شهلا دانشفر

خوش آمديد

Category Archives: پرستاران

وضعيت بيمارستانها و شرايط كمرشكن كار پرستاران

اخبار برخي رسانه هاي جمهوري اسلامي گوياي فشاري سنگين و تعرضي تكان دهنده به پرستاران بيمارستان ها در تهران است. اين اخبار نه فقط تعرض و فشار بر پرستاران بلكه همچنين گوشه هايي از جناياتي كه در قبال جان مردم و در بیمارستانها میگذرد را نشان میدهد. اجازه دهيد خلاصه چند خبر را از ايلنا بازگو كنم:

– مهمترین بیمارستان های تهران به علت کمبود پرستار در ساعاتی از شبانه روز پرستار ندارند. در بیمارستان امام خمینی (پهلوی سابق) در هر شیفت که هجده بیمار در آن بستری است، فقط یک پرستار کار میکند و نکته قابل توجه اين‌ که برخی از اين بخش‌ها توسط پرستاری اداره می‌شود که تازه فارغ التحصيل شده و توانايی رسيدگی به کل بیماران یک بخش را ندارد و همين موضوع باعث می‌شود برای ساعاتی، بخش‌های بيمارستان‌ها از حضور پرستار خالي شود.

– دستمزد پرستاران نسبت به سال گذشته ۱۳۰ هزار تومان کاهش یافته است.

– ۵۰ درصد پرستاران ایران به علت فشار فراوان کار به بیماری‌هایی همچون آرتروز گردن، آرتروز کمر و بیماری‌های جسمی و روانی مبتلا هستند.

– دکترها و پرستاران برخی از این بیمارستان‌ها به گاز اشک‌آور، شوکر الکتریکی و تجهیزاتی برای دفاع از خود مجهز شده اند.

 

– سومین حمله به یک پرستار در مشهد توسط یکی از بیماران بستری و خرد شدن بینی او

– روز سه شنبه ۱۳ مهر ماه یک بمب صوتی در مقابل درب ورودی بیمارستان “القدیر” حوالی میدان رسالت در تهران منفجر شد.

بسياري از پرستاران بيمارستان امام خميني به دليل “بدحجابي اخراج شدند”

و…..

واقعا اینجا کجاست؟ در این جامعه دارد چه میگذرد؟ بیحرمتی به انسان و فشار به انسانها تا کجا؟

بيماري را كه زير فشار درد رنج ميبرد را بدون دكتر و تسهيلات در چنين جهنمي رها ميكنند و آنوقت يك پرستار را ميگذراند كه پاسخ يك بخش را يك تنه بدهد و آنوقت بيماري كه از اين وضعيت خشمگين است، خانواده اي كه جان عزيز خود را در خطر ميبيند، خشمش را بر روي پرستار بيچاره خالي ميكند. و اين وسط دماغ پرستار است كه له ميشود. حالا اين جانيان به جاي اختصاص دكتر و امكانات درماني انساني در بيمارستانها، به جاي درمان و بهداشت رايگان و متناسب با استانداردهاي امروز بشري، دكتر و پرستار را به كلاه خود و شمشير مجهز ميكنند كه جانشان در امان باشد! دستمزد ناچيز پرستار را كه هميشه زير خط فقر بوده است، كاهش ميدهند، قوانين آپارتايد جسمي شان را در بيمارستان ها نيز حاكم كرده و پرستاران را زير فشار هر روزه اوباش حزب الله شان قرار داده اند، و وقتي اعتراض ميكند، خس و خاشاكشان ميخوانند و جديدا هم اشاره شان به ” فتنه گران اقتصادي ” است. واقعا شرم بر اين حكومت. نگاهي به اين وضعيت و ابعاد نجومي دزدي هايشان، ابعاد اين توحش و جنايت را چندين برابر بيان ميكند. يك قلم همين دزدي اخيرشان، اعطاي ٥٠ ميليارد دلار به صد نفر از خواص را مقابل خود بگذاريم ، با اين پول ميشود كل درمان و بهداشت را رايگان كرد و حقوق كافي و مكفي و انساني به پرستار پرداخت كرد و استانداردي انساني و مدرن بر درمان و بهداشت جامعه حاكم كرد. كيست كه اين تصوير را بيند و فرياد نزند كه زندگي انساني حق مسلم ماست. كيست كه اين تصوير را ببيند و آرزوي جامعه اي آزاد و برابر، جامعه اي پر از رفاه و شادي ، جامعه اي سوسياليستي در قلبش نقش نبندد. پاسخ روشن است بايد اين حكومت دزدان سرمايه دار را به زير كشيد و به اين توحش حاكمان سرمايه پايان داد و به جايش جامعه اي ساخت كه حرف اول را انسانيت ميزند

