضات معلمان٬ در ١٢ ارديبهشت امسال تحت عنوان روز معلم ٬ معلمان را به جمع شدن در مرقد مطهري و خانعلي فراخواند و يا در بحث بر سر انتخابات بدنبال پيدا کردن راهي براي کشاندن معلمان به ائتلاف با مشارکت و اصلاحگرايان درون حکومت و رفتن پشت انتخابات مجلس اسلامي بر آمد. بحدي كه بهشتي از سران اين کانون گامي هم به پيش گذاشت و بحث بر سر کانديد بودن او به جنجالي در درون کانون و دور شدن معلمان از اين تشکل کشيده شد. . اما عليرغم همه اينها٬ فشار بالاي کار٬ سطح پايين حقوقها و گراني هر روزه قيمت ها و راديکال موجود در ميان معلمان همواره فضاي اعتراضي را در ميان آنان بالا نگاه داشته است و همواره مترصد پيدا کردن فرصتي براي بيان اعتراض و مبارزه شان بوده اند.
در ادامه ايفاي اين نقش است که باز امروز ما شاهد اطلاعيه اخير دبيرخانه تشکل هاي صنفي معلمان وکانون صنفي معلمان از وقايع مربوط به جريان دستگيري سران اين کانون در ٢٧ شهريور هستيم. در اين اطلاعيه ضمن گزارش از چگونگي ماجرا و قرار تجمع ٦٠ نفر از سران اين کانون به منظور تدارک مراسم ٥ اکتبر (١٤ مهر) روز جهاني معلم٬ گفته ميشود كه “در جلسه اي در منزل يکي از آنان در محدوده فلکه چهارم تهرانپارس و ايستگاه متروي در دشت (علم و صنعت) ٬ و قرار حضور کاظم جلالي نماينده مجلس اسلامي و مخبر کميسيون امنيت ملي در اين جلس..” روشن ميشود که قرار بعدي آنها بحث و گفتگو با حاج بابايي از اعضاي هيئت رئيسه مجلس و دبير کميته مشترک دولت و مجلس در ٢٧ شهريور بوده است که نيروي انتظامي در محل حاضر شده و حدود ٤٠ نفر از آنان را بازداشت ميکند.

سپس در ادامه اطلاعيه بعد از گزارش اوليه شرح ماجرا٬ از برخوردهاي بعضا خوب و بعضا بد با معلمان و از اينکه نيروهاي پليس امنيت و سربازان و درجه داران نيروي انتظامي ضمن اينکه “موظف به اجراي دستورات بودند” اما تسليم متانت معلمان ميشدند٬ سخن ميگويد و آخر کل لب مطلب را بيان ميکند. آنهم ماجراي ديدار با حاجي بابايي عضو هيئت رئيسه مجلس هفتم و رئيس فراکسيون فرهنگيان در روز بيست و هفتم يعني فرداي دستگيري تعدادي از معملان است. در اينجا نيز به گفته اطلاعيه کانون دو طرف صحبت هاي مبسوطي ميکنند. و به گفته اين حضرات هر دو طرف بر تعامل بيشتر و اجتناب از برخوردهاي تند و نسنجيده تاکيد ميکنند و راضي از سازشي که صورت گرفته است٬ حاج بابايي ١٥ آذر را وعده ميدهد و حضرات سران اين کانون به گفته خودشان بعد از ٤ ساعت مذاکره با يک مشت وعده و وعيد و قول و قرار بر اينکه دست از پا خطا نخواهند کرد٬ جلسه به “نتيجه” ميرسد. يعني تجمع بي تجمع صبر كنيد تا ١٥ آذر.

در يک کلام کانون صنفي معلمان در پيشگاه نماينده مجلس اسلامي از جانب معلمان امضا داده يا پذيرفته است كه طرح خواستهاي برحق معلمان “تندروي” اي در حد اخراج و دستگيري و ضرب و شتم معلمان توسط نيروهاي سركوبگر بوده است. واقعا شرم آور است. کانون صنفي معلمان با تاکيد بر اينکه دو طرف از برخوردهاي تند اجتناب خواهند کرد٬ در واقع دولت را خاطر جمع کردند که امسال اعتصاب و اعتراضي در کار نخواهد بود. روز جهاني معلمي در کار نخواهد بود. و به خيال خود ميخواهند بار ديگر معلمان را با وعده سه ماه ديگر به منزل بفرستند.

معلمان اين وعده ها را نمي پذيرند. معلمان گوششان به اين سازش ها بدهکار نيست. گزارش دبير خانه کانون صنفي معلمان برگه اي ديگر در بي اعتبار اين کانون و سران سازشکار آنست. معلمان راديکال بايد جلو بيفتند. همه جا کانون را بدست بگيرند. اعلام کنند که هيچکدام از اين حضرات که به نمايندگي از معلمان سخن ميگويند٬ سخنگوي واقعي آنان نيستند. و اعلام کنند که ٥ اکتبر روز جهاني معلم روز اعتراض آنها خواهد بود و از هم اکنون قطعنامه و بيانيه خود را به مناسبت اين روز اعلام کنند. اعلام کنند که حکم اعدام فرزاد کمانگر معلم کامياران بايد لغو و فوري اززندان آزاد شود. اعلام کنند که تمامي پرونده هاي تشکيل شدن براي معلمان معترض بايد٬ باطل شود و احکام تبعيد و اخراج و زندان براي آنان لغو گردد. اعلام کنند. که حق تشکل و تجمع و اعتصاب را حق مسلم خود ميدانند و معلمان راديکال و معترض براي بدست گرفت کانون هاي خود جلو بيفتند و نگذارند که اينگونه عليرغم اراده و خواست معلمان زد و بند شود. بگويند که ما خواهان افزايش مستقيم و قابل توجه دستمزدهايمان هستيم. ديگر منتظر نظام هماهنگ نيستيم. حقوق ما بايد حداقل دو ميليون باشد. و بدين ترتيب پرچمدار مبارزه براي افزايش دستمزدها شوند. همچنين بر روي ديگر خواستهاي خود ايجاد تسهيلات لازم براي تامين مسکن٬ بهداشت و درمان رايگان و ديگر خواستهايشان شوند

كارگر كمونيست ٩٣، ٤ مهر ٨٧.

مجمع عمومي مشترك پنج کارخانه يک تجربه مهم

حتما خبربرپايي مجمع عمومي مشترك كارگران پنج كارخانه را در اين شماره كارگر كمونيست بخوانيد. برپايي مجمع عمومي ٥ کارخانه فرش غرب بافت٬ پرريس٬ نساجي کردستان٬ قطعات فولادي و آجرپزي در شهر سنندج و تصميم گيري کارگران براي پيشبرد مبارزه اي متحد حول خواستهايشان يک رويداد اميد بخش و مهم در جنبش کارگري است که بايد از آن درس گرفت. اين مجمع عمومي وسيع به دعوت اتحاديه آزاد کارگران ايران برپا شد و در آن کارگران در مورد مسايل و خواستهاي مشترکشان به بحث و گفتگو نشستند. اين ابتكار كارگران در واقع يك راه عملي دامن زدن به يک جنبش سراسري براي برپايي مجامع عمومي کارگري بعنوان ظرف اعتراض و ابراز اراده مستقيم کارگري و نطفه پايه اي شوراهاي کارگري را در مقابل جنبش کارگري گذاشت و بک تجربه آموزنده و مهم براي کارگران در سراسر ايران است.

در همين مدت ما شاهد اعتراضات هر روزه کارگران اين کارخانجات٬ پافشاري آنها بر خواستهاي شان٬ همبستگي و اتحاد اين کارخانجات با هم٬ اطلاع رساني آنها به مردم شهر و تلاش کارگران براي جلب حمايت مردم شهر سنندج بوديم. اعتراضاتي که اخبار آنرا در همين شماره کارگر کمونيست ميخوانيد. بايد از تجربه کارگران در شهر سنندج درس گرفت.