انترناسيونال ٣٦٩، ١٦ مهر ٨٩.*

 

Advertisements

اخراج بسياري از پرستاران در بيمارستان امام خميني بخاطر “بدحجابي”

خبر ها حاكي از اين است كه بسياري از پرستاران پيماني بيمارستان امام خميني تحت عنوان “پوشش نامناسب، در نيمه اين ماه قراردادشان لغو و از كار اخراج شدند. اين خبر آنچنان انعكاسي در اين بيمارستان داشت كه خبرش در سايت دولتي ايلنا منتشر شده است. نفس اينكه حجاب اين پرچم آپارتايد جنسي و سمبل حكومت اسلامي، چنان دارد بر زمين زده ميشود، كه حتي عليرغم اجراي انواع و اقسام طرحهاي امنيت اجتماعي و عفاف و حجاب و غيره  و عليرغم دستور العمل هاي فراوان و اخطار ها و در دستور گذاشتن انواع و اقسام طرح هاي پوششي در بيمارستانها و در ادارت، “بسياري” از پرستاران بقول اين حضرات، “بدحجاب” هستند و پوشش مناسبي ندارند، خود موضوعي مهم و قابل توجه است. مساله اينست كه در بيمارستان امام خميني حاكمان اسلامي جمهوري اسلامي پرستاران “بد حجاب”  را از كار اخراج ميكند، اما در خيابانها و اماكن عمومي با ابعاد عظيم تر و گسترده تري از همين حركت مواجه است و مانده است كه با آن چه كند و از مقدسات و سمبل حكومت منحوسش چگونه دفاع كند. ما مردم بايد همين واقعيت يعني زير پا گذاشتن سنتها و قوانين اسلامي حكومت را گسترش دهيم و در برابر تعرض حكومت قاطعانه بايستيم. اخراج پرستاران در بيمارستان خميني بايد با اعتراض وسيع كارگران اين بيمارستان روبرو شود. بايد از سوي جمع هاي آزاديخواه در سطح جامعه با نامه هاي اعتراضي به اين اخراج ها اعتراض كرد. سال تحصيلي جديد آغاز ميشود و  دانشگاهها باز ميشوند و يك موضوع اعتراضي دانشجويان، اعتراض عليه تبعيض جنيسيتي و فشار بر روي دانشجويان بخاطر “حجاب” و پوشش است. انتظار ميرود كه دانشجويان با اعلام همبستگي با پرستاراني كه به خاطر حجاب، از كار بيكار شده اند، پيشتاز جنبش قدرتمند عليه حجاب و تبعيض جنسيتي در دانشگاه و در سطح جامعه شوند.*

انترناسيونال ٣٦٧، ٢ مهر ٨٩

 

موج جديدي از اعتراضات پرستاران در پيش است

اخبار حاكي از شروع موج جديدي از زمزمه هاي اعتراض در ميان پرستاران است. سخن از تجمع سراسري و اعتصاب در ميان است. گفته ميشود ٢٣ هزار پرستار كه مدتهاست در انتظار استخدام خود هستند، اكنون در اعتراض به عدم پاسخگويي دولت در تدارك اعتصابي سراسري هستند. با توجه به اين فضاي اعتراض و در وحشت  از آنست كه “سازمان نظام پرستاري” جمهوري اسلامي جلو افتاده و غضنفر ميرزابيگي رييس اين سازمان ضمن اعلام اين خطر و هشدار به دولت ميگويد: “چنانچه استخدام ٢٣ هزار پرستار محقق نشود و با تصويب شوراي عالي نظام پرستاري تا آخر ماه رمضان اجرايي نشود، جامعه پرستاري كاري را كه در سال ٨٣ كرد تكرار مي‌كند، يعني درخواست برگزاري تجمع را اگر اين روند تا آخر ماه رمضان ادامه داشته باشد به وزارت كشور ارائه مي‌كنيم، گر چه اميدواريم پرستاران به صورت خودجوش دست به اقدامي نزنند”.  معني اين سخنان روشن است. او آشكارا دارد به سران حكومتش ميگويد اگر كاري نكنيد پرستاران مثل سال ۸۳ دست به اعتصابي گسترده و سراسري خواهند زد. او همانجا به نوعي نگراني خود را  از “حركات خودجوش پرستاران” كه منظور اعتراضاتي كه از كنترل ايشان و  سازمان نظام پزشگي  و دولت خارج باشد ، ابراز داشته و اظهار ميدارد كه نگراني وي از اين نيست كه اگر پرستاران تجمعي صورت دهند، بعد از دو ساعت جمع شود ( او در واقع دارد پرستاران را نسبت به جمع شدن اعتصابشان تهديد ميكند كه “جمع خواهد شد”) بلكه نگراني ايشان “بي تفاوت شدن پرستاران” بخاطر مشكلات ساعت كار و غيره است. نگاهي دقيق تر به اين موضوع نشانگر ابعاد گسترده اعتراض در ميان پرستاران است:

 

بنا بر شواهد و گزارشها بيش از ٦٠ درصد پرستاران حتي پايين تر از حداقل دستمزد ، مزد دريافت ميكنند. تحميل فقر و مشقت هر روزه در كنار كار سخت و طاقت فرسا فشار بالايي بر روي اين بخش از كاركنان جامعه وارد كرده است. سطح زندگي پرستاران حتي كمتر از يك سوم نرخ خط فقري است كه از سوى جمهورى اسلامى اعلام شده است. در سال ٨٣ پرستاران در اعتراضات گسترده خود بر خواست افزايش حقوقهايشان تاكيد كردند و تحت فشار اين اعتراضات، رژيم ناگزير وعده داد كه ٢٠٠ ميليارد ريال تحت عنوان طرح اشتغال شغلي بودجه اختصاص خواهد داد. اما اين پول تنها ٣٥ درصد پرستاران را شامل ميشد.  خواست ديگر پرستاران اعتراض به بيکارسازيها تحت عنوان خصوصى سازى ها بود. به اين معني كه تاکنون تحت عنوان خصوصى سازيها تعداد بسيارى از پرستاران از کار بيکار شده و بعد در بخش هاى خصوصى با ساعتى ٣٠٠ تومان و ماهانه ٦٠ هزار تومان کار بکار گرفته شده اند. شرکت هاى خصوصى پرستاران متقاضى کار را با قراردادهاى ٨٩ روزه به کار گرفته و تحت  سخت ترين شرايط کار و با حداقل مزد آنها را به استخدام خود در مياورند. با اين شيوه کار دست شرکت هاى خصوصى در استثمار برده وار اين بخش از جامعه کاملا باز گذاشته شده است. پرستاران به اين شرايط کارى، به اخراج ها و به ناامنى شغلى و عدم استخدام رسمى خود معترضند.

“اضافه کاري اجباري” ، “نداشتن زمان کافي براي رسيدگي به خانواده” از جمله ديگر مشكلات پرستاران است كه بارها در اعتراضاتشان به آن اشاره داشته اند.  بسياري از پرستاران  هم اکنون با وجود داشتن ٢٩ سال سابقه كاري، نمي توانند از مزاياي ‏بازنشستگي استفاده كنند و بايد حتما دوره ٣٠ ساله آنها طي شود تا بازنشسته شوند.‏ بسياري از پرستاران کشور مجبورند براي تأمين مخارج زندگي دو شيفته كار كنند.

بدين ترتيب پرستاران با دستمزد بسيار نازل در شرايط بسيار دشواري كار ميكنند. اين را در گزارشات خود دولت به روشني ميتوان ديد. در سال ۸۷ غضنفر ميرزابيگي ميگويد: هم اکنون ۱۱۱ هزار تخت بيمارستاني در کشور فعال است اما تعداد پرستاران شاغل از ۱۰۰ هزار نفر فراتر نرفته است. و به گفته او  هم اکنون نه دهم پرستار به ازاي هر تخت بيمارستاني مشغول به کار است! البته او همانجا سطح نازل دستمزد پرستاران زن را با عنوان اينكه اغلب زنان پرستار از تحصيلات بالا برخوردارند و معمولاً با مرداني برخوردار از رفاه اجتماعي ازدواج مي کنند، به شيوه اي كثيف توجيه ميكند و اوج گنديدگي تفكر آخوندي و ارتجاعي خود را به نمايش ميگذارد.