در شرايطي که جنب و جوش وسيعي در مراکز مختلف کارگري در سطح سراسري وجود دارد٬ در شرايطي که خواستهاي مشترکي اين مبارزات را بهم پيوند ميدهد٬ تشکيل مجامع عمومي منظم کارگري امري شدني و فوري براي تداوم ٬ قدرتگيري و متحد نگاهداشتن صفوف کارگران در اين اعتراضات است. به عبارت ديگر امروز بيش از هر وقت ضروري و عملي است که همچون کارگران در شهر سنندج٬ در شهرهاي مختلف در ميان کارگران کارخانجات مختلف مجامع عمومي کارگري را برپا کرد و مبارزات متحد٬ سازمانيافته و واحدي را در همه جا سازمان داد و به پيش برد. بويژه ما همواره شاهد اعتراضات واحد و حمايت ها و همبستگي ها در ميان اعتراضات کارگران در شهرهاي مختلفي چون قزوين٬ کاشان ٬ همدان٬ کرمانشاه و شهرهاي خوزستان و اصفهان و غيره بوده ايم و امروز با درس گيري از تجربه کارگران اين ٥ کارخانه در شهر سنندج ميتوان با برپايي مجامع عمومي کارگري مشترک به حرکات همزمان و متحد کارگران در شهرهاي مختلف شکل سازمانيافته تر و نقشه مندتري داد. ميتوان اين مبارزات را حول خواستهاي واحدي متحد کرد. ميتوان با اين کار نه تنها تهاجم هر روزه دولت و کارفرمايان را عقب زد و خواهان پرداخت دستمزدهاي معوقه و متوقف شدن فوري اخراج ها و رسمي شدن قراردادهاي موقت کاري و غيره شد٬ بلکه با خواستهاي تعرضي تري چون خواست فوري افزايش دستمزدها و تعيين ميزان حداقل دستمزد متناسب با سطح قيمت ها در شرايط امروز که بدون شک رقمي بيش از يک ميليون و پانصد هزار خواهد بود٬ شد.

امروز بيش از هر وقت زمان برداشتن اين گام اساسي فرا رسيده است. بايد اين گام مهم و کليدي را برداشت.
واقعيت اينست که يک فاکتور مهم كنار زدن موانع موجود بر سر مبارزات كارگران در مراکزي چون ايران خودرو با ٣٠ هزار کارگر٬ کيان تاير که سه ماه است در اعتراض و مبارزه است و هفت تپه و غيره ٬ و پيشروي بيشتر آنها٬ متکي شدن هر چه بيشتر مبارزات اين کارگران به مجمع عمومي کارگري٬ و تثبيت آن به عنوان ظرف اتحاد و متحد نگاهداشتن کارگران در برابر دولت و کارفرماست. اين را بطور عملي کارگران خودشان در مبارزات هر روزه خود ديده اند. ديده اند که هر گاه جمع شده اند٬ هر گاه صداي اعتراضشان را به بيرون از کارخانه برده و توانسته اند صداي اعتراضشان را بگوش جامعه برسانند و هر جا توانسته اند خانواده هاي خود را همراه کنند٬ در موقعيت قدرتمندتري قرار گرفته و توانسته اند موفقيت هاي بيشتري در مبارزه خود داشته باشند. کارگران بخوبي در مبارزات هر روزه خود تجربه کرده اند که آنچه مديريت و دولت را بوحشت مي اندازد٬ جمع شدن و متحد بودن آنهاست. و ديده اند که براي اينکه از بالاي سر آنها زد و بند نشود٬ براي اينکه در صفوفشان تفرقه افکني نشود٬ براي اينکه آنها را سر نداونند و در زير دست و بال مراجع مختلف دولتي به فرسودگي نکشانند٬ بايد متحد باشند و با اعتراضات قدرتمندشان خواستهاي خود را تحميل کنند. بنابراين براي همه اينها بايد مجامع عمومي منظم کارگري را بر پا داشت. بايد در مجامع عمومي کارگري٬ يعني آنجا که همه کارگران جمع هستند٬ تصميم گرفت٬ رئوس خواستهاي خود را روشن کرد و حول آن متحد شد و در آن نمايندگان خود را انتخاب کرد و متحد و قدرتمند به جلو رفت.

مجمع عمومي و اتحاد مجدد كارگران در رامشير
به نمونه مبارزه کارگران رامشير در پالايشگاه فازهاي ٩ و ١٠ عسلويه نگاه کنيم. در آنجا کارفرما با توطئه گري تلاش ميکند با دامن زدن به تفرقه قومي و محلي و تحت عنوان کارگر کرد و لر بين کارگران تفرقه اندازد. و مي بينيم که متاسفانه در آنجا اين توطئه در ابتدا به موفقيت ميرسد، اختلافاتي ميان کارگران ايجاد ميکند و حتي درگيري هايي را در ميان کارگران بوجود مي آورد. صرف به راه افتادن درگيري ميان كارگران بر زمينه هاي محلي گري و قومي و امثال اينها البته بسيار تكان دهنده و هشدار دهنده است و بايد جداگانه به اين مساله پرداخت و كارگران را وسيعا و مداوما در برابر ويروس كثيف تفرقه قومي و محلي گري و ناسيوناليستي واكسينه كرد. خوشبتختانه با نقش هوشيارانه کارگران راديکال و آگاه٬ و تلاش آنان براي برپايي مجمع عمومي کارگري و متحد کردن کارگران در آن ٬ کارگران توانستند اين توطئه کارفرما را خنثي کنند. از جمله درهمان شب که اين اتفاق افتاد کارگران در جمع هاي خود در مورد اين موضوع به بحث و گفتگو نشستند. در مورد توطئه گري کارفرما و اينکه چگونه با منسوب کردن کارگران به کرد و لر در صفوف آنها شکاف ايجاد کرده و با اين کار کل کارگران را مورد تهاجم خود قرار داده است٬ سخن گفتند و تصميم گرفتند که متحد شوند و با برپايي مجمع عمومي بر سر چگونگي ادامه مبارزه خود تصميم بگيرند. بدين ترتيب ديديم هنگاميکه کارفرما خود را در برابر جمع کارگران ديد٬ ناگزير شد حقوق يکماه کارگران را بپردازد و در ادامه نيز وقتي باز ميخواست از دري ديگر وارد شود و اين بار کوشيد با دسته دسته کردن کارگران و پرداخت تدريجي يکماه دستمزد به آنها٬ صفوف کارگران را در هم شکند٬ باز با شنيدن زمزمه برپايي مجمع عمومي کارگران عقب نشست و قول پرداخت يک ماه ديگر از طلبهاي کارگران را به آنها داد. اين تجربه جنبه ديگري از كاركرد و نقش مهم مجمع عمومي را پيش چشم كارگران گذاشت. نشان داد كه مجمع عمومي كارگر را متحدتر ميكند. بدين ترتيب وقتي به مبارزات هر روزه خود نگاه ميکنيم مثال فراوان است. و همه اينها بر يک چيز تاکيد ميگذارد. تشکيل مجامع عمومي کارگري٬ تثبيت اين مجامع بعنوان ظرف اعمال اراده و محلي براي تصميم گيري متحد کارگري امري فوري و حياتي است . بايد فورا دست بکار شد.
زنده باد مجامع عمومي کارگري٬ زنده باد شوراها

كارگر كمونيست ٩٢، ٢١ شهريور ٨٧

اعتصاب کارگران لوله سازي حركتي مهم و آموزنده

يک اتفاق مهم در دو هفته اخير اعتصاب و تجمع اعتراض کارگران لوله سازي خوزستان در شهر اهواز است. کارگران در اعتراض به دستمزدهاي پرداخت نشده خود دست از کار کشيدند٬ به وسط شهر آمدند و با راهپيمايي٬ خود را به ميدان نادري اين شهر رساندند و در آنجا خواستهايشان را فرياد زدند. اهميت اين حرکت اعتراضي بويژه اينجا بود که ميشد بر متن آن فضاي اعتراضي امروز جامعه ايران را مشاهده كرد. ميشد همبستگي و همراهي بخشهاي وسيع مردم با كارگران را مشاهده كرد. هنگاميکه که کارگران راهپيمايي ميکردند٬ مردم اهواز که از گراني و فقر به امان آمده اند٬ بيش از هر وقت خود را با کارگران و خواستهاي آنها همصدا ميديدند و بنا به گزارشاتي که از شاهدان عيني اين روز بدستمان رسيده است٬ اين همدردي و نزديکي بين مردم و کارگران حتي در بحث ها و صحبت هاي مردم در كوچه و خيابان با يکديگر ابراز ميشد. مردم در حاليکه از گراني و حذف سوبسيد ها و وضعيت فلاکت بار خود گلايه ميکردند٬ همه جا حرفشان اين بود که ديگر بس است. بايد به اين اعتراض پيوست. اين صحبتي بود که در گزارشات مختلف شنيدم. در چنين شرايطي بود که در مدت زماني کوتاه عليرغم اينکه نيروي انتظامي کارگران را تحت محاصره گرفته و همه جا را تحت کنترل داشت. در شرايطي که مانع پيوستن مردم به صف کارگران ميشد و هر جا مردم به طرف کارگران ميرفتند سعي ميکرد٬ آنها را برگردانند٬ اما باز مردم از هر طرف به سوي صف اعتراض کارگران ميرفتند و سرانجام جمعيت به حدود ٦٠٠٠ نفر رسيد و حرکت اعتراضي کارگران در شهر انعکاس وسيعي پيدا کرد. در اين روز شهر اهواز وضعيت ويژه اي پيدا کرده بود و ما شاهد همبستگي با شکوه مردم با اعتراض کارگران لوله سازي خوزستان بوديم.