چند سال پيش گزارشي حاكي از اين بود كه  در ايران تنها ١٠٠ هزار پرستار اشتغال به کار دارند. و ٣٥ درصد پست هاى پرستارى خالى است و باقى پرستاران در دو تا سه شيفت و با اضافه کارى اجبارى کار ميکنند. معناى عملى اين سياست درجه بالاى فشار کار بر دوش اين بخش از جامعه از يکسو و ارائه استاندارد پايينى از خدمات درمانى به جامعه از سوى ديگر است.

از همين رو يک خواست فورى پرستاران کاهش فشار کار و کاهش ساعت کار است. موضوعي كه بارها براي آن اعتراض كرده اند.  بويژه عدم وجود  نيروى کافى در اين بخش و سطح پايين استاندارد درمانى در بيمارستانها باعث فشار مستقيم به بيماران و پرستاران هر دوست. اين وضعيت بر شرايط ناگوار كار پرستاران و درگيري آنان با مراجعين افزوده است. نكته ديگر اينكه پرستاران بدون تامين و امکانات لازم هر روزه در معرض ابتلا به بيماريهاى مسرى قرار دارند و خود اين وضعيت سلامت پرستاران و ديگر بيماران را نيز به خطر انداخته است. بطور خلاصه، سطح پايين حقوق و دستمزدها، ساعات طولانى کار و فشار کار، ناامنى شغلى و بيکارسازيها، سختى شرايط کارى، همه و همه باعث فشار جدى بر روى پرستاران و بيماران شده و اعتراضات وسيع و بحقى را در ميان پرستاران دامن زده است.

 

پرستاران بخشي از جامعه هستند كه همواره به وضعيت كاري خود معترض بوده و ما شاهد چندين دوره اعتراضات گسترده و سراسري آنها بوده ايم. در متن اين شرايط است كه خبر از دور جديدي از اعتراضات پرستاران است. موج جديد اعتراضات پرستاران در شرايطي است كه جامعه در التهاب مبارزه ميسوزد و يكسال پر جنب و جوش از اعتراض و مبارزه را پشت سر گذاشته ايم و خيزش انقلابي مردم ميرود تا در اشكال ديگر از جمله اعتصابات سراسري قد علم كند. زمزمه هاي اعتراض در ميان پرستاران در شرايطي بالا گرفته است، كه ما عينا همين وضعيت را در ميان معلمان و كارگران و بخش هاي مختلف جامعه شاهديم. عليرغم تلاش و تقلاي نهادهايي مثل “سازمان نظام پرستاري” براي جلوگيري از گسترش اعتراضات بايد به استقبال اين مبارزات برويم. پرستاران نبايد اجازه دهند كه نظام پرستاري و مرتجعيني چون غضنفري و امثال آنها سوار موج اعتراض آنها شوند. خواستهاي خود را رساتر از هر وقت اعلام كنند. اعلام كنند  كه دستمزد ما پرستاران در گام اول بايد يك ميليون تومان باشد. اعلام كنند كه ٢٣ هزار پرستاري كه سالهاست در صف انتظار براي استخدامشان هستند، فورا بايد به كار اشتغال يابند و ساعت كار پرستاران كاهش يابد و اضافه كاري هاي اجباري برداشته شود. اعلام كنند ما خواهان تامين تسهيلات لازم براي تامين مسكن هستيم. بايد بر ده خواست فوري خود تاكيد كنيم و بر حق داشتن تشكل و تجمع و اعتصاب تاكيد كنيم. اجتماعات منظم خود را برپا كنيم و در آن نمايندگان واقعي خود را برگزينيم و از طريق تجمعاتمان و مبارزاتمان و اعتصابات اخطاري خود خواستهاي خود را پيگيري كنيم. با سازمان دادن نيرويمان و با جلب حمايت جامعه در تدارك اعتصابات سراسري باشيم. شروع اعتصابات سراسري از هر بخش از جامعه بدون شك شعله اش كل جامعه را ميگيرد. زمينه گسترش اعتراضات بيش از هر وقت فراهم است. خود را براي دور جديد مبارزاتمان آماده كنيم. پرستاران مثل همه كارگران و مردم حق دارند از شرايط زندگي انساني برخوردار باشند. حق دارند عميقا از شرايط برده وار كار خود خشمگين باشند. و حق دارند و ميتوانند گسترده تر از سال ۸۳ دست به اعتصاب و اعتراض بزنند