اين حركت بيش از هر چيز اهميت به کارگيري تاکتيک درست از سوي کارگران لوله سازي خوزستان را به نمايش گذاشت. کارگران با کشاندن اعتراض خود به بيرون از کارخانه٬ با راهپيمايي در وسط شهر توانستند نيروي معترض کل شهر را که در خواستها و مشکلات آنان شريکند٬ را به حمايت از اعتراض و مبارزه شان جلب کنند. اين فاکتور امروز بطور واقعي يک فاکتور مهم در مبارزات کارگران و بخش هاي مختلف جامعه است و بايد در همه جا در اعتراضاتمان آنرا به حساب آوريم. فاکتوري که ميتواند اعتراض يک کارخانه معين را به موضوع يک شهر و يک منطقه تبديل کند و بطور واقعي کارگران را در موقعيت بسيار قدرتمند تري قرار دهد. فاکتوري که همواره جمهوري اسلامي از آن وحشت داشته و تحت عنوان کانون هاي بحران از آن ياد کرده است. واقعيت اينست که ما نمونه هايي از چنين حركتي را قبلا در شهر هاي مختلف از جمله در سنندج٬ در کاشان٬ در قزوين شاهد بوده ايم. بطور مثال در قزوين اعتراضات همزمان کارگران همواره موضوعي بوده که هر بار که کارگران چندين کارخانه نساجي با هم حرکتي اعتراضي برپا کرده اند توانسته اند توجه کل شهر را به خود جلب کنند و جنب و جوشي در شهر ايجاد کنند. يا مثلا در اعتراضات کارگران نساجي ها در شهر سنندج هبستگي و حمايت آنها از يکديگر و جلب حمايت مردم از مبارزات کارگران تا هم اکنون تاثير مهمي در تغيير فضاي اين شهر به نفع اعتراضات کارگران و بخش هاي مختلف جامعه داشته است. اما اتفاقي که در شهر اهواز افتاد اين بود که ما ميديديم که مردم اين شهر بدرستي اعتراض کارگران لوله سازي خوزستان را فرصتي براي بيان اعتراض خود و خلاصي از اين وضعيت ميديدند و اين را در فضاي شهر کاملا ميشد ديد. تحت همين فضا بود که يک باره کارگران کارخانه اي با حدود ٨٠٠ کارگر٬ توانشتند جمعيتي چند هزار نفره را بحرکت درآورند و اين خود اهميت ويژه اي به اعتراضي که در شهر اهواز به جريان افتاد ميدهد. از همين رو تحليل وبررسي اين موضوع مهم است و کشاندن اعتراض به بيرون از کارخانه٬ انعکاس اجتماعي اخبار اعتراضات کارگري و مطلع کردن مردم از اين مبارزات٬ اعتراضات همزمان چندين کارخانه٬ شرکت فعال خانواده هاي کارگران در اعتراض همه و همه جنبه هاي مختلفي از تبديل يک حرکت اعتراضي به حرکتي اجتماعي و گسترده است که ميتواند با بسيج بيشترين نيرو به اعتراضات ما آنچنان قدرتي دهد که نه تنها خواستهاي خود را تحميل کنيم بلکه گامي به جلوتر برداريم و با خواستهاي تعرضي تر به ميدان آييم. بررسي و تجزيه و تحليل و درس گرفتن از اين تجربه كارگران لوله سازي اهواز را به همه فعالين كارگري توصيه ميكنم

كارگر كمونيست٩١،  ٧ شهريور ٨٧ .