انترناسيونال ٣٦١، ٢٢ مرداد ٨٩ .*

؛

 

در حاشيه رويدادها

معلمان خواهان آزادي فوري همکاران خود هستند

معلمان بدنبال اعتصاب سراسري خود در ارديبهشت ماه اعلام داشتند که به اعتراضات خود ادامه خواهند داد و تجمع بعدي آنها در ١٤ مرداد ماه خواهد بود و اگر جمهوري اسلامي به خواستهايشان پاسخي ندهد کماکان اعتراضاتشان را ادامه خواهند داد. روز ٢٠ تيرماه بود که دو نفر از مسئولين کانون صنفي معلمان بنام محمود بهشتي لنگرودي دبير و علي اصغر ذاتي سخنگوي اين کانون توسط نيروهاي جمهوري اسلامي دستگير شدند و به بازداشتگاه نامعلومي منتقل شدند. اما اين حرکت جمهوري اسلامي با اعتراض فوري معلمان روبرو شد. روز بعد از دستگيري اين دو نفر جمعي از معلمان جمع شدند و اعلام داشتند که اگر دو همکار آنها از زندان آزاد نشوند، در مقابل مجلس تجمع خواهند داشت. اما از سوي حاجي بابايي يکي از نمايندگان مجلس به آنها قول داده شد که خواستشان مورد پيگيري قرار خواهد گرفت. در ادامه اين اعتراضات بود که روز ٢٨ تير ماه دوباره ١٠٠ نفر از نمايندگان کانون صنفي معلمان از شهر هاي مختلف ايران در مقابل مجلس جمع شدند و خواهان آزادي محمود بهشتي و علي اصغر ذاتي شدند. در اين روز دوباره حاجي بابايي نماينده همدان به ميان معلمان آمد، براي آنان سخنراني کرد و به آنها نسبت به عواقب جمع شدنها و تحصن کردنهايشان هشدار داد. اما اين سخنان با اعتراض معلمان روبرو شد. معلمان شعار ميدادند: تا حق خود نگيريم آرام نمينشينيم. معلمان تاکيد کردند که تا وقتي دو همکار آنها از زندان آزاد نشوند و تا وقتي به ديگر خواستهايشان پاسخي داده نشود دست از اعتراض و مبارزه بر نخواهند داشت و به تجمعاتشان ادامه خواهند داد. در ادامه اين مبارزات روز ٢٩ تير ماه دوباره ٤٠ نفر از معلمان در مقابل مجلس با در دست داشتن پلاکاردهاي قرمزي که روي آن نوشته شده بود که خواهان آزادي همکاران خود از زندان هستند، تجمع کردند و بر خواست خود پافشاري کردند. اعتراض معلمان همچنان ادامه دارد.

Read more of this post

از اعتراضات برحق پرستاران حمايت کنيد

روز ٣١ خرداد جمعي از پرستاران از بيمارستانهاي تهران و شهرهاي حومه تهران از ساعت ٩ صبح تا ٣٠/١١ ظهر بنا به قرار قبلي و عليرغم مخالفت استانداري در اعتراض به عدم پاسخگويي دولت به خواستهايشان در مقابل ساختمان سازمان مديريت و برنامه ريزي دست به تحصن زدند. در اين تجمع اعتراضي بيش از ١٥٠ پرستار شرکت داشتند. پرستاران با دادن شعار و بلند کردن پلاکارد بر خواستهايشان پافشاري کردند. بر روي پلاکاردهاي پرستاران خواستهائي از جمله خواستهاي رفع تبعيض، افزايش حقوقها، پذيرش شغل پرستاري بعنوان شغلي سخت و زيان اور و کاهش ساعت کار نوشته شده بود. همچنين در اين روز در بيش از ٢٠ بيمارستان در تهران پرستاران از ساعت ٨ تا ٩ صبح در مقابل دفاتر رياست بيمارستان دست به تجمعات اعتراضي زدند و خواستهاي خود را پيگيري کردند. در اين روز بزرگترين تجمع اعتراضي در بيمارستان خميني صورت گرفت که ٥٠٠ پرستار دست به تحصن زدند و اين تجمع در روز ١ تيرماه نيز ادامه داشت.

پرستاران اعلام کرده اند که در صورت عدم پاسخگويي مسئولان به خواستهايشان به افکار عمومي مراجعه خواهند کرد و دست به حرکتي سراسري و گسترده خواهند زد.

Read more of this post